بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,079

مرزشناسي در ازدواج موقت-قسمت پنجم

  1390/11/14
خلاصه: مرزشناسي در ازدواج موقت-قسمت پنجم
سابقه ازدواج موقت در ساير اديان و ملل باستان

آنچه از پيشينه جوامع متمدن بشري و اقوام و ملل باستاني بدست مي آيد آن است که نهاد قانوني ازدواج دائم و تشکيل خانواده پيوسته امري مقدس و مشروع شمرده مي شده و در تمدنهاي قديم اصالت با ازدواج دائم بوده، چنانچه ويل دورانت مورخ و فيلسوف غربي بزرگترين احساس خطر و ضايعه را نسبت به قرن بيستم، اضمحلال و از هم پاشيدگي کانون مقدس خانواده مي شمارد لذا مي گويد:«اگر فرض کنيم در سال 2000 مسيحي هستيم و بخواهيم بدانيم بزرگترين حادثه ربع اول قرن بيستم چه بوده است متوجه خواهيم شد که اين حادثه جنگ يا انقلاب روسيه نبوده بلکه همانا دگرگوني وضع زنان بوده است. تاريخ چنين تغيير تکان دهنده اي در مدتي به اين کوتاهي کمتر ديده و خانه مقدس که پايه نظم اجتماعي ما بود. شيوه زناشويي که مانع شهوتراني و ناپايداري وضع انسان بود. قانون اخلاقي پيچيده اي که ما را از توحش به تمدن و آداب معاشرت رسانده بود، همه آشکارا در اين انتقال پرآشوبي که همه رسوم و اشکال زندگي و تفکر ما را فراگرفته گرفتار گشته اند». و او نيز در کتاب «لذات فلسفه» مي گويد: « در عصر خودخواهي و فردپرستي است که طغيان بر ضد ازدواج اين همه شدت يافته و مقاومت ناپذير گشته است».

آري اغلب جوامع بشري نه تنها معتقد به يک نوع خانواده کامل بوده اند، بلکه در مواردي خاص از يک نوع رابطه زناشويي ديگري بهره مند بوده اند و عمدتاً با نگاهي به تاريخ مي بينيم که فرزندان زناني که از ازدواج کامل بدنيا آمده اند قانوني تلقي مي شده و نيز در توارث و استخلاف پدر از حقوقي ممتاز برخوردار بوده اند. اما در کنار آنان عمدتاً فرزنداني هم وجود داشته اند که حاصل ازدواجهاي غير رسمي و يا ناقص بوده اند، که از حقوق محدودتري بهره مي جستند.

در تاريخ اديان آسماني هم اين مسأله مشهود است، مثلاً در کتب تاريخ قصص انبياء در ذيل آيات زندگاني حضرت ابراهيم، هاجر به عنوان کنيزي معرفي شده که فرعون زمان آن را به ساره تقديم مي کند و آن گونه که از متون تاريخي بر مي آيد، همسر اصلي حضرت ابراهيم که دختر خاله او، و زني وجيه و با کمالات انساني بوده که قرآن کريم در باره اش «بَشَّرْناها باسحق» را از زبان ملائک خبر مي دهد و نسبت به ضيافت و بعضي از ارزشهاي او پرده برمي دارد. اين بانوي بزرگ، کنيز خود را به شوهر مي بخشد و داستان ابراهيم و هاجر و اسماعيل و هجرت آنان به «بوادٍ غيرذي زرعٍ عند بيتک المحرَّم» از آنجا آغاز مي گردد و هاجر مادر اسماعيل همسر ازدواج غير رسمي ابراهيم(ع) بوده و آنچه از کتب مقدس ديگر هم نسبت به حضرت ابراهيم بدست مي آيد همين دو گانگي در ازدواج است چنانچه در «سفر پيدايش باب 21 بند آخر» و «سفر پيدايش باب 25 بند6» نسبت به ميزان هداياي حضرت ابراهيم به فرزندان همسر متعه اي خود اين دو نوع بودن ازدواج بدست مي آيد. در آنجا اين گونه آمده: «ابراهيم تمام مايملک خود را به اسحاق بخشيد اما به پسران کنيزاني که داشت عطايا داد».

در قرآن کريم غير از «متعه» مسأله ازدواج با کنيزان را مي بينيم که مطرح مي شود و هدف از آن هم يکي پاک ماندن کساني که توانايي ازدواج به شيوه ازدواج دائم با زنان «آزاد» را ندارند، معرفي مي گردد و ديگر پيشگيري از هر نوع ارتباط پنهاني، يا بر پايه فحشا و زنا مي باشد و تأکيد قرآن بر آن است که خود اين کنيزان هم مرتکب عمل منافي عفت نشوند و پاکدامني را برگزينند، نه ارتباط نامشروع و آزاد جنسي را. اگر چه امروز اين نوع از ازدواج به واسطه منتفي شدن موضوع «عبد و امه» وجود ندارد، ليکن اهميت و دقت اديان الهي و خصوصاً اسلام، نسبت به پاکي و پاکدامني زن و مرد و مصونيت جامعه از مفاسدي که حاصل ارتباط آزاد است را مي رساند.

لذا در آيه 25 سوره نساء به عنوان يک راهکار اضطراري و راه حلّي ديگر براي مصونيت انسانها مي فرمايد:« آنان که توانايي ازدواج با زنان آزاد پاکدامن و مؤمنه را ندارند مي توانند با زنان پاکدامن از بردگان با ايمان که در اختيار دارند ازدواج کنند ليکن در اين ازدواج اولاً، اذن صاحبان آنان را داشته باشند و ثانياً مهر آنان را به خودشان بپردازند. به شرط آن که اين کنيزان، پاکدامني گزيده و نه به صورت علني و نه به صورت پنهاني دوست گيري نکرده باشند و ارتباط جنسي خارج از محدوده ازدواج نداشته باشند».

سپس در فلسفه جعل چنين ازدواجي مي فرمايد :«ذلک لمن خشي العنت منکم و ان تصبروا خيرلکم» يعني «اين نوع از ازدواج بواسطه سختي و دشواري و حرجي است که ممکن است از ناحيه غريزه بر شما وارد شود. اما اگر شما صبر کنيد و حتي از اين نوع از ازدواج خود داري کنيد بهتر است». که در اين صراحت از آيه نکات دقيق و عميقي وجود دارد و اينکه ملاک و مناط حکم اسلام در دو گانگي ازدواج از باب ميدان دادن به هوسراني نيست بلکه از باب وجود بعضي از تنگناهاي اقتصادي و اجتماعي مي باشد و از طرفي عروض فشار جنسي و غريزه است. که ما در بحث فلسفه ازدواج موقت بدان مشروحاً مي پردازيم. اما آنچه از قرآن نسبت به وجود اين سنت در تاريخ بدست مي آيد آن است که مي فرمايد:«يريد الله ليبين لکم و يهديکم سنن الذين من قبلکم»خداوند مي خواهد بيان حکم کند و گره از کار شما بگشايد و هم شما را در اين موضوع با برنامه هاي ملل گذشته آشنا سازد. يعني اقوام و ملل گذشته هم که مقيد به پاکي و پاکدامني بوده اند از اين نوع ازدواج اضطراري برخوردار بوده اند.

و زيباتر آن که مي فرمايد:«و الله يريد ان يتوب عليکم و يريد الذين يتبعون الشهوات ان تميلوا ميلا عظيما» خداوند پاکي بندگان را اراده کرده (نه سختي و عسرت آنان را )لذا دربهاي زيباي توبه را به سوي بندگان گشوده است و از سويي راهکارهاي معقول و صحيح در برابر شما نهاده ليکن طالبان شهوت و مفسده مي خواهند شما را با راهکارهاي خويش منحرف گردانند. و در واقع در اين آيه به صورت روشن مباني فرهنگ الهي را، از فرهنگ شيطاني جدا مي سازد و نيز اهداف و فلسفه اين نوع از احکام را به خوبي تبيين مي نمايد.





نويسنده:عزت الله ميرخاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان