بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,299

بررسي نقش خانواده با تکيه بر نظم در خانواده-قسمت هفدهم

  1390/11/3
خلاصه: بررسي نقش خانواده با تکيه بر نظم در خانواده-قسمت هفدهم
2-3- فرضيه هاي محوري تحقيق.
همان طور که گفته شد، چلبي چهار مشکل را براي هر گروهي يا «مايي» در سطح خرد مطرح مي کند –هر گروه با «مايي». (گروه به معني جامعه شناسي و اجتماعات طبيعي با چهار مشکل روبرو است). اگر اين چهار مشکل را در خود حل کرده باشد، نظم آن متعادل و با ثبات است. نظريات چلبي در مورد نظم در سطح خرد براي هر گروهي قابل طرح مي باشد و يک نظريه کلي است که تمام گروهها را در بر مي گيرد. اگر در گروهي همفکري، همگامي، همدلي و همبختي مشترک وجود داشته باشد نظم آن متعادل و با ثبات مي باشد. اما اگر مثلاً در گروهي همبختي باشد، ولي همدلي وجود نداشته باشد، نظم در گروه نامتعادل و بي ثبات خواهد بود و دچار اختلال مي گردد.
بر اساس آنچه گفته شد، طبق نظريه نظم خرد چلبي، مي توان چهار فرضيه را براي هر گروه اجتماعي با توجه به چهار مشکل ماهوي آن (چهار هـ) به شکل زير مطرح نمود. اين فرضيه ها عبارتند از:
1- بين همفکري مشترک و نظم در گروه رابطه مثبت وجود دارد.
2- بين همگامي مشترک و نظم در گروه رابطه مثبت وجود دارد.
3- بين همدلي مشترک و نظم در گروه رابطه مثبت وجود دارد.
4- بين همبختي مشترک و نظم در گروه رابطه مثبت وجود دارد.
يعني هر چه همدلي مشترک، همفکري مشترک، همگامي مشترک و همبختي مشترک در گروه بيشتر باشد، نظم آن گروه با ثبات تر و متعادل تر خواهد بود.
در مطالعه حاضر منظور ما از گروه، گروه خاصي است که نمود بارز يک گروه طبيعي مي باشد و آن خانواده است و چهار مشکل فوق را در مورد خانواده در نظر گرفتيم.
در مورد خانواده به عنوان يک گروه طبيعي با توجه به چهار مشکل طرح شده توسط چلبي در مورد نظم در سطح خرد، مي توان چهار فرضيه اصلي به شکل زير مطرح نمود. اين فرضيه ها عبارتند از:
1- بين همفکري مشترک و نظم در خانواده رابطه مثبت وجود دارد.
2- بين همگامي مشترک و نظم در خانواده رابطه مثبت وجود دارد.


3- بين همدلي مشترک و نظم در خانواده رابطه مثبت وجود دارد.

هر چه پيوند عاطفي بين اعضاي خانواده بيشتر باشد، نظم در خانواده بيشتر مي باشد. عواطف مشترک اعضاء و بهره گيري از پيوند عاطفي و حمايت خانوادگي با نظم رابطه مثبت دارد.
4- بين همبختي مشترک و نظم در خانواده رابطه مثبت وجود دارد.

هم چنين اشاره کرديم از بين رفتن نظم در خانواده پيامدهايي از جمله بزهکاري فرزندان را به دنبال دارد و بحراني ترين حالت از بين رفتن نظم در خانواده را طلاق در نظر گرفتيم، با توجه به اين مطالب مي توان فرضيه هاي زير را مطرح کرد:
1- عدم همبختي مشترک در ميان اعضاء خانواده موجب اختلال در نظم خانواده مي شود. اين اختلال مي تواند موجب طلاق و کژ رفتاري اعضاء خانواده از جمله کژ رفتاري فرزندان شود.



2- عدم همگامي مشترک در ميان اعضاء خانواده موجب اختلال در نظم خانواده مي شود. اين اختلال مي تواند موجب طلاق و کژ رفتاري اعضاء خانواده از جمله کژ رفتاري فرزندان شود.



3- عدم همفکري مشترک در ميان اعضاء خانواده موجب اختلال در نظم خانواده مي شود. اين اختلال مي تواند موجب طلاق و کژ رفتاري اعضاء خانواده از جمله کژ رفتاري فرزندان شود.



4- عدم همدلي مشترک در ميان اعضاء خانواده موجب اختلال در نظم خانواده مي شود. اين اختلال مي تواند موجب طلاق و کژ رفتاري اعضاء خانواده از جمله کژ رفتاري فرزندان شود.


هم چنين مي توان فرضيه زير را مطرح کرد که :
5- بين طلاق و کژ رفتاري فرزندان رابطه مثبت وجود دارد.

به عبارت ديگر، طلاق مي تواند موجب کژ رفتاري فرزندان شود.
همان طور که اشاره شد، داشتن ايمان، از جمله عواملي است که بر روي سلامت خانواده مؤثر است. لذا يکي از فرضيه هاي اساسي و مهم در تحقيق حاضر تأثير گرايش مذهبي (دينداري يا دين ورزي) بر نظم خانواده مي باشد.
6- اعتقادات مذهبي با نظم در خانواده رابطه مثبت دارد.




نويسنده:عاليه شکربيگي


مشاوره حقوقی رایگان