بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,210

پيامدهاي توانمندسازي زنان در حرفه وکالت-قسمت دوم

  1390/9/20
خلاصه: پيامدهاي توانمندسازي زنان در حرفه وکالت-قسمت دوم
* درآمد

حرفه وکالت از جمله مشاغلي است که تا کنون زنان اساساً حضور کمرنگي در آن داشته اند . اين در حالي است که اين حرفه از جمله مشاغل تاثيرگذار در جامعه به شمار مي رود . در واقع ، در حالي که در حدود پنجاه سال از هنگام نخستين ورود زنان به هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز مي گذشت ، در انتخابات اسفند ماه 1380 ، دو زن به هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز راه يافتند که اين خود نويدبخش تحولاتي مثبت به سود زنان در اين حرفه شده است . هدف اين مقاله اين است که ابعاد گوناگون حضور زنان در حرفه وکالت ، شامل گستره ، مشکلات و محدوديتها ، توانمنديها ، آثار اين توانمنديها بر کليت جامعه ، و حضور زنان در رده هاي مديريتي کانون وکلا را مورد ارزيابي قرار دهد و روشن سازد که حضور قوي زنان در اين حرفه چه تاثيري بر باورهاي جامعه در زمينه توانمنديهاي شغلي و حرفه اي زنان بر جاي مي گذارد .

تا کنون عدم حضور جدي زنان در حرفه وکالت ، قضاوت و ديگر حرفه هاي وابسته موجب شده است که زنان جامعه از کمکها و حمايتهايي که مي توانند از حضور ديگر زنان در اين حرفه ها برخوردار شوند ، محروم گردند . در اين مقاله ، با استفاده از مصاحبه هايي که با زنان راه يافته به هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز و چند تن از ديگر وکلاي زن صورت گرفته است ، آثار موفقيت حرفه اي زنان در اين حرفه بر کل زنان جامعه بررسي مي گردد و به بيان مشکلات و محدوديتها و توانمنديهاي زنان در اين حرفه از زبان آنها پرداخته مي شود . انتخاب اين وکلا نيز بر اساس آشنايي نگارنده با آنها بوده است . در اين مصاحبه ها ، پنچ پرسش از مصاحبه شوندگان پرسيده شد و سپس تحليلي از محتواي پاسخهاي داده شده صورت گرفت . اين پرسشها عبارت بودند از :

1) در مقايسه با وکلاي مرد ، وکلاي زن با چه مشکلاتي روبرو هستند و تا کنون به رغم وجود اين مشکلات ، توانمنديهاي آنان در اين حرفه به چه صورت بوده است ؟

2) به نظر شما اشتغال زنان در حرفه وکالت چه تاثيري در حمايت از حقوق زنان و بهبود وضعيت کل زنان در سطح جامعه بر جاي مي گذارد ؟

3) چه تلاشهايي براي حضور زنان در هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز صورت گرفت و چرا پس از حدود 50 سال سرانجام امسال اين امر دوباره متحقق شد ؟

4) به نظر شما حضور چند تن از زنان وکيل در هيات مديره کانون وکلاي دادگستري چه تاثيري در وضعيت کل وکلاي زن و باورهاي جامعه در خصوص توانمنديهاي زنان باقي مي گذارد ؟

5) چه راهکارهايي را براي افزايش توانمنديهاي زنان در حرفه وکالت پيشنهاد مي کنيد ؟

در پايان اين مقاله ، راهکارهايي در دو حوزه مطرح مي شود ؛ نخست اينکه چگونه مي توان دستاوردهايي را که زنان در حرفه وکالت به دست آورده اند ، به همه ديگر زنان جامعه گسترش بخشيد . دوم ، چه راهکارهاي مشخصي را مي توان براي افزايش توانمنديهاي زناني که به حرفه وکالت اشتغال دارند ، به انجام رساند . اين راهکارها هم زنان مايل به ورود به عرصه وکالت را در بر مي گيرد ، و هم زناني را که هم اکنون به اين حرفه اشتغال دارند . به ويژه مساله حضور جدي تر زنان در مناصب مديريتي در کانون وکلاي دادگستري مورد توجه قرار مي گيرد و راهکارهايي براي از ميان بردن نابرابري کنوني در اين زمينه مطرح مي گردد . روش تحقيق مورد استفاده در اين پژوهش نيز روش توصيفي است که با استفاده از نظرات گوناگون مطرح شده به تحليل پرسشهاي پژوهش پرداخته شده و براي گردآوري داده هاي از دو روش کتابخانه اي و مصاحبه بهره گيري شده است . البته لازم به ذکر است که به خاطر کمبود و يا نبود منابع پژوهشي خاص در خصوص مساله وکالت زنان ، اين مقاله بيش از هر چيز بر انجام مصاحبه تکيه دارد .

? مروري بر ادبيات پژوهش

تا کنون در خصوص مساله اشتغال زنان در حرفه هاي گوناگون ، پژوهشهاي نسبتاً بسياري صورت گرفته و حجم اين گونه پژوهشها به ويژه در سالهاي اخير رو به افزايش بوده است . اما اين امر در خصوص برخي از حرفه هايي که شايد از نظر افکار عمومي جامعه چندان زنانه به شمار نمي روند ، چندان چشمگير نيست . يکي از اين گونه مشاغل حرفه وکالت است . اين مشکل هم به دليل ياد شده است و هم به اين خاطر که از همان آغاز پيدايش اين حرفه ، شمار زنان مشغول به اين کار در ايران اندک بوده است و اين روند پس از انقلاب اسلامي ايران با منع زنان از حضور در منصب قضاوت ، شدت بيشتري گرفت .

اين در حالي است که در سالهاي پيش از انقلاب اسلامي ، در نتيجه استقبال زنان تحصيل کرده حقوق براي استخدام در دادگستري ، «عده اي از زنان تحصيل کرده حقوق قضايي به عنوان قاضي به استخدام وزارت دادگستري در آمدند و بر عده زناني که در کسوت وکيل دادگستري ، مشاور حقوقي ، و يا مددکار اجتماعي در دادرسيهاي کيفري مشارکت و همکاري داشتند ، افزوده شد . البته زنان در تاريخ وکالت دادگستري ايران حدود پنجاه سال سابقه مشارکت دارند و هرگز در مورد اشتغال زنان در امر وکالت دادگستري منع قانوني وجود نداشته است . »

در سال 1374 ، با انجام اصلاحاتي در قانون شرايط انتخاب قضات دادگستري مصوب سال 1361 ، زنان توانستند بار ديگر با پايه قضايي جهت تصدي پستهاي مشاورت و قاضي تحقيق در مراجع قضايي کشور حضور يابند . اما اين حضور تنها به احراز پست مشاور قاضي و قاضي تحقيق محدود شده است ، و زنان حق انشاء راي ندارند . از اين رو ، اين اصلاحيه را فقط مي توان گامي براي اعاده موقعيت زنان در نظام قضايي تلقي کرد که تاثير مثبتي در گرايش زنان به حرفه قضاوت و رشته هاي وابسته به آن داشته است . اما حقوقي که به موجب آن به زنان داده شده است ، هرگز جاي حق قضاوت را نمي گيرد و بايد با اصلاحات بيشتر راه را براي حضور بيشتر زنان در حرفه هاي ناشي از رشته حقوق باز کرد .

? گستره حضور زنان در حرفه وکالت دادگستري

بر طبق آمار ارائه شده از سوي روابط عمومي کانون وکلاي دادگستري مرکز به نگارنده ، در سال 1381 از ميان 3093 وکيل دادگستري عضو کانون وکلاي دادگستري مرکز ، 2728 نفر آنان را مردان و 365 نفر را زنان تشکيل مي دهند ؛ بدين ترتيب ، 8/11 درصد وکلا از ميان زنان هستند . اين آمار هر چند ظاهراً اندک است ، بايد در نظر داشت که پس از انقلاب اسلامي ، زنان از اشتغال به مناصب قضايي منع شدند و نيز محدوديتهايي در ورود دختران به رشته حقوق قضايي در دانشگاه ها برقرار شد . بدين خاطر ، عدم به کارگيري زنان در منصب قضاوت ، در انتخاب رشته حقوق قضايي از سوي دختران نيز تاثير منفي داشت ، هر چند باعث عدم توجه کامل آنان به اين رشته نشد . البته اين محدوديتها در دانشگاه ها هم اکنون کاملاً برطرف شده است . شايان ذکر است که در سال 1373 ، از مجموع 1780 نفر وکيل دادگستري در کانون هاي وکلاي دادگستري کشور به جز فارس و آذربايجان ، 201 نفر از آنان را زنان تشکيل مي دادند که 1/10 درصد را شامل مي شود .

بنابراين نگاهي به آمارها نشان مي دهد که ميزان حضور زنان در حرفه وکالت در طي چندين سال گذشته بهبود داشته است . آنچه که بيش از همه مدعاي بالا را به اثبات مي رساند ، توجه به آمارهاي مربوط به شمار کارآموزان وکالت است . هم اکنون از مجموع 2086 نفر کارآموز وکالت در کانون وکلاي دادگستري مرکز ، 357 نفر آنان را زنان تشکيل مي دهند که برابر با 17 درصد از مجموع کارآموزان خواهد بود . اين در حالي است که شمار وکلاي زن 8/11 درصد است . همچنين نکته جالب اينجاست که شمار کارآموزان زن تقريباً با وکلاي زن کنوني برابر است ، در حالي که شمار کارآموزان مرد تنها دو سوم وکلاي مرد کنوني مي باشد . اين مساله از رشد بسيار بيشتر شمار زنان حاضر در حرفه وکالت حکايت مي کند . همچنين در صورتي که فرض کنيم همه کارآموزان زن و مرد کنوني در يک يا دو سال آينده به جرگه وکلا خواهند پيوست ، آنگاه نسبت وکلاي زن به 1/16 درصد خواهد رسيد که رشدي تقريبا 5 درصدي را نسبت به وضعيت کنوني نشان خواهد داد . همان طور که گفته شد ، به خاطر افزايش علاقمندي زنان براي ورود به حوزه هاي کاري مرتبط با رشته حقوق ، شمار وکلاي زن با سرعت بيشتري افزايش پيدا خواهد کرد .

در مجموع ، در خصوص گستره حضور زنان در حرفه وکالت مي توان گفت که الگوي کلي نابرابري در خصوص اشتغال زنان در سطح جامعه ، در حرفه وکالت نيز به چشم مي خورد ؛ به گونه اي که هم اکنون در حدود يک دهم وکلا را زنان تشکيل مي دهند . اما اين شکاف در حال کاهش است . کاهش يافتن نابرابري در ميزان حضور زنان در حرفه وکالت با نگاهي به آمار مربوط به کارآموزان وکالت کاملاً قابل مشاهده و اثبات است . البته سرعت پر شدن اين شکاف همانند برخي از ديگر حوزه ها همانند حضور زنان در دانشگاه ها نيست ، اما مي توان اميدوار بود با تحولي که در زمينه پذيرش نقش آفريني زنان در مناصب قضايي صورت گرفته است ، شمار وکلاي زن نيز افزايش پيدا کند . به ويژه اين مساله از اين لحاظ قابل توجه است که به ويژه در سالهاي اخير بسياري از وکلاي جديد ، قضاتي هستند که پس از پنج سال کار قضاوت يا بيشتر استعفاء داده يا با پايان مدت خدمت ، بازنشسته شده اند و سپس به حرفه وکالت روي آورده اند . طبيعتاً به خاطر عدم حضور زنان در حرفه قضاوت ، اين امکان براي آنان فراهم نبوده است و از اين رو به کاهش نسبت وکلاي زن و يا کندي رشد شمار آنان انجاميده است . در حالي که اگر در آينده شماري از زنان داراي مناصب قضايي نيز به همين شيوه وارد کار وکالت شوند ، نسبت کلي حضور زنان در اين حرفه نيز افزايش خواهد يافت .





نويسنده:بهناز اشتري-وکيل پايه يک دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان