بسم الله
 
EN

بازدیدها: 913

رابطه حجاب با اصل آزادي-قسمت دوم

  1390/11/30
خلاصه: رابطه حجاب با اصل آزادي-قسمت دوم
رابطه حجاب و آزادي
طرفداران برهنگي و کشف حجاب، براي عدم پذيرش حجاب، دست به توجيه و استدلال مي زنند و اشکالاتي مطرح کرده اند که موجب ترديدهايي گشته است که به طرح چند نمونه مي پردازيم:
1ـ برخي مي گويند انسان چه زن و چه مرد، آزاد آفريده شده و آزادي، مفهوم مقدسي است که همگان طرفدار آنند، ولي حجاب و پوشش اسلامي، دست و پا گير بوده و زنان را منزوي و پرده نشين کرده، در نتيجه از مواهب آزادي محروم بوده اند. مي گويند: خداوند در نهاد بشر غرايز بسياري از جمله «غريزه جنسي» نهاده است، که نبايد آنها را سرکوب کرد، بلکه بايد با کمال آزادي، اين غرايز را اشباع نمود و گر نه موجب عقده و بيماري هاي رواني در افراد مي شود.
ولي روشن است هر چيزي داراي حدي است. آيا انسان آزاد است که غذاي مسموم بخورد يا نصف شب طبل بزند و همسايه ها را بيدار نمايد؟.
قطعا آزادي داراي حد و مرز است. آزادي اي مقدس است که موجب ضرر و زيان و سلب آزادي و آسايش ديگران نشود.
2ـ مي گويند: زنان نيمي از جامعه هستند و بايد دوش به دوش مردان به کارهاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و ... بپردازند. صحيح نيست که جامعه را از نيمي از نيروي انساني خود محروم کرده و آنها را به انزوا کشيد. حجاب عامل مهمي براي به انزوا کشيدن زناني است که نيمي از جامعه را تشکيل مي دهند. حجاب دست و پا گير بوده و زنان را از فعاليت هاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي و ... باز مي دارد.
درست است که زنان نيمي از اعضاي فعال جامعه هستند و بايد در تمام صحنه ها تلاش داشته باشند، ولي پوشش اسلامي (حجاب) در حدي که آنان را از تلاش در صحنه هاي کار و فعاليت باز دارد، دست و پا گير نيست، زيرا حجاب به معني پرده نشيني نيست بلکه به معني پوشش معقول است.
زن مي تواند با لباس هاي بلند و پوشش کامل اسلامي به تلاش براي زندگي بهتر بپردازد و در مواردي که چادر لباس برتر و پوشش عالي تر است در صحنه ظاهر شود.
3ـ مي گويند: حجاب و پوشش زن، موجب فاصله انداختن ميان زن و مرد شده، مردان را به زنان حريص تر مي کند و آتش تمايلات آنها را شعله ورتر مي کند چرا که «الانسانُ حريصٌ علي ما مُنِعَ؛ انسان نسبت به چيزي که از آن ممنوع شده، حريص است.»
اين اشکال، نوعي مغالطه است، چون پوشش در اسلام به معني محروميت زن و مرد از اشباع غريزه از راه صحيح نيست تا موجب عطش بيشتر و ناهنجاري گردد. اگر آنچه که اسلام در مورد آسان گيري در ازدواج فرموده، اجرا شود، غريزه از راه صحيح اشباع شده و اشکالي پديد نمي آيد.
علل گسترش بدحجابي
چرا بدحجابي در جامعه گسترش يافته است؟! علل آن چيست و چگونه مي توان با آن مبارزه نمود؟
1ـ تلاش استعمار در مبارزه با پوشش اسلامي:
حجاب، هويت و شخصيت زن مسلمان مي باشد. حجاب جلوي فساد و فسادانديشي را مي گيرد. زدودن حجاب از زن، با هدف هويت زدايي از زن مسلمان است، تا زن بيشتر در خدمت آمال و آرزوها و اهداف و هوس هاي سلطه جويان قرار گيرد. مبلّغان
و بانيان بي حجابي در ايران، در اين مورد معتقدند:
«در مسئله بي حجابي زنان بايد کوشش فوق العاده به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بي حجابي و رها کردن چادر، مشتاق شوند.
بايد به استناد شواهد و دلايل تاريخي ثابت کنيم که پوشيدگي زن از دوران بني عباس متداول شده و مطلقا سنت اسلام نيست ...».
سپس تأکيد مي کند که پس از زوال حجاب، مأموران جوانان را به سوي روابط ناپسند با زنان غير مسلمان سوق دهند و آنان نيز بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقليد کنند.(5)
طرح عمومي کشف حجاب در کشورهاي اسلامي و حضور خانواده هاي رؤساي وابسته به نظام هاي استکباري به صورت نيمه عريان و استفاده از مدهاي گوناگون و نمايش در انظار، نمونه اي از تلاش استعمار جهت پوشش زدايي براي رسيدن به اهداف يادشده بود.
امام خميني(ره) به انگيزه هاي استعمارگران و کشف اين توطئه اشاره دارد، آنجا که مي نويسد:
«ما مي دانيم که اين سخنان براي کساني که با خيانتکاري و شهوت پرستي و آواز و نواز و رقص و هزار جور مظاهر فسوق و بي عفتي بار آمدند خيلي گران است.
البته آنان که تمدن و تعالي مملکت را به لُخت شدن زن ها در خيابان ها مي دانند و به گفته بي خردانه خودشان با کشف حجاب، نصف جمعيت مملکت کارگر مي شود، حاضر نيستند مملکت با طرز معقولانه و در زير قانون خدا عمل و اداره شود.
آنهايي که اين قدر قوه تميز ندارند که کلاه لگني را که پس مانده درندگان اروپاست، ترقي کشور مي دانند، با آنها ما حرفي نداريم که آنها از ما سخن خردمندانه را بپذيرند و عقل و هوش و حس آنها را اجانب دزديده اند ...».(6)
اما بر خلاف تلاش هاي مذبوحانه استعمار، زناني در سايه پوشش و عفاف به صحنه اجتماع آمدند تا با ستمگران مبارزه کنند، از جمله:
«زينب پاشا، فرزند شيخ سليمان، دهقان بي چيز، رهبر زنان تبريز، گروهي داشت با اسلحه هاي سرد و گرم در مجامع حاضر مي شدند و مردم را به مبارزه تشويق مي کرد. يک بار به جمع مردان گفت:
اگر شما مردان جرئت نداريد جزاي ستم پيشگان را کف دست شان بگذاريد، اگر مي ترسيد که دست غارتگران و دزدان را از مال و ناموس و وطن خود کوتاه کنيد، چادر زنان را سرتان کنيد و در کنج خانه بنشينيد و دم از مردي و مردانگي نزنيد. ما جاي شما با استکبار مي جنگيم.»(7)





نويسنده:فاطمه سادات باقي پور





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان