بسم الله
 
EN

بازدیدها: 952

برابري يا عدم برابري ديه زن و مرد-قسمت دوم

  1390/11/27
خلاصه: برابري يا عدم برابري ديه زن و مرد-قسمت دوم
درآمد:


قرآن کريم کشتن يک انسان را کشتن تمامى انسان ها مى داند و پيامبرخدا(صلى الله عليه وآله) هم فرمودند :
کسى که در کشتن آدمى، گرچه با سخنى، مشارکت کند، از رحمت الهى مايوس باشد.
بر اين پايه، تحريم قتل نفس و تعيين عقوبت هاى اخروى و نيز کيفرهاى دنيوى، هدفى جز بازدارندگى و جلوگيرى از اين رفتار شنيع ندارند.
اگر قتل نفس از روى عمد باشد، حکم آن قصاص است؛ مگر آنکه خانواده مقتول از قصاص صرف نظر کنند، يا به دريافت ديه رضايت دهند.
شارع در قتل خطايى يا شبه عمد به قصاصْ فرمان نداده و حکم به پرداخت خون بها در حق خانواده مقتول نموده است؛ البته قرآن کريم، در قتل خطايى، علاوه بر پرداخت ديه، قاتل را به آزاد کردن يک بنده مومن فرمان داده است:
(وَ مَن قَتَلَ مُوْمِنًا خَطَـًا فَتَحْرِيرُ رَقَبَه مُّوْمِنَه وَدِيَهٌ مُّسَلَّمَهٌ اِلَى اَهْلِهِى اِلاَّ اَن يَصَّدَّقُوا)؛ و هر کس مومنى را به اشتباه کشت، بايد بنده مومنى را آزاد کرده و به خانواده او خون بها پرداخت کند؛ مگر اينکه آنان گذشت کنند.
يکى از پرسش هاى جدى در فقه اسلامى، در موضوع ديه، نابرابرى ديه زن و مرد و مسلمان و غير مسلمان است. مشهور فقيهان، بلکه مى توان گفت که تمامى فقهاى مسلمان، جز تعدادى اندک، بر اين عقيده اند که ديه زن، نصف ديه مرد است، گرچه در مقدار آن ميان فقيهان شيعه و اهل سنت اختلاف است؛ و در جراحت ها نيز بر اين باورند که زن و مرد، تا يک سوم ديه، برابرند و بيش از آن، ديه زن نصف مى شود .
به عقيده ما رواياتى که در مقام بيان ديه و مقدار آن برآمده اند، بر برابرى خون بها دلالت دارند . در قرآن کريم نيز شاهد و گواهى بر نابرابرى وجود ندارد، بلکه اصول و قواعد کلى اسلامى نيز بر برابرى گواهى مى دهند.
بر آنيم تا از اين راى دفاع کرده و ديدگاه مشهور را مورد نقد و بررسى قرار دهيم.
اين مهم در دو فصل عرضه مى گردد:
فصل يکم. برابرى ديه زن و مرد، مسلمان و غيرمسلمان؛
فصل دوم. نقد و بررسى ديدگاه نابرابرى ديه زن و مرد؛
فصل يکم، برابرى ديه زن و مرد


قرآن کريم در باره مقدار ديه زن و مرد، مسلمان و غير مسلمان ساکت است و آنچه مى تواند مستند و مدرک براى تعيين اندازه ديه آنها قرار گيرد، اصول و قواعد کلى اسلامى، روايات خاص و اجماع است.
در کتب فقهى، به استناد روايات خاص و اجماع، بر نابرابرى ديه زن و مرد، مسلمان و غير مسلمان تاکيد شده است.
اين دو دليل در فصل دوم ، مورد نقد و بررسى قرار مى گيرد. ادعاى ما اين است که ادله اى که بر اصل تشريع ديه دلالت دارند، و نيز اصول و قواعد کلى اسلامى، بر برابرى ديه زن و مرد، مسلمان و غير مسلمان دلالت مى کنند، که در اين فصل، به بررسى اين دو دليل مى پردازيم:
روايات تشريع ديه


قرآن کريم در يک آيه بر اصل تشريع ديه دلالت دارد ولى نسبت به مقدار آن ساکت است:
(وَمَا کَانَ لِمُوْمِن اَن يَقْتُلَ مُوْمِنًا اِلاَّ خَطَـًا وَ مَن قَتَلَ مُوْمِنًا خَطَـًا فَتَحْرِيرُ رَقَبَه مُّوْمِنَه وَدِيَهٌ مُّسَلَّمَهٌ اِلَى اَهْلِهِى اِلاَّ اَن يَصَّدَّقُواْ فَاِن کَانَ مِن قَوْم عَدُوّ لَّکُمْ وَهُوَ مُوْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَه مُّوْمِنَه وَاِن کَانَ مِن قَوْمِم بَيْنَکُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَـقٌ فَدِيَهٌ مُّسَلَّمَهٌ اِلَى اَهْلِهِى وَتَحْرِيرُ رَقَبَه مُّوْمِنَه فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَهً مِّنَ اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَکِيمًا)؛
و هيچ مومنى را نَسِزَد که مومنى را ـ جز به اشتباه ـ بکشد، و هر کس مومنى را به اشتباه کشت، بايد بنده مومنى را آزاد و به خانواده او خون بها پرداخت کند؛ مگر اينکه آنان گذشت کنند، و اگر ] مقتول [از گروهى است که دشمنان شمايند و ] خود [وى مومن است، ] قاتل [بايد بنده مومنى را آزاد کند ] و پرداخت خون بها به خانواده او لازم نيست [و اگر ] مقتول [از گروهى است که ميان شما و ميان آنان پيمانى است، بايد به خانواده وى خون بها پرداخت نمايد و بنده مومنى را آزاد کند، و هر کس ] بنده [نيافت، بايد دو ماه پياپى ـ به عنوان توبه اى از جانب خدا ـ روزه بدارد، و خدا همواره داناى سنجيده کار است.
اين آيه گرچه از بيان مقدار ديه ساکت است، ولى هيچ گونه تفاوتى ميان قتل انسان مومن و کسى که خونش احترام دارد، نمى گذارد.
صاحب تفسير المنار مى‏گويد: در اين آيه نه ميزان ديه تعيين شده و نه تفاوت بين زن و مرد از لحاظ مقدار ديه ذکر شده است، البته لفظ به کار رفته در مورد مقتول به صورت مذکر «و من قتل مومنا» ، به طور مطلق و نکره آمده است و در اينگونه خطابات اگر لفظ مذکر هم به کار رفته باشد منظور فقط جنس مذکر نيست و مذکر و مونث را شامل مى‏شود مگر اينکه قرينه خاصى دلالت ‏بر اين اختصاص نمايد و با توجه به آن معين گردد که خطاب به مرد اختصاص دارد و نيز ظاهر آيه دلالت ‏بر اين دارد که آن مقدار ديه که خانواده مقتول را راضى کند کافى است.
رواياتى که در مقام بيان ديه و مقدار آن مى باشند، بر برابرى در مقدار ديه زن و مرد، مسلمان و غير مسلمان دلالت روشن دارند و در آنها تبعيض و تفاوتى ديده نمى شود. اين روايت ها را شيخ حر عاملى در ابتداى کتاب الديات از کتاب وسائل الشيعه آورده است. تعداد اين روايت ها چهارده حديث است و در ميان آنها روايت هاى معتبر نيز بسيار است. برخى از اين روايات از اين قراراند:
1. محمّد بن يعقوب، عن عليِّ بن ابراهيم، عن ابيه و عن محمّد بن يحيى، عن احمد بن محمّد جميعاً، عن ابن محبوب، عن عبدالرّحمن بن الحجّاج، قال: سمعت ابن ابي ليلى يقول: «کانت الدِّيه في الجاهليّه مئهً من الابل فاقرّها رسول اللّه(صلى الله عليه وآله)، ثمّ انّه فرض على اهل البقر مئتي بقره و فرض على اهل الشّاه الف شاه ثنيّه، و على اهل الذّهب الف دينار، و على اهل الورق عشره آلاف درهم و على اهل اليمن الحلل مئتي حلّه»؛
عبدالرحمن بن حجاج مى گويد: شنيدم که ابن ابى ليلى مى گفت: «ديه در دوران جاهليت يکصد شتر بود. رسول خدا(صلى الله عليه وآله)همان را امضا کرد. سپس بر گاوداران، دويست گاو، و بر گوسفندداران، يکصد گوسفند، و بر صاحبان طلا، هزار دينار و بر صاحبان درهم، ده هزار درهم و بر مردمان يمن، دويست حُله]قطعه پارچه[مقرّر کرد».
2. محمّد بن عليِّ بن الحسين باسناده، عن حمّاد بن عمرو، و انس بن محمّد، عن ابيه، عن جعفر بن محمّد، عن آبائه في وصيّه النّبيِّ(صلى الله عليه وآله)لعليّ(صلى الله عليه وآله)قال: يا عليُّ! انّ عبدالمطّلب سنّ في الجاهليّه خمس سنن اجراها اللّه له في الاسلام، الى ان قال: و سنّ في القتل مئهً من الابل فاجرى اللّه ذلک في الاسلام؛
اين روايت صحيحه است و مشايخ ثلاثه آن را نقل کرده اند.
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در سفارش خود به امام على(عليه السلام)فرمودند: اى على، به راستى که عبدالمطلب پنج سنت را در دوران جاهليت بنا نهاد که خداوندْ آنها را در دوران اسلام نيز اجرا کرد... عبدالمطلب براى قتل، يکصد شتر مقرّر کرد و خداوند هم همان را در دوران اسلام جارى ساخت.
اصول و قواعد کلى اسلامى


علاوه بر اين روايات ـ که بر برابرى ديه دلالت دارند ـ مى توان آيات و رواياتى را نيز که بر برابرى انسان ها در شخصيت و استعداد و ديگر ويژگى هاى انسانى دلالت دارند، گواه و شاهد گرفت. به تعبير ديگر، مى توان گفت که اصول و قواعد اوليه اسلامى نيز بر برابرى دلالت مى نمايند. برخى از آيات و روايات بدين شرح اند.
قرآن کريم همه آدميان را فرزندان آدم و حوا مى داند، و ميان آنان در مبدا آفرينش و استعدادهاى انسانى، فرقى نمى گذارد:
(يَـاَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِى خَلَقَکُم مِّن نَّفْس وَ حِدَه وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِيرًا وَنِسَآءً واتقوا اللّه الذى تساءَلون به)؛ اى مردم، از پروردگارتان ـ که شما را از «نفس واحدى» آفريد و جفتش را [نيز ]از او آفريد، و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراکنده کرد ـ پروا داريد؛ و از خدايى که به [نام] او از همديگر درخواست مى کنيد، پروا نماييد.
و در آيه اى ديگر، مايه برترى آدميان را تقوا بر مى شمرد:
(يَـاَيُّهَا النَّاسُ اِنَّا خَلَقْنَـکُم مِّن ذَکَر وَ اُنثَى وَ جَعَلْنَـکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَآلـِلَ لِتَعَارَفُواْ اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ اَتْقَـلـکُمْ)؛ اى مردم، ما شما را از مرد و زن آفريديم، و شما را ملتْ ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يکديگر شناسايى متقابل حاصل کنيد. درحقيقت، ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست.
و نيز مى توان به اين روايت ها اشاره کرد:
رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرمودند: ايها النّاس! انّ ربّکم واحد، وانّ اباکم واحد، کلّکم لآدم، وآدم من تراب، انّ اکرمکم عندالله اتقاکم، و ليس لعربى على عجمى فضل الاّ بالتقوى؛ اى مردم، به راستى که پروردگارتان يکى است، پدرتان يکى است. همه شما فرزند آدم هستيد و آدم از خاک است. به راستى که ارجمندترين شما، نزد خداوند، پرهيزگارترين شماست. هيچ عربى را بر غير عربْ برترى نيست، جز به پرهيزگارى.
رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرمودند: النّاس سواء کاسنان المشط؛ مردم مانند دندانه هاى شانه برابرند.
و نيز رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرمودند: فالنّاس اليوم کلّهم ابيضهم واسودهم وقرشيهم وعربيهم وعجميهم من آدم، وانّ آدم (عليه السلام)خلقه الله من طين وانّ احبّ النّاس الى الله عزّوجلّ يوم القيامه اطوعهم له واتقاهم؛ امروز تمامى مردم ]در پرتو آيين اسلام[، سفيد و سياه، قرشى و عرب و عجم از آدم زاده شده اند، و به راستى که خداوند آدم را از خاک آفريد؛ و دوست داشتنى ترينِ مردم، نزد خداوند ـ عزّ و جلّ ـ در روز قيامت، مطيع ترين و پارساترين آنهاست.
و نيز رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرمودند: انّ النّاس من آدم الى يومنا هذا مثل اسنان المشط، لافضل للعربى على العجمى ولا للاحمر على الاسود الاّ بالتقوى؛ به راستى که همه مردم، تا اين روزگار ما، از آدم اند ]و برابرند[؛ مانند دندانه هاى شانه؛ عرب را بر غير عرب و سرخ گونه را بر سياه فضيلتى نيست، مگر در سايه پارسايى.
و نيز امام على(عليه السلام) فرمودند: النّاس الى آدم شرع سواء؛ مردمان تا آدم همه برابرند.
خلاصه آن که روايات دال بر اصل ديه و مقدار آن، به انضمام اصول و قواعد کلّى اخذ شده از آيات و روايات، برابرى ديه زن و مرد، مسلمان و غير مسلمان را تثبيت مى کنند.
براى تکميل اين نظريه، بايد راى مشهور فقيهان و مستند آنها مورد نقد و بررسى قرار گيرد، که فصل دوم بدان اختصاص دارد.





نويسنده :سيد عليرضا ناصريان





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان