بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,324

زنان پيامبران زندگي و زيستن هستند

  1390/8/7
خلاصه: زنان پيامبران زندگي و زيستن هستند . پيامبر آفرينش . هرچيزي که رو به نابودي و ويراني برود با وجود زنانه سازگار نيست . زن مي گويد بايد ساخت و پرداخت . بايد بهتر و زيباتر کرد . بنابراين زن يعني آباداني يعني بهتر شدن يعني شکفتن و رويش..
"عرفان نظر آهاري"‌ نويسنده چيره دست هم نسل ماست . او متولد 1353 ،‌مجرد و تحصيل کرده رشته ادبيات فارسي در مقطع دکتري است . از سال 66 نوشته هايش در زن روز منتشر شده تا امروز که صاحب کتابهاي پرطرفدار بيشماري است.

بي مقدمه از او مي پرسم "از اينکه زن هستيد خوشحاليد؟" و بلافاصله مي گويد از اينکه انسانم خوشحالم و از اينکه زن هستم خوشحال تر.

زن بودن اين امکان را برايم فراهم مي کند که سهم بهتري از جهان داشته باشم. زنانگي با يک ظرافت و زيبايي همراه است که مي تواند شما را با لايه هاي عميقتر جهان مواجه کند. مفهوم زايش، آفرينش و عشق ورزيدن مادرانه به همه عناصر هستي چيزي است که امکانش در زن بيشتر از مرد گذاشته شده است.

هرچند که به لحاظ تاريخي هميشه مردان در تمام عرصه ها موفق تر جلوه کرده اند اما به نظر مي رسد که امکان موفقيت زنان در همه عرصه ها بيشتر است و اين در واقع به خاطر فضايي است که در وجودشان به وديعه گذاشته شده است.

# مگر اين چيزها در وجود مردان نيست ؟

فکر مي کنم خيلي از آنها نيست .

# به اين صورت فکر نمي کنيد که عدالت خدا زير سوال خواهد رفت؟ بهر حال ما اعتقاد به تساوي زن و مرد داريم.

خير . خداوند همانقدر فضاي رشد به يک درخت داده که به يک انسان و يک پرنده داده است. ما نمي توانيم درباره عدالت خدا سخن بگوييم و قضاوت کنيم.اين ما آدمها هستيم که بي عدالتي مي کنيم .انساني که به امکانات بالقوه خودش بي توجه است وآنها را بالفعل نمي کند ،انسان ظالمي است هم نسبت به خودش و هم جهان پيرامونش وخداوند امکانات بالقوه را به همه انسانها به طور يکسان داده است.

# با توجه به امکاناتي که زنان دارند وشما از آن سخن گفتيد، پس چرا هنوز زنان جايگاه واقعي خود را در جامعه ما نيافته اند؟

يک بخش آن بازمي گردد به نوع تربيت انسانها و تجربه تاريخي که آنها با آن درگير بوده اند و باعث شده تا خودشان را به عنوان يک زن باور نداشته باشند و بخش ديگري از آن به دليل فضاي رشد با محدوديتي است که جامعه به آنان القا کرده است . در حال حاضر الويت ورودي دانشگاه هاي ما با زنان است اما زن ها هنوز در عدم خودباوري نسبت به اين موضوع به سر مي برند.

متاسفانه زن ها در پشت ديوارهايي محصور شده اند که ارثيه آن متعلق به هزاران سال پيش است واين ارثيه صرفا" ايراني نيست و جهاني است . براي ساختن پنجره هايي روي اين ديواره هاي سنگي هنوز زمان نياز دارند اما بايد خوش بين بود چرا که زمان به سرعت سپري مي شود و باورپذيري زنان هم به سرعت رشد مي کند وما شاهد آن هستيم.

اما متاسفانه هنوز موضوعاتي وجود دارند که زنان در آنها مظلوم واقع مي شوند که بخشي از آن مربوط به احکام حقوقي ماست که بايد با يک نگاه دوباره راه حلي براي آن انديشيده شود . حال چگونه و به چه شکل من در مقامي نيستم که در اين مقوله وارد شوم و نظر دهم .

# شما به عنوان يک زن نويسنده ، فکر مي کنيد زنان نويسنده ما چه نقشي در جهت آگاه کردن زنان و رساندن آنان از يک حالت در خودماندگي به حالت خودباوري داشته باشند؟

من فکر مي کنم هر زني در هر نقش و موقعيتي که قرار دارد بايد کاري بکند؛ حال چه نويسنده وچه خانه دار فرقي نمي کند اما هر کسي بايد رسالت خود را بشناسد و در آن راستا اقدام کند .

اولين هدف و مخاطب هر زني هم بايد خودش باشد و ابتدا بايد خود را از آن زندان جهل خود بيرون بکشد و براي خودش تصميم بگيرد. اين موضوع حقيقت دارد که تمام زنها و حتي ما هايي که در دنياي مدرن امروز به سر مي بريم،‌ قربانيان تاريخ هستيم و هنوز زخمهاي مادر بزرگان ما در روي دست و صورت ما جوانهاي امروز و اين نسل ديده مي شود؛ اما ما خيلي از مسير را آمده ايم و نتايج شگفتي نيز از آن گرفته ايم.

درست است ما هنوز با وجود تمام رنجي که متحمل شده ايم و نتايج ارزشمندي که در جهت تحقق حقوق خود به دست آورده ايم اما هنوز قرباني هستيم. بنابراين به جاي نااميد شدن بايد هر زن تا جايي که توان دارد تلاش کند و ابتدا گليم خودش را از آب بيرون بکشد و زماني که توانمند شد دست ديگري را هم بگيرد و بيرون بياورد.

اين اتفاق نمي افتد مگر اينکه ما خود را از سه زندان نگراني ، نياز و جهل برهانيم. آنوقت مي توانيم به يک آينده روشن اميدوار باشيم.

# خود شما به عنوان يک زن موفق ايراني چطور موفق شديد از اين زندان ها به در آييد که حال نقش يک پيام آور را براي زنان ديگر در قالب نويسندگي ايفا مي کنيد؟

من هنوز مطمئن نيستم که توانسته ام از همه اين زندانها بيرون بيايم . همه ما کم و بيش در اين زندانها اسير مي شويم و ممکن است که دستمان را اززندان ناداني و پايمان را از زندان نياز بيرون آورده باشيم اما کمابيش در اين زندانها هستيم .

بهرحال من ابتدا به عنوان يک انسان و بعد به عنوان يک زن تلاش مي کنم که روزنه هايي را براي رسيدن نور به خودم ايجاد کنم اما مابايد اينقدر جوانمرد وايثارگر باشيم که از آن نوري که به دست آورديم حتما" به ديگران هم ببخشيم و من در حال تلاش در اين راه هستم.

يعني به عنوان يک زن ايراني در يک تلاش شبانه روزي به سر مي برم و بايد بدانم که نقطه پاياني وجود ندارد و نقطه رسيدني نيست که من بگويم به اينجا رسيدم و ديگران را به آن نقطه دعوت کنم.

بنابراين هر کسي بايد خودش راه خودش را پيدا کند و جاده خودش را بکشد . يکي يک کوره راه درست مي کند ديگري يک آزاد راه ولي مهم آن است که وقتي راهي به وجود مي آوريم ديگران را به آن دعوت کنيم.

# موضوع يکي از کتابهاي شما پيامبر است و در اين کتاب به نوعي به اين موضوع اشاره داشتيد که هر موجودي در اين دنيا يک پيامبر است و بايد تمام پيام ها را شنيد و به آن توجه کرد. منظورتان را بيشتر براي ما تشريح کنيد.

من در تمام کتابهايم سعي کرده ام با يک نگاه سمبليک و غيرمستقيم از آگاهي و به درآمدن سخن بگويم. حال چه آن جايي که لاک لاک پشت به روي پشتش سنگيني مي کند و بازهم تلاش مي کند با آن که مي داند تنها مقصدش رفتن است . و چه آن کلاغي که به او مي گويند آوازهايت خيلي زشت است واو باز مي خواند وچه آن مورچه اي که نديده اش مي گيرند واو مي داند که همان روزنه اي که در خاک ايجاد مي کند به تنفس خاک و گردش هستي کمک مي کند .

همه اين قصه ها ماجراي انسان است . انساني که باري بر دوش دارد؛ انساني که به او مي گويند کوچک و حقيري و اين انسان خيلي از وقتها يک زن بوده است.

بهرحال من فکر مي کنم که بايد کاري کرد و به قول مولانا : کوشش بيهوده به از خفتگي ..

هرچند خيلي از وقتها اين کوشش ها به نظر ما بيهوده مي آيند اما اين کوشش بيهوده بهتر از کاري نکردن است و بايد تصميم گرفت که فردايمان از امروز بهتر باشد و اميد داشت هرچند سال و روزي که زيسته ايم در واقع بخشي از حيات و زندگي را بهبود بخشيده ايم.

‎# زنها چگونه پيامبراني بر روي زمين هستند؟

زنان پيامبران زندگي و زيستن هستند . پيامبر آفرينش . هرچيزي که رو به نابودي و ويراني برود با وجود زنانه سازگار نيست . زن مي گويد بايد ساخت و پرداخت . بايد بهتر و زيباتر کرد . بنابراين زن يعني آباداني يعني بهتر شدن يعني شکفتن و رويش..

# به عنوان آخرين سوال چه شد که شما نويسنده شديد؟

ناگزير بودم. وقتي انسان حس هايي دارد بايد آن را با ديگران در ميان بگذارد و کودکي من پر بود از حس هاي متنوع . دوست داشتم پزشک شوم ؛ دانشمند باشم . خيلي چيزهاي ديگر. بعدها فکرکردم که تمام تخيل من درجايي به نام نوشتن پاسخ خود را خواهد يافت. براي همين بود که دنياي نوشتن را برگزيدم .





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان