بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,676

علل طلاق و شکست در ازدواج-قسمت چهارم

  1390/7/3
خلاصه: علل طلاق و شکست در ازدواج-قسمت چهارم
1.2 طلاق در اسلام
اسلام، ازدواج را به عنوان يک پيوند مقدس و داراي کارکردهاي متعدد فردي و اجتماعي ضروري، مورد تا‡کيد فراوان قرار داده است و طلاق را في نفسه امري منفور و ناپسند (داراي کراهت بسيار شديد) معرفي مي‌کند و تمام تلاش و کوشش خود را در جهت پرهيز خانواده‌ها از طلاق به کار مي‌بندد، ولي در عين حال در مواردي که مصالح مهم‌تر ايجاب کند ممنوعيتي براي طلاق قائل نشده است. بر همين مبنا در کتب روايي ما نيز دسته‌اي از روايات پديده طلاق را بسيار مبغوض و منفور معرفي کرده‌‌اند، درحالي‌که دسته ديگر طلاق را در شرايط خاصي مجاز و احيانا لازم دانسته‌اند؛ بطور کلي مي‌توان گفت که اسلام طلاق را به خودي خود مبغوض مي‌شمارد و در جهت منصرف کردن افراد از آن تمام تلاش خود را بکار مي‌گيرد. با وجود اين در مواردي که کارکردهاي مطلوب خانواده با اختلالات جدي روبه رو شود و ادامه زندگي مشترک مفاسدي بيش از پيامدهاي منفي طلاق، به بار آورد اسلام حکم به جواز يا رجحان و احيانا لزوم طلاق کرده است5
در خصوص اهميت بناي خانواده در اسلام بايد گفت که: توصيه‌هاي فراوان اسلام در مورد بردباري و گذشت همسران نسبت به يکديگر و تحمل نارسايي‌هاي اقتصادي و ديگر مشکلات زناشويي از آن حکايت دارد که اسلام در صورت وجود مشکلات قابل تحمل نيز طلاق را مبغوض مي‌شمارد و تا حد امکان مي‌کوشد از فروپاشي بناي مقدس خانواده جلوگيري کند. ولي مهم آن است که اسلام براي تحقق اين هدف عمدتا بر راهبردهاي اخلاقي و تربيتي تاکيد کرده و کمتر به ممنوعيت‌هاي قانوني توسل جسته است. دليل اين امر تا حدودي روشن است : ايجاد محدوديت‌هاي شديد قانوني براي طلاق کمک چنداني به تحکيم روابط زناشويي نمي‌کند؛ زيرا در فرضي که ازدواج دچار اختلال گرديده ، با منع قانوني طلاق معمولا جايگزين‌هاي نامطلوبي هم‌چون متارکه يا جدايي غير رسمي، طلاق عاطفي ناشي از سردي بيش از حد روابط و خشونت خانگي در انتظار زوجين خواهد بود. افزون بر آن، منع قانوني طلاق مي‌تواند انگيزه افراد براي ازدواج را نيز کاهش دهد.
3. طلاق در جوامع توسعه يافته
در نتيجه تغييرات ارزشي و حقوقي دهه‌هاي اخير، در بيشتر کشورهاي غربي، طلاق با رشد بي‌سابقه‌اي روبه‌رو شده است به طوري که گاهي مسئله به عنوان يکي از شاخص‌هاي <انقلاب جنسي> در غرب مطرح مي‌شود،.6
بسياري از نويسندگان غربي معتقدند که: <امروزه در جوامع غربي ازدواج‌ها به طور فراينده‌اي محتمل است که به طلاق متنهي گردد، و بنابراين ازدواج براي زندگي، آنگونه که به صورت سنتي آنرا مي‌شناسيم، در حال ناپديد شدن است، اين‌که تعداد طلاق‌ها به سرعت رو به افزايش است مطلب درستي است: 7 به عنوان مثال از سال1960، افزايش طلاق در کشور انگليس در هر سال حدود 10 درصد بوده است (از رقم 26000 در آن زمان تا تعداد 70000 طلاق در در سال )1998؛ و اگر به دهه 1930 برگرديم، آمار ساليانه طلاق، کمتر از 5000 مي‌باشد. 8 تعداد طلاق‌هايي که در سال 1996 واقع شد 13/9 در هزار نفر از کل جمعيت ازدواج کرده بود، درحالي‌که در سال 2/1964 9 در هزار نفر جمعيت ازدواج کرده و در سال 1931 تنها 0/4 در هزار نفر جمعيت ازدواج کرده واقع شده بود9 افزايش طلاق در بريتانيا روندي را که در اکثر کشورهاي اروپايي وجود دارد را منعکس مي‌سازد.>10
ايالات متحده امريکا نيز بالاترين ميزان طلاق را در ميان کشورهاي جهان داراست . در اين کشور در سال 1997 تقريبا 2/1 ميليون طلاق واقع گرديد که نسبت به سال 1960 افزايش به ميزان 2 برابر را نشان مي‌دهد11
نسبت طلاق‌هايي که طي يک سال در آمريکا واقع مي‌شود به ازدواج‌هايي که در همان سال واقع مي‌شود 50 درصد است يعني هر سال در مقابل دو ازدواج يک طلاق صورت مي‌گيرد. محاسبه فراواني طلاق نسبت به کل جمعيت نيز نشان مي‌دهد که از هر 1000 نفر 4/1 نفر به طلاق اقدام مي‌کنند12
هم‌چنين از هر 1000 زن متاهل تقريبا 21 زن سالانه در اين کشور طلاق مي‌گيرند13 و در حدود 2 ميليون کودک آمريکايي سالانه طلاق والدين را تجربه مي‌کنند.14
ميزان طلاق در کانادا از زير 38 در هر صدهزار نفر در سال 1951 به بيش از 270 در هر صدهزار نفر در سال 1991 رسيد.16 در ساير کشورهاي اروپايي مانند سوئد، دانمارک ، مجارستان، فنلاند، آلمان غربي، و فرانسه، هر سال بيش از 300 طلاق در مقابل 1000 ازدواج واقع مي‌شود.17
در کشور ايران نيز طي سال‌هاي اخير شاهد افزايش ميزان طلاق بوده‌اند و اين افزايش به ويژه در شهرهاي بزرگ ، بسيار محسوس بوده است. در سال 1371 تعداد طلاق در کل کشور 33983 مورد بود است درحالي‌که در سال 1379 اين رقم به 53797 مورد رسيده است. ميزان طلاق در کل کشور نيز بين سال‌هاي 1375تا 1379 از 0/63 در هزار به 0/85 در هزار افزايش يافته است.18
هم‌چنين نسبت تعداد ازدواج‌ها به تعداد طلاق‌ها در کل کشور در سال 1379، 12 برابر بوده است ، به اين معنا که در برابر هر 120 ازدواج 10 طلاق به ثبت رسيده است ، درحالي‌که اين نسبت در مورد استان تهران 6/1 بوده است ، يعني در مقابل هر 10 طلاق 61 مورد ازدواج صورت گرفته است19





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان