بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,561

مرزشناسي در ازدواج موقت-قسمت سوم

  1390/10/18
خلاصه: مرزشناسي در ازدواج موقت-قسمت سوم
متعه در لغت و اصطلاح

مُتْعَه به ضم ميم: شکار و غذا که از آن بهره مند شوند.

طريحي در مجمع البحرين مي گويد: «متاع، تمتع و متعه و تلذذ متقارب المعني هستند و هر آنچه از آن لذت مي برند عنوان متاع دارد».

اقرب الموارد اين گونه نقل مي کند: «متاع و متعه چيزي است که از آن انتفاع قليل و غير باقي برده شود. و استمتاع به معناي انتفاع و بهره مندي است».

در قاموس قرآن اين گونه آمده: «متعه زنان را از آن جهت متعه گويند که آن مورد انتفاع است تا مدت معلومي، بخلاف نکاح دائمي که مدت معلوم ندارد و ابن اثير هم در نهايه ذيل لغت متاع نيز همين معنا را گفته است».

«تفاوت ازدواج موقت و دائم از نظر حقوق و شرايط»

نظام حکيمانه قانونگذاري در اسلام بر پايه کرامت، طهارت و آساني و سهولت است لذا در عين دعوت انسان به سوي پاکي و دوري از مفاسد و زشتي ها، آسان ترين و بهترين راهکارها را جهت تعديل و ارضاي نيازهاي انسان ارائه فرموده است و اصل «يريد الله بکم اليسر و لايريد بکم العسر»، حاکم بر تمامي قوانين آن است. بر اين اساس نه انسان را دعوت به سرکوب غرايز و تمايلات طبيعي مي کند و نه به او اجازه مي دهد که از مرز اعتدال، به افراط و شهوت راني پافراتر نهد. اينجاست که جهت بخشي به حرکت منطقي و معقول انسان، در طريق وسطي و صراط مستقيم در تمامي احکام و قوانين مشهود است و کردگار حکيم از آن جهت انسان را در مرحله خلقت تعديل و تسويه نموده است؛ در شريعت هم، انسان را بدان فرا مي خواند، پس با بيان «و نفس و ما سويها فالهمها فجورها و تقويها» پرده از خلقت قرين با اعتدال و حکمت بر مي دارد و با «قد افلح من زکيها و قد خاب من دسيها» از انسان مي خواهد که بسوي رشد و تزکيه حرکت نمايد و به رغم ميدان دادن مناسب به غرايز، اصل پرورش و فلاح و رستگاري را مورد توجه خويش قرار دهد، درست به مانند باغباني که در عين تأمين شرايط طبيعي، شاخه هاي اضافي را قطع مي کند و از رشد ناموزون و زيان بخش آن جلوگيري مي نمايد. بنابراين ازدواج را به دو صورت قرار مي دهد و اين تقسيم نه به جهت تخيير در نوع ازدواج بلکه از جهت قرار گرفتن در موضع اضطرار و عدم تمکن و فراهم نبودن شرايط براي ازدواج دائم است. که اين دو ازدواج در پاره اي از آثار و احکام مشترکند و در پاره اي اختلاف و تفاوت دارند. و ما ابتدا به تفاوتها مي پردازيم.

الف-تعيين مدت در ازدواج موقت

اولين تفاوت در همان موقت و غير موقت بودن آن دو است، که در ازدواج موقت در پايان مدت در صورت تمايل مي توانند عقد را مجدداً تمديد کنند و اگر مايل نبودند بدون طلاق از هم جدا مي شوند. تقدير در ازدواج موقت و تعيين مدت از شرايط صحت نکاح است. ولي در ازدواج دائم ذکر مدت نمي شود، بلکه خود صيغه «انکحت و زوّجت» بر دوام دلالت دارد.

ب -عدم مسئوليت اقتصادي

به لحاظ شرايط خاص ازدواج موقت، زن و مرد آزادي بيشتري دارند. در اينجا مرد مسئوليت مخارج روزانه، لباس، مسکن و ساير احتياجات زن از قبيل درمان را به عهده ندارد، و با انعقاد عقد اين وظايف بر عهده مرد نمي آيد. مگر اينکه به عنوان شرط ذکر شود.

ج -نوع تمکين و رياست

در ازدواج دائم چون مرد به عنوان مسئول خانواده است، اطاعت از او نسبت به موارد تمکين و انجام وظايف همسري در محدوده حکم خدا بر زن لازم است، و رعايت مصلحت خانواده و توجه به عدم فروپاشي و پيشگيري از نشوز و شقاق بر طرفين لازم مي آيد، ليکن در ازدواج موقت رعايت اين گونه امور به عنوان وظايف الزامي زوجين مطرح نمي باشد. مگر اينکه قرار دادي ميان آن دو منعقد شود که به واسطه آن ملزم به بعضي از امور شوند. و به سبب «المومنون عند شروطهم» ملزم به پذيرش شوند، در حاليکه در ازدواج دائم به محض عقد، حقوق و تکاليف برقرار مي شود و زن و مرد نمي توانند از زير بار اين وظايف شانه خالي نمايند.

د -توليد نسل

در ازدواج دائم هيچ کدام از زوجين بدون جلب رضايت ديگري حق ندارند از بچه دار شدن و توليد نسل جلوگيري کنند. ولي در ازدواج موقت جلب رضايت طرف مقابل نسبت به اين امر لازم نيست. اگر چه فرزندي که از اين ازدواج بوجود مي آيد با فرزند ناشي از ازدواج دائم تفاوتي ندارد.

ه -تفاوت در مهريه

در ازدواج دائم و موقت مهريه لازم است و اصل در مهريه طبق آيات متعدد قرآن پرداخت آن به طور کامل است چنانچه مي فرمايد: «و آتوا النساء صدقاتهنَّ نحلةً» يعني مهريه زنان را بطور کامل به عنوان يک دين و بدهي بپردازيد و در نکاح منقطع هم مي فرمايد«فما اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فآتوهنَّ اُجُورَهنَّ فَريضةً» يعني زناني که متعه مي کنند مهر آنها را به عنوان يک واجب بايد بپردازيد.

ولي تفاوت ازدواج موقت و دائم در ناحيه مهريه آن است که، در ازدواج موقت عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است؛ ولي در ازدواج دائم در صورت عدم ذکر مهر«مهر المثل» تعيين مي شود.

لذا صاحب جواهر در اين زمينه مي گويد: «اما المهر فهو شرط في عقد المتعه خاصه و يبطل بفواته العقد»يعني (قرار دادن مهريه در عقد متعه شرط است (نه در ازدواج دائم) و عقد متعه باطل مي شود به سبب قرار ندادن آن) و در روايتي صحيح از زراره نقل شده که امام صادق(ع) فرمودند: «متعه تحقق نمي پذيرد مگر بواسطه دو امر، يکي تعيين مدت و ديگري اجر و مهريه اي که تعيين شده باشد». «ودر صورتي که مرد قبل از هم آغوشي با زن مدت صيغه را هبه کند و بخواهد از او جدا شود در اين صورت نصف مهريه بر عهده اوست».

و -ارث و ازدواج موقت

در ازدواج موقت زن و شوهر از يکديگر ارث نمي برند اما اگر اولادي از آنها بدنيا آمد از هر دو طرف ارث مي برد زيرا او فرزند واقعي آنهاست. اما اينکه آيا زن و مرد مي توانند شرط کنند ارث را، آنچه که از قيود در ضمن روايات به دست مي آيد نسبت به عدم توراث در ازدواج موقت است. بعضي از فقها قائلند که اضافه کردن چيزي که منع شرعي دارد به عنوان شرط صحيح نيست و قاعده «المومنون عند شروطهم» نسبت به شروطِ جايز است، نه شرطي که در ناحيه جعل و يا رد آن شريعت تأکيد دارد.

بر اين اساس زن و مرد نمي توانند بدون قرار دادن مهريه به ازدواج موقت هم در آيند؛ زيرا بر جعل مهريه نص و تأکيد صريح داريم. در باب ارث هم به اين گونه است و نمي توان چيزي را که شريعت منع نموده، انسانها در قراردادهاي خود جعل و وضع نمايند. مثلاً در روايتي آمده که از امام صادق (ع) در مورد حدود متعه سؤال مي شود ايشان مي فرمايد: «من حدودها ان لا ترثها و لا ترثک» يعني از حدود متعه آن است که نه زن از تو ارث مي برد و نه تو از او ارث خواهي برد.

و در روايت ديگري که صحيح السند است، آمده که از امام صادق (ع) سؤال مي شود که «مردي با خانمي ازدواج موقت مي کند و در آن شرط ميراث قرار نمي دهد. امام صادق(ع) مي فرمايد: «ليس بينهما ميراث اِشترطا اَوْ لم يشترطا» بين آن دو رابطه ارث بر قرار نمي شود چه شرط بکنند و چه شرط نکنند.

اگر چه در يکي از مقالات در اين موضوع، يکي از قضات ديوان عالي کشور ابراز داشته بود که «قانوني شدن ازدواج موقت و ثبت آن در دفاتر اسناد رسمي کشور… … آنها را (زنان) از قانون ارث نيز بهره مند مي کند» که اين نظر به لحاظ اعتبار، جايگاه فقهي و حقوقي چندان محکمي ندارد.

مضاف بر اين که زمينه سودجويي را براي عده اي فرصت طلب فراهم مي سازد که بتوانند با اين شرط، مقداري از مايملکي که متعلق به وارثان اصلي مرد است، با نکاحي موقت از آن خود سازند. و از اين طريق پايه هاي خانواده بر مبناي ازدواج دائم متزلزل مي گردد.





نويسنده:عزت الله ميرخاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان