بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,611

مباني حقوق زنان در جهان و ايران-قسمت دوم

  1390/7/11
خلاصه: مباني حقوق زنان در جهان و ايران-قسمت دوم
ب. تساوي حقوق زن و مرد و نظر اسلام در اين رابطه
در قانون اساسي بسياري از کشورها از جمله ايران به تساوي حقوق زن و مرد تاکيد و تصريح شده، همچنين در اعلاميه ها و کنوانسيون هاي حقوقي بين المللي نيز مسئله تساوي حقوق زن و مرد مورد توجه بسيار قرار گرفته است.
به راستي که «تساوي حقوق زن و مرد» چه ترکيب مقدسي است!
برخي در جهان به دنبال اين هستند که نظريات خود را در باب «تشابه حقوق زن و مرد» به نام مقدس «تساوي حقوق» تحميل کنند.
اسلام اصل مساوات انسان ها را درباره زن و مرد رعايت کرده است، اسلام با تساوي حقوق مخالف نيست با تشابه حقوق آنها مخالف است.
از نظر اسلام مرد و زن هر دو انسانند و از حقوق انساني متساوي برخوردارند. يعني هر جا که مردي به لحاظ انسان بودن داراي حقوق مي شود زن نيز از همان حقوق بهره مند مي گردد. آنچه براي اسلام مطرح است آن است که خلقت و طبيعت آنها با يکديگر متفاوت است و همين ايجاب مي کند که از لحاظ بسياري از حقوق و تکاليف و مجازاتها وضع مشابهي نداشته باشند.
ج. اعلاميه ها و کنوانسيون هاي جهاني و حقوق زن
امروز اعلاميه جهاني حقوق بشر به عنوان مبنا و مرجع حقوق انسان ها و تساوي حقوق زن و مرد مورد توجه بسيار قرار گرفته است.
نکته جالب توجه در اين اعلاميه ماهيت وجودي آن است. مي گويند: متن اعلاميه حقوق بشر به تصويب مجلسين رسيده است. اعلاميه حقوق بشر حقوق ذاتي و غير قابل سلب و غير قابل اسقاط انسان ها را مورد بحث قرارداده است حقوقي را مطرح کرده است که به ادعاي اين اعلاميه لازم حيثيت انسان هاست. يعني انسان ها نه مي توانند محتويات اعلاميه حقوق بشر را براي خود وضع کنند و نه مي توانند از خود سلب و اسقاط نمايند.
اعلاميه حقوق بشر فلسفه است نه قانون بايد به تصديق فيلسوفان برسد نه نمايندگان، تساوي حقوق ميان زن و مرد قانون طبيعت است. قانون طبيعت را که نمي شود از طريق قوانين قراردادي تاييد و يا رد کرد.
در اروپاي قبل از قرن بيستم زن قانوناً و عملاً فاقد حقوق انساني بود نه حقوق مساوي با مرد داشت و نه مشابه او، در نهضت عجولانه‌اي که در کمتر از يک قرن اخير بنام زن و براي زن در اروپا صورت گرفت، زن کم و بيش حقوقي مشابه با مرد پيدا کرد. اما با توجه به وضع طبيعي و احتياجات جسمي و روحي زن، هرگز حقوق مساوي با مرد پيدا نکرد زيرا زن اگر بخواهد حقوق مساوي حقوق مرد و سعادتي مساوي مرد پيدا کند راه منحصرش اين است که مشابهت حقوقي را از ميان بردارد براي مرد حقوقي متناسب با مرد و براي خودش حقوق متناسب با خودش قائل شود تنها از اين راه است که وحدت و صميميت واقعي ميان مرد و زن برقرار ميشود و زن به سعادتي که مي خواهد مي رسد.
براي رسيدن به اين هدف ما بايد به دنبال اجراي اصل عدالت در قوانين خود و جهان باشيم، عدالت آن نيست که هر موجودي دقيقاً از همان حقوق برخوردار باشد که موجود ديگر برخوردار است. عدالت آن است که هر موجودي از حقوق و امتيازات طبيعي خود و مناسب با شأنيت و کرامت خود و فلسفه وجودي و خلقت خود بهره مند گردد.
در بخش بعد به بررسي حقوق زنان وخانواده از منظر قانون اساسي ايران و سپس قوانين و مقررات مصوب مجلس شوراي اسلامي و هيات دولت در جهت بهبود و ضعيت زنان در ايران پس از انقلاب اسلامي مي پردازيم.
نويسنده: دکتر زهره الهيان





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان