بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,314

زن و جهاني شدن-قسمت سوم

  1390/7/17
خلاصه: زن و جهاني شدن-قسمت سوم
امروزه چالش انسان ميان سنت و مدرنيته را به عالم برزخ تعبير مي‌کنند. انساني که با هجمه سنگيني به نام جهاني شدن که ما از آن تحت عنوان مدرنيسم ياد مي‌کنيم، مواجه شده است، هويت، شخصيت، علايق، تاريخ، فرهنگ، زبان و تمايزهاي اصلي قومي و سليقه‌اي خود را دچار خطر جدي مي‌بيند.
چالش سنت و مدرنيته در کشور ما نيز به وقوع پيوست و بحران هويت را به وجود آورد. معمولاً زماني که بحران هويت در جوامع رخ مي‌دهد، اولين لطمه به شاخصة اصلي يک جامعه وارد مي‌شود.
در جنگ ايران و روس در دورة قاجار، براي اولين بار با بشر جديدي مواجه شديم. در واقع بر اساس آن 3 تعريفي که بشر مغرب زمين، از خدا، انسان و طبيعت پيدا کرده بود، انسان جديدي پا به دنياي ما گذاشته بود. مي‌توان گفت مدرنيته در جنگ ايران و روس وارد جامعه ما شد.
اولين مواجهه جامعه سنتي با مدرنيته در مقوله بحران هويت رخ داد. بعد از جنگ‌هاي ايران و روس در جامعه مذهبي فرقه بابيه به وجود آمد، فرقه‌اي که تعاليم جديدي در اسلام مطرح کرد که با همة هويت تاريخي، ملي و عقيدتي ما در تضاد بود.
بحران هويت زماني پيش مي‌آيد که در شاخصه‌هاي يک ملت تغيير ايجاد شود. در ايران، در زمان بابيه اين شاخصه‌ها را دگرگون کردند. به عنوان مثال در جامعه شيعي 12 امامي ايران، حمام‌هاي مشترک زنانه و مردانه به وجود آوردند!
چالش بين سنت و مدرنيته و به تعبييري ديگر جهاني شدن، بحران هويت را پيش آورد، چراکه جامعه سنتي بر سر داشته‌هاي خويش مقاومت کرد و خواهان حفظ آن بود. اما آيا مدرنيته براي ماهيت و هويت جايي باقي مي‌گذارد؟ امروزه در محافل مختلف جامعه‌شناسي و روان‌شناسي چنين سؤالاتي بسيار مطرح مي‌شود که دامنة آن‌ها از همان هويتي که فرويد در جستجويش بود، شروع مي‌شود و تا هويتي که جامعه‌شناسي مدرن به دنبال آن است، ادامه مي‌يابد و آن چيزي نيست جز آگاهي که تبديل به کنش رفتاري مي‌شود.
پس آيا مدرنيته جايي براي ديد مثبت گذاشته است؟ آيا مي‌گذارد به آن به چشم يک فرصت و نه تهديد نگاه شود؟ دنياي مدرن براي آن‌که جامعه سنتي را طرد نمايد، هويت جديد به آن بدهد و به عبارتي هويت‌سازي کند، در پي مطرح کردن هويت سيال و متکثر برآمد. يعني اساساً مدرنيته و جهاني شدن به عدم ثبات در عقيده و هويت پافشاري مي‌کند و به دنبال تزريق هويت متغير، سيال و متکثر است.
اما سوالي که اين‌جا مطرح مي‌شود اين است که اين هويت سيال و متکثر را من از خودم بازسازي مي‌کنم يا جهان پيرامون به من مي‌دهد؟ در جامعه سنتي تعريف هويت به اين گونه است که يک من، منِ خودش را توضيح مي‌دهد. يعني يک من، شاخص و منشأ اصلي اين من است که خود اين من، من را توضيح مي‌دهد. البته اين منيت نمي‌شود، چراکه با آن متفاوت است. اين من به دليل آن‌که خودش را بهتر از هر کس مي‌شناسد و بر ويژگي‌ها و تمايزات خودش واقف و در تعريف من دقيق‌تر است، به توضيح و تفسير خويش مي‌پردازد.


اما در مقابل وقتي شما هويت را از ديدگاه مدرنيته تعريف کنيد خواهيد ديد که اين من را، من تعريف نمي‌کند، بلکه رسانه‌ها تعريف مي‌کنند. يعني هويت در مدرنيته بازتاب شما از جهان بيرون است، در حالي‌که هويت در سنت، بازتاب شما از خودتان است. در سنت اين‌گونه بيان مي‌شود که هر شخص خود را چگونه مي‌بيند، چه تعريفي از خود دارد و چه ويژگي‌هايي براي خود قائل است؛ اما در مدرنيته تعريفي که ديگري از شما به شما مي‌دهد، ارائه مي‌شود. در مدرنيته هويت، منِ شماست که توسط دنياي پيرامون‌تان تعريف مي‌شود.
مقوله زن مي‌تواند به عنوان يکي از ابعاد همين موضوع مطرح شود. آيا زن جامعه مسلمان ايراني، خود بايد تعريفي از خودش ارائه دهد يا رسانه‌هاي بيگانه بايد زن مسلمان جامعه ايراني را تعريف کنند؟ يعني منِ زن، با تمام شخصيتي که دارم بايد از داشته‌هاي خود تعريفي ارائه دهم يا من را يک رسانه، يک جريان و يک بازتاب از دنياي بيروني تعريف کند؟ آيا آن بازتاب بايد من را يک هويت متکثر و سيال تعريف کند که در اختيار دنياي بيرون است؟
در اين صورت اگر تعريف دنياي بيرون از زن عوض شود، او نيز بايد عوض شود و اگر تعريف ثابت بماند او نيز نبايد تغيير کند. يعني اين خودِ دنياي بيرون به تو مي‌گويد چگونه باش و تو هم چون سيال و متکثر هستي، گوش به فرمان آن مي‌دهي. اگر گفته شد اين لباس، اين نوع آرايش، اين نوع رفتار خوب است، هويت تو همان لباس با همان آرايش و همان رفتار مي‌شود.
آيا اگر رسانه‌ها و دنياي بيرون هويت زن را به يک پا مرد بودن تعريف کند، اين تعريف خودِ زن از خودش است؟ يعني خود زن در يک جامعه به اين تعريف از خود رسيده است که همه هويت و شخصيتش در يک پا مرد بودن است؟
اين هويت در جامعه ما وجود ندارد؛ اين هويت مدرن است که همه هستي و شخصيت زن در دنياي جديد را اين‌گونه تعريف مي‌کند و ممکن است فردا تعريف جديد ديگري ارائه دهد و در پي آن مي‌خواهد هويت بر اساس تعريف جديد شکل گيرد. برزخ بين سنت و مدرنيته غير از اين نيست.
ما آدم‌هاي امروزي در پس يک سري تعاريف علمي و ساده خود را پنهان کرده‌ايم، اما واقعاً نمي‌دانيم چه کسي هستيم؟ چه کاري مي‌خواهيم انجام دهيم و به کجا مي‌خواهيم برويم؟ اين فشار و هجمه تعاريفي است که دنياي بيرون بر سر ما فرو مي‌ريزد. اين همان هويت سيال و متکثر است.
تعريفي که هويت من از خودم و از منشاء خود دارد، با تعريفي که رسانه‌ها از هويت من ارائه مي‌کنند، متفاوت است. اگر هويت به 3 بخش فردي، خانوادگي و اجتماعي تقسيم شود و زن از اين سه مقوله گذر کند، بايد گفته شود که زن قبل از آن‌که مادر، خواهر يا همسر باشد، يک زن است. يعني في نفسه بايد به عنوان يک فرد، يک زن و يک انسان به او نگاه شود. اين هويت فردي است؛ انساني که اين‌گونه به او نگاه مي‌شود، داراي هويت فردي است.
در واقع نمي‌توان گفت فرد قبل از آن‌که به عنوان يک همسر، مادر، خواهر و... شناخته شود يا قبل از آن‌که وارد اجتماع شود، هويت فردي ندارد؛ بلکه هويت فردي اوست که وي را به هويت خانوادگي و اجتماعي پيوند مي‌دهد.





نويسنده:دکتر مهدي گلجان-عضو هيئت علمي دانشگاه





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان