بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,153

شرط مهريه بصورت عندالاستطاعه

  1390/11/18
خلاصه: شرط مهريه بصورت عندالاستطاعه
با نگاهي کلي بر سابقه رسيدگي به دعواي مهريه و ابزار قرار دادن مهريه بعنوان وسيله اي براي مجبور کردن مرد به طلاق و متزلزل کردن خانواده ها و بزندان افتادن جمع زيادي از جوانان که چه بسياري از آنها هنوز زندگي مشترک را شروع نکرده اند بسادگي ميتوان به دليل گنجاندن اين شرط در سند عقد پي برد .
مهريه در گذشته هاي دور بعنوان يک سنت مطرح بوده و شايد در مقابل قوانيني که همگي مردانه بوده اند و زنها را براي فعاليت اجتماعي و اشتغال در تنگنا قرار ميدادند وسيله اي بوده براي دفاع از حقوق زنان ، اين حق در گذشته بصورتي بوده که مردان در ابتداي زندگي آنرا از روي ميل پرداخت ميکردند براي گرفتن و دادن آن روشهاي عيني وجود داشته است. اگر بخواهيم مهريه را حقي متقابل (بعنوان يک هديه خوشايند نه همراه دعوا و درگيري)در مقابل حق همسري مرد درنظر بگيريم مطمئناً مهريه هاي امروزي هرگز چنين هدفي را دنبال نميکند .مهريه هاي سنگين امروزي در بهترين شکل خود به اسلحه اي دفاعي براي زنان در آمده است تا هر گاه از جانب همسر خود احساس خطر نمودند به اختيار با آن بتوانند مرد را در تنگنا قرار داده و احياناً طلاق بگيرند (کمتر پيش ميآيد که مهريه هاي سنگين بوسيله جوانان امروزي قابل پرداخت بوده تا تامين مالي را براي زنان در پي داشته باشد) .با نگاهي به نظراتي که مربوط به مدافعان حقوق زنان است متوجه ميشويم که اکثريت قريب به اتفاق اين جمعيت با اين مفهوم به مهريه توجه دارند .همچنين با بررسي سوابق پرونده هاي مهريه به خوبي به اين موضوع پي ميبريم که کارآئي مهريه از شکل سنتي خودش خارج شده است .
هنگامي که مهريه زنان ايراني از مقادير قابل پرداخت ابتدا با نيت 14 معصوم شروع شد و به 114 سوره قرآن و در اين اواخر به سالهاي تولد دختر متمايل شد نحوه نگرش به مهريه نيز با همين روند تغيير کرد .
با وجود شروط متعدد براي زنان که در سند عقد وجود دارد مشروط کردن مهريه به استطاعت مالي مرد بسيار جالب خواهد بود چرا که اگر يک خانم حاضر به پذيرش اين يک شرط نباشد همسر خود را به اين فکر فرو ميبرد که چرا شروط متعددي مثل نصف دارائي و وکالت در طلاق و طلاق عسر و حرجي و . . . را بايد بپذيرد .
از طرف ديگر کاملاً مشخص است که اگر مهريه عند المطالبه منظور نظر يک خانم باشد و همزمان مقدار آن نيز بالا باشد آنوقت مشخص است که در سر آن خانم ممکن است چه فکري وجود داشته باشد .
از طرف ديگر کاملاً بديهيست که شروط ضمن عقد اجباري نيست و مرد و زن در صورت معقولانه بودن مقدار مهريه ميتوانند آن شرط را امضا نکنند .
بنابر اين اين موضوع از اين جهت روشي براي تضييع حقوق خانمها محسوب نميشود .اما شايد مشکل آنجا چهره بنمايد که يک مرد بدون دليل و يا با دلايل واهي و از روي هوسراني قصد طلاق زن خود را داشته باشد که شايسته است قانون راهي را براي جلوگيري از سوء استفاده از اين شرايط در نظر بگيرد چرا که در گذشته حتي مهريه هم نميتوانست بخوبي از امنيت رواني و اجتماعي زنان در اين شرايط دفاع کند .
در کل از آنجا که مهريه هيچوقت نقش حمايتي مناسبي براي خانمها نداشته و ملاک خوشبختي هيچ خانواده اي نبوده است و از طرف ديگر خود مهريه و زياد بودن آن عاملي براي متزلزل شدن بنيان خانواده ها شده است و از طرف ديگر استفاده از مهريه اهرمي براي به کرسي نشاندن حرف بعضي خانمها شده که فشار زيادي را به دستگاه قضائي و دادگاهها وارد ميکند .





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان