بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,290

زن سايه سر است نه سياه سر

  1390/9/3
خلاصه: زن سايه سر است نه سياه سر
در ميان مردم ما اغلب عادت براين است که در هنگام ياد کردن از زنان اصطلاح (( سياه سر )) را به کار مي برند، اين کار برد نه تنها ويژه مردانست، بلکه بيشتر زنان، حتي برخي از زنان تحصيلکرده و چيز فهم نيز چنين تعبيري را از زنان به کار مي برند. به گونه نمونه: مردي ميخواهد از رفتن مادر، همسرو دخترش به مهماني سخن بگويد، اين مطلب را چنين بيان ميکند: سياه سران ما به مهماني رفتند برخي از زنان، مثلا ً وقتي ميخواهند اين موضوع را بيان کنند که: " اين چوکي براي خانم هاست " چنين ميگويند:" اين چوکي براي سياه سراست."
اصطلاح " سياه سر" واژه آميخته ايست از دو کلمه " سياه " و " سر " که حاصل معناي آن تيره روز، شوم پي و ناميمون است:
اين تعبير را دو دسته اشخاص به کارمي برند:
دسته نخستين: کسانيکه آگاهانه و عمدي به اساس همان ديد زن ستيزانه شان که حقي به زن قايل نيستند و آنان را در مرتبه فروتر از مردان قرار ميدهند، اينکه سده ها و ساليان دراز جفاهايي گوناگون برزنان روا داشته اند يا از اين جفاها سرسختانه پيشتيباني کرده اند.
دسته دوم : کسانيکه نا آگاهانه بدون توجه به مفهوم اين تعبير به تقليد از زبانزد عامه اصطلاح " سياه سر" را براي زن به کار ميگيرند، بي انکه بيانديشند، چه ميگويند؟
آکنون در نگي شتابزده اي برين اصطلاح نماييم و ببينيم که کار برد و تعبير " سياه سر " براي " زن " در ادبيات ديني و کلتوري ما آيا کمترين توجيهي يافته ميتواند يانه؟
1- در فرهنگ اسلامي :
- مبدأ پيدايش تمام انسان ها توسعه نسل بشراز دو انسان تخستين " آدم و حوا" يا يک مرد و يک زن است که اگر يکي ازين دونميبود، اصلا ً نسل بشر در روي زمين وجود نميداشت.
- خداوند در قرآنکريم ميفرمايد " اي مردم! ما شما را از مرد و زن آفريديم و شما را به گروه ها قبيله هاي گوناگون پديد آورديم تا همديگر را بشناسيد. حقيقت اينست که گرامي ترين شما نزد خداوند کرامت و تقوا را در پيوند با برتري با تصريح ذکر مرد وزن بيان فرموده، بدون شک حکمت آن تأکيد بر رفعت انساني مقام زن ومرد هم دوست، نه بر بنياد تنزيل مقام زن يا مرد.
- پيمبر خدا (ص) فرموده اند(( بهشت زير قدم هاي مادران است)) بهيشتيکه جايگاه مردان خدا ونکو کاران است، جايگاهي رفيع و والا در زير قدم مادر قرار دارد که زن است. در احاديث نبوي (ص) اين امتياز بيمانند براي هيچ مردي به هيچ عنواني داده نشده است که آنحضرت بهشت را در زير گام يک مرد نهاده باشد.
- همسران پيغمبر خدا يک منبع بزرگ دريافت احکام شريعت اند. پيامبر خدا(ص) تاکيد فرموده اند که احکام دين تانرا از قرآن وخانواده من فرا گيريد! ميدانيم که پس از رحلت آنحضرت (ص) خانواده باقي مانده از ايشان، خواه همسرو خواه فرزند همه از جنس زن بوده اند.
- نخستنين کسيکه پيامبري حضرت محمد رسول الله (ص) را تصديق کرد وبراو ايمان آورد يک زن بودکه بيبي خديجه کبرا نخستين مسلمان است.
زنيکه نه تنها به پيغمبر ايمان آورد، بلکه از جوانب مختلف اقتصادي، سياسي، اجتماعي و حتي روحي و رواني به حمايت و تشويق او همت گماشت و در آغازين لحظات فرود آمدن وحي که پيامبر از ترس به شدت ميلرزيد، سخنان تسلي بخش و نوازشگر او بود که سبب استواريي دل و ران پيامبر ( عيله السلام ) گرديد.
2- در فرهنگ مردم و عنعنات جامعه ما:
- مادر واژه متبرک وخجسته ايست که هرکسي داشتن حرمت مادر را وجيبه وجداني و کلتوري خود ميداند. هر مرد و زني که در حيات اجتماعي و فردي به هرسعادت و مرتبتي که نايل ميشود، هسته و سرچسمه آنرا از آغوش پرفيض مادر مي يابد. ابن سيناي بلخي بلند ترين ستيغ سلسله کوه دانش و نگارنده بيش از يکصد وپنجاه اثر گرانسنگ روز گاري با دست وپاي ناتوان و زباني بسته چشم نياز به چشمان مادرش (( ستاره)) دوخته بود و از آغوش رحمت او به سوي شهرت و آوازه برخاست. آزاده مرد خدا دان و عارف نامدار شيخ بايزيد بسطامي همه سعادت هاي دو جهاني خود را ارمغان عنايت يک قطره اشک مهر مادرش ميداند.
- خواهر در عرف مردم افغانستان واژه باشکوهيست که مفاهيم مهرباني، پاکدامني، صداقت و اعتماد درا نهفته است. وقتي مردي، دختر يا زني را خواهر خطاب ميکند، ديگر پاي هرنوع کج انديشي و خيانت قطع ميشود و الماس صفا و اعتماد به درخشش ميآيد. همچنان که درمعناي (( خواهر )) مهرباني و عاطفه با تمام پهنا و ژرفايش غنوده است.
- درعنعنه ما، از زن، خواه مادر و همسر، خواه خاله و عمه، يا همسايه، هم محله و هموطن به ((ناموس )) تعبير ميشود. مفهوم عنعنوي ناموس، همان چيز محترم و متبرکيست که براي بقا، سلامت ومصؤونيت آن از همه چيز حتي از جان شيرين بايد گذشت و از همين سبب همواره واژه ناموس مرادف دين ووطن به کار برده شده وگفته ميشود: (( مادر راه)) خفط دين، وطن وناموس سرميدهيم همانگونه که بسياري از اشخاص به مادر و به ناموس سوگند يادميکنند، يعني وژاه مقدس و مورد احترام طرف مقابل را ذکر مي نمايند، تا گفته شانرا بي شک و ترديدي بپذيرد.
- درآيين نکاحبندان، لحظاتيکه دختري به عنوان عروس به خانه داماد ميآيد، خانواده داماد مقدم او را چنان گرامي ميدارند و به نحو اراد تمندانه اي آميخته از رنگ آسمايي و اخلاص پذيرايي ميکند که گويي فرشته اي از آسمانها فرود آمده است. همچنان که پيرهن و پوشاک او را به گونه فرشته گان مي آرايند و فال هاي خوشبختي و بهروزي خانواده را به نخستين گام هاي خجسته او پيوند روحاني و معنوي مي زنند.
- مردم ما برين باورند که : مرد تا زماني که ازدواج نکرده است، ناقص و نيمه يک انسانست، مفهوم اين پندار اينست که بسياري از کمال انسانست، در خشش ها مرد درزنده گي اجتماعي اش مرهون توجه و مواظبت همسراوست. پس کدبانوي خوب براي شوهرش شريک زنده گي، مربي و آموزگار بخشي از زنده گي اوست.
سخن در ين دو عرصه ( دين و عنعنه ) بسيار است، ما ناگزيريم براي رعايت گنجايش جايگاه سخن به همين نمونه ها بسنده کنيم.
ازين مثالها ييکه مشت نمونه خروار و برگي از درخت اند درمي يابيم که: بار معنايي (( سياه سر)) يعني نگون بخت و شوم پي با اين باور هاي بنيادي و عام جامعه اساسا ً ساز گاري ندارند. آيا سزاوار است که مادر را ((سياه سر)) يعني بدبخت گفت و آيا ريبنده است، موجودي را که مظهر رحم، رقت و عاطفه است، و آناني را که از قتل، شکنجه و آزار رساني بيزار بوده پيشتيباني صلح و آسايش اند بدبخت و بدشگون بناميم و اين شاهکار آفرينش و بنده گان بي آسيب پروردگار را با تعبيري چنين بدبينانه و ظالمانه از لحاظ رواني تلقين حقارت کنيم تامجال آنرا نبايد که دوشادوش مردان بر سرسفره حقوق طبيعي و اسلامي اش حضور يابد؟
پس نتيجه مي گيريم که اصطلاح سياه سر با معنا هاي حقار تبارش بنياد و انگيزه ديني يا عنعنوي ندارد، جز انکه نمونه ايست از درشتي ( خشونت) با زنان که در زبان عاميانه متأسفانه تبارز کرده است.
با دقت در سرچشمه اين اصطلاح ميتوان به اين پندار دست يافت که بار هاي نخستيني که اين تعبير براي زنان به کار برده شده هدف والايي در عقب آن وجود داشته است که در اصل ترکيب زيباو شايسته سياه سر است. زيرا در مفهوم و مدالول اين ترکيب مهرباني و غمخواري نهفته است. مادر مهربان براي فرزندش سقفي از رحمت است، بانوي خوب براي شوهرش چتر مهر و وفاست که در سايه آن آرامش و سعادت مي يابد. دختر مهر ورز و رووف با نثار صحبت ها براي پدر بيمار و کهنسالش، عروس پاکدل و عطوف براي خسرو مرد وزن خانواده اش سايه رحمت و شفقت است. به هيمن سان مادر کلام، خاله و عمه زناني اند که در عرف دين وفرهنگ ما نماد هاي مهر و محبت اند (( سايه سر)) نيز همين مفاهيم را مي رساند، مگر به بزرگان خود نمي گوييم که خدا سايه شما را از سرما کم نکند؟ يعني از محبت، لطف و نوازش شما بي بهره نشويم.
در فرجام اين نگاشته ميتوان مدعي شد که تعبير اصلي و نخستين از ((زن)) همان سايه سر است و بعد به اثر تسلط روز افزون ذهنيت هاي زن ستيز ومخالف حقوق انساني و اسلامي زن به سياه سر تحريف داده شده و به تدريج نا آگاهانه از سوي عام مردم به محاوره روزمره راه يافته و دوام پذيرفته است.
بنابراين زن (( سايه سر )) است نه (( سياه سر)).





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان