بسم الله
 
EN

بازدیدها: 898

پيامدهاي توانمندسازي زنان در حرفه وکالت-قسمت پنجم

  1390/10/30
خلاصه: پيامدهاي توانمندسازي زنان در حرفه وکالت-قسمت پنجم
از همان زماني که در اوايل دهه 1300 ، دادگستري به صورت امروزين در ايران تاسيس شد ، وکلايي نيز به کار در دادگستري پرداختند . اما تاسيس کانون وکلاي دادگستري به صورت امروزين اندکي با تاخير صورت گرفت . در اسفند ماه 1331 ، «لايحه قانوني استقلال وکلاي دادگستري» توسط دکتر مصدق ، نخست‏وزير وقت ، تصويب شد . از اين زمان حرفه وکالت به صورت نهادينه در ايران پيگيري شد . در کانون وکلاي دادگستري ، هيات مديره‏اي با حضور 12 عضو اصلي به اداره امور مي‏پردازند . اما جدا از ورود يک زن به هيات مديره کانون در همان سالهاي نخست تاسيس آن ، تا اسفند 1380 هيچ زن ديگري به عضويت در هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز دست نيافته بود تا اينکه سرانجام در انتخاباتي که براي تعيين اعضاي هيات مديره جديد برگزار شد ، اين امر تحقق پيدا کرد . صرف موفقيت زنان در دستيابي به عضويت هيات مديره کانون وکلا ، از نظر بسياري از صاحب‏نظران ، به معني جهش بزرگ زنان در پيشرفتهايي است که تا کنون در حرفه وکالت به دست آورده‏اند و اين موفقيت مهمترين جلوه آن پيشرفتها مي‏باشد .
در خصوص تلاشهايي که براي عضويت زنان در هيات مديره صورت گرفت ، گفته مي‏شود که «شايد براي نخستين بار بود که زنان وکيل با گردهمايي و همدلي ، در اين امر به طور جدي و فعالانه مشارکت کردند و موفق هم شدند . ضمن آنکه با توجه به تعداد محدود وکلاي زن ، قطعاً همکاري آقايان وکيل نيز در اين خصوص موثر بوده است . لذا چنين استنتاج مي‏شود که اين باور در آقايان وکيل به وجود آمده بود که حضور زنان در هيات مديره ضروري است . »
با توجه به شمار اندک وکلاي زن ، مسلماً با راه يافتن زنان به هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز ، به درستي مي‏توان اعتقاد پيدا کرد که دست کم وکلاي مرد به توانمنديهاي وکلاي زن پي برده‏اند و آن را به رسميت شناخته‏اند و به همين خاطر نيز حاضر شده‏اند آنان را براي عضويت در هيات مديره برگزينند . البته مطمئناً تحرک خود وکلاي زن و رايزني‏هايي که در اين خصوص صورت داده‏اند ، در ايجاد اين باور در مردان وکيل بي‏اثر نبوده است . در اين خصوص ، يکي از مصاحبه شوندگان صرفاً اراده زنان را براي تحقق حضور زنان در هيات مديره موثر مي‏داند . همچنين در اين خصوص تاکيد مي‏شود که «تلاشي بيش از آقايان صورت نگرفت ، بلکه حضور علاقمندانه و مصرانه‏اي که خانمهاي وکيل براي انتخاب نماينده از ميان خودشان نشان دادند و اکثريت آقايان همکار نيز از اين علاقمندي استقبال کردند و هيچ گونه مقاومتي نشان ندادند و اين نوع نحوه برخورد موجب شد که تلاش زنان پس از پنجاه سال به نتيجه رسيد . »
يک عضو کانون وکلا هم تلاش وکلاي زن را موثر مي‏داند و هم توجه وکلاي مرد به اين مساله را :
«در انتخابات سال 1376 ، يکي دو نفر خودشان را در انتخابات کانديدا کردند . ولي با عدم شناخت جامعه وکالت از آنها روبرو شدند و به هيات مديره راه پيدا نکردند . در اين دوره ، خود وکلاي مرد هم به اين نتيجه رسيدند که بايد توجه ويژ‏ه‏اي به وکلاي زن داشته باشند . البته تعداد وکلاي زن که در انتخابات شرکت کردند ، بسيار کم بود . »
نکته جالب اين است که وي تا حدي کم‏کاري وکلاي زن را در راه نيافتن آنان به هيات مديره تا امسال موثر مي‏داند ؛ زيرا حتي آنان علاقه چنداني به شرکت در انتخابات به عنوان راي دهنده نيز از خود نشان نمي‏دهند . طبيعي است که در اين حالت ، شمار زناني که به عنوان کانديدا در انتخابات شرکت مي‏کنند نيز بسيار پايين باشد و اساساً حامي خاصي از نظر کسب راي نداشته باشند . به همين خاطر است که از نظر بيشتر صاحب‏نظران ، ورود زنان به هيات مديره کانون وکلا تنها با همکاري وکلاي مرد و تغيير نگرش آنان نسبت به زنان همکارشان به عنوان افرادي توانمند و برخوردار از سهم در مديريت کانون وکلا ممکن شده است . اين مساله نيز خود بازتاب نمايش بسيار مثبت و موفقيت‏آميز وکلاي زن در خصوص ارائه دستاوردهايشان در سالهاي گذشته مي‏باشد .
در خصوص ميزان تاثيري که حضور چند تن از وکلاي زن در هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مي‏تواند بر وضعيت کل وکلاي زن و باورهاي جامعه در خصوص توانمنديهاي زنان داشته باشد ، دو ديدگاه وجود دارد . برخي حضور نمادين زنان در نيز موثر و مطلوب مي‏دانند و برخي ديگر اين امر را نادرست به شمار مي‏آورند . يکي از افراد مورد مصاحبه موضعي ميانه در پيش مي‏گيرد و ابراز مي‏دارد :
«مسلماً انتخاب شدن دو زن وکيل در هيات مديره کانون وکلا ترديدهاي عمومي را در اين خصوص که زنان نسبت به مردان از توانايي کمتري برخوردار هستند ، کاهش مي‏دهد . لکن نبايد دچار اغراق شويم و تصور کنيم که حضور زنان وکيل در هيات مديره تاثير عميق و عجيبي بر باورهاي جامعه خواهد گذارد . بلکه اين مرحله مي‏تواند گامي براي تعديل نظرات و افکار عمومي باشد . »
همان طور که وي اشاره کرده است ، صرف ورود زنان به هيات مديره کانون وکلاي دادگستري پس از حدود پنجاه سال دوري موجب شده است که تابويي که تا کنون در خصوص ورود زنان به سطح مديريتي اين سازمان باقي مانده بود ، اندک اندک برطرف شود . طبيعتاً باورهاي جامعه که شايد در طي سده‏ها شکل گرفته است ، به ناگهان و تنها با يک موفقيت زنان دگرگون نخواهد شد . بلکه اين امر فرايندي درازمدت و تدريجي خواهد بود . هر چند تدابيري براي شتاب بخشيدن به آن را مي‏توان در پيش گرفت .
البته برخي از وکلا آثار مثبت اين مساله را با برخي شروط همراه مي‏سازند بدين ترتيب که «اگر زني توانايي و لياقت انجام کاري را داشت ، حضور يک زن برابر با ده مرد خواهد بود ، ولي اگر نداشت ، آنگاه اگر ما به عنوان دکور دو يا ده نفر زن را هم به هيات مديره ببريم و کار مثبتي نکنند ، نبودشان از بودشان بهتر است . چه يک نفر ، چه ده نفر ، حتي اگر هر 12 نفر اصلي عضو هيات مديره هم زن باشند و کار نکنند ، بي‏فايده است . اساساً تعداد و کميت مطرح نيست ، بلکه کيفيت کار مهم است . »
اين نکته که بازتابهاي اقدامات يک زن توانمند و لايق مي‏تواند ده برابر اقدامات يک مرد باشد ، از اين جهت قابل توجيه است که چشمان جامعه نسبت به عملکردهاي زناني که در رده‏هاي مديريت قرار مي‏گيرند ، بسيار تيزبين‏تر است و از اين رو مطمئناً ابعاد موفقيت آنها نيز چند برابر خواهد بود . بر همين اساس ، در صورت نداشتن کارايي لازم اين احتمال وجود دارد که اقدامات آن عده از زنان به حساب کل اجتماع زنان گذاشته شود . البته روي ديگر سکه اين است که حتي صرف حضور زنان در اين رده‏هاي مديريتي نيز سودمند است ؛ زيرا به شکستن کليشه‏هاي ذهني جامعه در خصوص مردانه بودن مناصب مديريتي ياري مي‏رساند .





نويسنده:بهناز اشتري-وکيل پايه يک دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان