بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,462

زنان و اعتياد-قسمت دوم(قسمت پاياني)

  1390/6/29
خلاصه: زنان و اعتياد-قسمت دوم(قسمت پاياني)
علل اعتياد
از عوامل موثر گرايش زنان به مواد مخدر و عدم تمايل به ترک آن مي توان به موارد زير اشاره کرد: 1- رشد نيافتن مهارت هاي لازم براي توفيق در زندگي( ورود ناگهاني از کودکي به بزرگسالي)
2- فقدان شايستگي فردي براي کسب پايگاه شغلي
3- احساس بازنده بودن در رقابتهاي شغلي و به دنبال آن، احساس ناتواني در نيل به موفقيت، احساس ناامني، ناعادلانه دانستن نظام اجتماعي، احساس خشم و بي اعتمادي در خانه، محل کار و مدرسه
4-توزيع ناعادلانه منابع در آمد
5- تشديد احساس محروميت نسبي( تحت تاثير فرهنگ جهاني و اقتصاد جهاني)
6- روابط نزديک و صميمي زنان به نظر مي رسد دختران نوجوان نسبت به فشار گروه همسالان در مقايسه با پسران، آسيب پذير تر باشند و ممکن است به منظور احساس پذيرفته شدن در گروه همسالان، اعتياد را تجربه کنند. زندگي با يک مرد معتاد نيز از مهمترين علل گرايش زنان به مواد مخدر است.
7- خشونت مجموعه تحقيقات درباره زنان معتاد نشان مي دهد که زنان معتاد و الکلي نسبت به ديگر زنان ميزان بيشتري از خشونت را تجربه و تحمل مي کنند، يعني حدود 90 در صد بيشتر
8- مشکلات روحي و رواني زنان معتاد در مقايسه با ديگر زنان، مسائل و مشکلات رواني بيشتري دارند. مشخص شده است که اختلالات افسردگي يا اضطراب، شايع ترين بيماري در نزد زنان معتاد به مواد مخدر است. مطالعات نشان داده است رفتارهاي خودکشي، آسيب پذيري بالا و عزت نفس پايين در زنان معتاد بسيار بيشتر از ديگران است و حتي بسياري از زنان، گرفتار مشکلات بازگشت افسردگي مزمن مي شوند.
9-پديده هاي اجتماعي زنان به عنوان همسر، مراقبت کننده و پايه و اساس اخلاق به حساب مي آيند.
با اين حال نگاه مرد سالارانه در جامعه، که اعتياد زنان را منفيتر از مردان مي داند و همچنين ساير نگرش هاي اجتماعي درباره ناپسند تر بودن اعتياد زن، يک مانع عمده درمان آنها محسوب مي شود. حتي زناني که خود مي دانند از يک بيماري رنج مي برند اين نگراني درد آور را که ديگران مشکل آنها را بپذيرند همراه خود دارند. آنها مي ترسندکه خانواده شان، همراه، شريک، و يا جفتشان و يا حتي کارفرمايشان ديدگاه مسلط جامعه را که اعتياد را يک مشکل اخلاقي مي دانند، داشته باشند و آنها را در درمان حمايت نکنند. بازداشت و زنداني کردن زنان به دليل خطاهاي مرتبط با مواد مخدر در دهه گذشته به طور چشمگيري افزايش يافته،جرائمي نظير دزدي هاي کوچک، شريک شدن در برخي جرائم، فروش مواد، روسپي گري و ضرب و شتم و تهاجم.
عوارض اعتياد زنان
کم ترين عارضه اجتماعي اعتياد در زنان متلاشي شدن خانواده است. بر اساس آمار جهاني، اعتياد در زنان، عوارض خطرناک تري نسبت به مردان ايجاد مي کند. براي مثال فاصله زماني اولين تجربه مصرف مواد، تا تزريق در زنان بطور متوسط 2 سال طول مي کشد در حاليکه اين زمان در مردان حدود 8 سال است. با اين حساب زنان 6 سال زودتر از مردان به ورطه وابستگي شديد، که درمان آن طبعا سخت تر و عوارض جسمي - رواني - اجتماعي آن نيز به مراتب بيشتر است کشيده مي شوند.
مرگ در اثر مصرف مواد نيز در زنان و دختران سريعتر رخ مي دهد. بخصوص مصرف بيش از حد، خودکشي و تصادفات ناشي از آثار مصرف برخي مواد علت اصلي مرگ و مير در زنان معتاد است. همچنين به دليل اينکه اعتياد در زنان زمينه ساز ساير انحرافات است، استفاده تزريقي از مواد و وجود سرنگ هاي مشترک، همچنين رابطه جنسي پرخطر در اين زنان خطر ابتلا آن ها به ايدز، هپاتيت و ساير بيماري هاي مقاربتي را افزايش مي دهد. جالب اينکه در بعد درمان، پيش آگهي بهتري در زنان نسبت به مردان وجود دارد و اين مساله اميدواري بيشتري در به نتيجه رسيدن اقدامات درماني در زنان معتاد ايجاد مي نمايد. اما از سوي ديگر يک سري موانع نيز در مقابل زنان جهت اقدام به درمان اعتياد وجود دارد که بايستي به آنها توجه نمود. شايد مهم ترين مانع در اين بين، باورها و نگرش هاي موجود در جامعه در مورد زنان معتاد باشد. اگر چه افراد جامعه مي توانند اعتياد را در مردان يک نوع بيماري فرض کنند اما در مورد زنان معتاد شرايط متفاوت است. متاسفانه اغلب افراد اعتياد را در زنان يک موضوع غير اخلاقي مي دانند تا يک بيماري. در واقع نگرش هاي اجتماعي منفي موجود درباره رفتار غير اخلاقي زنان معتاد، مانعي بزرگ در راه درمان اعتياد در زنان مي باشد. چرا که زنان با دروني نمودن نگرش موجود در جامعه مبتني بر اينکه اعتياد در واقع نوعي تزلزل اصول اخلاقي در آنهاست از درمان خود اجتناب مي نمايند يا از معرفي خود به عنوان معتاد در انظار و مجامع عمومي شرمسار مي شوند. در ايران، در حال حاضر هيچ گونه خدمات اختصاصي براي زنان معتاد وجود ندارد و حتي برخي از خدمات و مراکز فقط به مردان اختصاص دارند. ليکن با توجه به اينکه مصرف مواد در زنان، ناهنجارتر از مردان تلقي مي گردد، زنان معمولا از مراجعه به مراکز درماني معتادان که بيشترين مراجعه کنندگان آن ها مردان هستند اکراه دارند.
با توجه به اينکه مراکز درماني مهم ترين مکان دسترسي به معتادان هستند و بيشترين ميزان اطلاعات مربوط به معتادان از اين مراکز تامين مي شود، شيوع اعتياد در زنان کمتر از ميزان واقعي تخمين زده مي شود. ناديده گرفتن و يا توجه اندک به بحث اعتياد زنان در آينده اي نه چندان دور عواقب ناگواري را بر اجتماع تحميل مي کند. بنابراين اگر اعتقاد بر اين است که "ماهي را هر وقت از آب بگيري، تازه است" بايد براي رفع اين معضل اجتماعي، تدابيري اساسي انديشيد.
نويسنده:بي بي مرجان جداري اقبالي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان