بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,200

نابرابري در ترازوي برابري جنسيتي-قسمت اول

  1390/8/27
خلاصه: نابرابري در ترازوي برابري جنسيتي-قسمت اول (نگاهي به مقاله تحليل ساختاري جنسيت)
برابري‌ ميان‌ زن‌ و مرد، مبناي‌ کنوانسيون‌ رفع‌ همه‌ اشکال‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ است‌ که‌ اين‌ مفهوم‌ در همه‌ بندهاي‌ آن‌ به‌ روشني‌ قابل‌ درک‌ است. عدم‌ تبعيض‌ ميان‌ زن‌ و مرد از شعارهاي‌ جذابي‌ است‌ که‌ ريشه‌ آن‌ را بايد در ديدگاهي‌ جست‌وجو کرد که‌ به‌ برابري‌ جنسيتي‌ زن‌ و مرد معتقد است. در کتاب‌ «نگرشي‌ بر تحليل‌ جنسيتي‌ در ايران» از انتشارات‌ دانشگاه‌ شهيد بهشتي، مقاله‌اي‌ از خانم‌ «شهلا اعزازي» با عنوان‌ «تحليل‌ ساختاري‌ جنسيت» به‌ چاپ‌ رسيده‌ است که‌ در اولين‌ کارگاه‌ آموزشي‌ تحليل‌ جنسيتي‌ در دي‌ ماه‌ 1379 ارائه‌ شد.
در اين‌ مقاله‌ نويسنده‌ در سه‌ محدوده‌ مدرسه، اشتغال، خانواده‌ به بررسي‌ نابرابري‌هاي‌ جنسيتي‌ در ايران پرداخته است، همچنين با بيان‌ علل‌ و ريشه‌هاي‌ نابرابري،‌ بر ضرورت‌ تغيير نگرش‌ها و ارزش‌ها در جهت‌ برابري‌ جنسيتي،‌ تأکيد کرده‌ است. از آن‌جا که‌ برگزاري‌ کارگاه‌ آموزشي‌ تحليل‌ جنسيتي‌ با آغاز اجراي‌ طرح‌ «آموزش‌ محلي‌ - تغيير جهاني...» همزمان‌ بوده‌ است‌ و اين‌ طرح‌ نيز ازسوي‌ يونيسف‌ با انگيزه فراهم‌‌کردن‌ زمينه‌هاي‌ فکري‌ مورد نياز در جهت‌ پذيرش‌ کنوانسيون‌ رفع‌ همه‌ اشکال‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ تهيه‌ شده‌ است؛ بنابراين نقد و بررسي‌ اين‌ مقاله‌ در شرايط‌ امروز به‌‌عنوان‌ يکي‌ از زيربناهاي‌ فکري‌ کنوانسيون،‌ مفيد خواهد بود؛ البته‌ هدف‌ از اين‌ نقد و بررسي، بيان اشکالات‌ فقهي‌ و حقوقي‌ اين‌ مقاله‌ در دفاع‌ از بعضي قوانين‌ اسلام‌ که درباره‌ زنان‌ تدوين شده، نيست؛ زيرا کارشناسان‌ فقهي‌ و حقوقي‌ بارها دراين‌زمينه سخن‌ گفته، مقاله‌ و کتاب‌هاي‌ بسياري‌ نوشته‌اند که‌ با مراجعه‌ به‌ اين‌ منابع‌، مي‌توان‌ به‌ جزئي‌ترين‌ اشکالات‌ اين‌ مقاله‌ پي‌ برد. ولي‌ با يک‌ نگرش‌کلي، ابهامات‌ و پرسش‌هايي‌ در ذهن‌ پديد مي‌آيد که هدف‌ نهايي‌ نويسنده‌ را مخدوش‌ مي‌کند.
در اين‌ نقد به‌ صورت‌ مختصر به ارزيابي‌ بعضي نکات پرداخته مي‌شود:
الف. کليشه‌هاي‌ جنسيتي‌
ب. ارزش‌ها و هنجارها
ج. ازدواج‌
د. خانواده‌
هـ . اشتغال‌
و. آزادي‌

کليشه‌هاي‌ جنسيتي‌
اگرچه گهگاه مفهوم‌ جنس‌ (sex)‌ و جنسيت (gender)، به‌صورت‌ مترادف‌ به‌ کار رفته‌اند؛ ولي‌ اگر جنس‌ را ويژگي‌هاي بيولوژيک‌ فرد و جنسيت‌ را به‌‌ نقش‌هايي‌ که‌ به‌وسيله‌ اجتماع‌ براي‌ زنان‌ و مردان‌ مطرح‌ مي‌شود تعريف‌ کنيم، در هر دو صورت‌، ديدگاه‌ برابري‌ جنسيتي‌ بين‌ اين‌ دو مفهوم‌ تفاوتي‌ قائل‌ نمي‌شود و ريشه‌ تمايزات‌ را شرايط‌ اجتماع‌ و باورهاي‌ جامعه‌ مي‌داند. اين‌ مقاله‌ نيز ضمن‌ اعتراف‌ به‌ يکسان‌ نبودن‌ اين‌ دو مفهوم، شرايط‌ دوران‌ پيش‌ صنعتي‌ و صنعتي‌ را سبب‌ تفاوت‌ ميان‌ جنس‌ و جنسيت‌ و در نهايت‌ پيدايش‌ کليشه‌هاي‌ جنسيتي‌ مي‌داند.
در تعريف‌ کليشه‌هاي‌ جنسيتي‌ چنين‌ آمده‌ است:
«کليشه‌ يا تصورات‌ قالبي‌ جنسيتي، مجموعه سازمان‌ يافته‌اي‌ از باورها درباره‌ زنان‌ و مردان‌ است.»1
و در بند چهارم صفحه‌ چهل، توجه‌ سازمان‌هاي‌ بين‌المللي‌ به‌ برابري‌ مطرح‌ شده‌ است:
«توجه‌ به‌ آمار و ارقام‌ و شرايط‌ عيني‌ زندگي‌ باعث گرديد که‌ سازمان‌هاي‌ بين‌المللي،‌ توجه‌ خود را به‌ سيستم‌ جديدي مانند: جنسيت‌ و تحليل‌ جنسيتي‌ معطوف‌ کنند و در برنامه‌ريزي‌ خود، هدف‌هايي‌ مانند حساسيت‌ جنسيتي‌ را وارد سازند. در توجه‌ به‌ مسائل‌ اجتماعي‌ با تأکيد بر جنسيت، ديگر صرفاً به‌ مسائل‌ زنان‌ در جامعه‌ پرداخته‌ نمي‌شود؛ بلکه‌ بيشتر از آن، متوجه‌ ساخت‌ اجتماعي‌ جنسيت‌ و تلقي‌ جامعه‌ از نقش و مسووليت‌ و انتظاراتي‌ است‌ که‌ جامعه‌ از زنان‌ و مردان‌ دارد.»
در تعريف‌ ارائه‌ شده‌ از کليشه‌هاي‌ جنسيتي، هدف‌ از توجه‌ سازمان‌هاي‌ بين‌المللي‌ به‌ جنسيت‌ و تحليل‌ جنسيتي، فقط‌ بررسي‌ به‌ مسائل‌ زنان‌ نيست؛ بلکه‌ هدف آنان توجه‌ به‌ ساخت‌ اجتماعي‌ جنسيت‌ و در حقيقت‌ طرح‌ اين‌ موضوع‌ براساس‌ قالبي‌ جديد و بر مبناي‌ اين ساخت‌ اجتماعي‌ است‌ که‌ مي‌توان‌ از آن‌ با عنوان‌ «کليشه‌اي‌ مدرن» نام برد که‌ هماهنگ‌ با جامعه‌ مدرن طراحي‌ شده‌ است‌؛ چنان‌که نويسنده مقاله مي‌گويد:
«کليشه‌هاي‌ جنسيتي‌ مربوط‌ به‌ مردان‌ با مفاهيم‌ جامعه‌ مدرن‌ همراه‌ است، اما کليشه‌هاي‌ زنانه‌ با جامعه‌ مدرن‌ همراه‌ نيست.»2
الگوي‌ برابري‌ که‌ داعيه‌ دفاع‌ از حقوق‌ زنان‌ را دارد، کمبودها و کاستي‌هاي‌ زنان را ‌ با امکانات‌ مردان‌ ــ که از آن به‌عنوان‌ شرايط‌ ايده‌آل‌ ياد مي‌شود - مقايسه‌ مي‌‌کند و در حقيقت‌ حاميان‌ الگوي‌ برابري، ناگفته‌ به‌ کليشه‌هاي‌ مردانه‌ امتياز بالاتري‌ داده‌اند و مي‌کوشند از راه‌هاي‌ گوناگون و با ناديده‌ گرفتن‌ تفاوت‌ها، الگويي‌ ارائه‌ دهند که‌ زنان‌ نيز بتوانند به‌ همان‌ منابع‌ و امکانات‌ مردان دست‌ يابند؛ ولي‌ هرگز به‌ اين‌ پرسش،‌ پاسخي‌ داده‌ نشده‌ است‌ که‌ آيا صلاح‌ جامعه‌ زنان و به‌ عبارتي،‌ عالي‌ترين‌ درجه‌ رشد و ترقي‌ زنان ‌- با قرارگرفتن‌ در کليشه‌اي‌ مردانه‌ تأمين‌ مي‌شود؟ اين‌ ديدگاه‌ که‌ در کنوانسيون‌ رفع‌ تبعيض‌ نيز شاهد آن‌ هستيم، به‌ عنوان‌ بهترين‌ راهکار در جهت‌ رشد و تکامل‌ جامعه‌ زنان‌ دفاع‌ شده‌ است.
در حقيقت‌ کنوانسيون‌ کوشيده‌ است‌ تا‌ راهکارهايي‌ جهت‌ از ميان‌ بردن‌ اين‌ نابرابري‌ها ارائه‌ دهد؛ اما با نگاهي‌ دقيق‌ و موشکافانه‌ به‌ اين‌ نگرش‌ و با توجه‌ به‌ تعريف‌ ارائه‌ شده‌ از کليشه‌ جنسيتي، درمي‌يابيم‌ که‌ سازمان‌هاي‌ بين‌المللي‌ در اعطاي‌ برابري، کاري‌ جز تغيير، تبديل‌ و توسعه‌ کليشه‌ها براساس‌ ساخت‌ اجتماع‌ انجام‌ نمي‌دهند؛ به‌‌عبارت‌ديگر اين‌ بار کليشه‌اي‌ مدرن‌ بر مبناي‌ جامعه‌اي‌ مدرن‌ شکل‌ مي‌گيرد؛ اما بار ديگر‌ به‌ دليل‌ کليشه‌اي‌ بودن، قادر نيست رشد و تکاملي‌ را براي‌ جامعه‌ زنان‌ درپي‌ داشته‌ باشد؛ به‌همين‌سبب‌، وابستگي‌ و فرودستي‌ جديدي‌ را ايجاد مي‌کند که‌ اين‌ فرودستي‌ از خانواده‌ به‌ اجتماع‌ تغيير موضوع مي‌دهد.

ارزش‌ها و هنجارها
در تعريف‌ جنسيت‌ - که‌ به‌صورت‌ انتظارات‌ اجتماعي‌ از رفتار مناسب‌ هر جنس3و يا تفاوت‌هاي‌ اکتسابي‌ فرهنگي‌ بين‌ مردان‌ و زنان‌ تعبير شده‌ است - مبناي‌ تفاوت‌هاي‌ جنسيتي‌ به‌ نگرش‌ها، باورها، هنجارها و ارزش‌هاي‌ جامعه‌ نسبت‌ داده‌ شده؛ به‌گونه‌اي که‌ هنجارهاي‌ اجتماعي، عامل‌ ايجاد کليشه‌هاي‌ جنسيتي4مطرح‌ گرديده‌ است.
همان‌گونه‌ که‌ در بحث‌ کليشه‌هاي‌ جنسيتي‌ ذکر شد، الگويي‌ که‌ امروزه‌ براي برابري‌ زن‌ و مرد ارائه‌ مي‌شود، کليشه‌اي‌ مدرن بر پايه‌ هنجارها و باورها است. اکنون اين پرسش مطرح است که‌ اين‌ هنجارها، چگونه‌ پديد آمده‌ است؟
اگر در دوران‌ پيش‌ صنعتي5 ــ به‌ دليل‌ شرايط‌ توليدي‌ خاص‌ آن‌ زمان‌ ــ تقسيم‌ کار صورت‌ گرفت‌ و در دوران‌ تحول‌ صنعتي‌ به‌ دليل‌ نياز به‌ نيروي‌ کار ارزان، زنان‌ و کودکان‌ به‌ کار گرفته‌ شدند،6 درمي‌يابيم که‌ در هر دو دوره،‌ مسائل‌ اقتصادي، تعيين‌کننده‌ جايگاه‌ زن‌ و مرد در جامعه‌ قرار گرفت؛ پس‌ نگرش‌ها و ارزش‌هاي‌ حاکم‌ بر اين‌ دوران‌ها، فقط‌ بر مبناي‌ توليد و اقتصاد بوده‌ است‌ و هم‌ اکنون‌ نيز جامعه‌ مدرن‌ براي‌ پاسخ‌ به‌ نيازهاي‌ خود، کليشه‌اي‌ جديد را مطرح مي‌کند تا نيروي‌ کار مورد نياز را در جهت‌ نظام‌ اقتصادي‌ حاکم‌ بر جامعه‌ ــ يعني‌ نظام‌ سرمايه‌داري‌ ــ تأمين‌ کند. هنجارهايي‌ که‌ به‌ عنوان‌ قواعد و رهنمودهاي‌ مشترکي7 رفتارهاي‌ اجتماعي‌ را در يک‌ وضعيت‌ معين‌ قرار مي‌دهد، فقط در افزايش‌ توليد و سرعت‌ بخشيدن‌ به‌ چرخه‌ اقتصادي‌ نقش‌ دارند: يعني انسان‌ ــ چه‌ زن، چه‌ مرد ــ در خدمت‌ اقتصاد و سرمايه‌ قرارگرفته‌ است که در حقيقت‌ اين‌ ديدگاه‌ از تئوري‌ اصالت‌ سرمايه، سرچشمه‌ گرفته‌ و رشد و تکامل‌ آن‌ نيز در گرو تصرف‌ روز افزون در جهان‌ مادي است.
اما در ديدگاه‌ الاهي‌ ــ اسلامي‌، نه تنها انسان‌ ابزاري براي رشد سرمايه‌ نيست؛ بلکه‌ سرمايه‌ يکي‌ از ابزارهاي‌ بشر‌ براي‌ توسعه‌ و تکامل‌ به‌ شمار مي‌آيد. در بازنگري‌ علل‌ تفاوت‌ها درصورتي‌ که‌ فقط‌ از جهان‌‌بيني‌ مادي‌ به‌ آن‌ نگريسته‌ نشود و هنجارها و ارزش‌هاي‌ غيرمادي‌ نيز مدنظر قرار گيرد، به‌ ريشه‌هاي‌ مهم‌ ديگري‌ برمي‌خوريم‌ که‌ در اين‌ تقسيم‌بندي‌ آورده‌ نشده‌ است. در يک‌ کلام، جامعه‌اي‌ که‌ به ارزش‌هاي‌ غير مادي‌ توجه‌ نمي‌کند و سعادت‌ بشر را فقط‌ در رفاه‌ مادي‌ مي‌بيند، در چنين جامعه‌اي اخلاق‌ جايگاهي‌ نخواهد داشت.

ازدواج‌
در کتاب‌ «نگرشي‌ بر تحليل‌ جنسيتي» در‌ موضوع‌ ازدواج‌ و انگيزه‌هاي‌ آن‌ در جوامع‌ پيش‌ صنعتي‌ و مدرن، موارد ذيل قابل‌ مشاهده‌ است.8
در بند سوم‌ صفحه‌ پنجاه‌ويک، ضرورت‌هاي‌ ازدواج‌ در جوامع‌ پيش‌ صنعتي‌ آورده‌ شده‌ و از‌ آن‌ به‌عنوان «جبر ازدواج» نام برده شده است. که مهم‌ترين‌ انگيزه‌هاي‌ ازدواج‌ را در زنان، کسب‌ پايگاه، شرکت‌ در فعاليت‌ توليدي، فرزندآوري‌ (پسرآوري) و در مردان، کسب‌ هويت‌ به‌عنوان‌ مردي‌ متأهل‌ و مسوول، دستيابي‌ به‌ نيروي‌ کار زن‌ و فرزندآوري‌ معرفي مي‌کند و در صفحه‌ هفتادوپنج، ضمن‌ تأکيد بر عدم‌ ضرورت‌ جبر ازدواج‌ در جامعه‌ امروز، چنين‌ استدلال‌ مي‌کند:
«از آن‌جا که‌ در جامعه‌ امروزي‌ هنوز گمان‌ بر اين‌ است‌ که‌ «دختر بايد شوهر کند»، مي‌توان‌ به‌ نوعي‌ تأکيد کرد،‌ جبر ازدواج‌ در شرايط‌ امروزي‌ براي‌ دختران‌ و (پسران) در شرايطي‌ مطرح‌ مي‌شود که‌ امکان‌ قبول‌ انواع‌ نقش‌هاي‌ اقتصادي، اجتماعي، سياسي‌ و... وجود دارد»
روشن است که اگر به‌ ازدواج‌ فقط‌ از اين‌ ديد بنگريم‌ که‌ ابزاري‌ جهت‌ کسب‌ هويت‌ اجتماعي‌ است، جبر ازدواج‌ معنايي‌ نمي‌يابد؛ ولي‌ در جامعه‌اي‌ که‌ يکي‌ از مهم‌ترين‌ عوامل‌ تمايل‌ جوانان‌ به‌ ازدواج، ارضاي‌ غرايز جنسي‌ است، «جبر ازدواج» مفهوم‌ مي‌يابد. در لزوم‌ ارضاي‌ صحيح‌ غرايز جنسي،‌ روانشناسان، دانشمندان‌ غربي‌ و دانشمندان‌ اسلامي‌ اتفاق‌ نظر دارند.
«ويلهلم‌ رايش» روانشناس‌ نامدار معاصر مي‌گويد:
«مسأله‌ بهداشت‌ رواني‌ يک‌ جامعه، مربوط‌ به‌ اين‌ است‌ که‌ افراد آن‌ جامعه‌ تا چه‌ حد و به‌ چه‌ نسبت‌ از روابط‌ جنسي‌ طبيعي‌ برخوردارند»
و از «امام‌ محمد غزالي» در کتاب‌ «المحجه‌البيضاء» نيز نقل‌ شده‌ است‌:‌
«نيرومندترين‌ لذت‌ جسماني، لذت‌ جنسي‌ است، بدين‌سبب‌ اگر ميل‌ جنسي‌ به‌ خوبي‌ ضبط‌ نشود و در حد اعتدال‌ به‌ کار نرود، باعث‌ هلاکت‌ دين‌ و دنيا مي‌شود.»
امروزه‌ کسي‌، منکر واقعيت بديهي لزوم‌ ارضاي‌ نياز جنسي‌ نيست. حتي آزادي‌ جنسي‌، خارج‌ از محدوده‌ ازدواج‌ مجاز شمرده شده‌ و ترويج‌ مي‌شود که‌ پيامدهايي‌ را - مشابه آن‌چه‌ دنياي‌ غرب‌ با آن‌ روبه‌رو است‌، - درپي‌ دارد. براي نمونه مي‌توان به‌ مشکلات‌ ناشي‌ از بارداري‌ يک‌ ميليون‌ دختر نوجوان‌ امريکايي و سقط‌ جنين‌ پنجاه‌وپنج‌ درصد آنان‌؛ همچنين آلودگي‌ 5/2 ميليون‌ نوجوان‌ امريکايي‌ به‌ بيماري‌هاي‌ مقاربتي‌ در سال اشاره‌ کرد؛9بنابراين‌ «جبر ازدواج» را در يک‌ جامعه‌ سالم‌ نمي‌توان‌ انکار کرد؛ اگرچه‌ طبق‌ يک‌ نظر سنجي‌ - که‌ متأسفانه‌ اين نظرسنجي بدون‌ ذکر مشخصات‌ جامعه‌ آماري‌ و مختصات‌ علمي‌ در صفحه‌ هفتادوشش‌ کتاب‌ «نگرشي‌ بر تحليل‌ جنسيتي» آمده‌ است‌ - اين‌ اولويت‌ روشن‌ ناديده‌ گرفته‌ شده‌ و چنين‌ اشاره‌ مي‌شود:
«دختران‌ جوان‌ اولويت‌ زندگي‌ را نه‌ در تشکيل‌ خانواده، بلکه‌ در تحصيل‌ و کار مي‌دانند و دختران‌ تمايل‌ به‌ تعويق‌ ازدواج‌ دارند»
نتيجه‌ اين نظرسنجي‌ بسيار نگران‌کننده‌ است؛ زيرا به‌ گفته‌ يکي‌ از روانشناسان‌ معاصر، يکي‌ از عواملي‌ که‌ سن‌ ازدواج‌ را بالا برده‌ است‌ و جوانان‌ براي‌ تشکيل‌ خانواده‌ تمايل نشان نمي‌دهند، اين‌ است‌ که‌ نياز جنسي‌ آن‌ها با رابطه‌هاي‌ قبل‌ از ازدواج‌ تأمين‌ مي‌شود.10
بنابراين توجه‌ به‌ آمار ازدواج‌ و طلاق‌ در کشورهايي‌ که‌ در پذيرش‌ کنوانسيون‌ رفع‌ تبعيض‌ و اجراي‌ الگوي‌ برابري‌ پيشتاز بوده‌اند، بيانگر کاهش‌ ازدواج‌ و افزايش‌ طلاق‌ است که‌ مي‌توان‌ به‌ افزايش‌ سي‌ درصدي طلاق‌ در ده‌ سال‌ گذشته‌ و افزايش تعداد خانواده‌هاي‌ تک‌ والديني‌ تا دو برابر در فرانسه‌11 اشاره‌ کرد. با اين توصيف مي‌توان بين سير نزولي‌ تمايل‌ به‌ ازدواج‌ در ايران و طرح‌ شعارهاي‌ برابري‌ در سال‌هاي‌ اخير، ارتباط برقرار کرد.




نويسندگان:شهلا اعزاري و زهره عيسي خاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان