بسم الله
 
EN

بازدیدها: 908

جايگاه عفاف در قوانين و حقوق اجتماعي-قسمت دوم

  1390/11/20
خلاصه: جايگاه عفاف در قوانين و حقوق اجتماعي-قسمت دوم
مفهوم عدالت در آيات و کلام معصومين (ع)

از ديدگاه قرآن کريم عدالت اصلي است جهان گستر که در بطن خلقت شکل گرفته و در متن آن به وضوح ديده مي‌شود، شهود آن براي اهل نظر و بصيرت در عالم ملک، مشهود و در عالم ملکوت، مورد اعتراف مدبران امور عالم و حاملان عرش و فرش است؛ لذا مي‌فرمايد «شهد الله انه لا اله إلا هو و الملائکه و أولوا العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزيز الحکيم» (آل عمران، 17) و در غايتمندي فعل انسانها در مسير تحقق اين اصل مي‌فرمايد: «و السماء رفعها و وضع الميزان ألا تطغوا في الميزان و أقيموا الوزن بالقسط و لا تخسر الميزان» (رحمان 9-6) و در سوق زندگي انسان به سوي اهدافي عدالت جويانه مي‌فرمايد: «ما تري في خلق الرحمن من تفاوت فأرجع البصر هل تري من فطور». سپس چنين امر مي‌کند: «کونوا قوامين لله شهداء بالقسط و لا يجرمنکم شنآن قوم علي ألا تعدلوا اعدلوا هو أقرب للتقوي» (مائده، 7).

در تمامي اين آيات همسويي شريعت و طبيعت و تاکيد بر تحقق عدالت اجتماعي بر اساس انديشه توحيدي و تقواي عملي با بياني شيوا و دلنشين تبيين مي‌گردد. همان عدالتي که گمشده جوامع بشري است و به رغم شعارهاي توخالي مجامع بين‌المللي اثري از آن در ره‌آوردهاي عملي سردمداران نظامهاي نوين و مبلغان فرهنگ مدرنيته به چشم نمي‌خورد، افسوس و فغان از بيرنگي ايمان و معنويت و عشق به خوبيها و ارزشها پيوسته بلند است و به رغم تمامي اين مشکلات همواره در بوقهاي تبليغاتي جهان، نفي ديانت از عرصه زندگي اجتماعي و سياست مي‌شود.

آموزه‌هاي وحي، آمدن انبيا، ارسال رسل و انزال کتب را در راستاي تحقق عدالت اجتماعي معرفي مي‌کند و اعلاميه نجات بشر را بدست انسانهاي صالح با «ليقوم الناس بالقسط» تدوين و رمز نجات جوامع بشري را حاکميت انسانهاي شايسته ، موحد، عالم به حکم خدا، عادل و بدور از هر گونه هوي و هوس معرفي مي‌نمايد. به بشريت امي و منقطع از وحي و به بيراهه جاهليت اخري افتاده، نهيب مي‌زند که «لقد أرسلنا رسلنا بالبينات و أنزلنا معهم الکتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و أنزلنا الحديد فيه بأس شديد» (حديد، 25)؛ آيه به اين نکته اشاره مي‌کند که: ابزار اوليه مردان عدالت گستر در جهان، برهان بر پايه کتاب، حکمت و قرآن و برخاسته از عدالت و ميزان است. ولي اگر سردمداران زر و زور و تزوير در برابر کتاب و حکمت تسليم نشوند بايستي با ابزار ديگري با آنان مقابله نمود، پس در اين مسير مرداني بزرگ چون نوح، ابراهيم، موسي و عيسي و محمدR و همچنين علي(ع) و فرزندانش را براي کار آمدي و بيان جامعيت عملي فرهنگ وحي قرار مي‌دهد تا مفهوم عدالت را در عرصه تاريخ زمينيان ترسيم کنند.

بنابراين زيباترين کلمه در مفهوم عدل، کلام علي و زيباترين انسان هم در تحقق آن خود اوست. و اين خود رمز موفقيت و نفوذ تأثير کلام انسهانهايي است که قبل از سخن در عرصه کارزار زندگي مرد عمل بوده‌اند. حضرت مي‌فرمايد: «جعل الله العدل قواما للانام و تنزيها من المظالم و الاثام و تسنيه للاسلام» (ري شهري، ميزان الحکمه، ج 6، به نقل از غرر الحکم، ص78، ذيل کلمه عدل)؛ يعني قوام زندگي بشر در سايه عدالت است و خداوند عدالت را براي پاکسازي زمين از مظالم و گناهان و آسان سازي پذيرش اسلام قرار داده است. و نيز فرمود: «بالعدل تصلح الرعيه» (رسولي محلاتي، غررالحکم موضوعي، ج 2، ص 92) «شر الملوک من خالف العدل» (همان منبع) و فرمود: «دوله العادل من الواجبات» (همان منبع) .

بيان امام سجاد (ع) در خاستگاه حقوق

حديث جامعي معروف به «رساله حقوق» از امام سجاد(ع) نقل گرديده که در ابتداي اين حديث امام (ع) مرز انديشه‌هاي حقوقي را به دقت از هم تفکيک مي‌نمايد؛ حضرت مي‌فرمايد:

«اعلم رحمک الله أن لله عليک حقوقا محيطه بک في کل حرکه ترکتها او سکنه سکنتها او منزله نزلتها أو جارحه قلبتها أو اله تصرفت بها بعضها أکبر من بعض و أکبر حقوق الله عليک لا أوجبه لنفسه تبارک و تعالي.»(علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 74، ص 10؛ البحراني تحف العقول، ص‌291)؛ اي انسان – که خدا ترا رحمت کند – بدان همانا خدا نسبت به تو حقوقي دارد که تو را احاطه نموده است. و تو در حصر گسترده‌اي از حقوق قرار گرفته‌اي که در هر حرکتي يا سکوني يا جايگاهي که انتخاب مي‌کني و ابزاري که بکار مي‌گيري همه مستلزم حقوقي است که تو بايد آنها را رعايت نمايي. و تمامي شؤون زندگي تو پيچيده به پذيرش مسؤوليت و ايفاي حقوق است. اما بزرگترين اين حقوق، حق خداوند است. اين حق، اصل و ساير حقوق، فرع آن است.

نکته عمده ديگري که در فرهنگ اسلامي از يک تشخص خاص برخوردار است و بسياري از دنيامداران و قدرتهاي استکباري را به مقابله فراخوانده ، تفکيک سيستمي و نظام‌مندي در قانونگذاري و زنجيره‌اي بودن قوانين بهم پيوسته اسلام است؛ به طوري که هر حکم و قانون، حلقه‌اي از حلقه‌هاي بهم پيوسته است که در مقام تأثير و تأثر کاملاً بهم وابسته‌اند.
بنابراين بين حق و تکليف، ظاهر و باطن، ماده و معنا، دنيا و آخرت، طبيعت و شريعت نه تنها گسلي و فاصله‌اي نيست، بلکه وحدت رويه حاکم بر همه موجودات عالم و نظام طبيعت، وحدت مرام در نظام قانونگذاري و شريعت را مي‌طلبد.





نويسنده:عزت السادات ميرخاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان