بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,212

برابري يا نابرابري جنسيتي در اسلام-قسمت اول

  1390/8/11
خلاصه: برابري يا نابرابري جنسيتي در اسلام-قسمت اول
مقدمه
خالق آسمان ها و زمين، انسان را از خاک خلق کرد و او را به صورت دو جنس زن و مرد قرار داد، چنانکه مي فرمايد: "يا ايها الناس اتقوا ربکم الذي خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثيرا و نساء ..." (نساء 1). يعني خلقت اين دو از يک ماده يکسان است و تفاوتي در ماده اوليه اين دو نيست. پس از نظر ارزش ماده اوليه يکسانند. بدين ترتيب زن و مرد در کنار يکديگر زندگي و خانواده و سپس اجتماع را پديد آوردند. براي اداره اين زندگي و حسن روابط انسان ها و هدايت و راه يابي آنها خداوند پيامبران را با هدايت و راهنمايي و کتاب هاي آسماني فرستاد تا در ميانشان احکام و قوانين برقرار شود و انسان ها بتوانند در کنار يکديگر زندگي کنند و به آباداني زمين بپردازند.

قانونگذاري
خداوند متعال که يکتا و خالق آسمان ها و زمين و همه موجودات است و هستي و نيستي کليه مخلوقات به دست اوست عليم و حکيم و قادر است و اراده اوست که مبناي قانونگذاري براي بشر، يعني کاملترين مخلوقات است. چنان که در سوره حديد مي فرمايد:
له ملک السموات و الارض يحيي و يميت و هو علي کل شيء قدير (2) هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شيء عليم (3).
همه پيروان اديان الهي معتقدند و حقيقت هم اين است که خداوند تعيين کننده قانون و مقررات براي انسان هاست و اطاعت از فرمان الهي و قوانين الهي براي ايمان آورده ها ضروري است و هر که اطاعت نکند و در راه هدايت و اوامر الهي قدم برندارد در دنيا و آخرت ضرر خواهد کرد.
الله که خالق انسان هاست از هر فرد و هر چيز به آنها مهربانتر است و اصول و احکام را براي سعادت بشر معين کرده است و مصلحت آنها در قوانين الهي است، بنابراين اگر در مقررات و قوانين الهي به صورت ظاهر تفاوت و اختلاف ديده مي شود، اين اختلاف به مصلحت بشر و جوامع بشري است و قوانين الهي تنها براي يک مورد خاص و يا گروه خاص وضع نشده بلکه مصلحت همه انسان ها در نظر بوده است.


احکام و مقررات شريعت توسط قانون گذار وضع شده است. فقيهان اين احکام را از منابع معتبر استخراج مي کنند و اصول بنيادين در استنباط آنان نقش مهمي دارد. اين اصول مي تواند در بينش و نگرش فقيه اثر داشته باشد و متوجه باشد که شارع با رعايت اصولي به وضع مقررات منسجم پرداخته است (فلسفه حقوق خانواده، ج 2، ص 25).
بنابراين همه مقررات و احکام الهي بر اساس اصولي پايه گذاري شده است، مثلا اگز از نظر الهي تشکيل خانواده امر مهمي است، اصول و شرايطي بر اين شکل گيري خانواده حاکم است، برخي از اين اصول عبارتند از:
1. اصل آزادي
آزادي يعني رهايي فرد يا افرادي از چيزي يا از کسي براي انجام دادن کاري يا بهره مند شدن از چيزي. اين آزادي براي انسان که مخلوق خداست و درون قدرت و احاطه الهي قرار دارد و در همان محدوده است، نه اينکه هر کاري بخواهد بتواند انجام دهد. زيرا قدرت و امکاناتش محدود است. از طرف ديگر اين آزادي يک فرد اگر مزاحم آزادي ديگران باشد، ديگر معنا ندارد زيرا وجود آزادي براي يک نفر و محروميت ديگران دور از عدالت الهي است. بنابراين در اسلام اصل اين است که هيچ فردي بعد از خداوند بر ديگري سلطه ندارد، زيرا همه در بندگي مساوي هستند. پس اگر کسي صاحب چيزي نيست بدون اجازه صاحب آن چيز نمي تواند به آن دست يابد (همان، ص 30).




نويسنده: دکتر نهله غروي نائيني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان