بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,206

علل طلاق و شکست در ازدواج-قسمت هشتم

  1390/8/1
خلاصه: علل طلاق و شکست در ازدواج-قسمت هشتم
4.7 تغيير نگرش‌ها در مورد نقش‌هاي مناسب براي زنان (برابري جنسي زن و مرد)

امروزه تفکر غلطي رواج يافته که : اين زنان هستند که در بسياري از ازدواج‌ها بازنده مي‌باشند. چرا که آن‌ها از کارشان، و از استقلال مالي‌شان در قبال نقش خانه‌داري و مادري دست مي‌کشند.

بنابراين زنان به خاطر دستيابي به منزلت‌هاي شغلي که روز به روز در حال افزايش است و خودداري فزاينده آن‌ها از قبول نقش‌هاي سنتي - خانه‌داري و مادري، موجب گرديده که امروزه 70 درصد از جدايي‌ها، از سوي زنان شروع ‌شود.42 امروزه بسياري از نويسندگان غربي براي توجيه اين تغيير نقش مواردي از شکايت بعضي از زنان خانه‌دار را به رخ مي‌کشند درحالي‌که آن‌ها ابتدا با تغيير فرهنگ و ارزش‌هاي مربوطه، خانه‌داري را به عنوان يک عيب و نوعي بيکاري معرفي مي‌کنند و به زنان و دختران آموزش مي‌دهند که براي خوشي و شادابي خيالي بايد به بيرون از منزل بروند؛ طوري وانمود مي‌کنند که انگار همه خوشبختي در بيرون از منزل نهفته است آنوقت در بحثهايشان به موردهايي که حاوي شکايت و گله از خانه‌داري باشد، تمسک مي‌کنند به عنوان مثال اقاي استفن مور وقتي خواست اين تغيير نقش را توجيه کند به چنين چيزي اقدام کرد: و گفتگوي زير را به عنوان شاهد اين تغيير نگرش دکر کرد:



گفتگوي يک زن خانه‌دار:

من فکر مي‌کنم که عده کثيري از زنان امروزه، خواهان کار کردن هستند، زيرا آن‌ها همه مانند من احساس مي‌کننند که در بند کشيده شده‌اند و زندگي التفاتي به آن‌ها ندارد، بدون اين‌که از منزل خاج شوند، کاري انجام دهند، و يا گفتگو کنند. من اين را مي‌يابم، تمايل به گفتگو را. و اگر چه وقتي نيک [ )Nick(شوهرش] به خانه مي‌آيد و خسته است او داخل مي‌شود و همان دم، از لحاظ روحي خاموش مي‌شود، و تنها به من مي‌خندد و مي‌گويد: خوب، من بي تفاوتم، چيز خاصي را در نظر ندارم، او لم مي‌دهد، و من مي‌گويم، صحبت کن، براي خدا با من صحبت کن. من هيچ کس را براي گفتگو در تمام روز ندارم و هم اکنون فکر مي‌کنم که زنان نياز دارند که از منزل خارج شوند، زيرا ماندن در خانه در همراهي هيچکس، آدم را ديوانه مي‌کند. خصوصا هنگامي که شوهر به خانه مي‌آيد ولي نمي‌توان به او زحمت داد که با شما گفتگو کند، زيرا که بسيار خسته است. من مي‌دانم که وقتي کساني داخل منزل ما مي‌آيند، من معمولا تا دم مرگ با آن‌ها گفتگو مي‌کنم.43

در اين گفته‌هاي زن به وضوح پيداست که قبل از آن‌که واقعا تنهايي‌اش او را ناراحت کرده باشد، فکر تنهايي است نه تنهايي واقعي؛ او خيال مي‌کند که زن‌هاي بيرون زندگي بهتري نسبت به او دارند و يا به عبارت ديگر احساس محروميت نسبي بيشتر از هرچيز در او تاثير گذاشته است، و الا در بسياري از کشورهاي در حال توسعه بخش عظيمي از زنان که به شغل خانه‌داري مشغول هستند چنين چيزي را احساس نمي‌کنند.44

بنابراين تغيير نگرش در مورد نقش‌هاي خانوادگي و اجتماعي زن و شوهر در نتيجه تغيير هنجارهاي مربوط به الگوي خانواده سنتي (مرد نان‌آور و زن خانه‌دار) يکي ديگر از عوامل اساسي موثر بر افزايش طلاق به شمار مي‌رود. در وضعيتي که برابري جنسي به عنوان يک ارزش عمومي پذيرفته شده و ترويج مي‌شود، احساس بي‌عدالتي نسبت به تقسيم کار خانگي، رضايت شخصي زنان را از زندگي زناشويي کاهش داده و باعث مي‌شود آنان بيش از مردان به طلاق بينديشند.45





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان