بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,541

پول من را پس بده

  1390/9/27
خلاصه: پول من را پس بده
همه دختران جواني که هنگام عقد با اميدواري به تعداد سکه‌هاي خود در مقابل عبارت «مهريه» نگاه مي‌کنند، اين اميدواري وجود دارد که روزي، روزگاري اگر همسرشان پا را از مسير عدالت بيرون بگذارد، با به اجرا گذاشتن مهريه او را سر به راه کرده و حق و حقوق خود را از او مطالبه کنند. اين اميدواري با افزايش ميزان سکه‌هاي طلا و نيز زياد بودن اموال داماد بيشتر مي‌شود، اما دادگاه‌هاي خانواده هر روز چهره‌هاي غم گرفته و اندوهگيني را به خود مي‌بيند که از طرفي هم ميزان سکه‌هاي آنها بالاست و هم اين ‌که همسران آنها داراي مال و اموال فراواني هستند. اغلب اين زنان مجبور مي‌شوند در نهايت به پيش قسط‌هايي اندک و قسط‌هاي ماهي يک سکه قناعت کنند. اغلب افرادي که تازه به اين محيط آمده‌اند از خود مي‌پرسند: «مگر نه اين‌که مهريه دين ممتاز است؟ پس چرا اين زنان نمي‌توانند مهريه خود را از همسران ثروتمند خود مطالبه کنند؟» شايد تعداد اندکي از اين افراد از ماهيت مساله‌اي حقوقي به نام فرار از دين مطلع باشند. آنها در ماه‌هاي بعد با اين مفهوم آشنا مي‌شوند اما اين آشنايي زماني اتفاق مي‌افتد که ديگر دردي از آنها دوا نخواهد کرد. اگر شما نيز جزو اين دسته از افراد هستيد، مطالعه اين گزارش که در گفتگو با مازيار قاسمي گودرزي وکيل پايه يک دادگستري صورت گرفته، مي‌تواند بسياري از ابهام‌هاي شما درخصوص اين موضوع را برطرف کند و راهکارهاي مفيدي را به شما پيشنهاد دهد.

برخي از افراد پس از آن که به ديگران بدهکار مي‌شوند، براي اين ‌که بدهي خود را پرداخت نکنند، اموال خود را به نام اشخاص مورد اعتماد خود منتقل مي‌کنند. اين انتقال با اين هدف صورت مي‌گيرد که براساس ماده 22 قانون ثبت، دولت تنها فردي را مالک مي‌شناسد که سند ملک يا خودرو به نام او تنظيم شده باشد يا اين‌ که به شکلي قانوني به او انتقال پيدا کرده و مثلا به ارث رسيده باشد. در چنين شرايطي اگر طلبکارها بخواهند مالي را از فرد بدهکار توقيف کنند، با انتقال مالکيت به فرد ديگر اين مساله ممکن نمي‌شود. اينها توضيحاتي است که مازيار قاسمي گودرزي وکيل پايه يک دادگستري درخصوص اين شکايت حقوقي توضيح مي‌دهد. نکته قابل توجه اين است که آيا در چنين شرايطي به صرف انجام يک معامله فرد بدهکار از پرداخت بدهي خود معاف مي‌شود؟ آيا قانون اجازه مي‌دهد حق و حقوق فرد طلبکار به همين سادگي از بين برود؟ براي حل چنين مشکلي است که در قانون پيش‌بيني شکايتي با عنوان «معامله به قصد فرار از پرداخت دين» صورت گرفته است. در قالب چنين شکايتي است که افراد طلبکار مي‌توانند با رعايت شرايطي حتي اگر فرد بدهکار اموال خود را بفروشد و به ديگران منتقل کند هم بدهي خود را وصول کنند. به گفته اين وکيل دادگستري، در دعاوي خانوادگي مردان به اين دليل اموال خود را به نام افراد ديگر همچون پدر، مادر، برادر، خواهر، دوستان نزديک و... منتقل مي‌کنند که همسر آنها نتواند اين اموال را بابت مهريه توقيف کند. با انتقال اين اموال شرايطي به وجود مي‌آيد که مرد مي‌تواند هم خانه و خودروي خود را حفظ کند و هم اين ‌که در دادگاه از اميتازهايي مانند اعسار و تقسيط استفاده کرده و مهريه خود را به شکل اقساط پرداخت کند.

چگونه مي‌توان معامله به قصد فرار از دين را اثبات کرد؟

براي احراز اين مساله که معامله به قصد فرار از دين صورت گرفته يا نه؟ بايد به بحث صوري بودن معامله توجه کرد. قاسمي گودرزي با توضيح اين مساله مي‌گويد: «در ماده 218 قانون مدني چند نکته در اين خصوص ذکر شده که بايد به آن توجه کرد. ممکن است خيلي از معاملات صوري نباشد و مثلا فردي که صاحب خودرو است، با بردن خودروي خود به يک بنگاه، آن را به خريداري بفروشد و بابت آن پول هم دريافت کند يا اين ‌که خانه خود را در مقابل دريافت پول به فرد ديگري بفروشد. معامله صوري معامله‌اي است که در آن به شکل واقعي معامله‌اي صورت نگرفته باشد؛ يعني نه پولي رد و بدل شده باشد و نه خريدار و فروشنده نيت انجام معامله را داشته باشند و ايجاب و قبول به مفهوم حقوقي واقع نشده و قصد مشترکي هم وجود نداشته باشد تا مثلا يک خانه در مقابل مبلغي مشخص به فرد ديگري منتقل شود. در چنين شرايطي اگر ارکان معامله رعايت نشود، معامله صوري است و دادگاه مي‌تواند با طي شدن شرايطي دستور ابطال آن را صادر کند. براي اين منظور فردي که مدعي است معامله به شکل صوري صورت گرفته و اين مساله باعث از بين رفتن طلب او شده بايد به دادگاه حقوقي محدوده سکونت خود، دادخواستي با عنوان دادخواست ابطال بيع بدهد تا طي مراحلي مال و اموال فرد بدهکار به نفع او توقيف شود.»

همان گونه که در مقدمه اين مطلب توضيح داده شد، يکي از رايج‌ترين استفاده‌هاي اين شيوه حقوقي زماني است که مردي بابت مهريه به همسر خود بدهکار است. مردان در چنين شرايطي اموال را به نام فرد ديگري منتقل مي‌کنند، اما هميشه آنها نمي‌توانند از قانون نتيجه بگيرند. به گفته قاسمي گودرزي، اگر انتقال اموال از سوي مرد پيش از مطالبه مهريه از سوي زن صورت گرفته باشد، معمولا قضات نمي‌پذيرند که معامله صوري بوده است. ممکن است مردي احساس کند همسرش قصد اجرا گذاشتن مهريه‌اش را دارد. ممکن است زن يک ماه بعد اين کار را بکند، اما مرد در همين فاصله مي‌تواند اموال خود را انتقال دهد. در چنين حالتي ثابت کردن اين مساله که اين معامله صوري بوده بسيار سخت است و اگر دادگاه با درخواستي از سوي زن براي ابطال معامله مواجه شود، به دقت اين موضوع را بررسي خواهد کرد. مطابق قانون معاملات صوري به قصد فرار از دين در مقابل طلبکاران اعتبار ندارد و اين مساله نسبت به طرفيني که اين معامله را منعقد کرده‌اند اعتبار دارد و نافذ است. اگر در چنين شرايطي بين مردي که بدهکار مهريه است با پدر و مادرش اين معامله صورت گيرد، اصل بر اين است که اين معامله صوري بوده است، اما اگر سندي آورده شود که مثلا نشان دهد مادر اين فرد 100 ميليون تومان به او پول داده تا ملک او را بخرد، اين مساله از سوي دادگاه بررسي خواهد شد. در چنين شرايطي بعد از تحقق معامله به قصد فرار از دين، اگر اين معامله صوري با دادخواست ابطال، باطل شود، مال موجود به فرد طلبکار منتقل مي‌شود، اما اگر بعد از مطالبه مهريه از سوي زن، نقل و انتقال صورت گيرد باطل کردن اين معامله از طرف قانون ساده‌تر است.

مطابق قانون معاملات صوري به قصد فرار از دين در مقابل طلبکاران اعتبار ندارد و اين مساله نسبت به طرفيني که اين معامله را منعقد کرده‌اند اعتبار داردنکته قابل ذکر ديگر اين است که آيا وقتي مردي خانه‌اي 100 ميليوني را مي‌فروشد، دادگاه درخصوص اين 100 ميليون تومان از او سوال نمي‌کند؟ آيا اين فرد بسادگي مي‌تواند دادخواست اعسار دهد و مهريه مثلا 500 سکه‌اي خود را قسطي کند؟ پاسخ قاسمي گودرزي به اين سوال چنين است: «ممکن است در چنين حالتي مرد براي پرداخت مهريه دادخواست اعسار و تقسيط بدهد، اما ممکن است تقاضاي اعسار رد شود و ديگر معسر قلمداد نشود، چون او 100 ميليون تومان پول دارد. دادگاه در چنين حالتي از او خواهد پرسيد که با اين 100 ميليون که از راه فروش خانه به دست آوردي چه کار کردي؟ ممکن است مرد بگويد 50 ميليون آن را بدهکار بودم. در چنين حالتي مرد بايد به ميزان اين بدهي اسناد و مدارکي را به دادگاه ارائه کند تا بدهي او را اثبات کند. او مي‌تواند بگويد هزينه‌هاي ديگري را نيز از محل اين پول پرداخت کرده‌ام و بابت آنها نيز اسنادي را به دادگاه ارائه کند، اما در نهايت از مبلغي که مي‌ماند او بايد بدهي خود را بابت مهريه به همسرش بپردازد.

مازيار قاسمي در پاسخ به اين سوال که دادگاه‌هاي خانواده تا چه اندازه به چنين پرونده‌هايي بدقت رسيدگي مي‌کنند، مي‌گويد: «دادگاه‌ها بايد به اين موضوع بدقت رسيدگي کنند، اما اين‌ که آيا رسيدگي مي‌کنند يا خير؟ موضوعي است که بايد به آن توجه شود تا حقي از زنان ضايع نشود. به هر حال مهريه هم يک حق است و دادگاه‌ها در بررسي دلايل وظيفه دارند ارزش دلايل را بررسي کنند. در چنين حالتي اين فرد نمي‌تواند معسر باشد و شبهه معامله فرار از دين وجود دارد؛ البته شيوه دفاع و ارائه دلايل و مدارک هم بسيار مهم است.»

اين وکيل دادگستري به نکته ديگري نيز اشاره مي‌کند و مي‌گويد: «در چنين معاملاتي اگر فروشنده به شکلي واقعي خانه يا خودروي خود را به فرد ديگري فروخته باشد، اثبات موضوع بسيار سخت است، اما اگر صوري فروخته باشد، ابطال معامله آسان است. برخي افراد در چنين مواقعي سندهايي تنظيم مي‌کنند يا کيفيت انتقال را جوري مي‌چينند که شبه تحقق بيع اتفاق مي‌افتد و صوري بودن محقق نمي‌شود. مثلا چکي به نام فروشنده صادر و به حساب او پولي واريز مي‌شود و همه چيز درست، اما برخي نيز اين انتقال را ناشيانه انجام مي‌دهند و فکر مي‌کنند به محض انتقال سند، اين تعهد از چارچوب وظايف آنها خارج مي‌شود که در چنين مواقعي صوري بودن معامله قابل اثبات است.»

مازيار قاسمي گودرزي درباره شرايط اطلاع از اين موضوع نيز اين گونه توضيح مي‌دهد: «معامله زماني صوري خواهد بود که فردي با اخطار ابلاغيه دادگاه يا دريافت نامه اجراي احکام از بدهي مالي خود مطلع شود. در چنين شرايطي اگر معامله‌اي صورت گيرد، شبهه معامله صوري بيشتر خواهد بود و احتمال اين‌ که بتوان اين معامله را صوري قلمداد کرد نزديک‌تر به واقعيت است، زيرا اين معامله دخل و تصرف در اموال به ضرر طلبکار است. در آن صورت مي‌شود تقاضاي ابطال داد، اما پيش از مطالبه دين، اثبات اين موضوع سخت است؛ البته هر فردي بايد از مسکن متناسب با شأن خود و کتاب و وسايل ابزار کار خود برخوردار شود. اين اموال قابل توقيف نيست و در صورت توقيف مي‌توان آنها را آزاد کرد.

مهريه دين ممتاز است و از زمان عقد عندالمطالبه محسوب مي‌شود. بارها اين مساله عنوان شده که مردان از لحظه عقد به ميزان مبلغ مهريه به همسر خود بدهکار مي‌شوند؛ اما آيا اين مساله به اين معني است که مرد در هر زماني که پس از عقد اموال خود را به ديگري منتقل کند، از پرداخت دين خود فرار کرده است؟ پاسخ اين وکيل دادگستري به اين پرسش شنيدني است. به گفته او مهريه از زمان دريافت عقد تحقق پيدا مي‌کند اما زن در آن مقطع مهريه را مطالبه نکرده است. مطالبه از زماني صورت مي‌گيرد که دادخواستي بابت دريافت مهريه ارائه شود؛ البته اگر زن با ارسال اظهارنامه براي همسرش مهريه خود را مطالبه کند هم اين مساله در حکم مطالبه خواهد بود.

نکته جالب توجهي که اين وکيل دادگستري به آن اشاره مي‌کند، شيوه‌هاي مختلفي است که برخي از مردان براي نپرداختن مهريه به سراغ آن مي‌روند. يکي از اين شيوه‌ها توقيف صوري اموال است. مثلا مردي به يکي از دوستان خود چکي به مبلغ بالا مي‌دهد و از او مي‌خواهد اين چک را برگشت زده و به اجرا بگذارد و بعد مال و اموال او را توقيف کند تا اين مرد بدهي همسر خود را ندهد. در چنين شرايطي مطابق قانون از آنجا که طلبکار ديگر هم از فرد بدهکار چک دارد، فردي که زودتر از ديگري با سند رسمي اقدام به توقيف اموال فردي مي‌کند در اولويت است و ابتدا بدهي او پرداخته مي‌شود و او مي‌تواند از محل توقيف اموال بدهکار مطالبات خود را وصول کند.

البته گاهي نيز افراد با چنين شيوه‌هايي از چاله به چاه مي‌افتند. مثلا براي اين‌که مهريه خود را به همسرشان نپردازند، اموال خود را به نام برادرشان مي‌کنند. در چنين حالتي بحث انتقام‌گيري و مبارزه در اولويت است و برخي مردان حاضر مي‌شوند اموالشان به دست هر کسي بيفتد جز همسرشان! گاهي ممکن است فردي که حالا اموال به نام او شده از دادن آن به صاحب واقعي‌اش آن مرد خودداري کند و اين وضعيت براي مرد دردسرهايي را ايجاد کند؛ البته در اغلب اين موارد به دليل وجود پيوندهاي خانوادگي ميان افراد، مي‌توان با وساطت اين موضوع را حل کرد اما افرادي که سراغ چنين شيوه‌هايي مي‌روند، بايد وقوع چنين مسائلي را نيز احتمال بدهند.

کجا شکايت کنيم؟

اگر زني بعد از به اجرا گذاشتن مهريه خود يا پيش از آن متوجه انتقال اموال از سوي همسرش به فرد ديگري شد، براي شکايت بايد به دادگاه حقوقي مراجعه کند. در چنين شرايطي بعد از اثبات صوري بودن خانه يا خودروي مورد معامله، طي نامه‌اي به اداره ثبت يا راهنمايي و رانندگي اعلام مي‌شود که از نقل و انتقال اين خودرو به دليل بدهکاري صاحب آن جلوگيري شود. اين نامه در سوابق فرد ثبت مي‌شود. اگر هم او آپارتمان يا زميني داشته باشد، با نامه‌اي که از سوي اداره ثبت اسناد و املاک براي دادگاه ارسال مي‌شود، اعلام مي‌شود که پلاک ثبتي فوق از نقل و انتقال به دليل بدهي ممنوع است. اگر هم فرد بدهي داشته باشد اموال او را بابت بدهي‌ها توقيف مي‌کنند. به گفته قاسمي گودرزي براساس قانون نحوه اجراي محکوميت‌هاي مالي، اگر پدر اموال خود را به طفل صغير منتقل کند، جرم او کلاهبرداري است. در چنين شرايطي کسي که مي‌داند طرف مقابل او قصد دارد معامله‌اي صوري به قصد فرار از دين انجام دهد نيز در صورت حضور در اين معامله خريد و فروش، مجرم تلقي مي‌شود. البته اطلاع فرد خريدار از اين معامله و صوري بودن آن بايد ثابت شود. در اين صورت اين شکايت در دادسرا از فرد خريدار قابل طرح است. وي مي‌گويد: «در يکي از پرونده‌هايم مردي خودروي‌ گران‌قيمتي داشت که 110 ميليون تومان کارشناسي شد. در مقابل بدهي اين فرد تقاضاي توقيف خودروي او داده شد. دادگاه نيز حکم صادر کرد و به دادخواست ابطال معامله صوري به قصد فرار از دين راي داد، اما يک روز قبل از رفتن نامه دادگاه به راهنمايي و رانندگي، اين فرد خودروي خود را به برادرش انتقال داد اما مطالبه صورت گرفته بود و حکم دادگاه هم صادر شده بود. در نهايت دستور موقت مبني بر منع نقل و انتقال صادر شد و علاوه بر جلوگيري از اين معامله، عليه هر دو نفر هم دادخواست داده و از آنها شکايت شد. در چنين مواردي علم، آگاهي و سوء‌نيت خريدار براي مرجع قانوني مهم است ولي اگر خريدار از صوري بودن چنين معاملاتي با خبر نباشد، مي‌تواند حق و طلب خود را طي دادخواستي جداگانه از فروشنده مطالبه کند، اما صوري بودن معامله حقي براي فروشنده ايجاد نمي‌کند که حق و حقوق خريدار را ضايع کند. نکته قابل توجه اين است که در چنين مواقعي تنها معاملاتي مورد اعتراض و شبهه قرار مي‌گيرد که در آن معامله به شکل رسمي صورت گرفته باشد و معاملاتي که به شکل غيررسمي و شفاهي صورت گرفته باشد قابل توقيف نيست.

بعد از جدايي چه مي‌شود؟

گاهي طلاق در شرايطي رخ مي‌دهد که مرد همچنان بابت مهريه بدهکار است و دادگاه زن را محق دريافت مهريه دانسته است. در چنين شرايطي زن مي‌تواند هر نوع سندي که به نام شوهرش زده شود را بابت مهريه خود توقيف کند، اما ممکن است در زمان جدايي، زن کل مهريه خود را بذل کند يا به توافقي براي دريافت آن با مرد برسد. در چنين شرايطي مرد بعد از طلاق مي‌تواند دوباره صاحب اموال خود شود؛ البته به شرطي که در اين فاصله اعضاي خانواده مرد به قول و قرار اوليه خود وفادار مانده و حاضر به انتقال اموال به نام مرد باشند!




نويسنده:فضه ميرباقري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان