بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,252

زن، مرد و تفاوت ها-قسمت اول

  1390/9/1
خلاصه: زن، مرد و تفاوت ها اين مقاله درصدد است تا ضمن بررسي جايگاه و نيز ضرورت بحث از تفاوت‌هاي زن و مرد، ابتدا به اين سؤال پاسخ دهد که آيا تفاوت‌هاي جسمي و رواني قابل توجه، ميان زن و مرد وجود دارد؟ پس از روشن شدن اين مطلب، به بررسي اين مسأله پرداخته مي‌شود که آيا در برنامه‌ريزي‌ها جعل قوانين، تعيين الگوهاي فردي و اجماعي و ... مي‌بايست به اين تفاوت‌ها توجه نمود و آن‌ها را دخيل کرد؟ بدين منظور، تلاش شده است تا به ديدگاه‌هاي موجود در خصوص بحث تفاوت‌ها، محدوده تفاوت‌ها در جسم و روان زن و مرد، ادله اثبات تفاوت‌ها، حکمت جعل تفاوت‌ها و نيز بايسته‌هايي که مي‌بايست بر پايه پذيرش تفاوت‌ها، در سياست گذاري‌ها، برنامه‌ريزي‌ها و اجراي قوانين لحاظ شود، به صورت اجمالي پرداخته شود.
مقدمه
با نگاهي به طبيعت و ويژگي‌هاي تکويني زن و مرد، با اندکي تأمل مي‌توان به اشتراکات فراوان، در کنار برخي تفاوت‌هاي موجود ميان آنان پي برد. چرا که زن و مرد به عنوان دو صنف از يک نوع، به واسط?‌ برابري در انسانيت و خلقت مشترک، در تمام ويژگي‌هايي که مقوم انسانيت انسان است، کاملاً با يکديگر مساوي و يکسان مي‌باشند.
نظر به آموزه‌هاي ديني و احکام تشريعي نيز حاکي از آن است که احکام شرعي مشترک ميان زن و مرد، بسيار بيشتر از احکام متفاوت آنان مي‌باشد. حتي در اغلب موارد اختلاف در احکام، هر يک از زن و مرد در اصل حکم با يکديگر برابرند و تمايز صرفاً در جزئيات مربوط به آن احکام است.
از مجموع ويژگي‌هاي تکويني و تشريعي زن و مرد مي‌توان دريافت که آنان در انسانيت همسان بوده و بر اساس يک هدف مشترک آفريده شده‌‌اند و صرفاً در مقومات جنسيت – يعني زنانگي و مردانگي- و احکام مربوط به آن، ميان اين دو صنف، تفاوت مي‌باشد. لذا تکليف الهي به هر دو تعلق گرفته و اما نوع تکليف ممکن است به واسط? جنبه‌هاي متفاوت آنان، متمايز از يکديگر باشد.[1]
اين نوشتار تلاش مي‌کند تا ضمن بررسي ضرورت شناخت تفاوت‌هاي موجود ميان زن و مرد، طبيعي و يا برساخت? اجتماع بودن اين تفاوت‌ها را تنقيح نموده، انواع و محدود?‌ تفاوت‌ها را مورد کنکاش قرار دهد.
همچنين ضمن بررسي تأثير تفاوت‌ها در ساخت‌هاي گوناگون حيات آدمي، نسبت به آثار بي تفاوتي نسبت به اين تدبير حکيمان? خالق هستي هشدار دهد و در پايان، بايسته‌هاي استفاد? مناسب از تفاوت‌ها در مسير کمال و قرب الهي را مورد توجه قرار دهد.
اين نکته شايان ذکر است که تلاش شده تا رويکرد غالب در بخش‌هاي گوناگون، ارائه مباحث کاربردي و مؤثر در شئون روزمر? زندگي باشد و حتي المقدور از استدلالات نظري و مباحث فاقد کاربرد علمي پرهيز شود.

2- ضرورت بحث
آنچنان که در بحث ديدگاه‌هاي مربوط به تفاوت‌ها خواهد آمد، کمتر موضوعي همچون بحث از تفاوت‌ها و آثار آن، کانون توجه شاخه‌هاي متعدد علمي قرار گرفته و اين چنين مورد نقض و ابرام و نيز منشأ تحولات در دهه‌هاي اخير گشته است. پيوند مستحکم موضوع تفاوت‌ها با دو مبحث اساسي «نقش‌ها» و «حقوق»، مستمسکي براي کساني بود که مي‌خواستند از طريق نفي تفاوت‌ها، به نفي هرگونه تمايز نقش و تفاوت حقوقي ميان زن و مرد بپردازند.
بي شک يکي از مباني مهم و اصلي جريان تشابه محور و به تعبير ديگر، فمينيست‌ها در ادوار مختلف تاريخ خصومت اين جريان با طبيعت و آموزه‌هاي ديني، مسأل? تفاوت‌ها بوده است. ميزان القائات آنان به حدي بوده است که افکار عمومي حتي در متن جوامع اسلامي، يکساني کامل زن و مرد در تمام حوزه‌ها را تا حدود زيادي پذيرفته‌اند و به جز معدود تفاوت‌هاي جسمي، اين دو صنف را کاملاً همسان انگشاته‌اند. چنين شده است که تعاريف زنان از زن بودن[2] و مردان از مرد بودن خويش، دچار تغيير جدي گشته و تفکيک نقش[3] و وظايف ميان آن دو در خانه و اجتماع، تمسخر آميز جلوه نموده و احکام متفاوت ميان زن و مرد، مربوط به عصر و شرايط خاص دانسته شده و اکنون هم? آنها قابل تغيير مي‌باشد.
حال چنانچه فراتر از جنبه‌هاي شعاري و لقلقه‌هاي زباني، براي خالق عالم هستي حقيقتاً از اعماق جان، حکمت، تدبير و قدرت قائل باشيم و نظام حاکم بر جهان را ناشي از برنام? از پيش طرح ريزي شده و و بر اساس نظام احسن بدانيم که همه چيز در آن، حکيمانه و در جايگاه مناسب خويش است، آثار و نتايج نفي و اثبات تفاوت‌هاي طبيعي و تشريعي روشن‌تر مي‌گردد. اگر تدبير خلقت، ويژگي‌هاي هر يک از زن و مرد و تناسب آن با ساير سنت‌ها و ويژگي‌هاي حاکم بر عالم هستي را در قدر و انداز? دقيق و مشخص تنظيم کرده باشد واز کنار هم قرار دادن قطعات اين پازل، قرار باشد «انسان کامل» تصوير شود، وضعيت اسفبار کنوني بشر انسان محور و بريد? از آسمان، به خوبي نمايشگر تفاوت تدبير او با تدبير و تقدير قادر متعال مي‌شود. اگر انسان غربي، به بهان? رفع تفاوت‌ها، تلاش مي‌نمود تفاوت‌هاي ميان دو صنف زن و مرد را بردارد، به گواهي گزارشات خود آنان، آنچه اکنون حاصل شده است، حرکت به سمت برداشته شدن تفاوت‌ در مرزهاي انساني و حيواني است.[4] اهميت اين مسأله آنجا دانسته مي‌شود که بدانيم امروزه، اکثريت قريب به اتفاق برنامه ريزي‌ها، الگوها و تحولات در جهان معاصر، بر مبناي نفي تفاوت‌هاي زن و مرد و نيز عدم دخالت تفاوت‌ها در شئون مختلف طرح ريزي شده است. لذا به جرأت مي‌توان گفت که چنانچه خالق هستي و آموزه‌هاي ديني او به گونه‌اي تصوير شده باشد که تفاوت‌هاي زن و مرد، از بازيگران اصلي اين سيستم باشند، تنها با تحليل درست از ديدگاه تفاوت محوري و بررسي آثار و کارکردهاي آن، خواهيم توانست از هضم شدن در برنامه‌اي مغاير با اغراض الهي، جلوگيري نمائيم.
بي شک اختلاف دو ديدگاه «تفاوت محور» و «تشابه محور»[5] در تصوير انسان و جامعه آرماني، آن چنان زياد و جدي است که تعريف و انتظاري که هر فرد از خود و جامع? انساني از افراد آن جامعه در تفکر تشابه محوري دارد، با تعريف و انتظار ديدگاه تفاوت محور، کاملاً متفاوت است.


3- مفهوم شناسي تفاوت‌هاي زن و مرد
در زن و مرد، شاهد دو دسته تفاوت مي‌باشيم. برخي خاستگاهي محيطي داشته و حاصل تربيت اجتماعي و مربوط به ويژگي‌هاي فرهنگي بوده و لذا در اعصار گوناگون، تفاوت کرده است.[6]
دسته دوم، تفاوت‌هايي هستند که خاستگاه طبيعي داشته و تفاوت‌هايي ذاتي و نه عرضي مي‌باشند. بدين جهت، گذشت زمان خللي در آن ايجاد نمي‌کند. البته اين بدان معنا نيست که چنانچه طبيعي بودن يک تفاوت ميان زن و مرد اثبات شد، نتوان هيچ مورد استثنايي براي آن پيدا کرد.[7] ضمن آنکه تفاوت‌هاي تکويني گر چه ناشي از خاستگاهي طبيعي‌اند ولي در برخي از آنها، اين امکان وجود دارد که عوامل تربيتي و محيطي، آن ويژگي‌ها را تضعيف يا تشديد کنند.[8]





نويسنده:علي غلامي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان