بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,214

مرزشناسي در ازدواج موقت- قسمت اول

  1390/9/26
آنگاه که انسان بر بال انديشه مي نشيند و با استمداد از خرد، اين ارزشمندترين دستمايه حيات و سرمايه نجات، در بيکران افق معرفت به پرواز در مي آيد، عرصه معلومات را يکي پس از ديگري درمي نوردد تا بر مجهولات فايق آيد و پيوسته از مشهودات و بديهيات، اوّليّات و مشهورات مي گذرد تا به عرصه معقولات دست يازد.

حال در اين سير انديشه هر چه پيش تر مي رود به کشف روابط و درک حقايق بيشتر نايل مي گردد. چشم ظاهر اگر چه او را به کثرات و رنگارنگي مي خواند، ولي ديده باطن، او را به وحدت و يکرنگي دعوت مي نمايد؛ چون همه هستي را مي بيند که با شکوهي تمام و سوز و گدازي مدام تسبيح کنان بسوي او در حرکتند. کم کم توحيد نظري و انفعال در فکر شکل مي گيرد و او را به توحيد عملي و انقياد قلب مي کشاند؛ تا بدان جا که طينت و نداي فطرت، او را به سوي «فَاَقِمْ وَجْهَکَ لِلدّين حَنيفاً فِطْرَةَ اللهِ الّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها» مي خواند. و ساز جانش را به سوز عشق و ترنم نياز مي نوازد.

اينجاست که نواي «اَنْتُم الفُقَراء اِلي الله» را مي شنود و خود را سرا پا نيازمند به هدايتگري ديگر و دستاويزي محکم تر و راهنمايي برناتر از عقل مي يابد؛ تا به مدد او از عالم دنيا به سوي عالم اعلي پرگشايد و با تابش نوري ديگر بر ملکوت و افلاک راه يابد.

اگر تاکنون با چراغ عقل افتان و خيزان حرکت مي کرد و گاه متحير و حيران مي ماند، اينک با استمداد از نور وحي، خود را براي مسيري راهوار مهيا و انديشة کم فروغ را به رفاقت و همنشيني وحي، توانا مي بيند. حالا ديگر عقل احساس تنگنا نمي کند، زيرا هر دم که چون و چرايي مي يابد، وحي به ياري او مي شتابد و گره از کار خرد مي گشايد و هر چه عقل و ايمان پيوسته تر و طبيعت و شريعت توفيق يکي شدن مي يابند، هستي را زيباتر و موجودات را يکپارچه تر و توحيد را مشهود تر احساس مي کند؛ ديگر نه مجموعه طبيعت بي معنا و پيکرة از هم گسسته تعريف مي شود، و نه مجموعه شريعت يک سلسله امر و نهي پراکنده و بي هدف، بلکه هر دو در عين تحول و پويايي از نظام مندي و توانايي برخوردارند.

لذا همان گونه که طبيعت را به رغم کثرت، از وحدت و قانون مندي دقيق برخوردار مي بيند، شريعت را نيز نظامي منطقي و مستدل، قرين اتقان و حکمت در عين پويايي و قدرت مي يابد.

در اين صورت، ديگر انسان نه در صدد معامله و سودجويي از مواهب طبيعت بر مي آيد تا به تباهي و غارت بپردازد، و نه دين را دستاويز دنيا قرار مي دهد، تا بر سر سفره کتمان و التباس حق، يا سطحي نگري و طمع ورزي نسبت به شريعت نشيند، و به غارت و چپاول احکام خدا دست يازد. و در بازار مطامع نفساني غنايم دين و ودايع حق مبين را به ثمني بخس و ننگين بفروشد.

جاي ترديد نيست که تاريخ جوامع بشري پيوسته جولانگاه چهره هايي بوده که فرصت طلبي و خودبيني، آنان را تا بدان جا پيش برده که نه تنها سرمايه هاي حياتي خود و ديگران را در معرض تجاوز و تعرض و مبادله قرار داده اند، بلکه ناجوانمردانه حکم خدا را نيز دستاويز رسيدن به مقاصد شوم خويش و قانون حق را به عنوان وسيله اي براي مطامع خود به کار بسته اند.

از سوي ديگر پيوسته عده اي که ظاهراً خود را حامي اصلاح و خير انديشي مي پنداشتند، با استمداد از روشهايي خاص در صدد مقابله و تغيير قانون برآمدند و به جاي آنکه به اصلاح سود جويان و مفسدين بپردازند و سوء استفاده ها را محکوم نمايند، به تبرئه انسانهاي سودجو و محکوميت دين پرداختند.

و امروز که دنيامداران سلطه گر در صددند تا کالاي خويش را به عنوان بهترين جلوه هاي تمدن و تجدد عرضه نمايند؛حتي براي غلبه تئوريهاي باطل خويش، به فرضيه پردازي و القاء مکاتب علمي دست مي زنند و در پس پرده «نظم نوين جهاني» و شعارهايي چون «جهاني شدن و فراگيري فرهنگ بين المللي» به نابودي همه ارزشهاي ديني و ملي و فرهنگي ملل جهان کمر عناد مي بندند؛ اگر تحفه و ارمغاني از غرب به سوي شرق سرازير شود، قبلة آمال مي گردد ولو اينکه سرا پا ايراد و مفسده باشد؛ ولي اگر کالايي از نوع ميراث شرقي و ملي، يا ديني و بومي ارائه شود؛ فوراً تختئه شده و مورد سرکوب قرار مي گيرد ، تا از دين و سنتهاي ملي و اصيل چهره اي کريه و مخالف با تمدن و اهداف انساني بسازند.

و سرنوشت حکم متين «ازدواج موقت» در طول حيات اسلام، همواره دستخوش چنين تحولاتي بوده، گاه تحريم و گاه مورد ترديد و تعرض و گاه مورد حمايت و تأييد واقع گرديده است.

بعضي با طعن و تمسخر بدان تاختند و عده اي با سوء استفاده بدان پرداختند و در اين ميان بمانند ساير مسائل، فقط تبيين و تشريح جايگاه اين حکم از سوي ائمه معصومين (ع) پرده هاي ابهام را برداشته و حقيقت قانونگذاري و جعل آن را ابراز داشته است. لذا در عين تثبيت و حمايت از حکم خدا، گاه نسبت به بعضي افراد آن را تحريم و در مواضعي خاص منعي جدي نموده اند و شرايط و مصاديق حکم را بدون ابهام بيان داشته اند.

بنابراين چاره انديشي معتدل در روش تحقيق، ما را بر اين مي دارد که در طرح موضوعي چون «ازدواج موقت» که قابليت طرح و ارزيابي را به لحاظ ابعاد و جايگاههاي مختلف دارد، هرگز خلط، يا ايجاد ابهام در موضوعات نکنيم. از باب مثال، گاه ما به «ازدواج موقت» از ديدگاه شيعه نظر داريم، گاه منزلت تاريخي و سياسي آن و يا علت تحريم خليفه دوم مورد نظر ماست، گاه در مقام تفکيک مواضع تأکيد از مواضع تحريم آن، حتي از سوي ائمه معصومين (ع) هستيم؛ گاه در مقام بيان نوع حکم، به عنوان حکم اوليه و يا ثانويه بر مي آئيم، گاه در مقابله با ابتذال فرهنگ غرب و آزادي جنسي و عوارض آن، «متعه» را طرح مي کنيم، گاه به عنوان يک راهکار اضطراري در حل معضل يک جوان، و گاه به پيشگيري از سوء استفاده حکم متعه و يا قانون آن، که هر کدام از اين موارد جايگاه و راهکار خاص خود را دارد و تسري دادن يک راه حل از جايي به جاي ديگر، و در تمامي اين موضوعات از يک دريچه به مسأله «ازدواج موقت» نگريستن، خطاست. تأکيد و يا تبيين در يک جهت نبايد موجب تأييد در ساير جهات شود.

لذا انگيزه ما در اين نوشتار، نه با هدف هدايت افکار و تشويق بر استقبال از آن؛ بدون توجه به مسائل جانبي، و نه نفي اين حکم متين و متقن نسبت به جايگاه واقعيش و همراهي با مخالفين آن، بلکه از آن جهت که گاه طرح يک موضوع تبديل به يک سوژه تبليغاتي مي شود، يا ابهام آن موجب سوء استفاده و يا دستاويزي براي انسانهاي مغرض مي گردد، لازم است در تبيين «ازدواج موقت»، از مناظر مختلف به ديده تحقيق نگريست و از هر گونه خلط و ابهام پيشگيري نمود.

پرهيز از افراط و تفريط در نگرش شيعي

آنچه که از منظر يک مسلمان بصير خصوصاً در مکتب متين و معقول شيعه مورد توجه است، دقت در مصالح ومفاسد نسبت به احکام وضعي و تکليفي و مباني تعقلي آن خصوصآ نسبت به مسائل اجتماعي و غير عبادي است. بنابراين بايستي توجه داشت که اگر پردازش ما به ديدة تحقيق و کاوشي اساسي و منطقي صورت نپذيرد؛ اينجاست که هم به لحاظ شرعي و هم به لحاظ اجتماعي و تاريخي بايستي پاسخگو باشيم. مضاف بر اين که اگر يک تعامل فکري و اجتماعي، به صورتي حساب شده نباشد، اين فقط يک حکم نيست که زير سؤال مي رود، بلکه دين خدا و شريعت مورد تعرض قرار مي گيرد. که اين امر قطعاً نابخشودني است و قرآن کريم کراراً با آياتي چون «لاتَتَّخِذوا آياتِ الله هزواً» به انسانها هشدار مي دهد: مبادا آيات خدا دستاويز مطامع شما شود.

پس ترويج موضوعاتي از اين قبيل بدون لحاظ شرايط زماني و مکاني، مواضع اختيار و اضطرار و بي توجه به وضعيت اخلاقي و اجتماعي جامعه، بدون تحليل روانشناسي و جامعه شناسي کافي و عدم دقت به تضمين حقوقي و قانوني آن، شايد نه تنها گره اي را نگشايد؛ که در آينده اي نه چندان دور با مشکلات و معضلات جديد مواجه شويم که مهار آن ديگر به سادگي مقدور نيست.

آيا «متعه» راهکاري مناسب و فراگير براي جوانان است؟

توجه اسلام در بعد مسئوليت پذيري جوان، تأکيد بر استحکام خانواده، توصيه به اولياء نسبت به اقدام بر ازدواج دائم فرزندان، از بين نرفتن عوامل عفاف و حيا، به تأخير نينداختن نکاح بواسطه نبود امکانات مادي، تلاش بر ايجاد ارتباط بر اساس تعهدي الهي و پايبندي بر ميثاق ازدواج دائم، جايگاه پرورش نسل سالم و رشيد درسايه اصالت و قوام خانواده، توجه به توانايي و نشاط جواني در پدر و مادر و نقش آن نسبت به آتيه فرزندان و زندگي مشترک؛ صلابت و پويايي جامعه که در گرو قوام و سلامت خانوادهاست و موارد عديده اي از اين قبيل که در متون ما بسيار بر آن تأکيد شده، قطعاً ما را بر اين مي دارد که در استمداد از جوان و حل مشکلات آنان با بصيرتي عميق تر به اين گونه مسائل بنيادي مربوط به خانواده و جامعه بپردازيم.

آنچه که نسبت به قانونگذاري در اديان الهي و خصوصاً اسلام مطرح بوده، توجه به تمامي نيازها و ابعاد وجودي انسان و واقعيات زندگي او، در عين حفظ جايگاه ارزشي اش مي باشد، و برهمين اساس نظام قانونگذاري به گونه اي بوده که بشر مسلط بر طبيعت، و عالم برون، در تسلط و تعديل غرايز هم، بر درون خود مسلط باشد. نه آنکه تابع تمايلات و غرايز خويش گردد. و برهمين اساس در متون روايات اسلامي مرد يا زني که داراي ذائقه هوسراني است بشدت مذمت شده، لذا رسولخدا (ص) فرمود: «ان الله يبغض او يلعن کل ذواق من الرجال و کل ذواقة من النساء» خداوند عزوجل دشمن مي دارد يا لعنت مي کند مرد و زن هوسران را. برهمين اساس در ساماندهي و تعديل غرايز به گونه اي راهکار مي دهد که در عين تأمين و پاسخگويي به نياز بشر، مراقب است تا حريم ساير ارزشها و قوانين از دست نرود، لذا در اصل تشريع، در مصلحت و حکمت ازدواج موقت هيچ ترديدي نيست، ليکن نه به عنوان ترويج هوسراني و لاابالي گري با مجوز شرعي و القاي يک راهکار شايع و اوليه و کليدي براي رفع تمامي مشکلات، و فراگير براي همه افراد و تمامي زمانها و مکانها؛ به گونه اي که اگر افراد جامعه دچار مشکل اقتصادي هستند بگوييم درمانش «متعه» است.

اگر آمار طلاق بالا مي رود بگوييم چاره اش ترويج ازدواج موقت و فرار از زندگي دائم است.

حتي دلايل روانشناسي بياوريم و بگوييم زن و مرد هميشه براي هم تازگي و تمايل جنسي متقابل ندارند و براي تنوع، «متعه» را تجويز کنيم.

در بعضي توجيحات بگوييم اگر غرب به پيشرفت دست زده به واسطه آزادي جنسي است، پس ما هم با استفاده از اين حکم محدوديتها را بشکنيم. و نيز براي فرار از مسئوليت پذيري و تشکيل خانواده، جوانان را ترغيب به ازدواج موقت کنيم و مواردي ديگر از اين قبيل تا هم دشمنان مغرض از آن بهره مند شوند و هم دوستان لاابالي و سودجو طرفي بربندند.




نويسنده:عزت السادات ميرخاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان