بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,190

شايستگي زنان براي قضاوت و مناصب رسمي-قسمت پنجم(قسمت پاياني)

  1390/10/15
خلاصه: شايستگي زنان براي قضاوت و مناصب رسمي-قسمت پنجم(قسمت پاياني)
جمع بندى دلايل

اولا: در اين مسئله اجماع فقهاى اماميه وجود دارد, تا آن جا که شيخ الطائفه در کتاب خلاف آن را به طور مطلق به مذهب اماميه نسبت داده است. و اين خود کاشف از اين است که تا آن روزگار, در اين مورد مخالفى از فقهاى اماميه وجود نداشته است.
و هم چنين دعوى اجماع در کلام شهيد ثانى و غير آن از متاخرين, که از يک حقيقت روشن حکايت دارد.
ثانيا: محقق اردبيلى و ميرزاى قمى, در گسترهء دامنهء اجماع ترديد کرده اند, و با اصل مسئله مخالفتى يا ترديدى ندارند. لذا در اصل مسئلهء عدم جواز قضاوت زن با عنوان منصب رسمى مخالفتى نخواهند داشت.
ثالثا: روايات متعددى در منع تصدى ولايت يا خصوص قضاوت براى زنان وجود دارد که قابل استناد و اعتمادند.
رابعا: علم اجمالى به وجود يکى از دو حجت مسئله:
ـ يا اجماع فقها, که بدون استناد تحقق يافته, و خود به عنوان دليل کاشف و مستقل, حجيت دارد. چنانچه صاحب رياض همين راه را يافته, پس از نقل اجماع در کلام بزرگان جهان فقاهت گويد : وهو الحجه, مضافا الى الاصل36.
2ـيا روايات مورد استناد فقها, در صورتى که اتفاق آرا به اين روايات استناد داشته باشد. و شهرت استناديه, آن هم در اين حد از مرتبهء قريب به اجماع, موجب قوت اسناد روايات مى گردد.
چنان چه صاحب مفتاح الکرامه به آن اشارت دارد:
وان لم يکن اجماع فهذا خبر منجبر بالشهره العظيمه37.
به علاوه, روايات متظافره و صحيحه نيز در اين زمينه وجود داشت.

-----------------
1- الدروس الشرعيه, فى فقه الاماميه(چاپ سنگى) ص 168.
2- مکاسب محرمه, ص 153
3- رياض المسائل, ج2, ص389.
4- سنن بيهقى, ج10, ص:118لن يفلح قوم ولوا امرهم امراه. درباره ء اعتبار اين بحث گفت وگو خواهيم نمود.
5- جواهر الکلام,ج40,ص14.
6- کتاب الخلاف,ج2,ص590,آداب القضاء.
7- نهى, از نفى شايستگى استفاده شده است.
8- دربارهء پوران دخت ـ که بر تخت سلطنت خسروى تکيه زد- وارد شده است.
9- الدروس, ص168, کتاب القضاء.
10- شرايع الاسلام, ج4,ص67.
11- ايضاح الفوائد فى شرح القواعد, ج4, ص298.
12- ر.ک: مسالک الافهام فى شرح شرايع الاسلام, ج2, کتاب القضاء.
13- ر.ک: مفتاح الکرامه, ج10, ص9.
14- 1کفايه الاحکام,ص261.
15- مفاتيح الشرايع, ج3,ص246.
16- رياض المسائل در شرح مختصر نافع, ج2,ص 388-389.
17- جواهرالکلام, ج40,ص12ـ 14.
18- مبانى تکلمه المنهاج, ج,ص10.
19- غنائم الايام,ص672.
20- مجمع الفائده والبرهان,ج12,ص15.
21- گويد1:وهوالحجه(رياض المسائل,ج2,ص 388-389).
22- زخرف(43) آيهء 18.
23- تين(95) آيه 4.
24- نهج البلاغه, نامهء شمارهء 3, ص405(صبحى صالح).
25- من لا يحضره الفقيه,ج3,ص362, رقم 13.و ج4,ص280, رقم10.
26- سيد عبدالزهراء حسينى, مصادر نهج البلاغه,ج3,ص311.
27- کشف المحجه, فصل 154ص157. مجلسى در بحارالانوار(چاپ بيروت) ج74, ص196تمامى اين اسناد را از سيدبن طاووس آورده.و عبارت يادشده در ص214بحار است و ص233. و ج100, ص252, رقم 54 و 253, رقم 56.
28- مصادر نهج البلاغه, ج3, ص307 ـ 312.
29- بحارالانوار, ج100,ص254, باب جوامع احکام النساء, رقم1.1وج10,ص275.
30- من لا يحضره 1الفقيه,ج4,ص263.
31- ر.ک: مسند احمدبن حنبل, ج5, ص38و43و47و51 و سنن بيهقى,ج10, ص118.
32- وسائل الشيعه,ج27,ص13, رقم15, باب صفات القاضى.
33- همان,ص139رقم,6, باب صفات القاضى.
34- جواهرالکلام,ج40,ص14.
35- مفتاح الکرامه,ج10,ص9.
36- رياض المسائل,ج2,ص 388-389.
37- مفتاح الکرامه,ج10,ص9.





نويسنده:محمد هادى معرفت





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان