بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,158

زن، مرد و تفاوت ها-قسمت ششم(قسمت پاياني)

  1390/10/26
خلاصه: زن، مرد و تفاوت ها-قسمت ششم(قسمت پاياني)
3- حکمت تفاوت‌ها و آثار بي توجهي به آنها
راز تفاوت بين زن و مرد در استعدادها و قواي مختلف، آن است که انسان موجودي طبيعتاً اجتماعي است و نمي‌تواند امور خود را به تنهايي انجام دهد و نيازمند برقراري ارتباط با ديگران است. خداوند به واسط? اين تفاوت‌ها، زمين?‌ ايجاد پيوند را برقرار کرده است. لذا در تفکر اسلامي، ارتقاي هر يک از اعضاي خانواده و اجتماع، تا حدود زيادي در گرو ارتقاي اعضاي ديگر است. از اين رو، افراد يک جامعه از جمله مرد و زن، کمال خود را در کمال ساير افراد مي‌دانند.[23] اين حسّ نياز متقابل، موجب ايجاد پيوند متقابل در قالب احساس نياز به مکمل مي­شود که در گرو رفع نواقص خويش در تعامل با فرد ديگر است.
البته هدف خداوند از خلقت زن و مرد يک چيز است، ولي براي رسيدن به اين هدف، مسيرها، استعدادها و ظرفيت‌هاي متفاوتي را در زن و مرد قرار داده است. در واقع نقش‌هايي که طبيعت بر عهده مرد و زن گذاشته متفاوت است و الزاماً بايد ابزار ايفاي اين نقش‌ها را در اختيار او گذارد. وجود تفاوت‌ها ياريگر هر يک از دو جنس در انجام وظايف و نقش‌هاست. به همين جهت در روايات، جهاد مردان، بذل مال و جان در راه خدا و جهاد زنان، شوهر داري نيکو و صبر بر بدخلقي همسر مي‌باشد.[24]
تشريع نيز کاملاً متناسب با اين تفاوت‌هاي تکويني است. به گونه‌اي که خداوند بر اساس هدفمندي، به منظور نيل به غايات آفرينش، تفاوت‌هايي ميان زن و مرد قرار داده و استعدادها و توانايي‌هايي متناسب با مسئوليت‌ها و وظايف به آنها عطا کرده و قوانين خويش را به منظور هموار ساختن راه دستيابي به غايت‌هاي آفرينش تنظيم نموده و در تمام اين قوانين، وضع مقررات را با لحاظ تفاوت‌ها طرح ريزي کرده است.[25]
به طور خلاصه مي‌توان گفت راز تفاوت‌ها، تشکيل نظام خانوادگي و حفظ پيوندهاي اجتماعي از طريق احساس نياز دو جنس به يکديگر است.
بايد توجه داشت که بسياري از مشکلات موجود جامعه بشري، مولود انحطاط خانواده است و يکي از عوامل مهم تضعيف خانواده، بي توجهي به تفاوت‌ها و کنار گذاشتن نقش‌هايي است که هر يک از اعضاي خانواده مي‌بايست متناسب با ويژگي‌ها و استعدادهاي خود انجام دهند. در واقع، اقتضاي بي توجهي به استعدادها و تمايزات آن است که طرح ريزي حکيمان? خالق هستي براي سعادت بشري مورد بي توجهي قرار گرفته و با از ميان رفتن احساس نقص و کمبود در هر يک از دو جنس، جذابيت آنان براي يکديگر کاهش يابد.[26]
از ديگر نتايج بي تفاوتي به تمايزات و تلاش در صدد تغيير آنها اين است که نظام آموزش و پرورش، نسبت به اين تفاوت‌ها حساس نبوده و براي هر دو جنس، از محتوا و روش آموزشي يکسان بهره مي‌گيرد. نتيج? اين عدم حساسيت اين است که مردان براي انجام مسئوليت‌هاي خود در سرپرستي خانواده، هيچ آموزش و مهارتي را فرا نمي‌گيرند و زنان نيز نمي‌آموزند که چگونه مي‌توانند نقش مادري و همسري را به درستي ايفا کنند.[27] آنها اصولاً نمي‌توانند هضم کنند که در خانواده، سلسله مراتب طولي برقرار بوده و جايگاه پدر، مادر و فرزندان متفاوت و هر يک از آنان، نقش ويژه و متمايزي بر عهده دارد. حاصل آن چيزي جز افزايش خصومت‌هاي خانوادگي، طلاق و از هم پاشيدگي خانواده نخواهد بود. پدر از زير بار مسئوليت خويش شانه خالي کرده و مادر، اشتغال تمام وقت خويش را نسبت به تربيت فرزند در اولويت قرار مي‌دهد.[28] فرزندان نيز حاضر به اطاعت از پدر و مادر نبوده و به بهان? استقلال طلبي، هرگونه نظارت و کنترل پدر و مادر بر رفتار خويش را برنمي‌تابند.
از سوي ديگر، زن و مردي که با فلسفه و حکمت تفاوت‌ها آشنا نباشند، وجود اين تفاوت‌ها را نشان? تبعيض و ظلم در شريعت اسلام دانسته و از آموزه‌هاي ديني ابراز نارضايتي مي‌کنند. چنين مي‌شود که ارزش‌هاي مردانه اصل قرار گرفته و زنان در اعتراض به شريعت، مسابقه مردانه شدن را با سرعت و اشتياق برگزار مي‌کنند.[29]
همچنين بي توجهي به هويت جنسي و تفاوت‌ها، از عوامل فزوني بيماري‌هاي رواني و جنسي در عصر حاضر و کاهش آرامش و افزايش خشونت در خانواده و جامعه است.


4-‌‌‌ نتيجه‌گيري
حال که پذيرفته شد وجود تفاوت‌ها امري مسجّل و حتمي است و آموزه‌هاي ديني نيز نسبت به تفاوت‌ها حساس مي‌باشند، توجه به اين نکته ضروري است که تفاوت‌ها مي‌بايست در شئون مختلف حيات فردي و اجتماعي مدنظر افراد جامعه و نيز تصميم گيران و تصميم سازان اجتماعي قرار گيرد. براي تحقق اين امر، ابتدا مي‌بايست فراتر از لقلقه‌هاي زباني، خداوند را در جايگاه بايسته‌ و شايسته خويش قرار داده و به حکيمانه و احسن بودن نظام خلقت ايمان بياوريم. سپس تفاوت‌هاي طبيعي زن و مرد را شناخته و به جستجوي انتظارات و اغراض الهي از قرار دادن اين تفاوت‌ها برويم. پس از شناخت اهداف و ارزش‌هاي هر يک از اين ويژگي‌ها و استعدادها، وظايف و نقش‌هايي که شريعت متناسب با اين تمايزات تکويني، بر عهد? هر يک از زن و مرد قرار داده است را از آموزه‌هاي ديني استخراج کنيم. در گام بعدي، هر يک از زن و مرد، ضمن احترام به نقش‌هاي جنس مقابل، وجهه همت خويش را بر روي انجام وظايف و نقش‌هاي خويش گذارده و انجام آنها را در راستاي کمال معنوي و عمل به طرح ريزي حکيمان? الهي براي سعادت دنيا و آخرت خويش بداند.
جامعه و حکومت نيز مي‌بايست در برنامه‌ريزي‌ها و سياستگذاري‌ها، خصوصاً در نظام آموزشي، توجه به تفاوت‌ها و مهيا کردن هر يک از دو جنس براي انجام نقش‌ها و مسئوليت‌هاي خويش را در سرلوح? فعاليت‌هاي خود قرار دهد. اصلاح الگوي مشارکت اجتماعي و اشتغال زنان و اصلاح سيستم‌ها حمايتي نظام از زن و خانواده، از ديگر الزامات و بايسته‌هاي حکومت است.


مطالب مرتبط:
زن، مرد؛ تفاوت ها(1)


فهرست منابع
1) بورک، رابرت.اچ؛ ليبراليسم مدرن در سراشيبي به سوي گومورا،
2) پيس، آلن و باربارا؛ چرا مردان به حرف زنان گوش نمي‌دهند و چرا زنان زياد حرف مي‌زنند و بد پارک مي‌کنند، ترجمه محسن جده دوست و آذر محمودي، تهران، فصل سبز، 1382.
3) جمعي از نويسندگان؛ جستاري در هستي شناسي زن، چاپ 5، قم، انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1385.
4) جوادي آملي، عبدالله، زن در آئينه جلال و جمال، چاپ 10، قم، اسراء، 1384.
5) جيمز، سوزان؛ «فمينيسم».
6) حر عاملي، محمد بن حسن؛ وسايل الشيعه، قم، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، 1416 ق.
7) خويي، ابوالقاسم؛ معجم رجال الحديث، قم، مدينه العلم، 1409 ق.
8) دموس، نانسي‌لي؛ دروغ‌هايي که زنان باور مي‌کنند و حقايقي که آنها را آزاد مي‌سازد، ترجمه و تلخيص پريسا پور علمداري، چاپ اول، قم، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، 1387.
9) ديلمي، حسن بن ابي الحسن؛ ارشاد القلوب، دارالشريف الرضي للنشر، 1412 ق.
10) زيبايي نژاد، محمدرضا و محمدتقي سبحاني؛ درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، چاپ 3، قم، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، 1385.
11) سروري، حسين؛ روانشناسي اختلافي زن و مرد.
12) شلسينگر، لارا؛ قدرت زن، ترجمه دنيس آژيري، چاپ اول، تهران، نشر ثالث، 1386.
13) صدوق، محمد بن علي بن بابويه؛ من لايحضره الفقيه، قم، جامعه مدرسين، 1363.
14) طباطبايي، محمد حسين؛ الميزان في تفسير القرآن، چاپ 5، بيروت، موسسه اعلمي، 1983.
15) قرطبي؛ جامع الاحکام القرآن، ج 7.
16) کليني، محمد بن يعقوب؛ کافي، چاپ 4، دارالکتاب الاسلاميه، 1375.
17) گرنت، توني؛ زن بودن، ترجمه فروزان گنجي زاده، تهران، ورجاوند، 1381.
18) مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار، چاپ 3، تهران، اسلاميه، 1374.
19) مصباح يزدي، محمدتقي؛ معارف قرآن.
20) مطهري، مرتضي؛ نظام حقوق زن در اسلام، چاپ 9، قم، جامعه مدرسين، 1359.
21) نهج البلاغه.
22) هاشمي رکاوندي، مجتبي؛ روانشناسي زن.
23) هام، گلي و سارا گمبل؛ فرهنگ نظريه‌هاي فمينيستي، ترجمه فيروزه مهاجر و ديگران، تهران، توسعه، 1382.
24) ....، فمينيسم و دانش‌هاي فمينيستي، ترجمه عباس يزداني، قم، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، 1382.
-------------------------
[1] . انديشمندان نامدار بسياري همچون بقراط، ارسطو، ابن سينا، توماس اکويناس، ولتر، غزالي، مولوي، هيوم، روسو، باخ اوفن، جمال الدين اسد آبادي، سيد قطب، شهيد مطهري، علامه طباطبايي، آيت الله مصباح و....وجود تفاوت‌هاي طبيعي ميان زن و مرد را مورد تاکيد قرار داده‌اند که بررسي دقيق نظريات آنان، از حوصله اين سطور خارج است. البته معدودي از دانشمندان غربي، بر طبل عدم پذيرش تفاوت‌ها و يا غيرطبيعي بودن تفاوت‌ها کوبيده‌اند ولي آنان را مي‌بايست در اقليت دانست. همچنين اکثر قريب به اتفاق انديشمندان مسلمان، گرچه زن و مرد را در انسانيت برابر دانسته‌اند وليکن وجود برخي ويژگي‌هاي طبيعي را در هر يک از دو صنف، ترديد ناپذير دانسته‌اند.
[2] . ر.ک به آثاري همچون سوزان جيمز، «فمينيسم»، فمينيسم و دانش‌هاي فمينيستي، ترجمه عباس يزداني، ص 85.
[3] . حميرا مشيرزاده، فمينيسم، از جنبش تا نظريه اجتماعي، ص 13-17.
[4] . اکثر فمينيست‌هاي موج سوم که آخرين موج مهم فمينيسم را تشکيل مي‌دهند، قائل به تفاوت در طبيعت زنانه و مردانه هستند. براي مطالعه بيشتر رک به: گلي هام و سارا گمبل، فرهنگ نظريه‌هاي فمينيستي، ترجمه فيروزه مهاجر و ديگران، ص 314. و سيمون بارون کوهن، زن چيست ؟ مرد کيست؟...ترجمه گيسو ناصري، ص 270.
[5] . به طور نمونه رک به: نور/31، احزاب/33، بقره/ 235، 236 و 237، طلاق/ 6 و 7، نساء/3، مائده/ 5، نحل/ 43 و نيز کافي، ج 3، ص 40، 175، 28، 147؛ وسايل الشيعه، ج 3، ص 8، 303 و ج 12، ص 380 و ج 21، ص 416؛ من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 470، 485 و ج 4، ص 350؛ بحارالانوار، ج 93، ص 328 و....
[6] . محمدرضا زيبايي نژاد و محمد تقي سبحاني، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، ص 65 و 66.
[7] . بطور نمونه امام رضا (ع) مي‌فرمايند: «دليل پذيرفته نشدن شهادت زنان درباره رؤيت هلال ضعف آنان نسبت به رؤيت است.» (ابوالقاسم خويي، معجم رجال الحديث، ج 16، ص 151). پيش از اين در بخش تفاوت‌هاي رواني، به يافته‌هاي علوم تجربي در خصوص تفاوت ديد زن و مرد اشاره شد. حضرت علي (ع) نيز مي‌فرمايد: «امور فوق توان زن را به وي وامگذار، به اين دليل که زن چون گلي (لطيف) است نه شخصي که در هر امري مباشرت کند. (محمد بن حسن حر عاملي، وسايل الشيعه، ج 20، ص 170).
[8] . «بگو چه کسي زينت‌هاي الهي را که براي بندگان خود آفريده، حرام کرده است؟ (اعراف 32)، همچنين در آيه 31 اعراف و در روايت مذکور در ج 5، ص 11 وسايل الشيعه و نيز سيره پيامبر اکرم که در جامع الاحکام القران، تأليف قرطبي، ج 7، ص 197، مورد اشاره قرار گرفته، اصل تمايل و گرايش به زينت مورد سفارش قرار گرفته است. (ر.ک: جمعي از نويسندگان، جستاري در هستي شناسي زن، ص 29).
[9] . علامه طباطبايي (ره) در ذيل آيه 18 سوره زخرف (او من ينشاء في الحليه و هو في الضحام غير مبين: آيا کسي را که در زر و زيور پرورش مي‌يابد و به هنگام مجادله، بيانش غير روشن است [ فرزند خدا مي‌خوانيد]؟) ميل و گرايش شديد زنان به زيور و زينت و عدم توانايي در بيان دليل و حجت بواسطه احساسات وعواطف سرشار را از ويژگي‌هاي زنان مي‌دانند. (ر.ک به: الميزان، ج 18، ص 90). اميرالمؤمنين (ع) نيز در خطبه 153 نهج البلاغه مي‌فرمايند: «ان النساء همّهن زينه الحياه الدنيا» يعني زنان به زر و زيور گرايش شديد دارند. پيش از اين گفته شد که يافته‌هاي علوم تجربي نيز بر اين مطلب صحه مي‌گذارند. بطور مثال، جينالمبروزو» مي‌گويد: «يکي از تمايلات عميق و آرزوهاي اساسي زن، آن است که در چشم ديگران اثري مطلوب بخشيده و به وسيله حسن قيافه ، زيبايي اندام، موزون بودن حرکات، خوش آهنگي صدا، طرز تکلم و بالاخره با شيوه خرام خود، مطبوع طباع واقع گشته، احساسات آنها را تحريک و روحشان را مجذوب سازد. (جينالمبروزو، روح زن، ترجمه پري حسان شه رئيس، ص 29).
[10] . امام صادق (ع): «حيا ده جزء دارد که نه جزء آن در زنان و يک جزء آن در مردان نهاده شده است» (محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 103، ص 114). در روايات ديگر امام صادق (ع) فرمود: «حوا گفت: خداوندا از تو مي‌خواهم آنچه به آدم ارزاني داشتي به من ارزاني کني، خداوند گفت: به تو حيا، رحمت و انس....ارزاني کردم».
[11] . حسن ابن ابي الحسن ديلمي، ارشاد القلوب، ج 1، ص 194.
[12] . پيامبر اکرم (ص): «قيامت بر پا نمي‌شود مگر پس از آنکه حيا از کودکان و زنان رفته باشد» (محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 6، ص 315).
[13] . در آيات متعدد قرآن همچون: زخرف/18، نساء/34 و بقره/ 282 و نيز روايات فراواني مي‌توان به نظر وحي پيرامون طبيعي بودن خاستگاه تفاوت در عقل پي برد.
[14] . نظريه اول: زن و مرد از نظر برخورداري از قواي عقلاني و قدرت تعقل مساوي‌اند اما اين مسأله معلول اوضاع فرهنگي و اجتماعي است. نظريه دوم: زن و مرد در بهره‌مندي از قوه عقل يکسانند اما به دليل غلبه احساسات و عواطف که لازمه زندگي زناشويي و ايفاي نقش مادري و همسري است، جنبه تعقل زن در مقايسه با مرد، کمتر فعال است. نظريه سوم: زن و مرد در بهره‌مندي از قواي عقلاني با يکديگر يکسان نيستند و زن از آنجا که در طرح حکيمانه عالم تکوين براي فعاليت‌هاي ويژه‌اي انتخاب شده است، نيازي به برخورداري از استعداد عقلاني مساوي با مردان نداشته است. (براي مطالعه بيشتر رک به: درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، ص 70- 73). بطلان نظريه اول قابل اثبات است وليکن از ميان دو نظريه ديگر انتخاب ديدگاه مختار دشوار است. البته ديدگاه سوم که از سوي علامه طباطبايي (ره) بيان شده به نظر صحيح تر مي‌رسد.
[15] . آيت الله مصباح يزدي معتقدند: اينکه قدرت تعقل در مرد بيشتر است، ناشي از قوت خود مرد نيست. بلکه معلول ضعف دشمنان تعقل در اوست (محمد تقي مصباح يزدي، معارف قرآن، بخش حقوق، ص 2093). لذا قدرت تعقل در هر دو جنس هست ولي شدت و ضعف آن مي‌تواند ناشي از دلايل مختلف، از جمله بيشتر بودن موانع تعقل از جمله احساسات وعواطف در زنان و بيشتر بودن اقتضاي تعقل در مردان باشد. (ر.ک: جمعي از نويسندگان، جستاري در هستي شناسي زن، ص 128).
[16] . امام صادق (ع): «خداوند تبارک و تعالي براي زن، صبري معادل صبر ده مرد قرار داده است، و آن گاه که حمل بردارد، قدرت ده مرد ديگر را نيز به وي مي‌دهد». (محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 103، ص 241).
امام صادق (ع): «به زنان نيروي مباشرت (ارتباط جنسي) دوازده نفر و صبر دوازده نفر عطا شده است. (کليني، الکافي، ج 5، ص 338). تحقيقات روانشناسان ثابت کرده است که زنان در مقابل غريزه جنسي بسيار مقاوم هستند، به عکس مردان که به سرعت و شدت در برابر مناظر تحريک آميز، دچار طغيان شهوت مي‌شوند و مقاومت خويش را از دست مي‌دهند. (مجتبي هاشمي و رکاوندي، روانشناسي زن، ص 220).
[17] . امام صادق (ع): «زنان آفريده شدند تا براي مردان، آرامش بخش و سبب انس گردند» (محمد بن حسن حر عاملي، وسايل الشيعه، ج 20، ص 350).
[18] . امام صادق (ع): «غيرت، ويژه مردان، و از اين روست که خداوند تمام مردان، جز همسر را بر زن حرام گردانيد، اما براي مردان چهار همسر را تجويز کرد و خداوند کريم‌تر از آن است که به زن غيرت دهد، آنگاه به همسرانشان اجازه دهد که سه همسر ديگر نيز برگزينند.» (کليني، الکافي، ج 5، ص 505)
امام باقر (ع): « خداوند غيرت را براي زن قرار نداد و فقط براي مرد قرار داد» (محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 20، ص 154).
[19] . ر.ک به: نظرات شهيد مطهري در نظام حقوق زن در اسلام، آيت الله مصباح يزدي در معارف قرآن، آيت الله جوادي آملي در زن در آئينه جلال و جمال، علامه طباطبايي در تفسير الميزان و....
[20] . مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، ص 166.
[21] . همان، ص 163.
[22] . محمد تقي مصباح يزدي، معارف قرآن، حقوق زن در اسلام، ص 2087.
[23] . درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، ص 77و 78.
[24] . محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 10، ص 99 و ج 18، ص 107. «ناسي لي دموس» در کتاب خود تحت عنوان «دروغ‌هايي که زنان باور مي‌کنندو حقايقي که آنها را آزاد مي‌سازد»، در صفحه 133 کتاب خود اشاره به طبيعي بودن منشاء تفاوت‌ها. مي‌نويسد: «رضايت و سعادت واقعي وقتي حاصل مي‌شود که هدف از خلقت خود را کشف کنيم و آن را با آغوش باز بپذيريم. خداوند زن را به گونه‌اي خلق کرده است که ياور همسرش باشد و بتواند موجب بقاي نسل گردد.
[25] . جستاري در هستي شناسي زن، ص 241.
[26] . «لاراشلسينگر» در کتاب «قدرت زن» مي‌نويسد: زنان و مردان از لحاظ بنيادي با هم متفاوتند. اين تفاوت‌ها را ما بوجود نياورده‌ايم که خودمان هم بتوانيم آن را از بين ببريم...به جاي اينکه زنان ومردان اين تفاوت‌ها را تهديد و توهيني به خود تلقي نمايند و از آن گلايه داشته باشند، بهتر است به اين بيانديشند که همين تفاوت‌ها موجب مي‌شود که زن و مرد، مکمل يکديگر باشند.» (قدرت زن، ص 136).
[27] . «براي اولين بار در تاريخ بشريت، پسران و دختران به اين روش بزرگ مي‌شوند که به آنان مي‌آموزيم که هر دو برابرند و از توانايي‌هاي برابر برخوردارند. وقتي بزرگ شدند، ازدواج مي‌کنند و يک روز از خواب بلند مي‌شوند و متوجه مي‌شوند که مثل روز و شب با هم فرق دارند. تعجبي ندارد که جوانان اين قدر در روابط و ازدواجشان مشکل دارند». (آلن و باربارا پيس، چرا مردان به حرف زنان گوش نمي‌دهند و...، ص 383).
[28] . يکي از تلاش‌هاي جدي فمينيست‌ها در مبارزه با تفاوت‌هاي طبيعي، همين مسأله بوده است. «سيمون دوبووار» که يکي از تأثيرگذارترين افراد بر جريان فمينيسم بوده است مي‌گويد:‌«به هيچ زني نبايد اجازه داد تا در خانه بماند و به امر پرورش کودکانش بپردازد.... اگر به هر زني حق انتخاب در خانه ماندن و پرورش کودکان خود و يا شاغل بودن در بيرون را بدهند، اغلب زنان ترجيح مي‌دهند تا در خانه بمانند» (رابرت اچ. بورک، ليبراليسم مدرن در سراشيبي به سوي گومورا، ص 472).
دکتر «دروتي پاترسون» نيز معتقد است: «زنان از آزادي اصيلي که قرن‌ها از آن لذت مي‌بردند، يعني رسيدگي به امور خانه، پرورش کودکان و پيگيري خلاقيت‌هاي فردي دور افتاده‌اند. مغزشان شستشو داده شده تا باور کنند انجام کاري که دستمزد و حقوق مادي ندارد، زن را گرفتار ناکامي، ملامت و حبس در محدوده خانه مي‌کند». (نانسي لي دموس، دروغ‌هايي که زنان باور مي‌کنند و حقايقي که آنها را آزاد مي‌سازد، ص 72).
[29] . خانم توني گرنت در صفحه 16 کتاب خود، «زن بودن» مي‌نويسد: زن امروزي مردي بدلي است، با مردان حقيقي در جنگ است و به همين علت آشفته و نا آرام است.» وي در صفحات 24 و 79 کتاب خود اضافه مي‌کند: «زنان در حسرت چيزي مي‌سوزند که نمي‌دانند دقيقاً چيست»؛ «مرد بودن وقتي که شخص در واقع يک زن است، کار خسته کننده‌اي است».






نويسنده:علي غلامي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان