بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,512

زن و جهاني شدن-قسمت اول

  1390/7/6
خلاصه: زن و جهاني شدن-قسمت اول
جهاني شدن به عنوان محصول مدرنيته، گفتمان و پارادايمي است که ما را در مقابل خود مي‌بيند و ما نيز متقابلاً جهاني شدن را در مقابل خود مي‌بينيم.
4 اصل در جهاني شدن مطرح مي‌شود:
سکولاريسم: به اين مفهوم که دين شتاب توسعه را مي‌کاهد و در واقع بايد از دستور کار حذف گردد.
ليبراليسم: به اين مفهوم که آزادي بايد مطلق و نامحدود باشد.
اومانيسم: محور شدن انسان به جاي خدا را مطرح مي‌کند.
نسبي‌گرايي: مطلق‌ها را مي‌توان به طور کامل زير سؤال برد و هيچ چيز در جهان مطلق نيست.
در جهاني شدن خانواده به عنوان مهم‌ترين رکن جامعه مورد تهديد واقع مي‌شود و بايد بدانيم محور اصلي خانواده، زن است. زن با توجه به نقش و رسالتي که عهده‌دار است، محور خانواده محسوب مي‌شود. در حقيقت خانواده به عنوان رکن اصلي جامعه، در جهاني شدن مغفول مانده و به دليل همين مغفول ماندن لطمه خورده است. جهاني شدن به عنوان يک پارادايم يا گفتمان لطمات بسياري به خانواده و به زن به عنوان محور خانواده وارد کرده است. علاوه بر اين، هويت يعني شاخصه اصلي اکثر جوامع اعم از مرد و زن نيز دچار بحران و لطمه شديد شده است.
متأسفانه جهاني شدن عليرغم تعبيرهاي زيبايي که در درون خود دارد، در مقام عمل و تحت عنوان آن‌چه ما خروجي مي‌ناميم، لطمات بسياري را بر پيکر جوامع سنتي وارد کرده است؛ به ويژه جوامعي که حداقل به لحاظ داشتن تاريخ، فرهنگ و هويت در مقابل جهاني سازي يا جهاني شدن مقاومت نموده‌اند.
جهاني سازي و جهاني شدن هر کدام بار معنايي خاص خودشان را دارند. اگر بخواهيم جهاني شدن را با همان مدرنيته که در واقع محصول خود اوست پيوند بزنيم، از آن تحت عنوان مدرنيته نام مي‌بريم. زماني‌که مدرنيته وارد جوامع مختلف خصوصاً جوامع سنتي شد، چالش بين سنت و مدرنيته ايجاد گرديد؛ چراکه سنت به شکل جدي يا اندک، در مقابل هجمه‌هاي تحميل شده از جهان بيرون مقاومت داشت.
طبق مطالعات جامعه‌شناسي اولين مسئله‌اي که در جنگ و در چالش بين سنت و مدرنيته رخ مي‌دهد، بحث بحران هويت است. در چالش بين سنت و مدرنيته، جوامع سنتي دچار بحراني به نام بحران هويت مي‌شوند. حال اين هويتِ مطرح شده چيست؟
براي اين هويت معاني مختلفي آمده است. فرهنگ‌هاي مختلف، اعم از فرهنگ آکسفورد، فرهنگ سمين و جامعه‌شناسي مدرن، تعاريف متفاوتي آورده‌اند. از جمع‌بندي تمام اين موارد شايد بتوان گفت هويت، مجموعه‌اي از ويژگي‌ها يا امتيازاتي است که يک فرد يا يک گروه را از غير خود جدا و متمايز مي‌سازد. به بيان ديگر مجموعه امتيازات يا ويژگي‌هاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اخلاقي و ديني که فرد، گروه، شيء يا مفهومي را از غير جدا مي‌کند.
هويت، با غير معنا مي‌دهد. براي درک مفهوم آن بايد يک خودي و يک غير خودي وجود داشته باشد. يعني شما يک خودي داشته باشيد که اين خود نشان دهندة شخص، خانواده، جامعه،کشور، دين و فرهنگ شما باشد و با اين امتيازات از ساير ملل، فرهنگ‌ها و جوامع جدا شويد. در حقيقت هويت نقطه تمايز شما است.
هويت در جامعه‌شناسي مدرن نيز تعاريف ويژه‌اي دارد. به طور مثال آگاهي‌اي که تبديل به کنش رفتار مي‌شود. يا هويت نهادينه کردن فرهنگ در ذات مخاطب است. در جمع‌بندي به اين مسئله مي‌رسيم که هويت همان ويژگي‌ها و شاخصه‌هايي است که ما را از غير جدا مي‌کند.
در اينجا اين سؤال مطرح است که چطور در چالش سنت و مدرنيته، مسئله بحران هويت مطرح مي‌شود و جوامع سنتي چگونه دچار بحران هويت مي‌شوند؟
هويت فردي همان نقاط تمايز هستند. وقتي به نقطه تمايز مي‌رسيم، به دنبال هويت فردي هستيم. اما زماني که هويت فردي تبديل به هويت اجتماعي مي‌شود، ديگر به دنبال نقاط تمايز نيستيم؛ بلکه به دنبال نقاط اشتراکيم. يعني اگر هويت را به دو شاخه فردي و اجتماعي تقسيم کنيم، در هويت فردي به دنبال نقاط تمايز هستيم و در هويت اجتماعي به دنبال نقاط اشتراک.
هويت فردي و اجتماعي، در چالش بين سنت و مدرنيته دچار تهديد جدي مي‌شود. ما پذيرفته‌ايم که جهاني شدن محصول مدرنيته است، اما اين مدرنيته چه مقدار فضا به سنت يا هويت اقوام، ملت‌ها و تاريخ‌ها مي‌دهد تا آن‌ها هويت اصلي خود را حفظ کنند يا حتي مدرنيته را بپذيرند و بعد از پذيرش آن به فکر بازآفريني هويت باشند.
آن‌چه در دنيا و جامعة امروز ما مشخص است، اين است که اگر انسان‌ها در فرآيند چالش ميان سنت و مدرنيته، هويت اصلي خود حفظ کرده‌اند، موفق به برقراري ارتباط با مدرنيته شده‌اند، اما اگر در مقابل مدرنيته و جهاني شدن تسليم محض شدند، ديگر چيزي از هويت باقي نمانده است که پس از آن به فکر بومي شدن و بازآفريني آن باشيم.
نويسنده:دکتر مهدي گلجان-عضو هيئت علمي دانشگاه





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان