بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,086

نگاهي به مباني کنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان

  1390/9/25
خلاصه: نگاهي به مباني کنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان
کنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان از مهمترين عهدنامه‏هاي بين المللي است که در صدد جهاني کردن حقوق زنان بر اساس آموزه‏ها و مباني فرهنگ غرب است. نوشتار حاضر بر آن است که با تحليل و نقد اين مباني به بيان ناسازگاري ماهوي آنها با مباني وحياني دين اسلام پرداخته و بر اين نکته تأکيد ورزد که نمي‏توان صرفا با اعمال حق شرط و ايجاد تغييرات جزيي در کنوانسيون، به نتايج و لوازم آن ملتزم شد.

ما در عصري بسر مي‏بريم که غرب در صدد جهاني کردن فرهنگ خود و حاکميت آن بر همه جوامع است، و تلاش گسترده و برنامه ريزي شده‏اي را به کار گرفته است تا ارزشها و ملاکهاي خود را تحت عناوين مختلف، بر همه کشورها چيره سازد. يکي از مهمترين و کارآمدترين ابزارهاي دستيابي به اين هدف، تدوين کنوانسيونها و عهدنامه‏هاي بين‏المللي با توجه به مباني فرهنگ غرب است. براي پرهيز از اتهام، اين هدف را از طريق مجامع و نهادهاي بين‏المللي بخصوص سازمان ملل متحد دنبال مي‏کند که متأسفانه تحت نفوذ فرهنگي، اقتصادي و سياسي غرب هستند. بيشتر اين کنوانسيونها و عهدنامه‏ها بر اساس مباني فرهنگ غرب تنظيم شده و با مباني فرهنگ اسلامي بسيار ناسازگارند. در کشورهاي اسلامي تلاش گسترده‏اي براي تطبيق آنها با فرهنگ ديني حاکم بر ملّتهاي مسلمان صورت مي‏گيرد، ولي چون اين کار بدون توجه به ناسازگاري بنيادين مباني و پيش‏فرضهاي آموزه‏هاي غربي با تعاليم دين اسلام انجام مي‏گيرد، غالبا منفعلانه، و توجيه گرايانه است. نمي‏توان آموزه‏هايي را که با توجه به مباني فرهنگ غرب شکل گرفته‏اند با آموزه‏هاي الهي و وحياني دين اسلام تطبيق داد، زيرا آن مباني و پيش‏فرضها نتايج منطبق با خود را در پي دارند.

کنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان يکي از مهمترين کنوانسيونهايي است که با رويکرد پيش گفته تدوين شده و کشورهاي زيادي به عضويت آن در آمده‏اند. غرب مي‏کوشد از طريق اين کنوانسيون فرهنگ و نگاه خود به زن را به ديگر کشورها نيز صادر نمايد به همين دليل تلاش فراواني در جهاني کردن آن دارد. پيام اصلي کنوانسيون مذکور يکسان سازي و برقراري تشابه کامل بين حقوق زن و مرد و رفع هر گونه تبعيض بر اساس جنسيّت است.

در حال حاضر با توجه به الحاق بسياري از کشورهاي جهان به اين کنوانسيون، در کشور ما نيز اين ديدگاه وجود دارد که جمهوري اسلامي ايران بايد همانند برخي از کشورهاي اسلامي با اعمال حق شرط1 به آن ملحق شود، تا هم از مزاياي عضويت در آن استفاده نموده و از اين رهگذر بتواند ديدگاه‏هاي خود را اعلام کند تا تأثير مثبتي بر روند تصويب هر کنوانسيوني راجع به حقوق زنان بگذارد، و هم با اعمال حق شرط از مباني ديني خود دفاع نمايد و از اجراي آن دسته از مواد کنوانسيون که در تعارض با تعليمات وحياني دين اسلام است خودداري کند. ولي سؤال اساسي اين است که آيا مي‏توان بين مباني اين کنوانسيون که همان بن‏مايه‏هاي فرهنگ غرب است با مباني و زيرساختهاي تعاليم اسلامي جمع نمود؟ آيا مي‏توان صرفا با حق شرط، کنوانسيون را پذيرفت و آن را با نگاه اسلام به انسان و جهان تطبيق داد؟ بخصوص که ماده 28 کنوانسيون اعلام مي‏دارد:

«هر حق شرطي که با هدف و ماهيت کنوانسيون منافات داشته باشد قابل پذيرش نيست.»





نويسنده:سيد احمدرضا حسيني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان