بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,477

زن، مرد و تفاوت ها-قسمت سوم

  1390/9/20
خلاصه: زن، مرد و تفاوت ها-قسمت سوم
ساير تفاوت‌ها
پسران در فعاليت‌هايي که نياز به مهارت‌هاي حرکتي دارد، برتر از دختران هستند. در برابر، رشد جسمي دختران زودتر از پسرهاست و در برابر بيماري‌ها مقاوم‌ترند و کمتر از پسران آسيب مي‌بينند.[27] چشمان مردان بزرگتر از زنان است و براي ديدي تونل مانند و دور طراحي شده است، اما دايره ديد زنان وسيع‌تر از مردان بوده و در يک لحظه مي‌توانند چيزهاي بيشتري را در ميدان ديد قرار دهند.[28] حس شنوايي در زنان قوي‌تر است و صداي آنان نازک‌تر از مردان است.[29]
دختران زودتر از پسران سخن گفتن را شروع مي‌کنند اما پسرها زودتر از دخترها راه مي‌افتند.[30]

2-5 : تفاوت‌هاي رواني
گر چه دامنه تفاوت‌هاي رواني زن و مرد بسيار وسيع است، اما از باب نمونه، به برخي از آنها اشاره مي‌شود:
پسران در پردازش اطلاعات فضايي و رياضيات، بويژه در هندس? تجسمي موفق‌تر از دختران هستند و دختران در فراگيري زبان‌هاي خارجي و امور ظريف و هنري، توانمندتر از پسران مي‌باشند.[31] مردان در دريافت و شناخت مفاهيم انتزاعي و کلمات مجرد برتري دارند.[32]
گستر? منطقه‌اي از مغز که در هنگام درگيري زنان با خاطرات غم انگيز فعال مي‌شود، هشت برابر مردان است و مغز مردان به گونه‌اي طراحي شده که اطلاعات را منظم‌تر و مرتب‌تر دسته‌بندي مي‌کند.[33] مغز پسران براي واکنش به اشياء و اشکال و مغز دختران براي حساسيت در برابر انسان‌ها و چهره‌ها طراحي شده است.[34]
رنج و عزا در جنس زن، بيشتر با گريه و افسردگي ظاهر مي‌شود و براي آنان، موضوعات جزئي به اندازه موضوعات بزرگ، مهم است. عاطفه و هيجان در زن و پرخاشگري و استقلال طلبي در مرد بيشتر است.[35]
شکل‌گيري هويت دختران، تنها براي استقلال شخصيت نيست، بلکه براي همکاري و صميميت و مراقبت از ديگران نيز هست. در حالي که هويت پسران از اساس براي استقلال و رقابت و فرديت شکل مي‌گيرد.[36]
گفت و گو و تبادل نظر براي پسران، وسيله‌اي براي انتقال پيام است اما براي دختران، بيشتر ابزاري براي ارتباط عاطفي و همدلي است.[37]
زن دوست دارد شنونده داشته باشد و زماني که ناراحت،‌خسته و نااميد است، نيازمند نوازش و احساس دوستي است.[38] از دور? کودکي، خودنمايي در جنس زن بيشتر به چشم مي‌خورد و با آرايش ظاهر و پوشيدن لباس زيبا به لذتي وصف ناپذير دست مي‌يابد.[39] در بازي‌هاي گروهي، دختران کمتر از پسران به وضع قوانين تمايل دارد و بيش از آنان رعايت مقررات را براي همدلي با اعضاي گروه ناديده مي‌گيرند.[40]
مادران به طور طبيعي با بچه‌هاي خود زيادتر صحبت مي‌کنند؛ به صداي بچه‌ها حساس‌ترند و با شنيدن صداي نوزادانشان غدد شيري آنان تراوش مي‌کند. آنچه را پدران، در رابطه با فرزندانشان بايد بياموزند، مادران به طور طبيعي دارا هستند.[41]
جنس مذکر عصبانيت خود را غالباً به صورت خشونت‌هاي فيزيکي اعمال مي‌کند و به رقابت ميل بيشتري دارد، اما زنان عصبانيت خود را بيشتر به شکل غيرمستقيم، يعني مقاومت منفي که گاه به شکل قهر، کينه توزي، سکوت يا شايعه پراکني است، ظاهر مي‌سازند.[42]

6- نتيجه‌گيري:
مساله تفاوت­هاي زن و مرد يکي از مهم ترين مسائل در تنظيم روابط اجتماعي و به ويژه خانواده است که انديشمندان فراواني بر ضرورت توجه به اين تفاوت‌ها تأکيد کرده‌اند. در بررسي موارد تفاوت‌هاي زن و مرد به تفاوت‌هاي فراوان جسمي، روحي و رواني ميان زن و مرد دست مي‌يابيم - که به برخي از آنها اشاره گرديد- و همه اين موارد مي‌بايست در قانون‌گذاري و برنامه‌ريزي مورد توجه قرار گيرد.


مطالب مرتبط:
زن، مرد؛ تفاوت ها(2)

فهرست منابع
1) آکين، سوزان مولير؛ زن از ديدگاه فلسفه سياسي غرب، ترجمه نوري زاده، تهران، قصيده سرا، 1383.
2) اتکينسون، ريتا ال و ديگران؛ زمينه روانشناسي هيلگارد، ترجمه محمدتقي براهني و ديگران، تهران، چاپ 22، رشد، 1384.
3) بارون کوهن، سيمون؛ زن چيست؟ مرد کيست؟ ‌تفاوت‌هاي اساسي زن و مرد، ترجمه گيسو ناصري، تهران، پل، 1384.
4) بازيس، ميخائيل اس؛ و ريچارد جي گلز، «تبعيض جنسي»، ترجمه فريبا شايگان، پيام زن، ش 10، 1379.
5) برگ، اتوکلاين؛ روانشناسي اجتماعي، ج 1.
6) بگلي، شارون؛ چرا مردان و زنان متفاوت فکر مي‌کنند، ترجمه مرسده سميعي، جامعه سالم، ش 21، 1374.
7) بي ريا، ناصر و ديگران؛ روانشناسي رشد با نگرشي به منابع اسلامي، چاپ 4، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1385.
8) پيره، روژه، روانشناسي اختلافي زن و مرد، ترجمه حسين سروري.
9) پيس، آلن و باربارا؛ آنچه زنان و مردان نمي‌دانند، ترجمه زهرا افتخاري، تهران، نسل نوانديش، 1384.
10) جمعي از نويسندگان؛ کتاب زن، تهران، انتشارات اميرکبير، 1381.
11) دورانت، ويل؛ تاريخ تمدن، ترجمه ابوالقاسم طاهري، چاپ 4، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1373.
12) رحمتي، محمدصادق؛ روانشناسي اجتماعي معاصر، تهران، سينا، 1371.
13) رودگر، نرجس؛ فمينيسم، تاريخچه، نظريات، گرايش‌ها و نقدها، چاپ اول، قم، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، 1388.
14) زيبايي نژاد، محمدرضا و محمدتقي سبحاني؛ درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، چاپ 3، قم، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، 1385.
15) عضدانلو، حميد؛ آشنايي با مفاهيم جامعه شناسي، تهران، نشر ني، 1384.
16) قرآن کريم.
17) کتاب مقدس
18) کارلسون، کان. جي؛ و ديگران، بهداشت رواني زنان، ترجمه خديجه ابوالمعالي و ديگران، تهران، ساوالان، 1379.
19) گايتون، آرتور، و جان هال؛ فيزيولوژي پزشکي، ج 2.
20) گرنت، توني؛ زن بودن، ترجمه فروزان گنجي زاده، تهران، ورجاوند، 1381.
21) گري، بنوات؛ زنان از ديد مردان، ترجمه محمد جعفر پوينده، چاپ 2، تهران، جامي، 1378.
22) گري، جان؛ مردان مريخي و زنان ونوسي، ترجمه مهدي قراچه داغي، چاپ 35، تهران، آسيم، 1385.
23) گنجي، حمزه؛ روانشناسي تفاوت‌هاي فردي.
24) لطف آبادي، حسين؛ روانشناسي رشد، ج 2.
25) لمبروزر، جينا؛ روح زن، ترجمه پري حسام شه رئيس، تهران، دانش، 1369.
26) مشيرزاده، حميرا؛ فمينيسم، از جنبش تا نظريه اجتماعي، تهران، شيرازه، 1382.
27) مطهري، مرتضي؛ نظام حقوق زن در اسلام، چاپ 9، قم، جامعه مدرسين، 1359.
28) نجاتي، حسين؛ روانشناسي رشد.
29) هولم، جين و جان بوکر؛ زن در اديان بزرگ جهان، ترجمه علي غفاري، تهران، چاپ و نشر بين الملل، 1384.


[1] . درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، محمدرضا زيبايي نژاد و محمدتقي سبحاني، ص 63.
[2] . تعريف هر يک از زن و مرد از خويشتن خويش و پاسخي که به پرسش «من کيستم؟» و «من چيستم؟» مي‌دهد تا بوسيله آن از جنس مقابل متمايز شود، «هويت جنسي» نام دارد. بحث تفاوت‌هاي طبيعي بصورت جدي در هويت جنسي زن و مرد اثر گذار است. (ر.ک: حميد عضدانلو، آشنايي با مفاهيم جامعه شناسي، ص 683).
[3] . آنچه که فرد براي شناساندن خود به منزله يک پسر يا دختر مي‌گويد يا انجام مي‌دهد، «نقش جنسي» نام دارد. (ر.ک: ناصر بي ريا و ديگران، روان شناسي رشد، ص 1001).

[4] . به تعبير خانم «توني گرنت»: «زن امروزي مردي بدلي است، بامردان حقيقي در جنگ است و به همين علت، آشفته و ناآرام است» (زن بودن ، ص 16)؛ «زنان سعي مي‌کنند تا از مردان تقليد کنند. بسياري از آنها در تلاش براي مرد بودن، ناشيانه به تقليد از زبان و رفتار مردان طبقات پست دست مي‌زنند...در خلال دهه‌هاي شصت و هشتاد، زنان مانند کارگران بار انداز صحبت مي‌کردند، آنها نه تنها مثل مردان کار مي‌کردند بلکه همچون آنها رفتار مي‌کردند...» (همان، ص 90)؛ «زن امروزي سهل و آسان شده و پيوسته در دسترس است» (همان، ص 70).
[5] . به تفاوت اين دو تفکر در بحث مربوط به ديدگاه‌هاي مربوط به تفاوت‌ها، پرداخته خواهد شد.
[6] . فمينيست‌ها براي نشان دادن و متمايز ساختن تفاوت‌هاي طبيعي و بيولوژيک از تفاوت‌هاي محيطي و اجتماعي، به ترتيب از دو واژه جنس (sex) و جنسيت (Gender) بهره مي‌گيرند.
[7] . بطور نمونه، چنانچه پذيرفتيم که جمجمه مردان بزرگ‌تر از زنان است، اگر در يک زن يافت شد که جمجمه او بزرگتر از جمجمه مردان است، اين مورد استثنايي موجب غير طبيعي شدن اين ويژگي نمي‌شود. لذا تفاوت‌هاي طبيعي، «غالباً» در صنف مردان و زنان بصورت متفاوت وجود دارد.
[8] . مثلاً در برخي کشورها، زنان براي حضور در پست‌هاي مديريتي و مناصب سياسي، با تزريق هورمون‌هاي مردانه تلاش مي‌کنند تا با غلبه بر احساسات خود، بتوانند صلابت و در برخي مواقع خشونت لازم براي پيگيري امور را کسب نمايند.
E[9] . شهيد مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، ص 120.
[10] . بطور مثال در يهوديت، به تفاوت اساسي ميان قواي جنسي زن و مرد اشاره و بيان شده است که: در روابط جنسي، مرد عضو فعال و خودبين است و هميشه اين خطر وجود دارد که شهوتش طغيان کند، اما زن‌ها نقش درون گرا و منفعل دارند. شهوت زن مخفي است اما تمايلات جنسي او بيش از مرد است و به همان شدت و حتي بيشتر مي‌تواند بروز کند. (ر.ک: جين هولم و جان بوکر، زن در اديان بزرگ جهان، ترجمه علي غفاري، ص 213) و يا اينکه پدر موظف است به فرزند پسرش تورات بياموزد اما دختران از خواندن تورات معافند. (همان، ص 201) و يا در مسيحيت آمده است که حوا از دنده چپ آدم آفريده شده و لذا مرد بر زن تسلط دارد (رساله دوم پولس: 13/14) و زنان اجازه ندارند به مردان تعليم دهند يا بر آنها مسلط باشند (رساله اول: 2/11)
[11] . بنوات گري، زنان از ديد مردان، ترجمه محمد جعفر پوينده، ص 21.
[12] . ر.ک: سوزان مولير آکين، زن از ديدگاه فلسفه سياسي غرب، ترجمه نوري زاده، ص 75-106.
[13] . همان، ص 107-139. همچنين توماس آکويناس، بزرگ‌ترين فيلسوف مسيحي قرون وسطي، زن را در قياس با مرد، از نظر جسم ، عقل و اراده، موجودي ضعيف‌تر و ناپايدارتر و از لحاظ ميل شهواني، قوي‌تر مي‌داند. (ويل دورانت، تاريخ تمدن، ترجمه ابوالقاسم طاهري، ج 4، ص 211).
[14] . موج اول فمينيسم از 1780 تا 1920 ادامه داشت و اعتراض به اختصاص ارزشهاي مدرنيته به مردان و تقاضاي فرصت‌هاي برابر تحصيلي ، سياسي و...از شعارهاي اصلي آنان برد. موج دوم فمينيسم از 1960 تا 1980 به طول انجاميد. اعتقاد به ضرورت براندازي نظام مردسالار و جنس برتر بودن زنان از نکات اصلي موج دوم بود. در موج سوم که از 1980 آغاز شده است، تفاوت‌هاي طبيعي زن و مرد پذيرفته شده و ضرورت استفاده از ويژگي‌هاي منحصر به فرد زنان و رسيدن به جايگاه واقعي، طلب مي‌شود.
[15] . براي مطالعه بيشتر رک به: حميرا مشيرزاده، «فمينيسم،از جنبش تا نظريه اجتماعي»؛ نرجس رودگر، «فمينيسم؛ تاريخچه، نظريات گرايش‌ها و نقدها».
[16] . گر چه زن و مرد در بسياري از احکام با يکديگر مشترکند وليکن در آموزه‌هاي ديني تفاوت‌هايي ميان زن و مرد ذکر شده است. بطور نمونه: زنان بيش از مردان بايد حجاب خود را رعايت کنند و مي‌بايست موهاي سر و گردن و زيبايي بدن و زينت خود را از نامحرم بپوشانند (نور، 31؛ احزاب، 33) همچنين نفقه ومهريه زن بر عهده شوهر است و زن در قبال تأمين اقتصادي خانواده وظيفه‌اي بر عهده ندارد. (بقره، 223، 236و 237) مرد بر خلاف زن مي‌تواند با رعايت عدالت، تا چهار همسر دائمي اختيار کند (نساء 2) و....
[17] . همان.
[18] . ريتا ال اتکينسون و ديگران، زمينه روانشناسي هيلگارد، ترجمه محمد تقي براهني و ديگران، ج 1، ص 678-679.
[19] . جمعي از نويسندگان، کتاب زن، ص 31.
[20] . آرتور گايتون، جان هال، فيزيولوژي پزشکي، ج 2، ص 1512.
[21] . بطور مثال، زن در دوران باروري، هر ماه يک تخمک آزاد مي‌سازد و در حدود پنجاه سالگي، تخمک گذاري پايان مي‌يابد. در هر حالي که مرد در هر بار انزال، حدود چهارصد ميليون اسپرم توليد مي‌کند که تا اواخر عمر ادامه دارد. (آرتور گايتون و جان هال، فيزيولوژي پزشکي، ج 2، ص 1512)
[22] . جمعي از نويسندگان، کتاب زن، ص 74.
[23] . توده عضلاني بدن مرد، بطور متوسط، پنجاه درصد بيشتر از زن است. همچنين استخوان جمجمه مرد، بزرگ‌تر و ضخيم‌تر از جمجمه زن است. (حسين لطف آبادي، روان شناسي رشد، چ 2، ص 68)
[24] . آرتور گايتون و جان هال، فيزيولوژي پزشکي، ج 2، ص 1578. تستوسترون همچنين موجب مي شود پس از بلوغ، نياز به نوازش و در آغوش کشيده شدن در پسران کم شود در حالي که اين نياز در زنان، از کودکي تا پايان عمر، همچنان فعال و شديد است. (کتاب زن، ص 83).
[25] . رک به: فيزيولوژي پزشکي، ج 2، ص 1522 و 1523.
[26] . کتاب زن، ص 96.
[27] . کان. جي. کارسون و ديگران، بهداشت رواني زنان، ترجمه خديجه ابوالمعالي و ديگران، ص 340.
[28] . آلن و باربارا پيس، آنچه زنان و مردان نمي‌دانند، ترجمه زهرا افتخاري، ص 42.
[29] . حمزه گنجي، روانشناسي تفاوت‌هاي فردي، ص 203.
[30] . حسين نجاتي، روان شناسي رشد، ص 249.
[31] . روژه پيره، روانشناسي اختلافي زن و مرد، ترجمه حسين سروري، ص 104.
[32] . محمد صادق رحمتي، روانشناسي اجتماعي معاصر، ص 190.
[33] . شارون بگلي، «چرا مردان و زنان متفاوت فکر مي‌کنند»، ترجمه مرسده سميعي، جامعه سالم، ش 21، 1374، ص 55.
[34] . آلن و باربارا پيس، چرا مردان به حرف زنان گوش نمي‌دهند...، ترجمه محسن جده دوست و آذر محمودي، ص 223.
[35] . جمعي از نويسندگان، کتاب زن، ص 207.
[36] . حسين لطف آبادي، روانشناسي رشد، ج 2، ص 129. زنان در اوصافي مانند ابراز محبت و همدردي، مشارکت اجتماعي، دگر خواهي، نجابت و صميميت بر مردان برتري دارند. در حالي که مردان بيشتر استقلال طلب، سلطه جو و پرخاشگر هستند و نيز رقابت، مقاومت و سرکشي فزون‌تري دارند. (اتو کلاين برگ، روانشناسي اجتماعي، ج 1، ص 18- 314).
[37] . جينالمبروزر، روح زن، ترجمه پري حسام شه رئيس، ص 18.
[38] جان گري، مردان مريخي، زنان ونوسي، ص 51.
[39] . کتاب زن، ص 433.
[40] . توني گرنت، زن بودن، ترجمه فروزان گنجي زاده، ص 19.
[41] . ميخائيل اس، بازيس و ريچارد جي گلز، «تبعيض جنسي» ترجمه فريبا شايگان، پيام زن، ش 10، 1379، ص 35.
[42] . سيمون بارون کوهن، زن چيست؟ مرد کيست؟ ترجمه گيسو ناصري، ص 74.





نويسنده:علي غلامي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان