بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,041

نقش زنان تحصيل کرده در تشکيل و تحکيم خانواده

  1390/7/30
خلاصه: نقش زنان تحصيل کرده در تشکيل و تحکيم خانواده مراد از «زنان تحصيل کرده»، بانوان آموزش ديده در مراکز آموزشى جديد و يا سنتى مى‏باشند. در اين نوشتار، تمرکز عمده بر نقش زنان تحصيل کرده براى خودشان است و سپس نتيجه بحث به نقش آنان براى ديگران تعميم داده مى‏شود. نقش زنان تحصيل کرده در رابطه با تأسيس و تحکيم خانواده، در فضاهاى متفاوت، آثار گوناگونى را به دنبال دارد. در اينجا، نقش زنان تحصيل کرده، در چهار مرحله ذيل مورد بررسى قرار گرفته است: 1. آغاز آشنايى؛ 2. عشق‏ورزى؛ 3. خواستگارى و 4. گذار از خواستگارى تا ازدواج. سپس، نقش زنان تحصيل کرده براى ديگران در حيطه‏هاى پژوهشى، آموزشى، مديريتى مورد تأمل قرار گرفته است. در ادامه، نقش ايشان پس از تأسيس خانواده، بررسى شده است. در اين زمينه، ابتدا نقش فردى آنها در تدوين برنامه خانواده، شيوه مواجهه با مسائل جديد و سپس نقش آنها براى ديگران مورد بحث واقع شده است. در نهايت، با جمع‏بندى از مباحث سابق، نظام خانواده و نقش زنان تحصيل کرده در قالب «تئورى سيستمى» ترسيم و معرفى گرديده است. لازمه تحصيلات، نوعى ممارست ذهنى در فعاليت‏هاى فکرى و بسط اطلاعات و پويايى انديشه است؛ و معمولاً قوايى همچون تعميم ذهنى و استنباط و تحليل و ترکيب و تفکر منطقى، در اثر تحصيلات، بالنده و بارور مى‏شوند. فايده ديگر تحصيلات اين است که در ساحت شناخت، راه روشنى فرا راه انديشه قرار مى‏دهد و بر باورهاى غلط، خط بطلان مى‏کشد، باورهاى صحيح را مصفّاتر و فزاينده‏تر مى‏نمايد و اعتقادات افراطى و تفريطى را تعديل مى‏کند. ولى با وجود اين، رشد همه جانبه شخصيت و تعالى مثبت ادراک و انصاف نه تنها منوط به احراز تحصيلات عالى نيست، بلکه اين‏گونه تحصيلات نيز هميشه و همه جا تنها عامل رشد شخصيت و حقيقت و فضيلت نمى‏باشد؛ بلکه عامل تهذيب و تزکيه هميشه بايد به عامل تعليم و آموزش منظم شود تا نتيجه‏هاى مثبتى به بار آيد. آنچه از مفاهيم دينى بر مى‏آيد اين است که تحصيلات عالى بدون عامل تقوا و وجدان اخلاقى، حتى مى‏تواند مخرّب و ويرانگر نيز باشد. در آموزه‏ها و هنجارهاى ارزشى-دينى، علم بدون عمل و تعليم بدون تزکيه مطرود است و از نظر نصوص قرآنى «... وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ»[1] و روايى مانند قال الصادق‏عليه‏السلام: «.. ليس العلمُ التعلّم وانّما هُو نورٌ يقذفه اللَّهُ فى قلبِ مَن يريداللَّه آن يهديه»، امکان وجود علمى که نه از راه تحصيلات، بلکه از راه تقوا و عمل‏[2] حاصل مى‏شود، از مسلّمات است.
مراد از «زنان تحصيل کرده»
مراد از «تحصيلات» براى زنان، اولاً، داشتن آگاهى و داده‏هاى جديد و عصرى است. ثانياً، با توجه به آنکه آگاهى و دانش نسبى است و مراتبى دارد، اطلاق «تحصيل کرده» اعم از اين است که زنان داراى مدرک ديپلم باشند و يا داراى مدرک در هر يک از مقاطع کارشناسى، کارشناسى ارشد و دکترى، چه در دانشگاه باشد و چه حوزه‏هاى علميه.

نقش زنان تحصيل کرده در خانواده تا هنگام ازدواج‏
1. براى فرد نقش زنان تحصيل کرده را از قبل از ازدواج تا حين تأسيس خانواده، در اين مراحل مى‏توان گنجاند:

الف) آغاز آشنايى:
آشنايى به بهانه زندگى مشترک، از دو طريق ممکن است: اول، مستقيم، که در اين شيوه دو فرد بر حسب تصادف، تجربه مشترک کارى، سابقه تحصيلى مشترک و مانند آن با هم آشنا مى‏شوند و در مسير ازدواج قرار مى‏گيرند و روش دوم، غيرمستقيم است که در آن، افرادى که از دختر و يا پسرى اطلاعاتى دارند، واسطه مى‏گردند و دو جوان را به قصد زندگى مشترک با هم آشنا مى‏کنند. در هر دو شيوه، تحصيلات اين امکان را به زنان مى‏دهد که در ظواهر مخاطب متوقف نشود و به الفاظ و کلمات مطرح شده بسنده نکنند. هرچه سطح تحصيلات بالاتر رود، يک دختر بيشتر اين قابليت را پيدا مى‏کند که از ظواهر عبور کند، چهره واقعى‏تر مخاطبش را بشناسد و از روى گفته‏هاى او به ناگفته‏هايش پى برد. دختر تحصيل کرده چون براى علم ارزش قائل است و نيز تأثيرات تلاش سنجيده و متّکى به اطلاعات و داده را نسبت به اقدامات جاهلانه مى‏داند، از منابع پژوهشى که در روابط اجتماعى به او توانايى‏هاى لازم را مى‏دهد، بهره مى‏برد، بخصوص از دانش روان‏شناسى و علوم مربوط به آن (روان‏شناسى اجتماعى، روان‏شناسى ارتباطات و...).

ب) عشق‏ورزى:
معمولاً گفته مى‏شود که «عشق» با «علم» نمى‏سازد. عاشق چشمانش درست نمى‏بيند و آگاهى‏هاى عاشقانه چندان قابل اعتماد نيستند. در اين صورت، تحصيل کرده بودن يا نبودن در قبل از تأسيس زندگى، چندان نقش مثبتى نخواهد داشت. اما اگر مسير تأسيس خانواده از عشق بگذرد (که مطلوب نيز همين است) مى‏توان نقش تحصيل و دانش را در قبل از تأسيس خانواده توجيه نمود، با اين مبنا که جايگاه علم و دانش نسبت به عشق، در دو مقام قابل فرض است: اول، علم قبل از آن و دوم، علم بعد از آن. در علم قبل از عشق، چون دل آزاد است و احساسات غيرفعال، و عقل فرصت تجزيه و تحليل دارد، نظريه‏ها و داده‏هاى علمى در شناخت مخاطب مفيدند. حاصل آنکه تحصيلات زنان پيش از عشق، چراغى است که در گزينش فرد و ديدن ويژگى‏ها و خصوصيات و ادراک درست‏تر او نسبت به فرد غيرتحصيل کرده، نقش جدى و سازنده‏اى دارد.

ج) خواستگارى:
در فرهنگ ايرانى، تعامل رسمى‏تر دو فرد براى ازدواج، با مراسم خواستگارى و پاسخ مثبت بدان آغاز مى‏گردد. اما فقدان علم و تحصيل براى دختر، ممکن است مستلزم پيآمدهايى باشد: اول آنکه به خاطر جهل و فقر داده‏ها، اعتماد به نفس لازم براى اظهارنظر، بررسى و تحقيق و تصميم‏گيرى نهايى نداشته باشد و اين نقش را به ديگران و از جمله اعضاى خانواده واگزارد. دوم آنکه فقدان تحصيلات، روحيه علم‏گرايى و تخصص‏محورى را نفى مى‏کند و ازاين‏رو، يک دختر درک درستى از مشاوره و کارشناسى ندارد و تصميم او کورکورانه و يا با داده‏هايى اندک و احياناً مخدوش است و گاهى اين پيآمدها موجبات آسيب‏ها و آفت‏هايى براى بنيان ازدواج مى‏شوند. سوم آنکه بى‏سوادى قدرت استنباط و تجزيه و تحليل داده‏ها را نيز از فرد مى‏گيرد. حال آنکه زن تحصيل کرده هم از اعمال نظر بى‏جاى ديگران در سرنوشتش جلوگيرى مى‏کند و اين علاقه را دارد که داده‏هاى لازم را از مراجع معتبر بگيرد و هم آنها را در آموزش و پژوهش، تمرين و استنباط و تجزيه و تحليل اعمال کند و ازاين‏رو، مى‏تواند داده‏هاى ديگران را جمع‏بندى نمايد و به تأسيسى مناسب اقدام کند.

د) گذار از خواستگارى تا ازدواج:
اينکه از اين فرصت به دست آمده چه بهره‏اى مى‏توان برد و چه توشه‏هايى مى‏توان ذخيره کرد، پرسشى است که على‏القاعده، هر کس نور علمى بيشتر و تحصيلات عالى‏ترى داشته باشد، مى‏تواند دستاوردهاى مناسب‏ترى از آن برگيرد.

2. براى ديگران‏ نقش زن يا دختر تحصيل‏کرده در تأسيس خانواده به همراه ديگرى را مى‏توان به سه سطح تقسيم کرد: نقش‏هاى پژوهشى؛ نقش‏هاى آموزشى و نقش‏هاى مديريتى و سياست‏گذارى.

الف) نقش‏هاى پژوهشى:
اين افراد مسائلى همچون پيش از تأسيس زندگى، در آغاز آشنايى، عشق‏ورزى، خواستگارى و مرحله گذار از خواستگارى به زندگى مشترک را که در مرحله قبل بدانها به گونه‏اى دقيق، با استناد و با مطالعه مى‏پرداختند، در اين قسمت آن‏را به ديدى پژوهشى، مورد اهتمام جدى قرار مى‏دهند و در زمينه مسائل زنان، بخصوص در زمينه تشکيل خانواده، به مطالعه و تحقيق مى‏پردازند و چون خود از جنس زنان هستند، مسائل زنان را ملموس‏تر و دقيق‏تر مى‏توانند مورد بررسى قرار دهند و عميق‏تر به دغدغه‏هاى روحى و فکرى دختران و زنان بپردازند.

ب) نقش‏هاى آموزشى:
در اين زمينه، زنان تحصيل کرده با حضور در مراکز آموزشى و دانشگاهى و دبيرستانى و آموزشگاه‏هاى مشاوره خانواده، مسائل مربوط به ازدواج را به نسل جوان‏تر و بخصوص دختران آماده ازدواج منتقل مى‏نمايند، از منابع مکتوب و پژوهشى بهره مى‏برند و با حضور چهره به چهره در جلسات خاص آموزش مسائل خانوادگى، به صورت عينى به مباحث ضرورى و پرسش‏هاى اساسى مخاطبان جواب مى‏دهند و دختران را براى انتخاب آگاهانه شريک زندگى و تأسيس درست نظام خانواده يارى مى‏نمايند.

ج) نقش‏هاى مديريتى و سياست‏گذارى:
تأثيرگذارى زنان تحصيل کرده بر نظام خانواده از تأسيس تا پس از آن، به فعاليت‏هاى علمى خلاصه نمى‏شود و شايسته است که زنان تحصيل کرده و داراى تخصص‏هاى لازم درصدد آن باشند که در نهادهاى غيررسمى (مدنى) و رسمى (دولتى به معناى عام) به مديريت مباحث و مسائل زنان بپردازند و به تأثيرگذارى در فرآيند تقنين (با حضور در مجلس) و اجرا (با حضور در قوه مجريه) و قضا (حضور در تشکيلات قوه قضاييه)، مسائل زنان را اولاً طرح نمايند و زنده نگه دارند؛ زيرا هيچ‏کس بهتر از زنان نمى‏تواند از حقوق خودشان دفاع کند و اين دفاعيه نيز بخصوص بر عهده زنان تحصيل کرده است. ثانياً، تأسيس نهادهاى مدنى و طرح سياست‏ها و برگزارى تجمعات و صدور قطعنامه‏ها و مطرح کردن آنها براى مسئولان ذى‏ربط، از تلاش‏هايى است که نياز به مديريت‏هاى جدى و کارشناسى دارد و زنان تحصيل کرده در اين ميدان، ستون فقرات فعاليت‏ها هستند (البته دامنه اين فعاليت‏ها، هم قبل از تأسيس خانواده و هم پس از آن مى‏باشد).

نقش زنان تحصيل کرده پس از تأسيس خانواده‏
1. نقش فردى‏ زنان تحصيل کرده پس از ورود به نظام خانواده، مى‏توانند نقش‏هايى در جهت تحکيم آن داشته باشند:

الف) تدوين برنامه خانواده:
خانواده نيز مانند همه نهادها، بدون اهداف روشن و سياست‏گذارى‏هاى مناسب، استراتژى دقيق و راه‏کارى مطلوب، دچار سردرگمى مى‏گردد و شايسته است طى يک برنامه‏ريزى، اهداف کوتاه‏مدت، ميان مدت و بلند مدت را تدوين کند و استراتژى مناسب براى رسيدن به آن غايات را تعريف نمايد، سياست‏هاى مناسب را پيش‏بينى کند و براى تحقق آن سياست‏ها نيز راه‏کارهاى جزئى پيش‏بينى نمايد. چنين کار دقيقى بدون پشتوانه نظرى لازم و تحصيلات آکادميک امکان‏پذير نيست و از اينجاست که زن تحصيل کرده به عنوان يکى از ارکان خانواده، مى‏تواند در پيشنهاد و تدوين برنامه زندگى نقش کليدى و اساسى داشته باشد.

ب) شيوه مواجهه با مسائل جديد:
خانواده يا با يک برنامه زندگى آغاز مى‏شود و يا بدون برنامه‏ريزى جدى شکل مى‏گيرد و در هر دو شکل، قطعاً در ادامه، با مسائلى مواجه مى‏شود که از سابق آنها را پيش‏بينى نمى‏کرد؛ مشکلاتى سربرمى‏آورند که ارکان خانواده را در مقابل هم قرار مى‏دهند؛ براى مثال، پس از تشکيل خانواده‏اى، زن يا مرد متوجه مى‏شوند که در بچه‏دار شدن مشکل دارند، يا در ادامه، زندگى، اعتماد لازم بين زن و مرد شکل نمى‏گيرد و آنها يکديگر را زير ذره‏بين مى‏برند، يا مداخلات جدى پدر و مادر دختر و يا پسر مسئله‏ساز مى‏شود، دختر يا پسر پس از مدتى برخى ابعاد پنهان طرف مقابل را کشف مى‏کند و ... . در اين موارد، تدبير يک خانواده اصلاً کار آسانى نيست. گرچه حتى اگر خانواده‏اى هيچ مشکل جديدى هم نداشته باشد، به دليل تکرارى شدن فضا و برخوردها، نياز به پويايى، خلاقيت و نوآورى وجود دارد و براى پيش رفتن، به طرح و برنامه جديد و تکان‏هاى تازه نياز است. اما در همه اين موارد، فرد تحصيل کرده و زن متکى به دانش، دستان پُرتر نسبت به بى‏سواد و يا کم سواد دارد و البته هر قدر کم و کيف تحصيل بالاتر باشد، در تدبير مشکلات توفيق بالاترى خواهد داشت و چون خود به راه‏کارها و مجارى هدايتى و مشاوره‏اى در اين زمينه آشناست، از آنها بهره لازم را مى‏گيرد.

2. براى ديگران‏ در اين ميدان نيز همانند قسمت پيش، همه مباحث و مسائل و اقدامات را در سه دسته پژوهشى، آموزشى و مديريتى مى‏توان خلاصه نمود و تنها در ارائه راه‏کارهاست که بايد به نکات بديع‏ترى انديشيد. جمع‏بندى و نتيجه‏گيرى‏ در اين نوشتار، نقش تحصيلات زنان در دو سطح «براى فرد» و «براى ديگران» و در دو مقطع «قبل تا حين تأسيس نظام خانواده» و «پس از تأسيس آن» مورد بررسى قرار گرفت. مدعاى اصلى اين بود که نقش تحصيلات زنان بر نظام خانواده، قبل و بعد از تأسيس آن مى‏تواند تأثيرات مثبت داشته باشد. بر اين مدعا، مى‏توان دليل عقلى اقامه نمود. اما اگر درصدد آن باشيم که داده‏هاى جزئى‏ترى داشته باشيم و حد و دامنه و نوع نقش تحصيلات را دريابيم، بايد يک کار ميدانى جدى صورت گيرد. محدوده تأمل حاضر عبارت است از:
1. توجه و تأکيد بر نقش مثبت زنان تحصيل کرده بر نظام خانواده. در اين ميدان به نقش منفى پرداخته نشده است.
2. با فرض واجد تحصيلات بودن، نقش زنان در نظام خانواده به صورت فردى مورد تأمّل قرار گرفته است. حال آنکه مى‏توان اين فرضيه را در فضايى ديگر بررسى نمود که اگر زنى بدون تحصيلات وارد نظام خانواده شود و سپس تحصيلات متوسطه يا عالى (دانشگاه يا حوزوى) کسب کند، خانواده چه تحولاتى را تجربه خواهد کرد.
3. ميزان تأثيرگذارى زنان تحصيل کرده فقط در سطح خانواده مورد توجه قرار گرفت. حال آنکه در پژوهش ديگرى مى‏توان به خدمات زنان تحصيل کرده به فراتر از خانواده نيز پرداخت. به عبارت ديگر، پرداختن به همه ابعاد موضوع، نوشتارى حجيم مى‏طلبد. زنان تحصيل کرده اگر از ايثارگران باشند، على‏القاعده بايد در کنار تخصص و تبعات يادشده آن، از ساير زنان تحصيل کرده در سطح خانواده و غيرخانواده موفق‏تر عمل کنند؛ زيرا در کنار کارآمدى و توان علمى، متکى به ارزش‏هاى دينى و انقلابى و متأثر از فضاى حماسه و ايثار و شهادت‏اند که دست‏کم روح اين گفتمان، توليد و تقويت و گسترش تعهد و مسئوليت‏پذيرى فردى، جمعى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و حقوقى است. چنين زنانى هم در مقابل مشکلات پايدارترند، چون روحى قوى دارند و هم در خدمت به ديگران کوشاترند، زيرا افعال خود را با معنويت ارزيابى مى‏کنند. آنان در تدريس و تحقيق و مديريت نيز با انگيزه‏ترند؛ چون به نظام سياسى موجود و به تلاش‏هايشان ايمان دارند و افعالشان را در جهت تحقق آمال شهيدان و جانبازان و آزادگان مى‏بينند. نظام خانواده و نقش زنان تحصيل کرده در آن را در قالب الگو و «تئورى سيستمى» نيز مى‏توان ديد که ورودى‏هاى اين نظام به صورت مستقيم به زن و مرد، و غيرمستقيم به نزديکان سببى و نسبى آنها باز مى‏گردد:
1. ازآن‏رو که هر نظامى افراد خاص خود را دربرمى‏گيرد. در رابطه با خانواده با نظامى واحد مواجه نيستيم و با وجود اشتراکات کلى، هر نظام خانوادگى منحصر به فرد مى‏باشد.
2. ازآن‏رو که کنش‏هاى ورودى‏ها نيز تغيير و تحول‏پذيرند، نظام يک خانواده نيز ثابت نبوده و بلکه پوياست.
3. ازآن جهت که مى‏توان بر اساس خروجى‏هاى آن، بازخوردها را مورد توجه دقيق قرار داد و نواقص آن را در ورودى‏هاى بعدى رفع نمود. اگر اين نظام با بحران نيز مواجه گردد، اين بحران زدودنى است، مگر آنکه مديريت مناسبى بر ورودى‏ها و خروجى‏ها صورت نگيرد، که در آن صورت، حتى اين نظام مى‏تواند در معرض نابودى قرار گيرد.
اشاره‏
1. همان گونه که نويسنده نيز در مقدمه نوشتار متذکر شده است، صرفِ تحصيلات، منشأ آثار مثبت براى زنان نيست؛ بلکه چنانچه تحصيلات، با عقل و تدبير و ايمان و تهذيب نفس همراه باشد مى‏تواند منشأ آثار مثبت باشد. بنابراين، پيش از آنکه بخواهيم با توصيه به گسترش تحصيلات زنان در پى حل مشکلات خانواده باشيم، مى‏بايست ابتدا در جهت تربيت اخلاقى و پرورش روحى و معنوى آنان بکوشيم.
2. بسيارى از دانش‏هايى که تحصيل کردگان جامعه امروز در کشور ما مى‏آموزند صرفاً علومى است که به توصيف موجودات پيرامونى ما و روابط آنها مى‏پردازد و از همين روى نقش چندانى در بهبود مسائل خانواده ندارد. فيزيک، شيمى، رياضيات، زيست‏شناسى، جغرافيا و مانند آنها علومى نيستند که توانايى زنان را در اداره خانواده و تحکيم روابط خانوادگى افزايش دهند. ازاين‏رو، دانش‏هايى که مستقيماً اطلاعات زنان و مردان تحصيل کرده را در زمينه خانواده و مسائل آن افزايش مى‏دهند مى‏توانند آثار مطلوبى در حل مشکلات خانواده داشته باشند. بنابراين، آنچه بايد در اين راستا مورد توجه قرار گيرد، دانش‏افزايى زنان در عرصه روابط خانواده و علوم مرتبط با آن است.
3. آمار گسترده اختلافات خانوادگى و طلاق در اقشار تحصيل کرده کشور که بسيار بيشتر از ديگر اقشار است نشان مى‏دهد که افزايش اطلاعات و دانش‏هاى رايج که ارتباطى با تربيت و آماده‏سازى انسان براى زندگى در خانواده و اجتماع ندارد، به خودى خود تأثير چندانى در بهبود روابط خانواده ندارد؛ بلکه افزايش تحصيلات رايج، گاه ممکن است سبب افزايش توقعات فرد از ديگران و انتقادناپذيرى فرد گردد. بنابراين، جامعه امروز به شدت نيازمند افزايش عقل و تهذيب و رشد معنوى، کسب دانش‏ها و مهارت‏هاى رفتارى در خانواده و اجتماع و ديگر اطلاعات و دانش‏هايى است که شخصيت و منش فرد را تحت تأثير قرار مى‏دهد. و موجب رشد جنبه‏هاى انسانى او مى‏شود.
---------------------
[1]. بقره، 2: 282.
[2]. شهيد ثانى، منية المريد، ص 165.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان