بسم الله
 
EN

بازدیدها: 949

مروري بر کنوانسيون محو کليه اشکال تبعيض عليه زنان-قسمت اول

  1390/11/18
خلاصه: مروري بر کنوانسيون محو کليه اشکال تبعيض عليه زنان-قسمت اول
در طي 23 سال گذشته چهار کنفرانس جهاني مخصوص زنان از سوي سازمان ملل بر پا شده است که عبارتند از کنفرانس‏هاي مکزيکوسيتي (1975)، کپنهاک (1980)، نايروبي (1985) و پکن (1994).
در سال 1975، اولين کنفرانس جهاني زنان ـ که در مکزيکوسيتي تشکيل شد ـ از سازمان ملل خواست تا کشورها را متعهد به پذيرش و اجراي يک کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان بنمايد. بالاخره در سال 1979 م. «کنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان» توسط مجمع عمومي اعلام شد و از سوم سپتامبر 1981 م. به اجرا درآمد.
سازمان ملل سال‏هاي 1976 تا 1986 را دهه‏ي زن نام گذاشت و فعاليّت‏هاي گسترده‏اي در اين زمينه انجام داد.
کليّات کنواسيون محو کليّه‏ي اشکال تبعيض عليه زنان در 21 آذر ماه 1358 (18
دسامبر 1979) طيّ قطعنامه‏ي 180/34 تصويب شد و براي امضا و الحاق کشورها در اختيار نمايندگان آنان قرار گرفت. از تاريخ 12 شهريور 1360 (سوم دسامبر 1981) براي دولت‏هايي که به آن پيوسته‏اند، لازم الاجرا شد.
کنوانسيون مذکور مشتمل بر يک مقدمه، 30 ماده و در 6 بخش تنظيم شده است.
در بخش اوّل تا پنجم وظايف دولت‏ها در قبال مسأله‏ي برابري زن و مرد مطرح شده، در بخش پنجم و ششم به چگونگي الحاق دولت‏ها به آن و پي‏گيري و نظارت بر معاهده مي‏پردازد.
براساس گزارش منتشر شده در سال 1995 تاکنون 139 کشور کنوانسيون را تصويب کرده يا به آن ملحق شده‏اند و تعداد 7 کشور از جمله آمريکا و سوئيس فقط آن را امضا کرده‏اند امّا هنوز به تأييد مراجع قانوني نرسانده‏اند.
از مجموع کشورهاي اسلامي 29 کشور به آن ملحق شده‏اند. افغانستان فقط آن را امضا کرده است، از 21 کشور عربي تنها 8 کشور و از 17 کشور آفريقايي مسلمان 14 کشور به اين معاهده پيوسته‏اند.
از ميان کشورهاي اسلامي ملحق شده، 17 کشور به طور مطلق به معاهده ملتزم شده‏اند و برخي کشورها از جمله مصر، بنگلادش و عراق شرط کلّي موافقت با شريعت اسلامي آن را امضاء کرده‏اند و دو کشور ليبي و مالديو با شرط توافق با احکام اسلام و قوانين داخلي و تونس و ترکيه با شرط عدم تعارض با قوانين داخلي خود آن را پذيرفته‏اند.
تاکنون 22 کشور اسلامي از جمله عربستان، پاکستان، مالزي، فلسطين و نيجريه از امضاي اين معاهده خودداري کرده‏اند.
مجموعه‏ي دولت‏هايي که به صورت مشروط به اين معاهده ملحق شده‏اند، 43 کشور است که 14 کشور پس از مدتي حقّ شرط خود را نسبت به برخي از مواد پس گرفته‏اند.
ايران و کنوانسيون رفع تبعيض
سال پيروزي انقلاب اسلامي همزمان با تصويب «کنوانسيون محو کليّه‏ي اشکال تبعيض عليه زنان» بود و پس از آن نيز ايران اسلامي صحنه‏ي رويارويي نظامي با دشمنان اسلام بود، لذا زمينه‏ي مناسبي براي طرح آن فراهم نگرديد. امّا در دوران بازسازي، زمزمه‏ي الحاق به جامعه‏ي بين‏الملل و برخورداري از استانداردهاي بين‏المللي که بر اساس الگوهاي جهان غرب تنظيم شده است، از گوشه و کنار به گوش رسيد و افرادي که فريفته‏ي شعارهاي مطرح شده در اين معاهده شده بودند، پيشنهاد الحاق به آن را مطرح کردند و
خواهان رسيدن به الگوي جامع براساس
چرا کساني در زمينه‏ي زن يا در زمينه‏ي حقوق بشر، طوري حرف بزنند که گويي ما بايد سعي کنيم خودمان را به نقطه نظرهاي غرب نزديک و آشنا کنيم. آن‏ها اشتباه مي‏کنند. آن‏ها بايد نقطه نظرهاي خود را به ما نزديک کنند.
اين مسأله که زن‏ها بايد در صحنه‏هاي اجتماعي به همان تعداد کميّتي که مردها هستند، حضور داشته باشند، نکته‏اي منفي، فکري ابتدايي، بسيط و کودکانه است.
استانداردهاي غرب شدند. رهبر فرزانه‏ي انقلاب اسلامي ـ چشم باز و مغز متفکّر امّت اسلام ـ که به عمق توطئه‏ها به خوبي وقوف داشتند، در طي دو سه سال گذشته نکات مهمّي را در ارتباط با مسائل زنان مطرح نموده و انفعال در برابر نظريه‏هاي جهان غرب را به عنوان يک خطر گوشزد کردند:
«ديدگاه و نظر اسلام در مورد نقش زن در خانواده و اجتماع به مراتب بهتر و قوي‏تر از ادعاهاي غرب است. در برخي از موارد، کساني که به زبان از حقوق زن دفاع مي‏کنند، در دام اشتباهي مي‏افتند که به هيچ وجه به خير زنان نيست.»1
«کساني که قصد دفاع از حقوق زن را دارند بايد متوجّه باشند که نهادها و شاخصه‏هاي فرهنگ منحط غرب را مايه‏ي مبارزه‏ي خود قرار ندهند زيرا اولاً ناموفق است و ثانيا خداي متعال راضي نيست.»2
«دفاع از حقوق زنان مسلمان، نياز به
شعارها و شاخصه‏هاي فرهنگ غربي ندارد.»1
«دنياي غرب دينداري ملّت ايران را تعصب و تحجّر مي‏نامد و علاقمندي نظام اسلامي به مباني اخلاقي و انسانيّت را مخالفت با حقوق بشر قلمداد مي‏کند.»2
«اين مسأله که زن‏ها بايد در صحنه‏هاي اجتماعي به همان تعداد کميّتي که مردها هستند، حضور داشته باشند، نکته‏اي منفي، فکري ابتدايي، بسيط و کودکانه است.»3
«بزرگ‏ترين اشتباه اين است که ما در قضايايي که آن‏ها جنجال درست مي‏کنند، طوري حرف بزنيم که بخواهيم آن‏ها را راضي کنيم. اين، همان انفعال است. راجع به قضيه‏ي زن، جنجال درست مي‏کنند. راجع به حقوق بشر، جنجال درست مي‏کنند، راجع به مسأله‏ي دموکراسي، جنجال درست مي‏کنند... براي اين که طرف مقابل را دچار انفعال کنند.
اگر ما بيابيم، براي اين که آن‏ها را راضي کنيم، طوري درباره‏ي زن حرف بزنيم که با نظر اسلام، مخالف باشد، خطاست.
چرا کساني در زمينه‏ي زن يا در زمينه‏ي حقوق بشر، طوري حرف بزنند که گويي ما بايد سعي کنيم خودمان را به نقطه نظرهاي غرب نزديک و آشنا کنيم. آن‏ها اشتباه مي‏کنند. آن‏ها بايد نقطه نظرهاي خود را به ما نزديک کنند.».4





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان