بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,374

زن و جهاني شدن-قسمت چهارم

  1390/7/24
خلاصه: زن و جهاني شدن-قسمت چهارم
اگر هويت فردي را به درستي و به عنوان يک انسان به زن بشناسانيم؛ يعني اجتماع، کتاب‌هايي که درباره‌اش نوشته شده، دين و همه آن چيزي که هويت را براي فرد تعريف مي‌کند، به درستي به فرد شناسانده شود، همان تعاريف هويت فردي خواهد شد.
زن در هويت فردي، در ديدگاه اسلامي، در ديدگاه جوامع و در ديدگاه فردي ممکن است به صورت ابزاري نگاه شود و بار نگاه جنسي در او بيشتر باشد، اما نه هميشه و همه جا؛ بلکه ممکن است در برخي مواقع خصايص زنانگي‌اش نسبت به ساير ويژگي‌هايش برتري داشته باشد. اما اين هويت فردي وقتي وارد مقوله‌اي به نام خانواده مي‌شود، تبديل به هويت خانوادگي مي‌گردد. در اينجاست که بار جنسي به تناسب کم شده و بار جنسيتي زياد مي‌شود. يعني عاطفه، احساس، نوع‌دوستي و تمام مقولاتي که در يک جامعه، همچون جامعه ما مطرح است، تحت عنوان هويت خانوادگي بر اين زن استوار خواهد شد. اين مقولات بر زن تحميل شده و بر او شکل مي‌گيرد و البته اين تحميل، تحميلي منطقي است.
بلافاصله پس از آن‌که زن پايش را از نهاد خانواده فراتر مي‌گذارد و وارد اجتماع مي‌شود، هويت‌هاي ديگري به دست مي‌آورد که در همين جا مقوله جهاني شدن مطرح مي‌گردد. در جهاني شدن زن وارد فضاي بسيار گسترده‌اي مي‌شود. در اين فضا در نگاه ايراني- اسلامي بار جنسي او کم مي‌شود و به بار جنسيتي او افزوده مي‌شود. اما هويت جهاني تعريف شده براي زن متفاوت از اين نگاه است. در آن‌جا از هويت فردي زن تا هويت اجتماعي او فقط يک خصيصه مد نظر است و آن نگاه جنسي به اوست. عليرغم آن‌که زن از هويت فردي وارد هويت خانوادگي مي‌شود، باز خانواده مغفول و او يک زن با اندام، آرايش و حضور مناسب است. در حقيقت باز نگاه به زن يک نگاه ابزاري است. يعني هر چه زن از هويت فردي خود به هويت اجتماعي‌اش نزديک‌تر مي‌شود، ابزارتر و برده‌تر ديده مي‌شود.
اگر زن از هويت فردي تا هويت اجتماعي‌اش آزادتر مي‌شد، مي‌توان از پروسه جهاني شدن تمجيد و آن را تبليغ کرد، اما حقيقت اين است که در پروسه جهاني شدن، وقتي زن از هويت فردي به هويت اجتماعي مي‌رسد تنها جنس او محور است.
آيا کرامت انساني يک زن، حاصل جهاني شدن است؟ آيا شاخصة جهاني شدن چنين فاکتوري را براي زنان در پي دارد؟ آيا در جهاني شدن به زنان، زماني که پا به جامعه جهاني مي‌گذارند، به عنوان يک انسان نگاه مي‌شود و نه به عنوان يک جنس؟ آيا ما واقعاً چنين برخوردي را در جامعه جهاني شده مي‌بينيم؟
به دليل نگاه جنسي به زن در کل جريان هويت، از هويت فردي تا هويت اجتماعي و افزايش روزافزون اين نگاه، زن در پروسه جهاني شدن از بين رفته است. در حال حاضر در پروسه جهاني شدن و مدرنيسم، زنِ سال انتخاب مي‌شود. اين زن چطور انتخاب مي‌شود؟ چه شاخص‌هايي براي انتخاب زن نمونة سال در پروسه بين المللي جهاني شدن مطرح است؟ خانواده؟ اصالت؟ هويت؟ تاريخ؟


در انتخاب زن سال تمام پارامترها غير از هويت، اصالت، انسانيت و نگاه انساني به زن وجود دارد. در اين پروسه بيش از آن‌چه که به شخص زن فکر شود، به او نگاه ابزاري مي‌شود. آن هويت سيال در همين مقطع به او تزريق و اين نوع هويت، در همين جا به او تلقين مي‌شود.
در سقوط و ظهور تمدن‌ها، 3 فاکتور نقش اساسي دارد. فاکتور اصلي و مهم‌تر از همه فراموشي هويت است. سقوط تمدن‌ها از جايي شروع مي‌شود که هويت خويش را به دست فراموشي بسپارند. پس از فراموشي با هويت خود بيگانه مي‌شوند، چراکه وقتي هويت‌شان را بازگو نکنند، به ياد هم نمي‌آورد. نسل جديدي که امروزه پروسه جهاني شدن در دنيا ساخته است، نسلي است که هويت‌ها و تاريخ خود را فراموش کرده‌اند، بنابراين اگر هم به آن‌ها يادآوري شود، هويت و تاريخ خود را نمي‌شناسند.
پروسة جهاني شدن ابتدا هويت زن را به فراموشي مي‌برد، سپس هويت و رسالت اصلي او را با خودش بيگانه مي‌کند و او را به ستيز وا مي‌دارد؛ يعني زن با زينت خويش مي‌جنگد. در نتيجه مراحل سقوط و ظهور تمدن‌ها 3 فاکتوري است که در زير آمده:
1- فراموشي هويت 2- بيگانگي با هويت 3- ستيز با هويت
زن تمام تلاشش اين است که يک پا مرد باشد و مثل او کارهاي مردانه انجام دهد و حرف‌هاي مردانه بزند اکنون در جامعه سؤالاتي از قبيل اين‌که هويت سيال براي مرد و زن يعني چه؟ اصلاً مرد و زن چيست؟ اين مفاهيم به معني است؟ و... مطرح مي‌شود.
اين همان هويت سيال است، يعني هر آن‌چه که از دنياي بيرون به زن گفته شود همان هويت اوست. هويت سيال مي‌گويد: هر آن‌چه امروز به عنوان هويت به زن داديم، بايد بپذيرد و فردا ممکن است، هويت ديگري به او بدهيم.
اگر ما به تعاريف اصلي خودمان از خود برگرديم؛ آن منِ اصلي خود را بيابيم و مني که امروز مي‌خواهيم تعريف کنيم، به دست آن منِ اصلي بدهيم و از آن بخواهيم که براي ما تعريف کند، موفق خواهيم بود. ما بايد به دين، آيين، فرهنگ و اصالت‌مان بازگرديم و از آن اصالت، تاريخ و فرهنگ خويش بخواهيم که کيستيِ ما را تشريح کند؟
بهترين تعريفي که در فرديت مي‌توان ارائه داد. اين است که نمي‌توان صرفاً از ديدگاه جنسي به زن نگاه کرد. او يک زن است، اندام زنانه دارد، متناسب با اندام زنانه‌اش ممکن است، نگاه ويژه‌اي به او شود؛ اما اين نگاه صحيح نيست. بلکه در نگاه فردي، همان گونه که در اسلام و در نگاه قرآني، هويتي، تاريخي و مليتي ما آمده، او يک انسان است. يعني از هنگام تولد، تفاوتي ميان زن و مرد وجود ندارد، بلکه مهم انسان بودن اوست. او يک انسان، مخلوق خداوند و مورد عنايت اوست. هدايت تکويني و تشريعي شامل حال او خواهد شد و حقوق خاص زنانه خود را نيز دارد.




نويسنده:دکتر مهدي گلجان-عضو هيئت علمي دانشگاه





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان