بسم الله
 
EN

بازدیدها: 2,090

وضعيت حقوقي عقد موقت

  1390/10/27
خلاصه: وضعيت حقوقي عقد موقت
اشاره: افراد بسياري هستند که در روابط و تعاملات اجتماعي به دليل عدم آگاهي از قوانين درگير مشکلاتي مي شوند که توان رهايي و يا مقابله با آن را ندارند و يا اگر امکان رهايي و يا مبارزه باشد، رد پا و اثر آن تا پايان عمر گريبانگير ايشان مي شود.
يکي از روابطي که اقدام ناآگاهانه در آن موجب مخاطراتي در وضعيت افراد مي گردد، عقد موقت است که در جامعه به صيغه معروف است.
در مورد عقد موقت آن چه مورد بحث است، آثار حقوقي اين عمل و بيان موضوع به زبان ساده است تا کساني که اقدام به انعقاد ازدواج موقت مي نمايند از سوء استفاده احتمالي جلوگيري نمايند.
اصولاً عقد ازدواج دو نوع است: عقد دايم و موقت. 1- در عقد دايم که بنيان جامعه براساس آن پايه ريزي شده است، زن و مرد پيمان مي بندند و متعهد مي شوند که تا پايان عمر در کنار يکديگر زندگي نمايند و در غم و شادي هم شريک، در سلامتي و بيماري يار هم باشند و با امضاي خويش در سند ازدواج اين پيمان را تاييد و تاکيد مي نمايند.
اين عقد به دليل اين که براي طرفين تعهد و تکليف ايجاد مي کند و از سوي ديگر اطمينان خاطر براي زن فراهم مي نمايد که عقد پاياني ندارد و اتمام مدت آن، مرگ زوجين خواهد بود. لذا با طيب خاطر در کنار همسر زندگي مي کند و فرزندان حاصل از اين پيوند را پرورش مي دهد.
اين عقد ازجهت حقوق و تکاليف زوجين مانند نفقه و تمکين واقامتگاه، تابع شرايط مقرر در قانون مدني است.
2- در عقد موقت يا عقد منقطع، زن و مرد براي مدتي پيمان مي بندند که تا ميان آنها رابطه محرميت برقرار شود و اين رابطه دايمي و پايدار نيست بلکه براي مدتي است که در عقد معلوم مي شود.

ارکان عقد موقت: مطابق قانون مدني در عقد موقت دو مساله داراي اهميت زيادي است: 1- ميزان مهر 2- مدت عقد الف- تعيين مهر بر خلاف عقد دايم که اگر مهر قبل از عقد و يا در زمان عقد مشخص نشود عقد باطل نمي شود بلکه بعد از عقد نيز مي توان بر حسب مورد، مهريه را تعيين نمود ولي در عقد موقت اگر مهر تعيين نشود عقد باطل است. به اين معنا که در زمان عقد لزوماً بايد مهر معلوم و ميزان آن مشخص باشد.
کم يا زياد آن بستگي به توافق و تراضي طرفين عقد دارد. مهريه بايد مال معيني باشد و ماليت داشته باشد و قابل تملک باشد و متعلق به مردي باشد که قصد اجراي صيغه عقدرا دارد يا اگر مربوط به ديگري است با اجازه وي باشد به طوري که زن بتواند آن را تحت مالکيت خود قرار دهد.
با توجه به اينکه عقد موقت براي مدت معيني است، اگر در مدت زناشويي موقت، زن فوت کند مهر او بر عهده شوهر باقي است و ورثه زن مي توانند مهر او را از شوهر موقت مطالبه نمايند، زيرا آن چه در زمان حيات در مالکيت فرد باشد، بعد از فوت به عنوان ارث به وارث يا ورثه او منتقل مي گردد. همچنين اگر شوهر قبل از زناشويي تمام مدت را ببخشد، بايد نصف مهر را به زن بدهد. به عنوان مثال اگر زن و مردي براي مدت شش ماه با يکديگر ازدواج کرده باشند و شوهر قبل از پايان مدت مثلا يک ماه از عقد گذشته بدون زناشويي مابقي مدت را به او ببخشد، بايد نيمي از مهريه را به او تسليم نمايد. اگر خودداري نمايد زن مي تواند از طريق دادگاه خانواده نسبت به مطالبه آن اقدام نمايد. تعيين مدت مطابق قانون، عقد ازدواج وقتي منقطع است که براي آن مدتي تعيين شده باشد يعني رابطه زناشويي پس از مدت تعيين شده قطع مي شود و زن و مرد ديگر به هم محرم نخواهند بود.
مدت عقد و ازدواج موقت بايد حتماً معين باشد. اين مدت مي تواند يک ساعت، يک روز باشد، يک سال و يا نود و نه سال، به هر حال مدتي است که طرفين بر سر آن با يکديگر توافق نموده اند. آنها در قبال يکديگر پيمان وفاداري براي مدت معيني بسته و متعهد شده اند که در طي آن مدت رابطه زوجيت (زناشويي) داشته باشند و پس از پايان مدت اين زندگي زناشويي و تعهد نيز خاتمه مي يابد و بايد دقت کنيم طولاني بودن مدت نکاح موقت عقد موقت را به عقد دايم تبديل نمي کند و همان قانون مربوط به عقد موقت را دارد مثلا زن حق نفقه ندارد مگر اينکه در عقد شرط کرده باشد و زن و مرد از يکديگر ارث نمي برند و ... بنابراين توصيه اکيد مي شود به الفاظ صيغه نکاح در زمان اجراي عقد کاملاً دقت شود که اگر کسي قصد ازدواج دائم را دارد صيغه نکاح موقت را جاري نسازند.
ثبت ازدواج موقت اگرچه مطابق قانون هر ازدواجي بايد در يکي از دفاتر ازدواج ثبت گردد ولي قانونگذار تنها ثبت نشدن واقعه ازدواج دايمي را جرم و مردي را که ازدواج دايم خود را به ثبت نرساند مستوجب مجازات دانسته است و به همين دليل است که بسياري از ازدواج هاي موقت به ثبت نمي رسد.
عدم ثبت واقعه ازدواج موقت به هر دليلي که باشد مشکلاتي را به دنبال دارد که در مرتبه اول دامنگير زن مي شود که ناآگاهانه به آن تن داده است، چنانچه اگر مهر خود را مطالبه نمايد. بدواً لازم است که اثبات زوجيت کند، به عبارت ساده تر مي بايست ثابت کند که همسر شرعي مرد مي باشد و صيغه توسط کسي ديگر و يا خود مرد جاري شده است و در مواردي که با انکار شوهر خود مواجه شود با توجه به اين که نه سند ثبتي در دست است که ثابت نمايد عقدي در ميان بوده و نه حتي سند عادي يا تکه اي کاغذ که اين رابطه را ثابت نمايد و نه شهودي که شاهد و ناظر رفت و آمد اين زن و شوهر باشند، در قدم اول با مشکلي مواجه مي شود که حل آن ساده و آسان نمي باشد، علاوه بر آن چنانچه اين رابطه منجر به تولد فرزند يا فرزنداني شود، اثبات اينکه طفل متعلق به اين پدر است. زماني طولاني در پي خواهد داشت و در صورتي که پدر رابطه ابوت (پدر و فرزندي) را نپذيرد از طريق آزمايشات پزشکي قانوني بايد اقدام شود و چنانچه دسترسي به پدر طفل ممکن نباشد کسي که در اين رابطه باقي مي ماند زني تنها و بي پناه با فرزندي بدون شناسنامه و هويت است.
به هر حال مهمترين توصيه به زناني که قصد ازدواج موقت دارند اين است که ازدواج خود را ولو براي مدتي کوتاه به ثبت برسانند و يا حتي در نوشته اي کوتاه که ميزان مهريه و مدت عقد مشخص و معلوم و به امضاي هر دو طرف رسيده باشد، درج نمايند تا از بروز مشکلات بعدي که دامنگير خود و فرزندانشان مي گردد، پيشگيري نمايند.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان