بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,023

نابرابري در ترازوي برابري جنسيتي-قسمت سوم(قسمت پاياني)

  1390/9/14
خلاصه: نابرابري در ترازوي برابري جنسيتي-قسمت سوم(قسمت پاياني) (نگاهي به مقاله تحليل ساختاري جنسيت)
آزادي‌
در صفحات‌ چهل‌وهفت‌ و شصت‌وسه‌ از آزادي‌ به‌عنوان‌ يکي‌ از مفاهيمي‌ ياد مي‌شود که‌ بشر امروز را ملزم‌ به تجديد نظر در نگرش‌ها و ارزش‌هاي‌ خود مي‌کند و به‌عنوان‌ حق‌ هر انساني‌ که‌ در جامعه‌ مدرن‌ زندگي‌ مي‌کند از آن‌ نام‌ برده‌ شده‌ است. در اين‌که‌ واژه‌ آزادي، زيبا و مقدس‌ است،‌ هيچ‌ ترديدي‌ نيست؛ ولي‌ آزادي‌ جزء کلماتي‌ است‌ که‌ تعاريف‌ بسياري‌ براي‌ آن‌ ارائه‌ شده‌ است. در اين‌ مقاله‌ از معناي‌ آزادي‌ - که‌ سبب‌ ابهاماتي‌ در ذهن‌ خواننده‌ مي‌شود ــ سخن‌ به‌ ميان‌ نيامده‌ است. آزادي‌ مي‌تواند از يک‌‌سو به‌گونه‌اي‌ تعريف‌ شود که‌ حق‌ تسلط‌ بر بدن، يکي‌ از مصاديق‌ آن‌ باشد26 و ازسوي‌ديگر انسان‌ را به‌ جايي‌ رساند که‌ حفظ‌ حريت‌ خود را در ارتقاي‌ بندگي‌ خدا بداند.27
اگر آزادي‌ را به‌ توسعه‌ اختيار معنا کنيم، اين‌ توسعه‌ را مي‌توان به بعد مادي‌ يا معنوي‌ نيز تعميم داد. اگر سعادت‌ بشر را فقط‌ در بهره‌وري‌ مادي‌ تعريف‌ کنيم، در اين‌جا انسان‌ به‌ آزادي‌ نياز دارد تا‌ در اين‌ راه،‌ او را ياري‌ کند و اگر سعادت‌ بشر را در کسب‌ برتري‌هاي‌ معنوي‌ خلاصه کنيم، بايد به‌ دنبال کسب‌ آزادي‌ درجهت‌ نزديکي‌ به‌ خداي‌ متعال‌ باشيم.
تعريف‌ آزادي‌ در توسعه‌ مادي، همان‌ مفهوم‌ آزادي‌ به‌ معناي‌ ليبراليستي‌ و اباحه‌گري‌ است‌ که‌ با ارزش‌هايي‌ مانند: خانواده‌ و ازدواج‌ در تعارض‌ است؛ بنابراين‌ آزادي‌‌اي که‌ منجر به‌ از بين‌ رفتن‌ اين‌ نهادها - خانواده و ازدواج - مي‌شود، بشر را از معنويت‌ دور مي‌کند که مفهوم‌ آزادي‌ در کنوانسيون‌ رفع‌ تبعيض‌ - که‌ در مقدمه‌ و ماده‌ يک‌ بر آن‌ تاکيده‌ شده‌ است‌ - به‌ همين‌ معنا است‌ و‌ گزارش‌هاي‌ کميته‌ نيز آن را تأييد مي‌کند.
پرو: «نگراني‌ خود را درباره... فقدان‌ دسترسي‌ دختران‌ زير بيست‌ سال‌ به‌ وسايل‌ جلوگيري‌ از بارداري‌ به‌ مقدار زياد ابراز مي‌دارد.»28
آلمان: سازمان‌ ملل‌ «نگران‌ است‌ که‌ روسپيان‌ ــ گرچه‌ براساس‌ قانون، موظف‌ به‌ پرداخت‌ ماليات‌ هستند ــ هنوز از حمايت‌ قوانين‌ کار و قوانين اجتماعي‌ بهره‌مند نيستند.»29

نتيجه‌
برابري‌ جنسيتي‌ - با شاخصه‌هاي‌ در پيش‎گفته که با معناي برابري در کنوانسيون مطابقت دارد و به بياني از زمينه‌سازهاي فرهنگي کنوانسيون رفع تبعيض به‌شمار مي‌آيد، بدون‌ درنظر گرفتن‌ ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ و انساني‌ تبيين‌ شده‌ است.
جامعه‌اي‌ که‌ مي‌کوشد تا در جهت توسعه‌ حرکت‌ کند، نمي‌تواند با توجه‌ صرف‌ به‌ عوامل‌ مادي‌ و بدون‌ توجه‌ به‌ تعالي‌ انسان‌ها به‌ توسعه‌ مطلوب‌ دست‌ يابد و البته در اين‌ ميان،‌ حضور زن‌ در روند توسعه‌ الزامي است. درصورت‌ درک‌‌ هويت‌ و شأن‌ والاي‌ زن‌ و با توجه‌ به‌ اصل‌ تساوي‌ و برابري‌ در ارزش‌هاي‌ انساني، بي‌‌شک‌ زنان‌ در اين مسابقه - رسيدن به کمال - پيشگام‌ خواهند بود.
به‌طورکلي‌ برابري‌ جنسيتي‌ با مفهوم‌ ارائه‌ شده‌ در مقاله‌ «تحليل‌ ساختار جنسيت» مي‌تواند آثار زيانباري درپي داشته باشد که‌ به‌ بعضي‌ از آن‌ها اشاره‌ مي‌شود:
- عدم‌ دستيابي‌ زنان‌ به‌ حقوق‌ خويش‌ در تلاش‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ مردان.
- کمرنگ‌ شدن‌ ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ در جامعه.
- بي‌ اهميت‌ جلوه‌ دادن‌ ازدواج.
- تضعيف‌ جايگاه‌ زن‌ در خانواده‌ با ارائه‌ کمترين‌ کارکردهاي‌ خانواده.
- تبديل‌ شدن‌ زنان‌ به‌ کالا و ابزار در جهت خدمت‌ به نظام‌هاي‌ سرمايه‌داري.
- ترويج‌ آزادي‌ به‌ معناي‌ بي‌ بند و باري.
ديدگاه‌هاي‌ موجود در مقاله‌ «تحليل‌ ساختاري‌ جنسيت»، يکي‌ از نمادهاي‌ آغازين‌ موجي‌ است‌ که‌ کوشيده است تا زمينه‌ساز حرکت‌ فرهنگي‌ يونيسف‌ و سيدا در ايران‌ باشد. در حقيقت‌ اين‌ موج‌ با طرح‌ «آموزش‌ محلي، تغيير جهاني‌ و کنوانسيون‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان» به‌ جرياني‌ تبديل‌ شد که‌ هم‌ اکنون‌ با آن‌ روبه‌رو هستيم. توجه‌ به‌ ريشه‌ جريان‌هاي‌ فرهنگي، علاوه‌بر ارائه‌ راهکار در رويارويي‌ با آن‌ها، بيانگر اين‌ اصل‌ است که‌ حرکت‌هاي‌ فرهنگي‌ در جامعه‌ را - هر چند به‌ ظاهر سطحي‌ و خُرد باشد - نبايد ناديده‌ گرفت.

منابع:
ــ آنتوني گيدنز.
ــ اچ. بورک. رابرت، «ليبراليسم‌ مدرن‌ و افول‌ امريکا».
ــ پيشگامان‌ روانشناسي‌ رشد، صص‌ 55 - 56.
ــ روانشناسي‌ ژنتيک. ج‌ 2.
ــ کپل، رنکن، «خشونت‌ در کار».
ــ گزارش‌ انجمن‌ پزشکي‌ امريکا.
ــ گزارش‌ کميته‌4991 CEDAW .
ــ گزارش‌ کميته‌1995 - 1998 CEDAW .
ــ همان، 1999 - 2000.
ــ مينوچين، «خانواده‌ و خانواده‌ درماني».
ــ «نظام‌ معقول» پيروزمند، عليرضا.

پي‌ نوشت‌ها:
1. نگرشي‌ بر تحليل‌ جنسيتي، ص‌ 35.
2. همان، ص‌ 44.
3. همان، ص‌ 35.
4. همان‌، ص‌ 34.
5. همان، ص‌ 49.
6. همان، ص‌ 52.
7. همان، ص‌ 43.
8. همان، صص‌ 51 - 52، 75، 76.
9. گزارش انجمن پزشکي آمريکا.
10. گزارش انجمن پزشکي آمريکا.
11. گزارش کميته CEDAW 1994.
12. نگرشي بر تحليل جنسيتي، ص‌ 60.
13. همان، صص‌ 59 - 76.
14. گزارش انجمن پزشکي آمريکا.
15. گزارش کميته CEDAW 1994.
16. نگرشي بر تحليل جنسيتي، ص‌ 74.
17. خانواده و خانواده درماني، مينوچين.
18. رنکن‌کپل، خشونت در کار.
19. همان، ص‌ 58.
20. روانشناسي ژنتيک، ج 2.
21. پيشگامان روانشناسي رشد، صص 55 و 56.
22. همان، صص‌ 60 و 70.
23. آنتوني گيدنز.
24. گزارش کميته CEDAW 1994.
25. نگرشي بر تحليل جنسيتي، ص 74.
26. اچ، بورک رابرت، ليبراليسم مدرن و افول آمريکا.
27. نظام معقول، عليرضا پيروزمند.
28. گزارش کميته CEDAW 1995 ـ 1998.
29. گزارش کميته CEDAW 1999 ـ‌2000 .





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان