بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,477

بررسي نقش خانواده با تکيه بر نظم در خانواده-قسمت هجدهم

  1390/11/14
خلاصه: بررسي نقش خانواده با تکيه بر نظم در خانواده-قسمت هجدهم
فرضيه هاي اصلي تحقيق را مي توان به وسيله نمودار ترسيم کرد، که در ذيل تحت عنوان الگوي علّي بزهکاري به آن اشاره مي کنيم.
3-3- الگوي علّي بزهکاري.
مدل فوق با توجه به مطالب و فرضيه هاي ارائه شده و به منظور درک بهتر آن ترسيم شده است. در اين مدل، آن دسته از متغيرهايي منظور شده اند که گمان مي رود بيشترين تأثير را روي بزهکاري (متغير وابسته) داشته باشد.
به همين منظور ابتدا الگوي علّي به صورت يک چهار چوب مفهومي کلي مطرح مي شود.
نمودار الگوي علّي (بزهکاري) را با توجه به تأثير نظم خانواده به شکل کلي نشان مي دهد.
همان طور که قبلاً نيز اشاره شد و با توجه به نمودار هر گروهي (اينجا منظور خانواده است) با چهار مشکل ماهوي (چهار هـ) مواجه است. اگر خانواده اين چهار مشکل را در خود حل کرده باشد، نظم آن با ثبات و متعادل است در غير اين صورت دچار اختلال مي شود.
به عبارت ديگر، عدم همبختي مشترک، عدم همفکري مشترک، عدم همگامي مشترک و عدم همدلي مشترک در ميان اعضاء خانواده باعث اختلال در نظم خانواده مي شود. از يک طرف، اختلال در نظم خانواده مي تواند منجر به طلاق گردد و طلاق نيز مي تواند بزهکاري فرزندان را به دنبال داشته باشد و از طرف ديگر اختلال در نظم خانواده مي تواند خود منجر به بزهکاري فرزندان شود. يعني اختلال در نظم خانواده به طور مستقيم مي تواند منجر به بزهکاري فرزندان گردد و هم چنين مي تواند به طور غير مستقيم از طريق وقوع طلاق روي بزهکاري فرزندان تأثير گذارد.

4-روش‌هاي جمع آوري اطلاعات
در فصول گذشته به موضوع و چهارچوب تئوريکي اشاره شد. اينک به مرحله اي مي‌رسد که بايد در آن به بيان روش و متد استفاده شده در اين تحقيق پرداخت. هدف اصلي اين مرحله جمع‌آوري اطلاعات در مورد تحقيق مي‌باشد. براي رسيدن به اين هدف بايد اطلاعات بدست آمده را جمع بندي نمود. روش تحقيق استفاده شده در اين تحقيق روش اسنادي است و در روش اسنادي بايد توجه داشت که اصالت يک تحقيق اسنادي به منابع حائز اهميتي است که از آنان استفاده کرده است که ما در اين تحقيق از منابع فراوان و بسياري شامل کتابها و سايت‌ها و تحقيقاتي که در اين زمينه انجام شده بود بهره برده‌ايم.
مأخذ موجود در تحقيق اسنادي را مي‌توان به سه گروه تقسيم کرد : 1-کتب 2-مجله و نشريه‌ها و 3-اسناد ديگر.
در اين تحقيق همانطور که در چکيده اشاره شد، به بررسي نظريات موجود در باره نقش خانواده به عنوان عامل و مانع بزهکاري نوجوانان (با تکيه بر نظم در خانواده ) پرداخته‌ايم و اين موضوع نيازمند تحقيق بيشتر مي‌باشد ولي ما در حد توان خواسته‌ايم تا در شناساندن و تفهيم اين موضوع قدم برداريم.
بطور کلي به علت وجود انواع فراوان بزهکاري خواسته‌ايم تا معناي روشني از اين کلمه و ارتباط آن در جامعه بويژه خانواده را مورد بررسي قرار دهيم. به همين علت از نظريات اساتيد و علماي اين موضوع استفاده برده ايم. محور اصلي تحقيق ما را نقش خانواده در شکل گيري بزهکاري تشکيل مي‌دهد. نقشي که مي‌تواند جامعه را به جلو يا عقب پيش برد.
در تعريف مسأله به مسائلي که در شکل گيري بزهکاري نقش اساسي دارند اشاره شده است که دربرگيرنده انحراف و طلاق و خانواده و نظم اشاره شده است واز نظريات صاحبنظران استفاده نموده ايم.
تئوري‌هاي اشاره شده به دو رويکرد جامعه شناسي و روانشناسي اشاره دارد که هر يک از اين تئوري‌ها به صورت ريز و جداگانه بيان شده و بزهکاري را موشکافانه بررسي مي‌نمايدو نيز اشاره اي به نظريات بزهکاري و نظم خانواده شده است. و در ادامه به نوع شناسي مرتون از انواع انطباق اشاره شده است که شامل همنوايي نو اوري شعائر گرايي انزواطلبي شورش مي باشدکه هر يک کاملا توضيح داده شده است.در ادامه به نظريه بر چسب مي رسيم برخود لازم دانستم تا کمي در اين باره بحث کنم.اين تئوري فرد را به اين سمت هدايت مي کند که فرد توانايي تصميم گيري اگاهانه را ندارد يعني فرد نمي تواند خوب و بد را تشخيص دهد و اين مورد در افراد بزهکاري که در جامعه ما وجود دارد بطور واضح مشاهده مي شود چرا که فرد بعلت تشخيص ناصحيح وارد گروهاي بزهکار يا دست به اقدام بزهکارانه ميزندو در ادامه تحقيق نظريات و مباحث کامل تري درزمينه بزهکاري بيان شده است.
چهارچوب تئوريکي که در اين تحقيق استفاده شده است علاوه بر بيان نظريه هاي گوناگون در مورد انحراف تئوري‌هاونظريات برخي از جامعه شناسان از جمله ساترلند و بلومروماترا –ميرني هال دور کيم، گود ، پارمتر مطرح شده است که در ادامه به بحث در مورد اين تئوري ها مي پردازيم ابتدا به نظريه ساترلند اشاره مي کنيم که اونظريه معاشرت گوناگون را مطرح مي کندنقش کنش متقابل اجتماعي را در شکل گيري رفتار وگرايشات انسانهامورد تاکيد قرار داده است و معتقداست رفتار مجرمانه در اثر تماس و همنشيني با الگوهاي جنايي اموخته مي شود اين سخن ساترلند راميتوان عينان در جامعه ديد افراد با شرکت در گروه همسالان و محيط هاي اجتماعي با افراد ديگر تماس پيدا کرده و خلق و خوي افراد ديگر را جذب ميکنند چه بسا در اين ميان فرد با افرادي بزهکار ارتباط پيدا مي کند که اين باعث مشود فرد رفتار مجرمانه و الگوهاي جنايي را فرا مي گيرددر ادامه هيرشي اضافه مي کند کجروي را معلول ضعف يا گسستگي تعلق فرد به جامعه مي داند او همچنين چهار علقه اجتماعي را مطرح مي کند که عبارتند ازعقيده يا باور دلبستگي و تعلق و تعهد ومشغوليت به نظر وي هر چه فرد در هر يک از اين عناصر نقش مهمتري داشته باشد احتمال ارتکاب جرم کمتر ميباشد در جامعه ما مي توان مشاهده کرد که همين نبود مشغوليت يا کار باعث صدمات فرواني به افراد جامعه شده چرا که فرد به علت بي کاري دست به ارتکاب جرم زده است دورکيم نيز نظريه اي را ارائه کرده که اشاره به اين دارد که هر چه همدلي وعاطفه مشترک اعضاءبيشتر باشد روي نظم خانواده تاثيردارد پارسنز نيز 4 مسئله کارکردي رابيان مي کند که عبارتند از:تطابق وهدف يابي وهمبستگي ونهفتگي وبر اساس اين ديدگاه نتيجه مي گيريم در صورتي کهدو نظام اجتماعي و شخصيتي نتوانندکارکردهاي اصلي خود راانجام دهندميزان انسجام اجتماعي و به تبع ان ميزان دستيابي به اهداف اجتماعي کمتر شده است و احتمال انحراف وجود خواهد داشت و مطالعات کانجر و الدر بيان ميکند که فشارهاي اقتصادي باعث عقب نشيني و از بين رفتن توجه و محبت بين زوجين ميشود اين نظريه کاملا در جامعه ما صادق است افراد يا به علت کمبود مالي نمي توانند ازدواج کنند که در اين صورت فحشا که يکي از اقسام بزهکاري زياد مي شود و يا همين کمبود مالي پس از ازدواج گريبان گير زوجين ميشود که باعث سردي روابط بين زوجين و کم شدن مهر و عاطفه بين انها مي شود که گاهي اين مورد نيز باعث طلاق ميگردد که اين هم يکي از اقسام بزهکاري است که ما در جامعه خود شاهد ان مي باشيم در ادامه به فرضيه هاي محوري تحقيق اشاره مي کنيم که بر گرفته از نظريات چلپي مي باشدايشان براي هر گروه 4 مشکل مايي را در سطح خرد مطرح ميکند و اشاره دارد که اگر اين 4 مشکل حل شود نظم و ثبات حاکم خواهد شد به نظر وي اگر در گروه همفکري وهمگامي وهمدلي و همبختي مشترک وجود داشته باشد نظم ان متعادل و با ثبات مي باشد و کاستي يک مورد اختلال بوجود خواهد اورد و ايشان اين 4 اصل را بصورت 4 فرضيه ارائه نموده اند که بين همه موارد و نظم رابطه مثبت دو سويه برقرار مي باشد در ادامه خانواده به عنوان يک گروه طبيعي با تو جه به 4 مشکل طرح شده توسط چلپي در مورد سطح خرد مي توان 4 فرضيه اصلي را مي تواند اينگونه باشدبين همفکري و همگامي و همدلي و همبختي و تظم در خانواده رابطه مثبت وجود دارد عواطف مشترک و بهره گيري از پيوندهاي عاطفي و حمايت خانوادگي رابطه مثبت وجود داردو اشاره شده است که از بين رفتن نظم يا نبود اين 4 اصل بزهکاري فرزندان را به دنبال مي اورد و در بحراني ترين حال طلاق را در پي دارد عدم وجود اين 4 اصل موجوب طلاق و کژ رفتاري خانواده و فرزندن مي شود همانطور که فرگوسن و هاوارد اشاره کرده انداعتقادات مذهبي نيز در خانوادها نقش بسزايي دارند وکمتر تمايلي به فروپاشي دارند در جامعه اي که ما در ان زندگي مي کنيم مخصوصا در شهرستانها و در روستاها که توجهات و تعصبات بر مسائل اعتقادي فراوان است کمتر شاهد اين هستيم که در خانواده هامسئله طلاق مطرح گردد بطور کلي ميتوان بيان داشت که عدم وجود ارتباط ميان 4 اصل اشاره شده ونظم در خانوادها منجر به طلاق مي گردد و طلاق نيز ميتواند در شکل گيري فرزندان بزهکار نقش بسزائي را ايفا کند.





نويسنده:عاليه شکربيگي


مشاوره حقوقی رایگان