بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,859

مباني حقوق زنان در جهان و ايران-قسمت اول

  1390/7/6
خلاصه: مباني حقوق زنان در جهان و ايران-قسمت اول
پيشگفتار
از اوايل قرن بيستم ميلادي در اروپا و به تبع آن در ساير نقاط جهان بحث حقوق زنان به طور گسترده اي شايع و توجه به وضع زنان و بهبود شرايط آنها با توجه به نقش بسيار مهمي که در سرنوشت بشريت دارند در اولويت برنامه هاي بسياري از کشورهاي جهان و سازمان هاي بين المللي قرار گرفت، به طوري که اين حرکت موجب تغييرات و الحاقاتي در قانون اساسي کشورهاي بسياري گرديد.
سازمان هاي بين المللي حقوقي با طرح و تصويب اعلاميه هاي گوناگون سعي در ارائه الگوهاي يکسان به جوامع بشري در راستاي تساوي حقوق زن و مرد و رفع هر گونه تبعيض عليه زنان گرديدند.
در نوشته حاضر ابتدا به طرح ديدگاه کشورهاي مختلف از منظر قانون اساسي آنها، همچنين اعلاميه هاي جهاني در رابطه با تساوي حقوق زن و مرد و نظر شرع مقدس اسلام در اين رابطه مي پردازيم. علي هذا نگاهي اجمالي داريم به مهمترين قوانين تصويب شده پس از انقلاب و نيز منشور حقوق و مسئوليت هاي زنان و سياست هاي کلي نظام در رابطه با مسئله زنان و تلاش هاي صورت گرفته در راستاي احقاق حق واقعي زنان و شناساندن جايگاه واقعي و کرامت والاي انساني آنها.
مقدمه
در فرهنگ اسلامي و قانون اساسي ما کاخ شکوهمند حيات و زندگي به خانه و خانواده تعلق دارد، که زنان به عنوان عضو اصلي و اهم اين کاخ در شکوه و برافراشتگي آن نقش بسزايي دارند. کتاب مقدس ما زن و مرد را از دو صنف اما از يک نوع دانسته و از قول خداوند بخشنده مي فرمايد: «ما زن و مرد را از يک نفس واحد خلق نموديم.» اين کتاب در کنار هر مرد مومن از يک زن مومنه نام برده است و با اختصاص دادن يک سوره مهم به نام زنان و يک سوره به نام مريم مقدس به ما آموخته است که کمال خلقت و هستي بدون زن امکان پذير نيست و با اين کار امتيازي ديگر بر امتيازات زنان افزوده است. بينش ديني ما اختلاف در جسمانيت را موجب اختلاف در انسانيت ندانسته و زنان و مردان را در عقل ذاتي يکسان و در عقل اکتسابي به تلاش و کوشش هر يک از آنها واگذار نموده است. در پديده شناسي مذهبي زن و مرد روح همزاد يکديگر بوده و بدون نقش آرام بخش زنان، نهاد جهان نا آرام و کاروان بشري متوقف خواهد شد، مگر نه اينکه نيمي از جمعيت را زنان و مابقي آنها را فرزندان آنها تشکيل مي دهند؟
پيامبر گرامي اسلام دوست داشتن و احترام به زنان را نشانه ايمان مردان دانسته و مي فرمايد: کسي که احترامش نسبت به زنان بيشتر است ايمانش به خدا نيز فزونتر است و همو مي فرمايد: زنان را خوار و و ذليل نمي شمارند مگر مرداني خوار و ذليل.
ادبيات ما نيز سرشار از توجه به زن و کرامت اوست چرا که معتقد است زن فرشته عدالت است. مولوي شاعر بزرگ ايراني، براي زن مقام آفرينندگي قائل شده و چنين سروده است:
پرتو حق است آن معشوق نيست خالق است آن گوييا مخلوق نيست
بخش اول: زن در اسلام و در جهان امروز
الف. قانون اساسي کشورها و حقوق زنان
قانون اساسي هر کشوري قانون مادر و مرجع و اصلي ترين قانون در معرفي نگرش آن کشور نسبت به حقوق افراد از حيث شأنيت انساني آنهاست.
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست و با نگاهي به قانون اساسي ايران و مقايسه آن با کشورهاي ديگر مي توان به يک جمع بندي کلي درخصوص ميزان توجه ايران به حقوق زن از حيث کرامت انساني او دست يافت. اگر چه هر جا صحبت از انسان ها و حقوق ايشان به ميان آمده است، بنابر اطلاق لفظ، شمول مفهوم آن بر زنان و مردان به نحو توأمان اقتضا مي نمايد و علي القاعده و در حالت عادي نيازي نيست که در نصوص قوانين، بخش هايي را در مورد حقوق زنان يا تکاليف آنها وضع نمايد (مگر در برخي موضوعات خاص که ماهيت موضوع متفاوت از ساير موضوعات متشابه است)، اما از دو جهت در برخي از نصوص قانون اساسي کشورها، بخش هايي را در خصوص حقوق زنان مشاهده مي نمايم.
اول آنکه اصولاً در طول تاريخ زنان به عنوان بخشي از جامعه از حقوق خود محروم بوده اند و بعضاً مورد ظلم و ستم واقع شده اند، بنابراين لازم است به جهت رفع اين عملکرد و رويه هاي غلط با صراحت بيشتري در مورد حقوق زنان صحبت شود.
دوم آنکه مسئله خانواده به عنوان بنياد حياتي اجتماع و قلمرو اصلي ظهور و شکوفايي استعدادها و توانائي هاي بشري از چنان اهميتي برخوردار است که اشاره به حقوق زنان به عنوان رکن اصلي خانواده و اهميت به آسايش و امنيت و تامين رفاه او را جهت هر چه بهتر اداره کردن اين کانون مهم بشري قابل توجه مي نمايد.
امروز در جهان فرانسه به عنوان مهد آزادي و حمايت از حقوق افراد، داراي بزرگترين و کاملترين نظام حقوقي شناخته مي شود و از طرفي آمريکا نيز به جهت قدرت و ثروت فراوان به عنوان الگو، در بسياري از بخش ها مورد تقليد کشورهاي مختلف واقع مي شود.
بد نيست اشاره کنيم با مطالعه تاريخ تحول و تکامل خصوصي قانوني و عملکرد نظام حقوقي آمريکا و فرانسه به نقش بسيار موثر تفاسير دادگاه عالي فدرال آمريکا و شوراي نگهبان قانون اساسي فرانسه در پر کردن خلاء موجود در قانون اساسي و البته تفاسير متعارض و گاهي تمسخر آميز حقوق زنان مواجه مي شويم. در کشور انگليس هم به دليل داشتن نظام حقوقي عرفي اساساً هيچ گونه قانوني در اين کشور مبناي حکمراني نيست و حقوق اساسي زنان در اين کشور نياز به بررسي عرف ها و رويه هاي جايگزين قانون است.
در ميان کشورهايي که داراي سيستم حقوقي مدرن و غني هستند شايد تنها مي توان به کشور آلمان اشاره کرد که به صراحت در قانون اساسي خود به بحث حقوق، امتيازات و مصونيت بانوان از ديدگاه سلبي و ايجابي پرداخته است.
نويسنده: دکتر زهره الهيان





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان