بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,106

زن، مرد و تفاوت ها-قسمت دوم

  1390/9/11
خلاصه: زن، مرد و تفاوت ها-قسمت دوم
4- ديدگاه‌هاي مربوط به تفاوت‌ها
همانگونه که شهيد مطهري در کتاب «نظام حقوق زن در اسلام»،[9] به خوبي تنقيح نمودند، در برخورد با مباحث زنان و تفاوت‌هاي آنان با مردان، دو ديدگاه اساسي وجود دارد. عده‌اي خصوصاً در دنياي غرب، تلاش مي‌کنند ميان زن و مرد از لحاظ قوانين،‌ مقررات، حقوق و وظايف، وضع واحد و مشابهي بوجود آورندو تفاوت‌هاي طبيعي و غريزي زن و مرد را ناديده بگيرند. از اين تفکر، به ديدگاه «تشابه محوري» تعبير شده است. برخي ديگر خصوصاً با عنايت به آموزه‌هاي اسلام، معتقدند که زن و مرد در جهات متعددي با يکديگر تفاوت دارند و خلقت و طبيعت، آنها را يکنواخت نخواسته است و لذا از لحاظ بسياري از حقوق، تکاليف و مجازات‌ها، وضع مشابهي ندارند. اين ديدگاه به «تفاوت محوري» ناميده مي‌شود.
اختلافات گوناگون ميان اديان مختلف، نهضت‌ها و جنبش‌هاي اجتماعي و نظريه پردازان علوم اجتماعي و فلاسفه، در نگاه به تفاوت‌ها و محدود? آن را مي‌توان در شدت و ضعف اعتقاد نسبت به اين دو ديدگاه اساسي تحليل نمود. بررسي تفصيلي اين اختلافات از حوصل? اين مقال بيرون است وليکن به اختصار، به برخي از آنها اشاره مي‌گردد:
بطور نمونه، در ميان انديشه‌هاي يهوديت و مسيحيت، که ديدگاه کم و بيش مشابهي در خصوص خلقت و ويژگي‌هاي زن و مرد دارند، مي‌توان تفاوت‌هاي آشکاري در ويژگي‌هاي طبيعي، احکام ديني و جايگاه زن و مرد يافت.[10]
در ميان انديشمندان نامدار غربي نيز، «بقراط حکيم»، طبيعت زنان را مرطوب، اسفنجي و سرد و مرد را داراي طبعي خشک و گرم مي‌دانست.[11] افلاطون، وضع مقررات سهل گيرانه‌تر را براي زنان، با توجه به ضعف نسبي آنان مي‌پذيرد.[12] ارسطو نيز معتقد است که: طبيعت، استعدادهاي مختلفي به زن و مرد ارزاني داشته، نقش‌ها و جايگاه‌هاي مختلفي براي آنان رقم زده و حقوق متفاوتي نيز مقرر ساخته است. فضايل اخلاقي زن و مرد نيز در بسياري موارد مختلف‌اند، چنانکه يک ويژگي‌ براي مرد فضيلت اخلاقي به شمار مي‌آيد، اما براي زن چنين نيست.[13]
بطور خلاصه مي توان تاريخ انديش? غرب را چنين تصوير کرد که تا قرن هفدهم، تقريباً تمامي انديشمندان غربي، به وجود تفاوت‌هاي طبيعي ميان زن و مرد اذعان داشتند، اما کم کم در قرن هفدهم، اين تمايزها مورد ترديد قرار گرفت. اين روند تا اواخر قرن هجدهم ادامه يافت و از اوايل قرن نوزدهم، مجدداً اين تفاوت‌ها برجسته شد. پس از آن ، با روي کار آمدن موج‌هاي سه گانه فمينيستي[14] تفاوت‌هايي در نوع نگاه به تفاوت‌ها بوجود آمد.
در قرن نوزدهم، فمينيست‌هاي موج اول، قد علم کردند که بر تفاوت‌هاي زن و مرد صحه مي‌گذاشتند ولي منشأ بسياري از مشکلات از جمله خشونت‌ها و جنگ‌ها را همان روحيات مردانه دانسته و بر ضرورت حضور ويژگي‌هاي زنانه از جمله صلح دوستي و عاطفه ‌ورزي در اجتماع، تاکيد مي‌گردند. فمينيست‌هاي موچ دوم که اغلب آنان، مدافع برابري زن و مرد بودند، تلاش مي‌کردند تفاوت‌هاي زن و مرد را صرفاً در برخي تفاوت‌هاي جسمي دانسته و بقيه تفاوت‌ها را بر ساختة اجتماع و نظام مرد سالار بدانند. پس از آنکه يافته‌هاي علوم تجربي، طبيعي بودن بسياري از تفاوت‌ها را اثبات کرد و موجب نقض ديدگاه فمينيست‌هاي موج دوم گشت، فمينيست‌هاي موج سوم ظهور کردند که بر تفاوت‌هاي بيشتري مهر تأييد مي‌زدند.[15]
در علوم مختلف نيز مي‌توان ردپاي بحث تفاوت‌هاي تکويني زن و مرد را يافت. از جمله شاخه‌هاي علوم که اين بحث را کانون توجه قرار داده مي‌توان به زيست شناسي اجتماعي، روانشناسي، علوم سياسي، فلسفه حقوق،‌ علوم تربيتي، علم اخلاق، جرم شناسي، جامعه شناسي اقتصاد و ... اشاره کرد. بطور نمونه زيست شناسان عوامل زيستي و ژنتيکي، روان شناسان علاوه بر عوامل زيستي، عوامل روان شناختي همچون گرايش‌ها و تمايلات و جامعه شناسان، فرهنگ و سنن اجتماعي را مهمترين عامل و منشأ ايجاد تفاوت‌ها مي‌دانند. پس از پذيرش تأثير اين عوامل، هر يک قائل به آثار خاص، اعتبار و نيز قابليت تغيير آنها يا عدم تغيير آنها مي‌شوند.


5- محدود? تفاوت‌ها
در يافته‌هاي علوم اجتماعي و در ميان انديشمندان و نيز در آموزه‌هاي ديني، اختلافات فراواني در حدود و ثغور تفاوت‌ها به چشم مي‌خورد. گذشته از بحث تفاوت‌هاي جسمي که اصل تفاوت، غيرقابل انکار مي‌باشد، در مبحث تفاوت‌هاي روحي و رواني، برخي معتقدند که اصلاً تفاوتي وجود ندارد. برخي ديگر از وجود تفاوت‌هاي روحي و رواني حکايت کرده ولي دامن? آنرا خيلي عميق و تاثير گذار نمي‌دانند. برخي ديگر تفاوت‌ها را بسيار عميق و موثر در شئون مختلف مي‌دانند.
تفاوت در ساختمان بدني و متوسط قد و وزن و حجم مغز، تفاوت‌ در خلقيات، خلاقيت‌هاي هنري، ميزان تحمل پذيري، آستان? تحريک پذيري، نوع خردورزي، جنبه‌هاي زيبايي شناختي و ....همگي در داير? تفاوت‌هاي زن و مرد جاي مي‌گيرند. لذا صرف نظر از تفاوت‌هايي که اصولاً خاستگاه اجتماعي دارند، تفاوت‌هاي طبيعي در جسميت، ذهنيت، احساسات و رفتارها نيز موجب تمايز زن و مرد از يکديگر مي‌شود.[16]
در يک تقسيم بندي، مي‌توان تفاوت‌ها را به تکويني و تشريعي تقسيم کرد. از آنجا که تفاوت‌هاي تشريعي، چندان قابليت نقض و ابرام ندارد و مورد اتفاق علماي ديني است، تلاش مي‌کنيم تا محدود? تفاوت‌هاي تکويني را مورد بررسي قرار دهيم.[17]
برخي تفاوت‌هاي تکويني داير? اثر محدودي داشته و برخي ديگر، چنان تأثير گذار است که عرصه‌هاي مختلف حيات را تحت تأثير قرار مي‌دهد. تفاوت‌هاي تکويني را مي‌توان به تفاوت‌هاي جسمي و رواني تقسيم نمود که در اين بخش، تنها فهرستي از اين تفاوت‌ها که در علوم اجتماعي اثبات گرديده، ارائه مي‌شود:

1-5 : تفاوت‌هاي جسمي
علوم تجربي از جمله زيست شناسي، تفاوت‌هاي جسمي فراواني ميان زن و مرد را به اثبات رسانده‌اند که به برخي از آنها اشاره مي‌شود:

· اختلاف در کروموزوم‌ها
در دنياي رحم، اختلاف اساسي زن و مرد آغاز مي‌شود. سلول جنسي ماده، همواره داراي کروموزوم x است اما سلول‌هاي جنسي نر، گاه کروموزوم x و گاه کروموزوم y دارند. بطوريکه پس از انعقاد نطفه تنها از طريق کروموزوم‌ها مي‌شود تشخيص داد که جنين دختر است يا پسر.[18]

· دستگاه توليد مثل
در مردان، کار اصلي بيضه، ساخت اسپرم و توليد هورمون‌هاي جنسي مردانه است. در دوران بلوغ ترشح هورمون‌هاي جنسي از بيضه‌ها افزايش مي‌يابد و سبب رشد سريع اندام‌هاي مختلف بدن و تکامل دستگاه توليد مثل مرد و رويش موي صورت، بم شدن صدا و ... مي‌شود.[19] در زنان، دستگاه تناسلي از تخمدان‌ها، لوله‌هاي رحم، و مهبل تشکيل شده است و تخمک‌گذاري حدوداً دو سال پس از نخستين قاعدگي انجام مي‌شود.[20]
وجود قاعدگي، حاملگي، زايمان و يائسگي از تفاوت‌هاي دستگاه تناسلي زنان با مردان است. همچنين تفاوت‌هاي موجود ميان اسپرم (سلول‌هاي جنسي نر) و تخمک (سلول جنسي ماده) از لحاظ شکل، اندازه، تعداد، تحرک و عمر، از ديگر تفاوت‌هاي ميان دستگاه تناسلي زن و مرد است.[21]

· تفاوت در هورمون‌هاي زن و مرد
تفاوت در ميزان توليد هورمون تستوسترون از تفاوت‌هاي ديگر ميان دو جنس است. بطوريکه افزايش تستوسترون و دفع استروژن موجب ايجاد صفات مردانه و کاهش تستوسترون، موجب ايجاد صفات زنانه است.[22] توليد پروتئين در اثر ترشح تستوسترون، موجب ايجاد ماهيچه‌ها و عضلات قوي‌تر و استحکام استخوان در مردان است.[23]
بر خلاف استروژن که آرامش بخش است، افزايش تستوسترون، حالات تهاجمي و پرخاشگري را برمي‌انگيزاند.[24]
هورمون استروژن موجب زيبايي اندام و لطافت، نرمي پوست و تنظيم انحناهاي خاص اندام زنان و تنظيم تغييرات دوره‌اي رحم مي‌شود.[25] همچنين عامل کوتاهي قد و انعطاف و نرمي مفاصل زنان نسبت به مردان است.
همچنين هورمون پروژسترون که هورموني زنانه است، در آرامش بخشي و پيدايش احساس صلح و آرامش زنان در زمان بارداري و هورمون پرولاکتين در ترشح شير و ايجاد رفتار مادرانه، موثر است.[26]

· ساير تفاوت‌ها
پسران در فعاليت‌هايي که نياز به مهارت‌هاي حرکتي دارد، برتر از دختران هستند. در برابر، رشد جسمي دختران زودتر از پسرهاست و در برابر بيماري‌ها مقاوم‌ترند و کمتر از پسران آسيب مي‌بينند.[27] چشمان مردان بزرگتر از زنان است و براي ديدي تونل مانند و دور طراحي شده است، اما دايره ديد زنان وسيع‌تر از مردان بوده و در يک لحظه مي‌توانند چيزهاي بيشتري را در ميدان ديد قرار دهند.[28] حس شنوايي در زنان قوي‌تر است و صداي آنان نازک‌تر از مردان است.[29]
دختران زودتر از پسران سخن گفتن را شروع مي‌کنند اما پسرها زودتر از دخترها راه مي‌افتند.[30]

2-5 : تفاوت‌هاي رواني
گر چه دامنه تفاوت‌هاي رواني زن و مرد بسيار وسيع است، اما از باب نمونه، به برخي از آنها اشاره مي‌شود:
پسران در پردازش اطلاعات فضايي و رياضيات، بويژه در هندس? تجسمي موفق‌تر از دختران هستند و دختران در فراگيري زبان‌هاي خارجي و امور ظريف و هنري، توانمندتر از پسران مي‌باشند.[31] مردان در دريافت و شناخت مفاهيم انتزاعي و کلمات مجرد برتري دارند.[32]
گستر? منطقه‌اي از مغز که در هنگام درگيري زنان با خاطرات غم انگيز فعال مي‌شود، هشت برابر مردان است و مغز مردان به گونه‌اي طراحي شده که اطلاعات را منظم‌تر و مرتب‌تر دسته‌بندي مي‌کند.[33] مغز پسران براي واکنش به اشياء و اشکال و مغز دختران براي حساسيت در برابر انسان‌ها و چهره‌ها طراحي شده است.[34]
رنج و عزا در جنس زن، بيشتر با گريه و افسردگي ظاهر مي‌شود و براي آنان، موضوعات جزئي به اندازه موضوعات بزرگ، مهم است. عاطفه و هيجان در زن و پرخاشگري و استقلال طلبي در مرد بيشتر است.[35]
شکل‌گيري هويت دختران، تنها براي استقلال شخصيت نيست، بلکه براي همکاري و صميميت و مراقبت از ديگران نيز هست. در حالي که هويت پسران از اساس براي استقلال و رقابت و فرديت شکل مي‌گيرد.[36]
گفت و گو و تبادل نظر براي پسران، وسيله‌اي براي انتقال پيام است اما براي دختران، بيشتر ابزاري براي ارتباط عاطفي و همدلي است.[37]
زن دوست دارد شنونده داشته باشد و زماني که ناراحت،‌خسته و نااميد است، نيازمند نوازش و احساس دوستي است.[38] از دور? کودکي، خودنمايي در جنس زن بيشتر به چشم مي‌خورد و با آرايش ظاهر و پوشيدن لباس زيبا به لذتي وصف ناپذير دست مي‌يابد.[39] در بازي‌هاي گروهي، دختران کمتر از پسران به وضع قوانين تمايل دارد و بيش از آنان رعايت مقررات را براي همدلي با اعضاي گروه ناديده مي‌گيرند.[40]
مادران به طور طبيعي با بچه‌هاي خود زيادتر صحبت مي‌کنند؛ به صداي بچه‌ها حساس‌ترند و با شنيدن صداي نوزادانشان غدد شيري آنان تراوش مي‌کند. آنچه را پدران، در رابطه با فرزندانشان بايد بياموزند، مادران به طور طبيعي دارا هستند.[41]
جنس مذکر عصبانيت خود را غالباً به صورت خشونت‌هاي فيزيکي اعمال مي‌کند و به رقابت ميل بيشتري دارد، اما زنان عصبانيت خود را بيشتر به شکل غيرمستقيم، يعني مقاومت منفي که گاه به شکل قهر، کينه توزي، سکوت يا شايعه پراکني است، ظاهر مي‌سازند.[42]





نويسنده:علي غلامي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان