بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,077

فقه و ازدواج با کافران-قسمت سيزدهم

  1390/10/14
خلاصه: فقه و ازدواج با کافران-قسمت سيزدهم
3 . ازدواج با ناصبيان و غاليان
ممکن است در ميان مسلمانان به گروههايى برخورد کنيم که گرچه به حسب ظاهر, مسلمان هستند, ولى به لحاظ موازين فقهى, محکوم به کفرند و در نتيجه احکام ويژه خود را دارند. در ميان اين گروهها, ناصبيان و غاليان معروفند.
از کتابهاى فقهى استفاده مى شود که ازدواج زن مسلمان با مرد ناصبى و غالى و نيز ازدواج مرد مسلمان با زن صابى و غالى, حرام است و به نظر مى رسد که اين حکم, مورد اتفاق بيشتر فقهاست.
شيخ مفيد در مقنعه مى نويسد:
(ونکاح الناصبة المظاهرة بعداوة آل الرسول(ع) محرم کتحريم نکاح امثالها فى الکفر والضلال135.)
ازدواج با زن ناصبى که تظاهر به دشمنى با خاندان پيامبر مى کند, حرام است مانند حرام بودن ازدواج با ديگر کافران و گمراهان….
عبارت شيخ طوسى نيز در نهايه چنين است:
(ولايجوز العقد على المرأة الناصبة المعروفة بذلک136.)
عقد بستن بر زن ناصبى که به چنين انحرافى معروف است, جايز نيست.
اين برّاج نيز عبارتى به همين مضمون دارد. وى در مهذب مى نويسد:
(ويحرم العقد على الناصبة المعروفة بالنصب ويجوز العقد على من لايعرف منها ذلک137.)
از نظر محقق کرکى در اين مسأله, مخالفى ديده نمى شود. وى پس از عبارت علامه در قواعد (ولايتزوج بالناصبة المعلنة بعداوة اهل البيت, عليهم السلام) مى نويسد:
(لانها کافرة والناصبة شرّ من اليهودى والنصرانى على ما روى فى اخبار اهل البيت(ع) ولاخلاف فى ذلک عندنا سواء المتعة والدوام138.)
اما بررسى بيشتر متون فقهى نشان مى دهد که مسأله چندان هم خالى از اختلاف نيست; مثلا ابن حمزه ازدواج موقت را با زنان ناصبى, به گونه مطلق و ازدواج دائم با ايشان را در حالت اضطرار جايز مى داند139.
شايد از عبارت محقق در شرايع و شهيد اول در لمعه نيز استفاده شود که اين دو فقيه, تنها ازدواج زن مسلمان با مرد ناصبى را مردود مى شمارند, نه عکس آن را عبارت شرايع چنين است:
(لايصح نکاح الناصب المعلن بعداوة اهل البيت(ع)140.)
ازدواج مرد ناصبى که آشکارا با اهل بيت(ع) دشمنى مى کند, صحيح نيست .
شهيد نيز در لمعه مى نويسد:
(ولايجوز للناصب التزويج بالمؤمنة141.)
بررسى روايات مسأله
آنچه از روايات فراوان استفاده مى شود, ممنوع بودن ازدواج با ايشان به گونه مطلق است. اين روايات را مى توان در سه دسته مورد مطالعه قرار داد:
دسته اول: رواياتى که از آنها, تنها ممنوع بودن ازدواج مرد مسلمان با زن ناصبى استفاده مى شود, مانند صحيحه فضيل بن يسار:
(عن ابى عبدالله(ع) قال: لايتزوج المؤمن الناصبة المعروفة بذلک142.)
مرد مسلمان, با زنى که به ناصبى بودن معروف است ازدواج نکند.
موثقه زرارة:
(عن ابى جعفر(ع) قال: دخل رجل على على بن الحسين(ع) فقال: انّ امرأتک الشيبانيّة خارجية تشتم عليا(ع) فان سرّک أن أسمعک ذلک منها أسمعتک.
قال: نعم.
قال: فاذا کان حين تريد ان تخرج کما کنت تخرج فعد فاکمن فى جانب الدار.
قال: فلما کان من الغد کمن فى جانب الدار و جاء الرجل فکلّمها فتبين منها ذلک فخلّى سبيلها وکانت تعجبه143.)
امام باقر(ع) فرمود: مردى خدمت امام چهارم رسيد و به ايشان عرض کرد: همسرى که از طايفه شيبانيه دارى, خارجى مسلک است و به على(ع) ناسزا مى گويد. اگر دوست داشته باشى ناسزاگويى او را بشنوى [واين کار برايت ثابت شود] من زمينه اين کار را فراهم سازم.
حضرت فرمود: بله [اين کار را انجام بده].
پس آن مرد گفت: هرگاه تصميم دارى از منزل بيرون روى, پس از خروج, برگرد و در گوشه خانه پنهان شود.
حضرت فرداى آن روز همين کار را انجام داد و در گوشه اى پنهان شد.
در اين هنگام آن مرد آمد و با آن زن سخن گفت. پس در ضمن اين گفت وگو, خارجى بودن زن براى حضرت آشکار شد. از اين روى, او را طلاق داد, با اين که زن حضرت را دوست مى داشت.
دسته دوم: رواياتى که از آنها, تنها ممنوع بودن ازدواج زن مسلمان با مرد ناصبى استفاده مى شود. مانند روايت فضيل بن يسار:
(عن ابى عبدالله(ع) قال: قال له الفضيل: أُزوج الناصب؟ قال: لاولاکرامة…144.)
فضيل, از امام صادق(ع) پرسيد: آيا مى توانم [دخترم را مثلا] به عقد مرد ناصبى در آورم؟
حضرت پاسخ داد: نه و در اين کار کرامتى نيست.
همان راوى در روايت ديگرى مى گويد:
(سألت ابا عبدالله(ع) عن نکاح الناصب.
فقال: لا والله مايحلّ.
قال فضيل: ثم سألته مرّة اخرى, فقلت: جعلت فداک ماتقول فى نکاحهم؟
قال: والمرأة عارفة؟ قلت: عارفة.
قال: ان العارفة لاتوضع الا عند عارف145.)
از امام صادق(ع) در مورد ازدواج با مرد ناصبى پرسيدم.
حضرت فرمود نه به خدا سوگند اين کار حلال نيست.
فضيل مى گويد: بار ديگر از حضرت پرسيدم: فدايت شوم در مورد ازدواج ناصبيان چه مى فرمايى؟
امام فرمود: آيا زن عارفه است [نسبت به دين يا مذهب حق شناخت دارد]؟
گفتم: آرى چنين است.
فرمود: زن عارفه جز به عقد مرد عارف در نمى آيد.
همين شخص, در روايت ديگرى مى گويد:
(سألت اباجعفر(ع) عن المرأة العارفة هل أزوجها الناصب؟
قال: لا لان الناصب کافر 146.)
در اين روايت, امام باقر(ع) هم حکم ازدواج زن مسلمان با مرد ناصبى را تبيين مى فرمايد و هم دليل آن را و آن اين که چنين مردمى در رديف کافران است. گويا برخى از فقها, با استناد به رواياتى مانند روايت اخير, دليل ممنوع بودن ازدواج با مرد ناصبى را کافر بودن وى دانسته اند; مثلاً محقق کرکى, پس از عبارت علامه در قواعد
(ولايتزوج بالناصبية المعلنة بعداوة اهل البيت, عليهم السلام)
مى نويسد:
(لانها کافرة147.)
دسته سوم: اخبارى که در آنها ازدواج زن مسلمان با مرد ناصبى و نيز ازدواج مرد مسلمان با زن ناصبى ممنوع شده است, از جمله اين اخبار است, صحيحه عبدالله بن سنان عن ابى عبدالله(ع):
(لايتزوج المؤمن الناصبة ولايتزوج الناصب المؤمنة148.)
نبايد مرد مسلمان با زن ناصبى و مرد ناصبى با مرد مسلمان ازدواج نمايد.
در روايتى ديگر از فضيل بن يسار, چنين مى خوانيم:
(عن ابى عبدالله(ع) قال: ذکر الناصب.
فقال: لاتناکحهم ولاتأکل ذبيحتهم ولاتسکن معهم149.)
در نزد امام صادق(ع) سخن از ناصبيان به ميان آمد. حضرت فرمود: با ايشان ازدواج مکن و از ذبيحه آنان مخور و با ايشان هم مسکن مشو.
نتيجه اى که از گوناگونى اين روايات مى گيريم, حرام بودن ازدواج با ناصبيان, به طور مطلق است; از اين روى, امام خمينى, در تحرير الوسيله مى نويسد:
(لايجوز للمؤمنة أن تنکح الناصب المعلن بعداوة اهل البيت(ع)… وکذا لايجوز للمؤمن أن ينکح الناصبة150.)
گرچه تکيه روايات بالا و کلمات فقها بر حرام بودن ازدواج با ناصبيان است, ولى مى توان از آنها حرمت ازدواج با غاليان را نيز استفاده کرد; زيرا مناطى که در اين روايات و فتوا, براى حکم ياد شده بيان شده, اين است که ناصبيان محکوم به کفرند و اين مناط, در مورد غاليان نيز صادق است.
افزون بر تنقيح مناط, برخى روايات نيز بر اين حکم دلالت دارد, از جمله روايتى که شيخ صدوق نقل مى کند و متن آن چنين است:
(قال النبى(ص): صنفان من امتى لانصيب لهم فى الاسلام: الناصب لاهل بيتى حربا, وغال فى الدين مارق منه, ومن استحل لعن اميرالمؤمنين(ع) و الخروج على المسلمين و قتلهم حرمت مناکحته…151.)
پيامبر(ص) فرمود: دو گروه از امتم بهره اى از اسلام ندارند: يکى دسته اى که به جنگ اهل بيتم برخاستند و ديگر آنان که در دين غلو کردند و از آن خارج شدند و کسى که اميرالمؤمنين(ع) را لعن کند و بر مسلمانان خروج کند و در پى کشتن آنان برآيد, ازدواج با او حرام است.
اين روايت, گرچه مرسله است, ولى از مرسله هايى است که شيخ صدوق آن را با لفظ (قال) نقل کرده است; يعنى آن را به طور مستقيم, به معصوم نسبت داده است و چنين روايت مرسلى به نظر گروهى از محققان, معتبر درخور اعتماد است.
به هر حال, در ميان فقها به کسى برنخورديم که ازدواج با غاليان را جايز بداند.
امام خمينى نيز, غاليان را در رديف ناصبيان مى داند و مى نويسد:
(براى زن مسلمان, جايز نيست به عقد شخص ناصبى درآيد, شخصى که آشکارا با اهل بيت(ع) دشمنى مى کند.
همچنين جايز نيست به عقد مرد غالى درآيد, مردى که اعتقاد به خدايى يا پيامبرى اهل بيت دارد. مرد مسلمان نيز نمى تواند با زن ناصبى يا غالى ازدواج کند; زيرا اينها به حکم کافرانند, گرچه خود را در زمره مسلمانان مى دانند152.)
البته اين که مقصود از ناصبى و غالى چيست و اين دو طايفه چه ويژگيهايى دارند, خود بحثى جداگانه و طولانى مى طلبد که در اين نوشتار, مجال پرداختن به آن نيست. علاقه مندان مى توانند جهت پى گيرى اين موضوع, به جواهرالکلام, ج63/6 ـ 67; حدائق, ج60/24; رجال کشى 149/ رجوع کنند.





نويسنده:علي اکبر کلانتري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان