بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,537

حجاب و مسائل پيرامون آن-قسمت چهارم

  1390/7/1
خلاصه: حجاب و مسائل پيرامون آن-قسمت چهارم
10- فلسفه حجاب
1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنيت و آرامش روانى.
يکى از غرايز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غريزه جنسى است که نيرومندترين و ريشه‏دارترين غريزه آدمى است و در صورت کنترل آن، مى‏تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنيت روانى انسان‏ها را فراهم کند.
در قوانين اسلام، براى استفاده درست از اين غريزه حياتى، مکانيسم‏هاى گوناگونى مطرح شده است که «حجاب» و وجود حريم بين زن و مرد، يکى از راهکارهاى مهم آن است.
بدون شک، نبودن حريم بين زن و مرد و آزادى معاشرت‏هاى تعريف نشده و بى‏بندوبار (با آرايش‏هاى گوناگون)، هيجان‏ها و التهاب‏هاى جنسى را فزونى مى‏بخشد و تقاضاى برهنگى و سکس را به صورت يک عطش روحى و يک خواست سيرى‏ناپذير درمى‏آورد.
اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجه کامل داشته و تدابير زيادى براى تعديل و رام کردن اين غريزه انديشيده است و در اين زمينه هم براى زنان و هم براى مردان، تکاليف خاصى معين کرده است. وظيفه مشترک زن و مرد اين است که چشم خويش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت‏آميز بپرهيزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه‏هاى بيش‏تر - وظيفه خاصى دارند و آن اين که بدن خود را از مردان بيگانه بپوشانند و در اجتماع با آرايش‏هاى تحريک‏آميز، ظاهر نشوند و به جلوه‏گرى و دلربايى نپردازند تا زمينه انحراف مردان و به ويژه جوانان، فراهم نشود.
لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمى‏تواند به هر شکل و اندازه‏اى باشد و بايد حد و ضابطه‏اى داشته باشد. بى‏بندبارى در پوشش و لباس ، موجب بى‏بندبارى در تحريک غريزه جنسى است. تحقيقات علمى در فيزيولوژى و روانشناسى در باب تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرک‏هاى چشمى شهوت‏انگيز، حساس‏تر از زنانند و برعکس زنان در مقابل محرک هاى لمسى حساسيت بيش‏ترى دارند.
آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پايين‏تر از مردان است يعني زنان نسبت به لمس از مردان حساسترند. در عوض مردان بينايى بهترى دارند. اين مزيت‏هاى جنسى در استعداد حسى، آموخته يا اکتسابى نيست؛ بلکه از زمان کودکى آشکار است. مردان بالغ به محرک‏هاى بينايى شهوانى، حساسيت بيش‏تر دارند. اصطلاح «چشم چرانى» که براى اين ويژگى مردان به کار مى‏رود، زاييده حساسيت مردان نسبت به محرک‏هاى بينايى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بينايى زياد است؛ يعنى چشم مى‏تواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثير محرکها قرار گيرد و از اين گذشته وسعت زيادى از محيط در آن واحد ديده مى‏شود. از سوى ديگر، چون حس لامسه دامنه و برد زياد ندارد و فعاليتش محدود به تماس از نزديک است و هورمون‏هاى جنسى زن به صورتى دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متناوب عمل مى‏کند، تأثير محرک‏هاى شهوانى بر زن، صورتى بسيار محدود دارد و از اين نظر فعاليت زنان بسيار کم است؛ به خلاف مردان که ترشح اندروژن‏ها در آن‏ها صورتى يکنواخت دارد و هيچ عامل طبيعى آن را قطع نمى‏کند. مردان به صورتى گسترده‏تر تحت تأثير محرکهاى شهوانى قرار مى‏گيرند و از اين نظر فعال‏ترند. (25)
2. حفظ و تحکيم بنيان خانواده‏
بى‏ترديد نهاد خانواده، يکى از مقدس‏ترين نهادهاى اجتماعى است که بشر تا به حال خود ديده است. نقش خانواده در پروسه ايجاد جامعه سالم، يک نقش بى‏بديل است و در اين ميان نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پيوند خانوادگى، غير قابل انکار است. در مقابل، برهنگى، سمّ کشنده نظم و پيوند موجود در نهاد خانواده است.
آمارهاى مستند نشان مى‏دهد که با افزايش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشويى در دنيا همواره بالا رفته است؛ زيرا «هر چه ديده بيند، دل کند ياد» و هر چه دل در مقوله هوس‏هاى سرکش بخواهد، به هر قيمتى باشد، به دنبال آن مى‏رود و به اين ترتيب، هر روز دل به دلبرى جديد مى‏بندد و با قبلى وداع مى‏کند؛ اما در محيطى که «حجاب» حاکم است و شرايط ديگر اسلامى رعايت مى‏شود، دو همسر تعلق به يکديگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص يکديگر است. در بازار آزاد برهنگى، قداست پيمان زناشويى مفهومى ندارد. خانواده‏ها به سادگى متلاشى مى‏شوند و کودکان بى‏سرپرست مى‏مانند.
3. پيش‏گيرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه.
گسترش دامنه فحشا و افزايش فرزندان نامشروع، از دردناک‏ترين پيامدهاى بى‏حجابى و آزادى‏هاى بى‏حد و حصر جنسى است که در جوامع غربى و ساير جوامع مشابه، کاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدياد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بى‏حجابى نيست؛ بلکه يکى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جريان روبه‏رشد تولد فرزندان نامشروع ، مسأله برهنگى و بى‏حجابى است. امروزه يکى از مشکلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانى که داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشکلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهديد مى‏کنند.
4. جلوگيرى از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى‏
يکى از مسائل مطرح پيرامون حقوق زنان و بى‏توجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبيعى است روزبه‏روز تقاضاى آرايش بيشتر و خودنمايى افزونتر از او دارد و هنگامى که زن را از طريق جاذبه جنسى‏اش وسيله تبليغ کالاها و عاملى براى جلب جهان‏گردان و مانند اين‏ها قرار دهد، در چنين جامعه‏اى شخصيت زن تا حد يک عروسک يا يک کالاى بى‏ارزش سقوط مى‏کند و ارزش‏هاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى‏شود و به اين ترتيب، زن، وسيله‏اى براى اشباع هوس‏هاى سرکش برخى مردان آلوده و فريبکار مى‏شود.
عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعاليت‏هاى اجتماعى دور نمى‏کند، بلکه زمينه‏هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمين مى‏کند و شخصيت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى ديگران، مصونيت مى‏بخشد.
11- محدوديت‎ها ي حجاب و شکستن حرمت افراد و ايجاد عقده و حسرت
واقعيت اين است که محدوديت‎ها (در مورد لباس) باعث شکستن حرمت افراد نمي‌شود، بلکه دقيقاً برعکس، آزادي به معناي نفي محدوديت‎ها، باعث عدم احترام به افراد و انهدام ارزش‎ها مي‎گردد. براي تصديق اين سخن، کافي است نيم نگاهي به طرز لباس پوشيدن افراد در قسمت‎هاي مرفه‌نشين شهرهاي بزرگ، مثل تهران بيفکنيم و ببينيم که چگونه اين افراد با سوء استفاده از آزادي، ارزش‎ها و هنجارهاي ديني مربوط به پوشش اجتماعي را که قانوناً ملزم به رعايت آن هستند، زير پا مي‎گذارند و حتي آنها را به تمسخر مي‎گيرند.
اما اين‌که گفته‌اند محدوديت‎ در لباس، تنها باعث ايجاد عقده و حسرت‎ در افراد مي‌شود، کلامي مبهم است و معلوم نيست مراد گوينده، چه اشخاصي هستند؟ اگر مراد گوينده اين است که محدوديت‎ها در مورد لباس زنان و دختران جوان، باعث شکل‎گيري عقده‎ها و حسرت‎هاي جنسي و رواني در پسران جوان مي‎گردد، واقعيت اين است که برعکس، آزادي پوشش به معناي نفي محدوديت در لباس بانوان و دختران جوان، باعث انعقاد حسرت‎ها در پسران مي‎گردد، و با اندک تأملي تصديق مي‎گردد در جامعه‎اي که بخش عظيم آن جواناني هستند که به دليل شرايط سني و تحريکات مختلف رواني به وسيله‌ي محصولات آلوده‌ي فرهنگي، مانند بعضي از فيلم‎ها، رمان‎ها و نوارهاي مبتذل، در معرض طغيان غرايز جنسي هستند و از طرفي ازدواج نيز در جامعه بسيار سخت شده است، چگونه ممکن است آزادي پوشش دختران جوان و نفي محدوديت در لباس، باعث شکل‎گيري عقده‎ها و حسرت‎هاي روحي و رواني پسران جوان درباره‌ي مسائل جنسي نگردد.
چه زيبا، امام صادق(ع) در روايتي فرموده ‎اند:
"النظر سهم من سهام ابليس مسموم کم من نظرة اورثت حسره طويله؛(26) نگاه ناپاک، تيري از تيرهاي مسموم و آلوده‌ي ابليس است و چه بسيار نگاهي که باعث عقده و حسرت طولاني مي‎گردد."
همين واقعيت از زبان شاعر عارف، بابا طاهر، اين‎گونه بيان شده است:
زدست ديده و دل هر دو فرياد
که هرچه ديده بيند دل کند ياد
ولي اگر مراد گوينده‌يِ محترم اين است که محدوديت در لباس‎ و پوشش بانوان و دختران جوان، باعث شکل‏گيري عقده‎ها و حسرت‎هايي در خود دختران مي‎گردد؛ چون در آرزوي پوشيدن لباس‎هاي رنگين و مدل‎هاي مختلف آن ناکام مي‎شوند، در پاسخ مي‎گوييم:
اولاً، در فرهنگ اسلامي و قرآني، زنان نه تنها در استفاده‌ از زينت‎آلات و لباس‎هاي زيبا منع نشده‎اند، بلکه تشويق نيز شده‎اند. جواز استفاده‌ي زنان از لباس زربافت و حرير، از جمله شواهد در نظر گرفتن علاقه‌ي فطري زنان به خودآرايي و زيباگرايي است.
امام باقر(ع) در روايتي فرموده است:
"لاينبغي للمرأة ان تعطل نفسها و لو ان تعلق في عنقها قلاده؛(27) سزاوار نيست زني خود را بدون زيور واگذارد، لااقل گردن‌بندي به گردن آويزد."
ولي اسلام در کنار توصيه‌ي زنان به خودآرايي، به منظور پاک ماندن محيط اجتماعي، به حجاب و پوشاندن زينت‎ها و زيبايي‌ها و عدم تبرّج و خودنمايي در مقابل نامحرم نيز دستور داده است.(28) چون نمايش زينت‎ها و لباس‎هاي زيبا، باعث تحريک و تهييج مي‎شود.
ثانياً، رعايت اندازه و حدود لباس و پوشش، در معدودي از زنان و دختران که در اثر تربيت نادرست، حاضرند براي اشباع غريزه‌ي خودآرايي، زيبايي‎هاي ظاهري و باطني خود را، حتي به مردان نامحرم نيز نمايش دهند، ممکن است عقده‎ها و حسرت‎هايي براي برخي ايجاد نمايد، ولي در مجموع، نمي‎توان انکار نمود که حجاب، دستوري حکيمانه است که براي سلامت روحي و رواني همه‌ي پسران جوان و حتي زنان، خصوصا گروهي که اندام و يا لباس زيبا ندارند، مفيد است. چه زيبا گفته‎ است يکي از زنان مسلمان(فاطمه هرسن)در نشستي با زنان غير ايراني(اتريشي) :
"حجاب، حتي از ايجاد عقده‎ها و حسادت‎ها در ميان زنان جلوگيري مي‎کند. چرا بايد زني به خاطر اين که اندام زيبا ندارد، احساس حقارت و کوچکي کند و ديگري به واسطه‌ي داشتن اندام موزون و زيبا، به ديگران فخر بفروشد."(29)
نويسنده : سعيدکاظمي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان