بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,006

سهم زنان در مديريت کانون هاي وکلاء

  1390/11/20
خلاصه: سهم زنان در مديريت کانون هاي وکلاء
پنجشنبه، هفدهم آذر ماه سال جاري ، مهلت نام نويسي داوطلبين شرکت درانتخابات هيئت مديره-ي کانون وکلاي دادگستري مرکز به پايان رسيد و سرانجام پس از اتمام اين مهلت، ليست نهايي داوطلبين مشخص گشت .
البته بر خلاف ميل وکلاي دادگستري ، درسالهاي اخير همواره اين قبيل ليست ها پس از ورود به دادگاه عالي انتظامي قضات و پس از طي شدن زماني نسبتاً‌ طولاني، در هنگام خروج ،تغييرات فاحشي را به خود مي بيند و سخن از ليست نهايي درحال حاضر ، کمي عجولانه و شتابزده به نظرميرسد .

درهمين مجال ، آرزو مي¬نمايم تا دادگاه عالي انتظامي قضات درسال جاري با سعه¬ي صدر و افقي گشوده به موضوع صلاحيت ها بنگرد و تمامي کانديداهاي محترم عضويت درهيئت مديره¬ي کانون وکلاي دادگستري مرکز را ذي صلاح معرفي نمايد ، چراکه به راستي هر وکيل دادگستري براي اداره نهادي که خود در شکل گيري و ادامه¬ي حيات آن نقش داشته ، ذي صلاح است .
پس از ذکر مقدمه¬ي فوق وارد بحث اصلي نوشتار کنوني مي¬شويم. دغدغه¬ي اصلي اين نوشتار، نابرابري جنسيتي درمديريت کانون هاي وکلاي دادگستري ايران ، به صورت عام و کانون وکلاي دادگستري مرکز ، به صورت خاص مي باشد .

با توجه به اينکه تجربه¬ي نگارنده در حرفه مقدس وکالت ، محدود به يک دهه بوده ، قطعاً‌ قادر نخواهد بود تا به صورت دقيق درخصوص سهم زنان درمديريت کانون هاي وکلا در گذشته مطلبي بنگارد امّا براساس شنيده هاي خود از بزرگان عرصه¬ي وکالت ، بايد اين نکته را ياد آور شود که ، در گذشته نيز هم چون حال ، زنان سهم چشمگيري در مديريت اين نهاد مدرن و پيشرو نداشتند .
درعين حال اگر بخواهيم به يک دهه ي اخير نگاهي بيندازيم، بايد متذکر شويم که متاسفانه ميزان حضور زنان در هيئت مديره ي کانون هاي وکلاي کشور، مايوس کننده بوده و مي باشد .
با وجود اينکه در يک دهه ي اخير ،‌ به صورت چشمگير برتعداد زنان وکيل افزوده شده است و با توجه به اينکه در برخي از شهرهاي بزرگ ، نسبت زنان و مردان وکيل به يکديگر ، به سوي برابري کامل پيش مي رود ، اما ميزان حضور بانوان در سطوح بالاي مديريت کانون هاي وکلا ، بسيار ناچيز است .
تا جايي که نگارنده به خاطر دارد ، در يک دهه ي اخير ، در بهترين حالت ، هم زمان سه بانوي وکيل درهيئت مديره کانون وکلاي مرکز حضور داشتند . يعني از هجده کرسي ، سه کرسي به زنان اختصاص داشت .
اگر از کانون وکلاي مرکز بگذريم ، اين وضع درساير کانون ها به مراتب نا عادلانه تر بوده تا جايي که در بسياري از کانون هاي وکلا، اصلاً بانويي در هيئت مديره حضور نداشته و ندارد !
جداي از معضل عدم برابري ، در سالهاي اخير مشکل ديگري نيز گريبان گير زنان وکيل شده و آن اينکه ، سهم آنان از مديريت کانون وکلاي مرکز نه تنها در حال افزايش نبوده ، بلکه به شدت رو به کاهش نيز گذاشته است .
به عنوان مثال در دوره¬ي فعلي هيئت مديره که رو به اتمام است ، تنها يک بانوي وکيل ، يعني سرکار خانم بتول کيهاني ، عضو هيئت مديره ي کانون وکلاي مرکز شده است .
موضوعي¬که بيش از پيش نگران کننده است ، وجود يک تضاد آشکار درمورد حضور زنان درکانون وکلاست.يعني با عنايت به سير صعودي و پرشتاب تعداد وکلاء وکارآموزان زن در کانون وکلاي دادگستري مرکز درسنوات گذشته ، هم زمان تعداد بانوان عضو هيئت مديره دراين کانون به شدت رو به کاهش است . به طوري که نسبت زنان به مردان در هيئت مديره ي فعلي يک به هجده بوده ، در حاليکه درگذشته اين نسبت يک به شش بوده است .
آنچه کام زنان وکيل را تلخ تر از گذشته مي¬نمايد ، ليست مذکوري است که درتاريخ هفدهم آذرماه بسته شد و به راستي حزن انگيز بود، چرا که از مجموع ??? کانديد عضويت درهيئت مديره ي کانون وکلاي مرکز ، تنها نام ? زن ديده ميشود ! يعني ???مرد درکنار ? زن ! به عبارتي فقط ?/?% کانديداها را زنان تشکيل مي¬دهند !
نگران کننده تر اينکه از نُه بانوي محترمي که کانديد عضويت درهيئت مديره شده اند ، سه نفر ، شهرتي نداشته و طبيعتاً شانسي براي ورود به هيئت مديره را نيز ندارند .
از شش نفر باقيمانده نيز ، برخي ، با وجود بهره مندي از شهرت نسبي ، به نظر ميرسد شانس چنداني براي ورود به هيئت مديره نداشته باشند ، زيرا همگان ميدانيم که معمولاً ‌افرادي موفق به ورود به هيئت مديره¬ي کانون وکلاي مرکز مي شوند که در سطح بسيار وسيع و گسترده درميان همکاران خود شناخته شده باشند . نتيجتاً‌ دراين ميان ، شهرت نسبي افراد نميتواند کمک چنداني به آنان نمايد. بنابراين به نظرميرسد از جمع نُه بانوي کانديد شده ، تنها تعداد محدودي از آنان شانس ورود به هيئت مديره را داشته باشند و اين در صورتي است که عزيزان فوق الذکر بتوانند از گذرگاه دادگاه عالي انتظامي قضات نيز عبور نمايند .

با وجود اينکه نگارنده عميقاً‌ اميدوار است حداقل دو زن در هيئت مديره¬ي آتي حضور داشته باشند ، اما با کمال تاسف بايد اعلام نمايد که پيش بيني او از نسبت حضور زنان به مردان درهيئت مديره ي آتي ، به هيچ وجه خوشايند نيست و اين حال و روز کانون وکلاي مرکز است .کانوني که مقر آن در پايتخت کشور بوده ، يعني شهري که نماد مدرنيته درکل ايران مي باشد .دراين شرايط پيش بيني ميزان حضور زنان درساير کانون ها ، به خصوص درکانون هاي کوچک چندان دشوار نيست !
حال اگر در اين بستر زماني نگاهي به آن سوي مرزها بيندازيم ، بارديگر دچار يک تضاد آشکار مي- شويم .دراين قسمت به هيچ وجه قصد مقايسه ميان ايران و ممالک غربي را ندارم . بلکه ترجيح مي-دهم ايران را با همسايه شرقي اش مقايسه نمايم . يعني افغانستان .کشوري که پيشينه¬ي تاريخي و فرهنگي آن شباهت زيادي به ايران دارد و هم چون ايران در دوران معاصر تجربه¬ي جنگ را چشيده و پشت سرنهاده است .
درحال حاضر در افغانستان ، نسبت حضور زنان به مردان در پارلمان اين کشور يک به چهار است . يعني ??% کل کرسي هاي پارلمان در اختيار بانوان بوده و جالب تر اينکه بدانيم ، دراين کشور اسلامي ، يک زن به نام ( ماريا بشير) به مقام دادستاني کل ولايت مهم هِرات دست يافته است . لازم به يادآوري است که ولايت يا همان استان هِرات ،‌پس ازکابل ، دومين استان مهم در کشور افغانستان است و پست دادستاني کل اين استان ، يکي از بالاترين مناصب قضايي و حقوقي در کل کشور به حساب مي¬آيد .

همگان مي دانيم که براساس قوانين ايران ، شأن و جايگاه رئيس کانون وکلاي دادگستري مرکز، برابر با شأن و جايگاه دادستان¬کل کشور بوده و شأن روساي کانون هاي وکلاء در ساير استانها ، برابر شأن دادستان کل همان استانها مي باشد .
با توجه به اين موضوع که بين ساختار اداري و قضايي ايران و افغانستان در موارد متعددي شباهت وجود دارد ، ميتوان حدس زد که در افغانستان نيز همچون ايران ، شأن دادستان کل يک استان برابر با رئيس کانون وکلاي آن استان باشد . بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که درهمسايه¬ي شرقي ما که نمودارهاي توسعه¬ي انساني آن در اکثر موارد از ايران پايين تر است ، زنان درسيستم حقوقي و قضايي ، منزلتي برابر با رئيس کانون وکلاء پيدا مي کنند .اما در کشور ما ، بخش عظيمي از زنان وکيل ، حتي رغبت چنداني به کانديداتوري براي عضويت در هيئت مديره¬ي کانون هاي وکلاء نيز از خود نشان نمي دهند و به راستي دراين مقوله ، گلايه¬ي اصلي از خود زنان است و بس .

با وجود اينکه براي تک تک ? بانويي که کانديداتوري خويش را براي عضويت در هيئت مديره¬ي کانون وکلاي مرکز اعلام کرده اند ، احترامي عميق و قلبي قائل هستم و با ياد آوري اين نکته که برخي از اين بزرگواران از سروران و اساتيد بنده بوده و مي باشند ، بايد متذکر شوم که انتظار بسياري از بانوان وکيل و شخص نگارنده اين بود که حداقل يک سوم کانديداهاي عضويت درهيئت مديره را زنان تشکيل دهند . اما گويا اين انتظار با واقعيت هاي موجود فاصله زيادي داشته و بسياري از وکلاي پيش کسوت زن ، نسبت به انتخابات پيش رو ، از خود تمايل چنداني نشان نداده اند، که البته اين موضوع در نهايت به ضرر تمامي زنان وکيل تمام خواهد شد .
درپايان ، نوشتار حاضر را به بيت شعري از حافظ شيرازي مزيّن مي¬نماييم تا شِکوِه و شکايت ما از دوستان و يارانمان ، با زبان شعر ، قدري تلطيف شود .

ما زياران چَشم ياري داشتيم / خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم




نويسنده:سوده حامدتوسلي-وکيل پايه يک دادگستري و عضو هيئت علمي دانشگاه





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان