بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,475

درآمدي بر خشونت عليه زنان در خانواده

  1390/7/14
خلاصه: درآمدي بر خشونت عليه زنان در خانواده علل مؤثر بروز رفتارهاي خشونت‌آميز در مردان
مطالعات نشان ميدهد که پرخاشگري و خشونت، زماني بروز ميکند که عوامل کنترل کننده خشم در انسان ضعيف باشند يا به واقع وجود نداشته باشند. يکي از عوامل مهم بروز خشونت در افراد، عدم تعهد و پايبندي به تعهدات اخلاقي و مذهبي است. ايمان به خدا و مذهب ميتواند عامل مهار کننده خوبي براي رفتارهاي خشن باشد.
سکون و آرامش همسران در کنار يکديگر، يکي از اهداف اصلي تشکيل خانواده است؛ چنانکه قرآن کريم نيز مي‌فرمايد: (وَ مِنْ آياتِهِ أنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أنْفُسِکُمْ أزْواجًا لِتَسْکُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَکُمْ مَوَدّةً وَ رَحْمَة) (1) ؛ «و يکي از آيات [لطف] الهي آن است که براي شما از [جنس] خودتان جفتي بيافريد که در برابر او آرامش يافته و با هم انس گيريد و ميان شما رأفت و مهرباني برقرار فرمود».
يکي از موانع رسيدن به اين هدف، خشونت عليه زنان در خانواده و از بين رفتن آرامش خانواده است. به راستي چرا همسراني که با عشق ازدواج کرده‌اند و اينک بايد آرام‌بخش و آرامش آفرين يکديگر باشند، به دشمني با هم بر مي‌خيزند؟ چه پيش مي‌آيد که محيط خانه که بايد امن‌ترين و آرام‌ترين مکان باشد، صحنه بروز رفتارهاي خشونت‌آميز مي‌شود؟ چه بايد کرد؟
خشونت چيست؟
واژه خشونت در منابع لغوي فارسي، مترادف با کلماتي چون درشتي، زبري و در مقابل لينت و نرمي آمده و از مصاديق آن تندخويي، خشم و غضب، درشتي کردن و ... نام برده شده است.(2)
واژه خشونت در اصطلاح مفهومي گسترده دارد و به همين دليل نيز تعاريف مختلف و متعددي از آن ارائه شده است. در مورد چيستي آن تعريف دقيق و مورد وفاقي وجود ندارد؛ زيرا هر کس از پايگاه فکري، فرهنگي و اجتماعي خود به خشونت نگريسته و يا گونه و عرصه خاصي از خشونت را مد نظر داشته است؛ به عنوان مثال برخي خشونت يا پرخاشگري را حمله يک فرد به فردي ديگر يا يک شيء يا به خود معنا مي‌کنند.(3)
در تعريف ديگري آمده است: «خشونت يا پرخاشگري، تلاش براي آسيب رساندن عمدي به ديگري ا‌ست که روش‌هاي گوناگوني دارد».(4) برخي نيز با جداسازي جنبه‌هاي مختلف گفته‌اند: «خشونت از نظر شخصي و رواني، تندخويي و منش سخت‌گيرانه يا بروز ناگهاني و انفجارگونه نيرويي ا‌ست که صورت تهديدکننده، مخرب و گاه قتال به خود مي‌گيرد».(5) برخي هم خشونت را اقدام عليه جسم، جان، شرف، مال، حقوق طبيعي و فطري افراد، هويت‌ها و ... دانسته‌اند.(6)
به عبارتي هر رفتاري که با هدف آسيب‌ رساندن جسمي يا روحي به ديگري و با اراده و قصد قبلي بروز کند، خشونت ناميده مي‌شود. در واقع خشونت، بد رفتاري عمدي را در بر مي‌گيرد که خفيف‌ترين آن ممکن است نگاه تند يا کلامي طعنه‌آميز باشد تا شديدترين شکل آن که آثار فيزيکي يا رواني سوء بر افراد باقي مي‌گذارد.
واژه «خشن» در متون ديني به معناي قاطعيت، جديت و دقت استعمال شده است که معناي مقابل آن، مداهنه و به معناي سازش‌کاري و مماشات کردن است؛ به عنوان مثال هنگامي که عده‌اي نزد پيامبر اعظم(ص) از سخت‌گيري علي(ع) نسبت به بيت‌المال شکايت کردند، حضرت فرمود: «فإنّه خَشِن فِي ذاتِ الله عزّوجل غيرُ مداهِنٍ في دينه؛(7) علي در اجراي حکم خداوند عزوجل قاطع است و در دين خود اهل تساهل نيست».
آنچه در متون ديني مفهوم خشونت را در معناي امروزي آن افاده مي‌کند، واژه «شدت» و «غلظت» است. شاهد بر اين مدعا آيه شريفه 29 سوره فتح و آيه 159 سوره آل‌عمران است که واژه «اشدّاء» در برابر «رُحَماء» و نيز واژه «غليظ القلب» به معناي بداخلاقي و تندخويي در مقابل لينت و نرمي استعمال شده است.
در آيات 15، 73 و 123 سوره توبه نيز واژه غليظ و مشتقات آن، در معناي سخت‌گيري، شدت و خشونت استعمال شده است.
پيشينه خشونت عليه زنان
زنان در طول تاريخ و در بسياري از نقاط جهان به دليل درک نادرست از حقوق انساني، موجودي پست تلقي شده‌اند. تاريخ به روشني از به استضعاف کشيده شدن همه جانبه زن، حکايت‌هاي زيادي ‌دارد؛ به عنوان مثال از جمله سنت‌هاي هولناک و وحشيانه گروهي از عرب جاهلي، کشتن يا زنده به گور کردن دختران بود. اين سنت وحشيانه از سنت‌هاي اختصاصي عرب نبود؛ بلکه بيشتر اقوام ابتدايي و قرون وسطايي به خاطر مسائل مختلفي همچون اقتصادي، اعتقادي و نظامي دست به اين عمل وحشيانه مي‌زدند؛(8)
براي مثال آفريقايي‌ها با زنان مانند حيوانات رفتار مي‌کردند. اگر زني مريض مي‌شد، کوشش چنداني براي مداواي او انجام نمي‌دادند و در زمان جشن و مهماني يا قحطي، از گوشت زنان استفاده مي‌کردند.(9)
در قبايل وحشي، شوهر وليّ مطلق زن بود. او مي‌توانست زنش را به هر کس بخواهد بفروشد، ببخشد يا قرض دهد يا به هر نحو که بخواهد، مجازات کند و بکشد. سخت‌ترين کارها با زنان بود. آنان بايد پس از وضع حمل، بلافاصله به دنبال خدمتکاري مي‌رفتند و مرد چند روز به جاي او در بستر بيماري مي‌خوابيد.(10)
در چين، پدر مي‌توانست همسر و کودکان خود را به غلامي و کنيزي بفروشد.(11) عقيده آنان بر اين بود که دختران همچون بار بر دوش خانواده سنگيني مي‌کنند؛ در نتيجه مي‌بايست آن‌ها را به عرصه رشد رساند تا خانواده را ترک گويند، به خانه شوهر بروند و کار کنند. اگر در مواقع سختي دختري بر دختران متعدد خانواده افزوده مي‌شد، امکان داشت که نوزاد بي‌گناه را رها کنند تا در سرماي شب بميرد يا خوراک گرازان طعمه‌طلب شود.(12)
وضعيت زنان در جهان امروزي
امروزه با وجود پيشرفت‌هاي صنعتي جوامع، رشد تمدن و فرهنگ آن‌ها و توسعه علم و تکنولوژي، هنوز پديده خشونت خانوادگي يک معضل جهاني به شمار مي‌آيد. در عصر کنوني که جهان وارد هزاره جديد ميلادي شده است، نه تنها خشونت از زندگي زنان رخت بر نبسته است؛ بلکه گزارش‌هاي تکان دهنده از حوادث، آمار، اطلاعات و اخبار از گوشه و کنار جهان ارائه مي‌شود که نشان از نقض حقوق بشر در مورد زنان دارند و آدمي را به اين حقيقت تلخ رهنمون مي‌کنند که فقط اَشکال و صور خشونت عليه زنان تغيير کرده است. گزارش‌هاي زير حکايت از اين موضوع دارد:
«بنابر آمار رسمي وزارت کشور روسيه، در نيمه نخست سال 1997، قريب به 18000 زن مضروب و در بخش فوريت‌هاي پزشکي بيمارستان بستري شدند. در سال 1993 در کانادا طي آمارگيري از 12300 زن متأهل از سن 18 به بالا، 29 درصد از اين زنان ابراز کردند که از سن 16 سالگي توسط شوهر خود مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در سال 1995 و در نمونه‌برداري تصادفي از زنان لندن، 25 درصد آنان در دوران زندگي خود از شوهرشان کتک خورده‌اند. در سال 1995، در يک آمارگيري از زنان متأهل سنين 15 تا 49 سالة مصري، 35 درصد گفتند که از سوي شوهرانشان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. بر طبق آمارهاي سال 1992، 25 درصد از زنان آمريکايي ماهانه از شوهرانشان کتک مي‌خورند ...».(13)
علل مؤثر بروز رفتارهاي خشونت‌آميز در مردان
عوامل متعددي در ايجاد يا زمينه‌سازي براي رفتارهاي خشن نقش دارند که آن‌ها را مي‌توان به عوامل فردي و اجتماعي تقسيم کرد:
الف) عوامل فردي
به طور کلي عوامل رواني، مهم‌ترين عامل فردي در بروز رفتارهاي خشن، به حساب مي‌آيند. عوامل رواني، به صورت مستقيم يا غير مستقيم در ايجاد رفتارهاي پرخاشگرانه دخالت دارند. گاهي علت خشونت، به بيماري‌هاي عصبي ا‌ست. اغلب بيماري‌هاي متابوليک و سندروم از دست دادن کنترل، از عوامل مهم ضرب و شتم افراد خانواده و گاه قتل‌هاي بدون انگيزه قبلي‌ است.(14) ناکامي، عامل ديگر ايجاد تمايلات پرخاشگرانه مي‌باشد.(15) عقده حقارت و خود کم‌بيني در افراد نيز در ايجاد رفتارهاي خشن مؤثر است.
ب? عوامل اجتماعي
فقر، بيکاري، اعتياد
فقر، بيکاري و اعتياد، از جمله عوامل مهم بسياري از جرائم و آسيب‌هاي اجتماعي و به ويژه خشونت است.(16) درآمد مالي و رضايت شوهر از موقعيت شغلي خود، تأثير مهمي در روابط خانوادگي با همسر و فرزندانش خواهد داشت. زماني که سطح درآمد مرد با انتظارات و توقعات اعضاي خانواده همخواني نداشته باشد، خود به خود منازعات و مشاجرات خانگي به وجود خواهد آمد. مردان بيکار يا مرداني که وضعيت مالي نامناسب دارند، گرايش بيشتري به اعتياد و خشونت عليه اعضاي خانواده دارند.
الگوهاي فرهنگي ناشي از سنت‌هاي غلط و عقايد متعصبانه
ارزش‌هاي فرهنگي و اجتماعي هر جامعه، پيش‌داوري‌ها و عقايد غلط و الگوهاي فرهنگي خاص حاکم بر جوامع، اعمال خشونت عليه زنان را به عنوان يک هنجار پذيرشته شده و امري مقبول معرفي مي‌کند. مبناي اين فرهنگ و الگو، ناشي از ساختار جنسيت مرد و زن مي‌باشد که اقتضاي جنسيت مرد اعمال زور و قدرت و اقتضاي ساختار جنسيت زن منفعل و متعهد بودن است.
نارسايي حقوقي
نارسايي حقوقي در پي‌گيري قانوني خشونت عليه زن در پرداخت‌هاي جبراني مثل ديه و ...، از عوامل ديگرِ اِعمال خشونت عليه زنان است. به گفته معاون دفتر امور زنان قوه قضائيه، از آنجا که همه اتفاقات زندگي زناشويي داخل خانه اتفاق مي‌افتد و به طور عمده زنان قادر به اثبات موارد عسر و حرج به دليل فقدان شاهد نيستند؛ مشکلات زنان همچنان ادامه خواهد داشت. همچنين حجب و حيا و حساسيت زنان در حفظ آبروي خانوادگي، آنان را از مراجعه به دادگاه باز مي‌دارد.(17)
يکي از حقوقدانان در اين‌باره مي‌گويد:
«برخورد با خشونت عليه زنان، به علت حرمت خانواده و عدم امکان اطلاع و حضور مستمر شخص ثالث در زندگي مشترک زوجين دشوار است. تشخيص کمي و کيفي نوع اعمال خشونت آميز در خانواده و اثبات و احراز آن، به وجود آثار و علائم ناشي از خشونت نياز دارد؛ در صورتي که بسياري از خشونت‌هاي مردان نسبت به زنان ناپيدا و فاقد آثار جسماني‌ است و اثرات ناشي از آن در جسم و روان زنان در طول زندگي مشترک آشکار مي‌شود، ولي اثبات آن در کوتاه مدت غير ممکن است».(18)
عدم تعهد و پاي‌بندي به تعهدات اخلاقي و مذهبي
مطالعات نشان مي‌دهد که پرخاشگري و خشونت، زماني بروز مي‌کند که عوامل کنترل کننده خشم در انسان ضعيف باشند يا به واقع وجود نداشته باشند. يکي از عوامل مهم بروز خشونت در افراد، عدم تعهد و پاي‌بندي به تعهدات اخلاقي و مذهبي‌ است. ايمان به خدا و مذهب مي‌تواند عامل مهار کننده خوبي براي رفتارهاي خشن باشد.
يک کارشناس پزشکي قانوني مي‌گويد:
در خانواده‌هايي که به مسائل ديني اعتقاد و ايمان دارند، ضرب و جرح به طور چشم‌گيريي پايين است. اين امر نشان دهنده نقش مؤثر اعتقادات ديني و مذهبي در کاهش نزاع‌هاي خانوادگي و ضرب و جرح است.(19) کارشناس ديگري نيز با اشاره به تحقيقي که بر يکصد زن قرباني خشونت از سوي شوهرانشان انجام شده است، مي‌گويد: «اين تحقيق نشان مي‌دهد عامل بي‌قيدي به مذهب و اعتقادات ديني، عاملي قوي براي روي آوردن مردان به خشونت‌هاي مختلف عليه زنان است».(20)
عامل خانوادگي
روان‌شناسان نقش خانواده‌هاي خشن و پرخاشگر را در تأثير و افزايش آن در کودکان بسيار قطعي و اجتناب ناپذير مي‌دانند. نقش چنين خانواده‌هايي الگودهي و تقويت اين رفتارهاست. پدران و شوهران خشن امروز، کودکان والدين خشن ديروز هستند؛ زيرا اعمال خشونت، رفتاري اکتسابي ا‌ست و خانواده‌هاي خشن، بسيار سهل و آسان و از نزديک رفتارهاي خشن را در اختيار کودک قرار مي‌دهند. (21)
ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــــــــ
پي‌نوشت:
1. روم ?30? : 21.
2. لغتنامه دهخدا، ج 7، ص 18329 و فرهنگ معين، ج 1، ص 1425.
3. باقرپور، ايرج، روان درماني براي همه، ص 59 و60 .
4. رحمتي، محمدصادق، روان‌شناسي اجتماعي معاصر، ص 53 .
5. حنايي کاشاني، ‌محمد سعيد، پرسش از تکنولوژي و خشونت، ماهنامه کيان، ش 45، ص 123.
6. ميرخليلي، سيد محمود، خشونت و مجازات، کتاب نقد، ش 14 و 15، ص 127.
7. مفيد، الارشاد ج 1، ص 173.
8. نوري، يحيي، حقوق زن در اسلام و جهان، ص 20.
9. محقق، محمدباقر، حقوق مدني زوجين، ص 4.
10. مطهري، مرتضي، خدمات متقابل اسلام و ايران، ص 262.
11. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ترجمه احمد آرام و ديگران، ج 1، ص 857.
12. همان، ص 854.
13. خشونت عليه زنان در خانواده، مترجم: مينا اصلاني، مجله حقوق زنان، ش 19 و 20، ص 27 ـ 22.
14. ماريا روي، زنان کتک خورده، مترجم: مهدي چراغه داغي، ص 147 و 148.
15. رحمتي، محمدصادق، همان، ص 60 .
16. زنان کتک خورده، ص 155 و 156.
17. مجله پيام زن، سال نهم، ش 5 ، ص 57 .
18. نيم نگاهي به خشونت با زنان در خانواده، مجله حقوق زنان، ش 2، ص 28 ـ 24.
19. مجله حقوق زنان، ش 4، ص 70.
20. مجله پيام زن، ش 10، ص 21.
21. زنان کتک خورده، ص 56 و 57.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان