بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,466

روابط زن و مرد از ديدگاه اسلام، ترويج، تعطيل، تعديل؟-قسمت هفتم(قسمت پاياني)

  1390/6/29
خلاصه: روابط زن و مرد از ديدگاه اسلام، ترويج، تعطيل، تعديل؟-قسمت هفتم(قسمت پاياني)
7- جواز نگاه در خواستگاري و حدود آن
بر اساس فتاواي فقها و پاره اي از روايات به مرد اجازه داده شده است که به بدن زني که قصد ازدواج با او را دارد، نگاه کند. در اين جا به پاره اي از روايات اشاره مي شود:
ـ «عبد الله بن سنان مي گويد: از امام صادق پرسيدم: وقتي شخص قصد دارد با زني ازدواج کند آيا مي تواند به موي او نگاه کند؟ فرمود: آري، زيرا به گرانبهاترين قيمت خريدار اوست.»[1] شهيد مطهري در ذيل اين روايات مي نويسد:«يعني آن چه انسان در زندگي زناشويي مايه مي گذارد، از هر چيز گرانبهاتر است. واضح است که مراد مهريه نيست؛ زيرا ارزش پولي مهريه، گرانبهاترين قيمت نيست؛ بلکه مقصود اين است که مرد مي خواهد با او زنـدگي کنـد و عمر خويش را بـا او بـه سر برد.» (مطهري، 1379: ج19، ص534)
ـ شخصي از امام صادق مي پرسد: «آيا مردي که قصد ازدواج دارد، حق دارد به مو و زيبايي هاي زن مورد نظرش نگاه کند؟ فرمود: اشکالي ندارد، در صورتي که قصد تلذذ نداشته باشد.»[2]
ـ در روايت ديگر آمده است: «اشکالي ندارد که مرد به صورت و قسمت هاي زيباي زن نگاه کند، در صورتي که قصد ازدواج با اورا دارد.»[3]
اين روايات، روايات صحيحه است که در دلالت و سند آن خدشه اي نيست.
در منابع روايي اهل سنت نيز چنين مضموني آمده است. در صحيح مسلم از قول ابوهريره آمده است: «نزد رسول خدا بودم که مردي آمد و گفت با زني از انصار ازدواج کردم؛ پيامبر اکرم (ص) به وي فرمود: آيا آن زن را ديده اي؟ گفت: نه، فرمود: برو او را ببين، زيرا چشم انصار معمولاً عيبي دارد.»[4]
ـ در روايت ديگري آمده است که مغيره بن شعبه از زني خواستگاري کرد. پيامبر اکرم(ص) مطلع شد. به او فرمود: برو ببين، زيرا اگر ببيني و ازدواج کني، براي دوام ازدواج شما بهتر است. (مطهري، 1379: ج19، ص533 به نقل از ترمذي، ص175)
همان گونه که اشاره شد، فقها نيز در مورد خواستگاري فتواي به جواز نگاه مي دهند. در عروةالوثقي در اين باره چنين آمده است: «براي کسي که قصد ازدواج با زني را دارد، جايز است که به صورت و دو دست و مو و قسمت هاي زيباي او نگاه کند بلکه بعيد نيست که نگاه کردن به قسمت هاي ديگر بدن او ـ به غير از عورت ـ جايز باشد؛ هر چند که احتياط خلاف آن است و شرط نيست که نگاه با اذن و رضايت زن باشد، ولي شرط است که به قصد تلذذ و شهوت نباشد؛ هر چند بداند که با نگاه کردن، بدون اختيار تلذذ حاصل مي شود. چند بار نگاه کردن نيز در صورتي که با يک بار غرض که همان اطلاع يافتن بر حال و وضعيت زن است، حاصل نشود، جايز است. البته شرط جواز نگاه اين است که از پيش نسبت به وضعيت و حال آن زن علم و آگاهي نداشته باشد و نيز احتمال بدهد که او را براي ازدواج انتخاب کند و گرنه جايز نيست؛ البته در جواز نگاه فرقي نيست که قصد ازدواج با خصوص آن زن را داشته باشد يا اين که قصد اصل ازدواج را کرده و به دنبال تعيين زن از راه بررسي و نگاه است؛ هر چند احتياط اين است که تنها در فرض اول به نگاه و وارسي بپردازد و نيز در جواز نگاه، فرض نيست که شناختن حال آن زن از راه ديگري ـ مانند اين که به زني وکالت دهد که نگاه کند و به وي اطلاع دهد ـ ممکن باشد يا نباشد، هر چند احتياط در اين است که تنها در فرض دوم به نگاه و وارسي اکتفا کند. بعيد نيست براي زن نيز جايز باشد که به مردي که قصد ازدواج با او را دارد نگاه کند، ولي احتياط بر ترک، ناديده گرفته نشود.» (رک. يزدي، بي تا: ج2، کتاب النکاح، مسأله 26)
چنانکه از تعليقات مراجع بر عروةالوثقي استفاده مي شود، فتواي نوع فقها نيز همين گونه است. امام خميني نيز در تحريرالوسيله، در اين زمينه فتوايي مشابه همين دارند. (امام خميني، 1380: ج2، کتاب النکاح، مساله28)
8- زنان نابالغ و غير عاقل
يکي ديگر از موارد جواز نگاه به زن نامحرم، دختر نابالغ و زنان ديوانه است. امام خميني چنين مي گويند: براي مرد جايز است که به دختر بچه تا موقعي که بالغ نشده است، بدون تلذذ و شهوت نگاه کند. آري، احوط و اولي اين است که در نگاه کردن بر قسمت هايي که عادتاً نمي پوشانند، مانند صورت، دست ها، موي سر، بازوها و پاها اکتفا کند نه مانند ران ها و کپل ها و پشت و سينه. ترک احتياط در اين رابطه سزاوار نيست؛ احوط اين است که مرد نامحرم دختر بچه اي را که به سن شش سالگي رسيده است، نبوسد و در دامن خويش ننشاند. (همان: مسأله 25)
صاحب عروةالوثقي نيز به صراحت به جواز نگاه به دختر نابالغ بدون تلذذ و شهوت فتوا داده است و هيچ يک از فقها نيز تعليقه اي برخلاف آن ندارند. (نک. يزدي، بي تا: ج2، کتاب النکاح، مسأله ي 35)
همچنين امام خميني بر عدم وجوب پوشش زن در برابر پسربچه نابالغ فتوا داده است و مي فرمايد: «براي زن جايز است که به طفل مميز نابالغ نگاه کند و بر او واجب نيست که خود را در برابر او بپوشاند؛ در صورتي که باعث بر انگيختن شهوت نگردد.»[1]
در مورد جواز نگاه به زن هاي ديوانه، هر چند در کتب فتوايي چيزي مشاهده نشده اما روايت موثق بر آن دلالت دارد. در ذيل همان روايتي که بر جواز نگاه به زن هايي که با نهي، ترتيب اثر نمي دهند، آمده است: نگاه کردن به مو و بدن زن هاي ديوانه و کساني که بر عقل خود مسلط نيستند، در صورتي که با قصد تلذذ نباشد، اشکالي ندارد.[2]
ـ نگاه زن به مرد
آن چه که تاکنون ذکر گرديد، درباره ي نگاه مرد به زن بوده است؛ اما در مورد نگاه زن به مرد، ظاهر فتواي غالب فقها اين است که همانند نگاه مرد به زن، جايز نيست. به تعبير ديگر، فرقي ميان نگاه مرد به زن و زن به مرد نيست؛ يعني نگاه زن به بدن مرد جز وجه و کفين (چهره و دو دست) حرام است. فرقي که ميان زن و مرد وجود دارد، در مسأله ي پوشش است نه نگاه. يعني بر زن واجب است که بدن خود را در برابر نامحرم جز وجه و کفين بپوشاند و نيز حرام است که به بدن مرد جز وجه و کفين نگاه کند، اما بر مرد هر چند حرام است که به بدن زن نامحرم ـ جز وجه و کفين ـ نگاه کند، اما بر او واجب نيست که بدن خود را ـ جز عورت ـ بپوشاند.
در عروةالوثقي آمده است: «بر مرد جايز نيست که به زن نامحرم و نيز بر زن جايز نيست که به مرد نامحرم جز در صورت ضرورت نگاه کند.»[1]
امام خميني هم فرموده است: «براي زن جايز نيست که به مرد نامحرم نگاه کند ـ همان گونه که براي مرد نگاه به زن نامحرم جايز نيست ـ أقرب اين است که نگاه به وجه وکفين حرام نيست.»[2]
اما به نظر مي رسد که سيره ي متشرعه برخلاف اين است. ميان نگاه زن به مرد و مرد به زن، برخورد يکساني وجود ندارد و آن سخت گيري را که در مورد نگاه مرد به زن دارند، در مورد نگاه زن به مرد نشان نمي دهند. برخي از فقها نيز، تشابه ميان حکم زن و مرد را در مسأله ي نگاه قبول نکرده اند. به عنوان نمونه، آيت الله محمد باقر صدر در تعليقه ي خود بر مسأله ي 3 منهاج الصالحين آيت الله حکيم مي فرمايد: «اقرب اين است که بر زن حرام نيست که به قسمت هايي از بدن مرد که معمولاً در همه ي زمان ها پوشيده نيست ـ مانند سر و گردن ـ بدون ريبه نگاه کند.»
آيت الله خويي در بحث اجتهادي خود بحث نسبتاً مفصلي در اين رابطه مطرح کرده است و بر همه ي ادلّه اي که برحرمت نگاه زن به مرد آورده اند، خدشه کرده و آن ها را ناتمام دانسته است. وي پس از رد وجود اجماع، بر حرمت نگاه زن به مرد و نيز دلالت آيه ي 31 سوره ي نور، به روايات باب اشاره کرده و پس از خدشه بر دلالت يا سند آن ها فرموده است: «حاصل اين است که هيچ روايت معتبري بر حرمت نگاه زن به مرد وجود ندارد. بنابراين حکم به منع، صرفاً بر اساس احتياط است و نگاه زن به مرد در صورتي که از روي تلذذ و ريبه نباشد، ممنوعيتي ندارد.» [3]
آيت الله حکيم نيز تشابه حکم زن و مرد را در مسأله ي نگاه، مورد اشکال قرار مي دهد. وي پس از اين که مي فرمايد: براي مساوات حکم زن و مرد جز اجماع که بعضي ها ادعا کرده اند، دليلي وجود ندارد، مي نويسد: ليکن اعتماد بر اجماع که مخالف با سيره ي قطعيه ي مسلمين است که ميان زن و مرد در پوشش چهره و دو دست فرق مي گذارند، بي اساس است. (حکيم، 1391: ج14، ص26)
د)- لمس و تماس بدني
يکي ديگر از مسائلي که در مسأله ي ارتباط زن و مرد مطرح مي شود، تماس بدني است. از ديدگاه فقهي، تماس بدني زنان و مرداني که محارم همديگر هستند، مجاز است و ممنوعيتي ندارد. اما تماس بدني زن ومرد نامحرم مجاز نيست؛ بنابراين دست دادن زن ومرد نامحرم جايز نيست.
امام خميني مي نويسد: هر کس که نگاه به او حرام است، لمس وي نيز حرام است؛ بنابراين جايز نيست، زن و مرد نامحرم همديگر را لمس نمايند، بلکه اگر به جواز نگاه به وجه و کفين قائل شديم، به جواز لمس آن قائل نخواهيم بود. بنابراين، بر مرد جايز نيست که با زن نامحرم دست دهد، البته اگر از روي پارچه و لباس باشد، جايز است؛ ولي احتياط اين است که دست او را نفشرد. [1](يزدي، بي تا: ج2، کتاب النکاح، مسأله 47 ؛ 40) البته فقها، همان گونه که در موارد معالجه يا ضرورت و حاجت و موارد اهم از نظر شارع، نگاه را تجويز مي کنند، لمس و تماس بدني را نيز تجويز مي کنند. (امام خميني، 1380: مسأله22) در روايت ابوبصير از امام صادق(ع) آمده است: آيا مرد با زن نامحرم مي تواند مصافحه کند؟ فرمود: نه، مگر از روي لباس.[2]
در روايت ديگري، سماعه نقل مي کند: «از امام صادق(ع) در مورد مصافحه مرد و زن پرسيدم. فرمود: براي مرد جايز نيست که با زن مصافحه کند؛ مگر اين که بر او محرم باشد؛ مانند خواهر يا دختر يا عمه يا خواهر زاده و امثال آن ها؛ اما زني که با او محرم نيست، جز از روي لباس و پارچه مصافحه نکند و دستش را نفشرد.» (همان، ج2)
آيت الله خويي پس از ذکر اين روايت مي فرمايد: «ظاهر اين است که حکم حرمت، اختصاص به مصافحه ندارد، بلکه هر نوع لمس و تماس بدني با زن نامحرم حرام است؛ زيرا خصوصيتي در مصافحه نيست و ذکر آن در روايات به اين خاطر است که محل ابتلا در خارج است و هم اين که مصداق روشن تماس بدني است. مؤيد اين نکته روايتي است که در بيعت زنان با پيامبر اکرم(ص) آمده است که پيامبر(ص) ظرفي را طلب کرده است و در آن مقداري آب ريخت و دست راست خود را در آن فرو برد، پس از آن به هر زني که مي خواست با پيامبر(ص) بيعت کند، فرمود که دست خود را همانند پيامبر(ص) در آب فرو ببرد. (حرعاملي، 1397ق: ج14، ابواب مقدمات النکاح، باب 115، ح3) از اين روايت استفاده مي شود که اين کار پيامبر به اين خاطر بوده است که با زنان نامحرم تماس بدني پيدا نکند. از اين گذشته، همان گونه که شيخ انصاري(ره) فرموده اند: «مقتضاي اولويت قطعيه اين است که اگر نگاه حرام است، لمس نيز حرام است.» (خويي، بي تا: ج26، کتاب النکاح، جزء اول، ص104)
آن چه که از مجموع مطالب پيشين استفاده مي شود اين است که اسلام نه طرفدار نظريه «ضرورت» است و نه طرفدار نظريه ي تسامح و تساهل؛ بلکه معيار در روابط، همان «معروف» بودن است. به اين معنا که هر رابطه اي که در حدود موازين و حدود شرعي باشد و در نگاه عرف عقلا و متشرعين نيز پسنديده و مقبول باشد، از ديدگاه اسلام ممنوعيتي ندارد. به تعبير ديگر، اسلام در اين مورد مانند بسياري از موارد ديگر، اصول و ضوابطي را تعيين کرده است، اما تشخيص موارد و مصاديق آن را به عرف متشرعه واگذار کرده است. همان گونه که به نظر فقها موسيقي مطرب با موسيقي متناسب با مجلس لهو و لعب حرام است يا پوشيدن لباس شهرت حرام است اما تشخيص مصاديق آن به عرف واگذار شده است، يا بر اساس آيه «يا ايها الذين آمنوا اوفوا بالعقود» هر عقدي لازم الوفاست (البته با رعايت حدود شرعي) اما تشخيص مصاديق عقود به عرف واگذار شده است.
فهرست منابع:
× «قرآن کريم».
× «نهج البلاغه».
× خويي، سيد ابوالقاسم: «مستند العروةالوثقي»، منشورات دارالعلم، بي تا.
× امام خميني: «تحرير الوسيله»، مطبوعات دارالعلم، چ9، 1380.
× بحراني، هاشم: «البرهان»، بي جا، مؤسسه الوفاء، چ سوم، 1403ق.
× بخاري، محمدبن اسماعيل: «صحيح بخاري».
× حر عاملي،محمد بن حسن: «وسائل الشيعه»، مکتبة الاسلاميه، چ چهارم، 1397ق.
× حکيم، سيد محسن: «مستمسک العروه الوثقي»، قم، دارالکتب العلميه، چ چهارم، 1391ق.
× حکيم، سيد محسن: «منهاج الصالحين»، دارالتعارف للمطبوعات، چ دوم، 1396ق.
× حويزي، عبدعلي بن جمعه: «نورالثقلين»، قم، دارالکتب العلميه، چ دوم، بي تا.
× سجستاني، سليمان بن اشعث: «سنن ابوداود»، دارالحديث، چ اول، 1393.
× طباطبايي، سيد محمد حسين: «الميزان»، کانون انتشارات محمدي، چ سوم، 1363.
× علي بن ابراهيم، «تفسير قمي»، مکتبه المهدي، 1378.
× کليني، يعقوب: «کافي»، قم، دارالکتب الاسلاميه، چ پنجم، 1363.
× مسلم بن حجاج: «صحيح مسلم»، دارالمعرفه، بي تا.
× مطهري، مرتضي: «مجموعه آثار»، تهران، صدرا، چ دوم، 1379.
× مکارم شيرازي، ناصر: «تفسير نمونه»، قم، دارالکتب الاسلاميه، چ پنجم، 1368.
× يزدي، سيد محمد کاظم: «عروة الوثقي».
پي نوشت ها:
* - دانش آموخته سطح چهار حوزه، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشکي بابل
[1]- «... عاشروهن بالمعروف...»، (نساء، 19).
[2]- «والذين يتوفون منکم... فاذا بلغن اجلهن فلاجناح عليکم فيما فعلن في انفسهن بالمعروف و الله بما تعملون خبير و لاجناح عليکم فيما عرضتم به من خطبه النساء او اکننتم في انفسکم... ولکن لاتواعدوهن سرّاً إلا أن تقولوا قولاً معروفاً... و الذين يتوفون منکم... فأن خرجن فلا جناح عليکم فيما فعلن في انفسهن من معروف و الله عزيز حکيم»، (بقره، 240-234).
[1] - «فأقم وجهک للدين حنيفاً فطرة الله التي فطر الناس عليها لاتبديل لخلق الله ذلک الدين القيم»، (روم، 30).
[1] - «کان رسول الله (ص) يسلم علي النساء و يرددن عليه و کان اميرالمؤمنين (ع) يسلم علي النساء و کان يکره ان يسلم علي الشابة و يقول اتخوف ان يعجبني صوتها، فيدخل عليّ اکثر مماطلبت من الاجر.» (همان، ح3).
[1] - «و منها معارضته کل ما هو اهم في نظر الشارع مراعاته من مراعاة حرمة النظـر او اللمس» (حکيم، 1391: صص35-34)
[2]- «والقواعد من النساء التي لما يرجونَ نکاحاً فليس عليهن جناح ان يضعن ثيابهن غير متبرجات بزنية»، (نور، 61).
[1]- «لا بأس بالنظر الي رؤوس النساء من اهل الذّمه»، (حرعاملي، 1397ق: ج14، ص149، باب 112 از ابواب مقدمات النکاح، ح2)
[2]- «قال رسول الله(ص): لا حرمه لنساء اهل الذمّه ان ينظر الي شعورهنَّ و و ايديهنَّ» (همان).
[1] - «لا بأس بالنظر الي رؤوس نساء اهل تهامه والاعراب و اهل السواد و العلوج لانّهم اذا نهوا لا ينتهون»، (حر عاملي، 1397ق: ج14، باب 113، صص151-150)
[1] - «قلت لأبي عبدالله (ع): الرجل يريد ان ينزوج المرأه اينظر الي شعرها، فقال: نعم انما يريد ان يشتريها بأغلي الثمن.» (حر عاملي، 1397ق: ج14، باب 36 از ابواب مقدمات النکاح، ح8)
[2] - «أينظر الرجل الي المرأه يريد تزويجها فينظر الي شعرها ومحاسنها؟ قال: لا بأس بذلک اذالم يکن متلذذا» (همان، صص60-59، ح5)
[3] - «لا بأس بان ينظر الي وجهها ومعاصمها اذا اراد ان يتزوجها.» (همان، باب 36 من ابواب مقدمات النکاح، ح2).
[4] - «کنت عند النبي فأتاه رجل فاخبره انه تزوج امرأه من الانصار فقال له رسول الله: انطرت اليها؟ قال: لا. قال فأذهب فأنظر اليها فأن في اعين الانصار شيئاً.» (مسلم بن حجاج، بي تا: ج4، ص142).
[1] - «يجوز للمرأه النظر الي الصبي المميز ما لم يبلغ و لايجب عليها التستر عنه ما لم يبلغ مبلغاً يترتب علي النظر منه او اليه ثوران الشهوه علي الاقوي في الترتب الفعلي و علي الأحوط في غيره»، (امام خميني، 1380: ج 2، کتاب النکاح، مسأله 26).
[2] - «قال: و المجنونه و المغلوبه علي عقلها لابأس بالنظر الي شعرها و جسدها ما لم يتعمد ذلک»، (حر عاملي، 1397ق: ج14، ص151).
[1] - «لايجوز النظر الي الأجنبيه و لا للمرأه النظر الي الأجنبي من غير ضرورة»، (يزدي، بي تا: ج2، کتاب النکاح، مسأله 31).
[2]- «لايجوز للمرأه النظر الي الأجنبي کالعکس و الأقرب استثناء الوجه و الکفين»، (امام خميني، 1380: ج2، کتاب النکاح، مسأله 19).
[3]- «و الحاصل: انه ليس هناک اي روايه معتبر تدل علي حرمه نظر المراة الي الرجل و عليه فالحکم بالمنع علي الأحتياط. .. وانه لامانع من نظرها الي الرجل اذا لم يکن عن تلذذ وريبه»، (خويي، بي تا: کتاب النکاح، جزءاول، ص53).
[1]- «کل من يحرم النظراليه يحرم مسّه، فلايجوز مسّ الاجنبيه الأجنبي و بالعکس، بل لوقلنا بجواز النظر الي الوجه و الکفين من الا جنبيه لم نقل بجو از مسهما فلايجوز للرجل مصافحتها، نعم لابأس بها من وراء الثوب لکن لا يغمز کفها احتياطاً»، (امام خميني، 1380: ج2 ، کتاب النکاح، مسأله20).
[2]- «هل يصافح الرجل المرأه ليست بذات محرم ؟فقال (ع) لا الا من وراء الثوب»، (حر عاملي، 1397ق: ج14، ابواب مقدمات النکاح، باب 115، ح3).
نويسنده:عباس نيکزاد





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان