بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,047

جايگاه زن در نظام آفرينش از ديدگاه قرآن

  1390/8/25
خلاصه: جايگاه زن در نظام آفرينش از ديدگاه قرآن
اشاره‏
زن به عنوان نيمى از پيکره اجتماع و نقش تعيين‏کننده‏اش در بقا و گسترش نسل انسانى و پرورش و تربيت فرزندان و مانند آن، هميشه مورد توجه انديشمندان بوده است. نمى‏توان در تاريخ از انسان سخن گفت، ولى از زن سخن نگفت. در طول تاريخ، زن پا به پاى مرد در فراز و نشيب‏هاى زندگى و سازندگى مطرح است. گاه به طور مستقيم و گاه با ترغيب مردان و ايجاد انگيزه‏هاى لازم در آنان، نقش سازنده خود را در تاريخ انسانى نشان داده است.

با اينکه زن هميشه در کنار مرد، در تمدن‏سازى و رشد و شکوفايى جوامع انسانى - مستقيم يا غير مستقيم - نقش آفرين بوده است، ولى از دير زمان، مورد داورى‏هاى غيرمنصفانه نيز قرار گرفته است. بسيارى از انديشمندان و کارشناسان علوم انسانى و اجتماعى يا نخواستند و يا نتوانستند، نقش حقيقى و جايگاه واقعى زن را در پيکره انسانى بشناسند.

بررسى ديدگاه قرآن کريم درباره جايگاه زن در نظام خلقت و روشن ساختن مقام و منزلت انسانى او هدفى است که در اين مقاله دنبال مى‏شود.

قرآن کريم در نخستين آيه از سوره نساء مى‏فرمايد: (يَاَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِى خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِيرًا وَنِسَآءً وَاتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِى تَسَآءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَيْکُمْ رَقِيبًا)

در اين آيه که روى سخن با تمام انسان‏هاست، خداوند همگان را به تقواى الهى و ترس از مخالفت با پروردگار سفارش مى‏کند. آنگاه در توصيف خداوند به يکى از صفات، اشاره به صفت خالقيّت او کرده و مى‏فرمايد: همان پروردگارى که شما را از نفس واحدى آفريد. و همسرش را نيز از همان نفس و ماهيت خلق کرده و از اين دو صنف، مردان و زنان فراوانى پديد آمدند.

بار ديگر، تقواى الهى را مطرح مى‏کند و به ارتباط با ارحام و خويشاوندان سفارش کرده و از قطع رحم پرهيز مى‏دهد و براى تأکيد بر سفارشات خود، و ترغيب به انجام آنها و اجتناب از ترک اين امور، بر مراقبت خداوند از اعمال و رفتار انسان، تأکيد مى‏ورزد.

اين آيه که به خلقت انسان و ريشه آفرينش و گسترش نسل انسانى اشاره دارد، تصريح مى‏کند که همه انسان‏ها از «يک نفس» آفريده شدند و به گفته مرحوم طبرسى: «مراد از نفس در اين آيه، به اجماع همه مفسران، آدم عليه السلام است».(1)

ادامه آيه نيز قرينه خوبى بر اين حقيقت است؛ چرا که فرمود: «همسر آن «نفس» را از جنس او قرارداد و از آن دو (مرد و زن) مردان و زنان فراوانى را منتشر ساخت» اين بيان مى‏رساند که «نفس واحده» همان آدم عليه السلام است که خداوند به وسيله او و همسرش حوّا نسل انسانى را گسترش داد.

پرسشى که در اينجا مطرح است، اين است که از برخى روايات استفاده مى‏شود: همسر آدم از دنده‏اى از دنده‏هاى او آفريده شده است. و بر همين اساس، جمعى مفسران نيز همين نظريه را تقويت کرده‏اند.

علامه طبرسى مى‏گويد: «بيشتر مفسران معتقدند، حوا از ضلعى از ضلع‏هاى آدم عليه السلام آفريده شده است و از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم روايت کرده‏اند که فرمود: «خُلِقَتِ الْمَرْأَةُ مِنْ ضِلْعِ آدمَ، إنْ أَقَمْتَها کَسَرْتَها و إِنْ تَرَکْتَها - و فيها عِوَجٌ - إِسْتَمْتَعْتَ بِها»؛ زن آدم عليه السلام از يک قسمت از دنده‏هاى وى آفريده شد (و از اين‏رو، کمى کج خلق و ناسازگار است؛ لذا) اگر بخواهى وى را راست کنى، مى‏شکند (و زندگى مشترک به تباهى مى‏انجامد) ولى اگر به همان صورت رهايش سازى (و با کاستى‏ها و کج خُلقى‏هاى وى بسازى) از او بهره‏مند خواهى شد.»(2) روايات ديگرى به همين مضمون نيز نقل شده است.(3)

شايد آيه محل بحث که مى‏گويد:(وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا) ناظر به همين معنا باشد (اگر من در «مِنْها»، تبعيض را برساند) هر چند اين روايات ماهيت انسانى زن را نفى نمى‏کند، ولى آيا از آنها، طفيلى بودن و فرع بودن زن در خلقت بدست نمى‏آيد؟

در پاسخ به اين پرسش و بيان چگونگى خلقت حوّا عليها السلام بايد گفت:

اولاً: هر چند مصداق «نفس واحده» در اين آيه آدم عليه السلام است، ولى به کار بردن واژه «نفس» و انتساب خلقت همه انسان‏ها به آن «نفس» در واقع نکته مهم ديگرى را در بر دارد؛ و آن اين که همه افراد بشر اعم از زن و مرد از يک ريشه و اصل، سرچشمه مى‏گيرند و گوهر آفرينش آنها به يک گوهر و يک نفس بر مى‏گردد.

واژه «نفس» به گفته علامه طباطبايى: «آن چيزى است که انسانيت انسان به اوست و مقصود از آن، همان مجموعه روح و جسم آدمى است (در دنيا) و در حيات برزخى روح تنهاست.»(4)

به هر حال، همه افراد بشر، از حضرت آدم سرچشمه مى‏گيرند و از همان طينتى که خداوند آدم را آفريد بقيّه ابناى بشر را خلق کرد و چه زن و چه مرد، همگى از سرشت واحد آفريده شدند و همه را «بنى آدم» مى‏گويند.

ادامه آيه که فرمود: (وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا) مى‏رساند همسر آدم از ماهيّت و جنس خود اوست و هر دو از يک حقيقت برخوردارند. بنابراين، جفت آن پدر (آدم) از سرشت و طينت خود او بوده است.

مرحوم علامه طباطبايى مى‏فرمايد: « «مِنْ» در اين آيه «نشويه» است (يعنى منشاء چيزى را بيان مى‏کند؛ نه براى تبعيض) يعنى جفت اين مرد، از نوع او بوده است و همانند اوست. اين آيه، به مانند برخى ديگر از آيات قرآن است که فرمود: (وَ مِنْ ءَايَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَيْهَا...) «از نشانه‏هاى الهى آن است که از سرشت، و نوع خودتان، براى شما همسرانى آفريد تا به سوى آنان و در کنار آنها، آرامش يابيد.»(5)

بنابراين، آنچه در بعضى از تفسيرها آمده است که مراد اين آيه آن است که، اين جفت، از آن نفس (آدم) مشتق شده و از برخى از اجزاى او گرفته شده است، دليلى ندارد.»(6)

در ادامه آيه فرمود: (وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِيرًا وَنِسَآءً)؛ «خداوند از آدم و همسرش، مردان و زنان فراوانى را به وجود آورد.»

اين آيه به روشنى مى‏گويد، نسل انسانى و ريشه همه آدميان به آدم و همسرش بر مى‏گردد و آدميان از يک زن و مرد، پديد آمده‏اند و در تکوّن و رشد و گسترش نسل انسانى، هر دو صنف (زن و مرد) نقش دارند؛ در نتيجه، مرد هر چند بزرگ و با عظمت باشد، بايد بداند، ريشه او به يک مرد و زن بر مى‏گردد. پس اگر مرد از ماهيت انسانى برخوردار است، از ازدواج مرد و زنى، پديد آمده است که آن دو - هر دو با هم ماهيّت واحدى داشته‏اند. و از ماهيت انسانى آن دو، انسان‏هاى فراوانى - از مرد و زن - خلق شده‏اند.

در واقع قرآن خلقت همسر آدم را، از همان گوهر و حقيتى مى‏داند که آدم عليه السلام از آن آفريده شد.

ثانياً: در روايات ديگر، شکل خلقت حوّا به گونه‏اى ديگر بازگو شده است، که با روايات گذشته معارض است:

امام باقر عليه السلام فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تعالى خَلَق حَوّاء مِن فَضْلِ الطِّينَةِ الّتى خَلَقَ مِنْها آدَم؛ خداوند متعال، حوّا را از باقيمانده گِل آدم، آفريد.»(7)

و در روايت ديگرى آمده است که راوى مى‏گويد از امام باقر عليه السلام پرسيدم: «خداوند حوّاء را از چه چيزى آفريد؟» فرمود: «مردم چه مى‏گويند؟» گفتم: «آنها مى‏گويند خداوند او را از ضلعى از ضلع‏هاى آدم آفريد» فرمود: «دروغ مى‏گويند! آيا خداوند نمى‏توانست از غير آن بيافريند؟» پرسيدم: «پس از چه چيزى آفريد؟» فرمود: «پدرم به من خبر داد، او نيز از پدرانش که پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: «خداوند مقدارى از گل را گرفت و آنها را مخلوط کرد، و از وى آدم را آفريد، و از باقيمانده همان گل، حوّا را آفريد.»(8)

در روايتى که مرحوم شيخ صدوق، در «علل الشرايع» و «من لا يحضره الفقيه» نقل کرده است، آمده است که زرارة بن اعين، از امام صادق عليه السلام سؤال کرد، نزد ما مردمى هستند که مى‏گويند: «خداوند حوّا را از بخش نهايى ضلع چپ آدم آفريد» امام عليه السلام فرمود: «خداوند از چنين نسبتى منزه است و برتر از آن است... آيا کسى مى‏تواند بگويد که خداوند توان آن را نداشت که همسر آدم را از غير دنده او خلق کند، تا بهانه بدست عيب‏جويان دهد که بگويند، بعضى از اجزاى آدم، با بعضى ديگر نکاح نمود» سپس فرمود: «خداوند بعد از آفرينش آدم، حوّا را به صورت تازه و نو پديد آورد... .»(9)

همانگونه که ملاحظه مى‏کنيد، در برابر رواياتى که مى‏گفت: «حوّا از دنده آدم و يا دنده چپ وى آفريده شد» رواياتى است که برخى از آنها مى‏گويند: «حوّا از باقيمانده گل آدم آفريده شد» و برخى نيز مى‏گويد: «به صورت نو ظهور آفريده شد.»

در دو روايت، عقيده خلقت حوّا از قسمتى از اعضاى بدن آدم، ردّ شده و صريحاً مورد تکذيب قرار گرفته است.

بنابراين، به لحاظ هماهنگى با آيات و اين دسته از روايات، نتيجه مى‏گيريم که حوّاء از دنده چپ آدم و از بخشى از اندام او آفريده نشد. بلکه خدايى که آدم ابوالبشر را آفريد، براى تکميل و تکثير نسل انسانى، از همان نوع و گوهر، انسانى ديگر به عنوان همسر و جفت براى وى آفريد که هر يک براى ديگرى آرامش روحى به ارمغان مى‏آورد.

علاوه بر اين‏که روايات «آفرينش حوّاء از دنده آدم» هماهنگ با توراتِ تحريف شده است و بوى «اسرائيلى» بودن از آنها کاملاً احساس مى‏شود.(10)

از مجموع مباحث مطرح شده درباره خلقت زن و مرد، دو نکته اساسى روشن شد:

1. زن و مرد هر دو از ماهيّت واحد انسانى برخوردارند و سرشت و طينت آنان يکى است.

2. زن از جزء و عضوى از اعضاى مرد آفريده نشده است؛ بلکه از همان طينت و سرشتى که مرد (آدم) آفريده شد، او را نيز خدا خلق کرده است.

--------------------------------------------------------------------------------

1) مجمع البيان، ج 3، ص 8، فخررازى نيز مى‏گويد: «اجمع المسلمون على انّ المراد بالنفس الواحدة هيهنا هو آدم‏عليه السلام إلّا انّه أنّث الوصف على لفظ النفس»(تفسيرکبير، ج 9، ص 160)
2) مجمع البيان، ج 3، ص 8.
3) نور الثقلين، ج 1، ص 434، حديث 16 و 17 (به نقل از کافى). و البرهان، ج 2، ص 10.
4) الميزان، ج 4، ص 135.
5) سوره روم، آيه 21 (آيات 72 سوره نحل و 11 سوره شورى نيز، همين حقيقت را مى‏رساند.)
6) الميزان، ج 4، ص 136. ابومسلم اصفهانى از مفسران پيشين مى‏گويد: «مراد از «خلق منها زوجها» يعنى از جنس همان «نفس» همسرش را آفريد. شبيه به اين آيات که «نفس» در آنها به معناى «جنس» استعمال شده است: «واللَّه جَعَلَ لَکُمْ مِن انفسِکُمْ اَزْواجاً»(نحل/ 72) و مثل: «إذ بَعَثَ فيهم رَسُولاً مِنْ اَنْفسِهِم»(آل‏عمران/ 164) و مثل: «لَقد جَاءَکُم رَسُولٌ مِنْ اَنْفسِکُم»(توبه/ 128) (تفسير کبير، ج 9، ص 161)
7) مجمع البيان، ج 3، ص 8.
8) الميزان، ج 4، ص 146 (به نقل از نهج البيان شيبانى).
9) علل الشرايع، ص 17، باب 17، ح 1؛ الفقيه، ج 3، ص 239، حديث 1133.
10) ر.ک: تورات، «سفر تکوين» فصل دوم.




نويسنده:سعيد داودى‏





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان