بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,191

حجاب در اديان الهي-قسمت اول

  1390/10/1
خلاصه: حجاب در اديان الهي-قسمت اول
فطري بودن پوشش:
حجاب و پوشش در تمام اديان و مذاهب، داراي جايگاه خاصي است، و يکي از دلايل اساسي آن اين است که حجاب و عفاف، يک امر فطري است.

داستان حضرت آدم و حوا نيز فطري بودن پوشش را اثبات مي کند. در تورات (کتاب مقدس يهوديان که براي مسيحيان نيز مقدس است)، مي خوانيم:
«و چون زن ديد که آن درخت براي خوراک نيکوست و به نظر، خوش نما و درختي دلپذير و دانش افزا، پس، از ميوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نيز داد و او خورد * آنگاه چشمان هر دوي ايشان باز شد و فهميدند که عريان اند، پس برگهاي انجير به هم دوخته، سترها براي خويشتنن ساختند...».

بعد ادامه مي دهد:
«و آدم، زن خود را حوا نام نهاد، زيرا که او مادر جميع زندگان است* و خداوند رخت ها براي آدم و زنش از پوست بساخت و ايشان را پوشانيد».1

بر طبق اين متن، آدم و حوا لباسي نداشتند و بعد از خوردن شجره ممنوعه چشمشان باز شد و فهميدند که عريان اند که بلافاصله با برگ درختان خود را پوشاندند و بعدا خداوند لباسي از پوست به ايشان ارزاني داشت.

در قرآن کريم در مورد داستان حضرت آدم و حوا چنين آمده است:

فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سواتهما و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنة 2
آن گاه که آدم و حوا از درخت ممنوعه چشيدند، پوشش خود را از دست داده (عورتشان آشکار گرديد) و به سرعت، با برگ درختان بهشتي خود را پوشاندند.

طبق آيات شريفه قرآن کريم، حضرت آدم و حوا قبل از چشيدن درخت ممنوعه داراي لباس بوده اند، اما با خوردن از آن درخت ممنوعه (بر اثر اغواي شيطان) لباس خود را از دست دادند که بلافاصله به پوشاندن خود اقدام نمودند.

به هر حال، مطابق هر دو نقل، پس از احساس برهنگي (خواه طبق نقل تورات قبل از آن داراي لباس نبوده و يا طبق قران کريم داراي لباس بوده اند) بلافاصله خود را با برگهاي درختان بهشتي پوشاندند. اين احساس شرم از برهنگي حتي بدون حضور ناظر بيگانه، و سرعت در پوشاندن خود به وسيله برگ ها (ولو بطور موقت)، از آن جهت که تحت هيچ آموزش يا فرماني از جانب خداوند يا فرشته وحي و يا تذکر هريک به ديگري صورت گرفته است، بيانگر فطري بودن پوشش در انسان است و ثابت مي کند که لباس و پوشش، به تدريج و بر اثر تمدن ها ايجاد نشده است، بلکه انسان هاي نخستين، يا به تعبير بهتر، نخستين انسان ها، به طور فطري بدان گرايش داشته اند. و بنا به گواهي متون تاريخي، در اکثر قريب به اتفاق ملت ها و آيين هاي جهان، حجاب در بين زنان، معمول بوده است. هر چند حجاب در طول تاريخ، فراز و نشيب هاي زيادي را طي کرده و گاهي با اعمال سليقه حاکمان، تشديد يا تخفيف يافته است، ولي هيچ گاه بطور کامل از بين نرفته است.

اگر به لباس ملي کشورهاي جهان بنگريم، به خوبي حجاب و پوشش زن را در آن مي بينيم. دقت در لباس ملي کشورها ما را از ورق زدن کتب تاريخي براي يافتن ملل و اقوامي که زنان آنها داراي حجاب بوده اند، بي نياز مي سازد و به خوبي اثبات مي کند که حجاب در ميان اکثر ملت هاي جهان، معمول بوده و اختصاص به مذهب يا ملت خاصي نداشته است.

تمام اديان آسماني، حجاب و پوشش زن را واجب و لازم شمرده اند و جامعه بشري را به سوي آن دعوت کرده اند؛ زيرا لزوم پوشش و حجاب به طور طبيعي در فطرت زنان به وديعت نهاده شده است و احکام و دستورهاي اديان الهي هماهنگ و همسو با فطرت انساني تشريع شده است، پس در همه اديان الهي پوشش و حجاب زن واجب گشته است.

در اديان زرتشت، يهوديت، مسيحيت و اسلام، حجاب زنان امري لازم بوده است. کتاب هاي مقدس مذهبي، دستورها و احکام ديني، آداب و مراسم و سيره عملي پيروان اين اديان الهي، بهترين شاهد و گواه اثبات اين مدعاست.

حجاب در شريعت زرتشت:
«آشو زرتشت» با توصيه ها و اندرزهاي خود، کوشيده است تا پايه هاي حجابي را که زنان ايراني به عنوان يک فرهنگ ملي در ظاهر عرف خود رعايت مي کنند، در عمق روح آنان مستحکم نمايد و از اين راه، ضمانت اجراي قانون حجاب را در آينده نيز تامين نمايد و بدين سان، جامعه خويش را در مقابل امکان انحرافهاي اخلاقي پنهان، بيمه کند.

قسمتي از پند و اندرزهايي که «آشو زرتشت» به پيروان خود توصيه نموده را نقل مي کنيم، تا اين اقدام مهم «آشو زرتشت» بهتر نمايان گردد و حرکت او در جهت تعالي و آموزش ريشه هاي «حفظ حجاب» و بيان لزوم توام نمودن حجاب ظاهري با عفت باطن، روشن ترشود.

او مي فرمايد:
? اي نوعروسان و دامادان! روي سخنم با شماست. به اندرزم گوش دهيد و گفتارم را به خاطر بسپاريد و با غيرت، در پي زندگاني پاک منشي برآييد. هر يک از شما بايد در کردار نيک و مهرورزي، بر ديگري پيشدستي جويد تا آن زندگاني مقدس زناشويي، با خوشي و خرمي همراه باشد.

? اي مردان و زنان! راه راست را دريابيد و پيروي کنيد. هيچ گاه گرد دروغ و خوشي هاي زودگذري که تباه کننده زندگي اند، نگرديد، زيرا لذتي که با بدنامي و گناه همراه باشد، همچون زهر کشنده اي است که با شيريني در آميخته و همانند خودش دوزخي است. با اين گونه کارها زندگاني گيتي خود را تباه مسازيد.

? پاداش رهروان نيکي، به کسي مي رسد که هوا، هوس، خودخواهي و آرزوهاي باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خويش چيره گردد. کوتاهي و غفلت در اين راه، پايانش جز ناله و افسوس، چيز ديگري نخواهد بود.

? فريب خوردگاني که دست به کردار زشت مي زنند، گرفتار بدبختي و نيستي خواهند شد و سرانجامشان خروش و فرياد و ناله است، ولي زنان و مرداني که به اندرز و راهنمايي من گوش فرامي دهند، آرامش و خوشي زندگي بهره شان خواهد بود و سختي و رنج از آنان دور خواهد گشت و به نيکنامي جاوداني خواهند رسيد.3

و در کتاب «وندي داد» اين جمله به طور مکرر آمده است: «کلام ايزدي است که کردار زشت را نابود مي کند: از تو- اي مرد! – خواهش مي کنم پيدايش و فزوني را پاک و پاکيزه ساز! از تو- اي زن! خواهش مي کنم تن و نيرو را پاک و پاکيزه ساز! آرزو دارم صاحب فرزند باشي و شير تو فراوان شود!»4





نويسنده:علي محمدي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان