بسم الله
 
EN

بازدیدها: 921

وکالت زنان و چالش هاي پيش رو-قسمت دوم

  1390/11/12
خلاصه: وکالت زنان و چالش هاي پيش رو-قسمت دوم
آثار توانمندسازي زنان در وکالت بر کل جامعه

حرفه وکالت به طور خاص و اشتغال زنان به طور عام ، علاوه بر آثار مثبتي که براي خود زناني که به کار مشغول مي‏شوند بر جاي مي‏گذارد، نتايج سودمندي نيز براي همه زنان و نيز کل افراد جامعه به بار مي‏آورد زيرا اشتغال زنان موجب مي‏شود که آنان از ميزاني از استقلال مالي برخوردار شوند و بدين ترتيب امکان چانه‏زني خود را در درون مناسبات خانوادگي بهبود بخشند و سهم بيشتري در زمينه تصميم‏گيري‏هاي درون خانواده پيدا بکنند . از سوي ديگر، اشتغال زنان به ويژه در رشته‏هايي غير از مشاغلي همچون معملي يا پرستاري ـ يعني رشته‏هايي که با نقش سنتي زنان ، يعني مادري ، سنخيت ندارند ـ موجب مي‏شود که جامعه‏پذيري جامعه در جهت شکسته شدن کليشه‏هاي ذهني نادرست در خصوص نقش زنان در جامعه و توانمنديهاي حرفه‏اي آنها شتاب پيدا کند . از همين رو ، اعتقاد برخي از صاحب‏نظران بر اين است که حتي حضور نمادين زنان در برخي از حرفه‏ها و مشاغل ، به ويژه مشاغل نسبتا حساس و تخصصي براي کليت جامعه سودمند است زيرا صرف اين واقعيت که زن اجازه آن حضور را پيدا مي‏کند در ذهنيت جوانان و کودکان قالبها شکسته مي‏شود زيرا ديدن تصوير اين گونه زنان فعال در عرصه اقتصادي و اجتماعي بر کودکاني که در حال همانندسازي هستند ، تاثير مثبتي بر جاي مي‏گذارد . همچنين حضور زنان در فعاليتهاي اجتماعي و بر عهده گرفتن نقشهاي مهم اجتماعي که حرفه وکالت يکي از آنها به شمار مي‏رود ، امروزه يکي از الزامات توسعه همه‏جانبه اجتماعي ، انساني ، اقتصادي و سياسي به شمار مي‏رود. در واقع، الزام حضور و مشارکت زنان در جامعه، ناشي از صرف ظاهرسازي و اقدامات نمادين نيست بلکه از اين واقعيت نشات مي‏گيرد که تجربه بسياري از کشورها نشان داده که در هر جامعه‏اي که سهم زنان در فعاليتهاي اجتماعي و نيز در سطوح مديريتي افزون‏تر گشته آن جامعه از رشد و توسعه پايدارتري برخوردار شده است .

مساله تاثير حرفه وکالت و لزوم ارايه تصويري مثبت از اين حرفه بر ذهن مردم ، نه تنها در مورد وکلاي زن بلکه در خصوص همه وکلا مورد تاکيد آناني بوده که در صدد کشف تاثير اجتماعي حرفه وکالت بوده‏اند . براي نمونه ، يکي از وکلاي مرد در اين خصوص مي‏نويسد:

وکيل بايد به خاطر داشته باشد تصويري که از شخصيت و نحوه عمل او در موکلين و از طريق آنان در ذهن ديگران به وجود مي‏آيد به تدريج همانند کارت شناسايي، مشخصه وجود و فعاليت مي‏شود و تنها با آن تصوير، ويژگيها شناخته مي‏شود .

اين قضيه در مورد زنان وکيل ابعاد بسيار برجسته‏تري به خود مي‏گيرد ؛ زيرا حرفه وکالت جزو نقشهاي سنتي زنانه تعريف نمي‏شود و از اين رو جامعه با چشماني بسيار تيزبين‏تر به عملکرد زنان شاغل به اين حرفه مي‏نگرد تا دريابد که آيا آنان از توانمندي لازم براي انجام اين کار برخوردارند يا خير . بنابراين موفقيت و توانمندي‏هايي که هر يک از وکلاي زن از خود نشان مي‏دهند ، به حساب همه وکلاي زن و در سطحي بالاتر به حساب همة زنان نوشته مي‏شود . با توجه به همين منطق ، ابعاد عملکردها و توانمندي‏هاي زنان در حرفه وکالت از صرف شخص خودشان و گروه وکلا فراتر مي‏رود و به نوعي کليت جامعه را شامل مي‏شود . بنابراين اگرچه حرفه وکالت دادگستري شغلي خصوصي به حساب مي‏آيد، انعکاس فراوان و غير قابل انکاري در عرصة عمومي دارد .

گزارش ايسکانيوز مي‌افزايد: در خصوص تاثير مثبت اشتغال زنان در حرفه وکالت بر حمايت از حقوق زنان و بهبود وضعيت کل زنان جامعه، ميان صاحب‏نظران تقريبا اتفاق نظر وجود دارد. هر چند برخي اين تاثير را به صورت محدودتر در خصوص موکلان زن در نظر مي‏گيرند و برخي ديگر آن را به کل جامعه تسري مي‏بخشند . براي نمونه يکي از وکلاي زن در اين خصوص ابراز مي‏دارد : اشتغال زنان به طور عام و اشتغال زنان در مشاغل تخصصي به طور خاص ، قطعا در فرهنگ جامعه و نگرش کلي به سوي زن موثر است. در حرفه وکالت نيز مسلما حضور زنان وکيل در اين راستا و به ويژه در حمايت از حقوق زنان تاثيرگذار است زيرا زنان به خاطر جنسيت يکسان با زنان وکيل، احساس راحتي بيشتري با آنان مي‏کنند و در نتيجه در مسايل مربوط به حقوق زن ، مراجعات زنان بيشتر به سوي زنان وکيل است .

همان طور که ملاحظه مي‏شود ، در اينجا هر دو بعد قضيه مورد توجه قرار گرفته است ؛ يعني اينکه از يک سوء حضور زنان در مشاغل تخصصي همانند وکالت به شکسته شدن انگاره‏هاي نادرست و کليشه‏هايي که از نقش زنان وجود دارد ، ياري مي‏رساند و هم در مورد زناني که به طور فردي به وکلاي زن رجوع مي‏کنند، احتمال دستيابي آنان به حقوقشان بيشتر است زيرا هم خود بسيار راحت‏تر به طرح مشکلاتشان مي‏پردازند و هم وکلاي زن انگيزه بالاتري براي پيگيري حقوق موکلان زن خويش دارند .

يکي ديگر از مصاحبه شوندگان نيز در مورد بخش دوم کاملا با اظهارات بالا موافق است و بيان مي‏کند که مسلما قبول وکالت زنان بسيار تاثير دارد به ويژه با درک کامل مشکلات مطروحه توسط زنان و طرح آزادانه برخي مسايل محرمانه به وکيل زن اما در خصوص بخش نخست و تاثير اجتماعي گسترده‏تر عملکرد وکلاي زن ، وي چندان خوش‏بين نيست و ابراز مي‏دارد که لکن تاثير حمايت‏گرانه مورد ترديد است زيرا حمايت بايد از راه قانون و مراجع ذيربط به طور کلي و هم‏سو به عمل آيد. بهبود وضعيت زنان نيز به موازات همان مسايل بالا مي‏تواند صورت گيرد .

البته اين سخن را نمي‏توان به معني نفي آثار مثبت اجتماعي در زمينه تغيير نگرش افراد جامعه نسبت به توانمنديهاي زنان تلقي کرد بلکه مساله‏اي که در اينجا مورد توجه قرار گرفته اين است که وکلاي زن از امکان تغيير قوانين در جهت حمايت مناسب‏تر از زنان برخوردار نيستند ، هر چند مي‏توانند به ايجاد اين خواسته و طرح آن در سطح جامعه ياري برسانند .

يکي ديگر از صاحب‏نظران ابعاد مساله را بيشتر از نظر آشنايي با حقوق زنان و تلاش براي رفع تبعيض مورد توجه قرار مي‏دهد. از نظر وي ، آثار مثبت اين قضيه براي خود زناني که علاقمند هستند در رشته حقوق تحصيل کنند ، اين است که با حقوق خود آشنا مي‏شوند و با تبعيضاتي که در قانون وجود دارد روبرو مي‏شوند . به همين خاطر زنان حقوقدان تلاش کردند تا مساله تبعيض در حقوق زنان در مسايل خانوادگي حل شود .
يکي از زنان عضو هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز از پتانسيل بسيار زيادي که در اين زمينه وجود داشت و مورد بهره‏برداري قرار نگرفت ، شکايت دارد و از وکلاي زن انتقاد مي‏کند که رسالت خويش را در اين زمينه به خوبي انجام نداده‏اند .

وي مي‏گويد : خانمهاي وکيل در اين مورد بسيار کم‏کاري کردند . اين واقعيت را نمي‏توان انکار کرد که رسالتي به عهده وکيل زن بوده است . خانمهاي وکيل و حقوقدان جز شماري اندک به رسالت خودشان عمل نکردند و آن شمار اندک با انتشار چندين مقاله و تشکيل جلساتي چند ، ديدگاه‏هاي خويش را ابراز داشتند . ولي در عمل موثر نبوده است اما علي‏القاعده در خصوص بررسي اشتغال زن ، من کاملا اعتقاد دارم که بايد تاثير مثبت داشته باشد و من حمايت وکلاي زن از قشر محروم زن را بسيار اندک مي‏دانم ؛ چون ابزار کار ما قوانين موجود است و ما فراتر از آن نمي‏توانيم عمل کنيم و با همان قوانين ، بايد حقي را براي زني زنده کنيم و يا حقي را براي او بگيريم .


در خصوص سخنان بالا مي‏توان خاطر نشان ساخت که وکلاي زن حتي اگر هيچ کار خاصي هم به قصد حمايت از زنان و کمک به احقاق حقوق آنان انجام ندهند ، صرف اينکه به کار وکالت خويش مي‏پردازند و از اين راه باورهاي جامعه را در خصوص توانمنديهاي زنان اصلاح و تصحيح مي‏کنند تا حدي رسالت خويش را در جهت دفاع از حقوق زنان به انجام مي‏رسانند. البته اگر وکلاي زن به طور خاص نيز بهبود وضعيت زنان جامعه و ارتقاي جايگاه حقوقي آنان را مورد توجه قرار دهند، مطمئنا خدمات بسيار بيشتري را به همه زنان و کليت جامعه به انجام مي‏رسانند .





نويسنده :وحيد دينوراژان





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان