بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,255

حجاب و مسائل پيرامون آن-قسمت سوم

  1390/6/27
خلاصه: حجاب و مسائل پيرامون آن-قسمت سوم
5- بي حجابي و نابودي زمينه رشد وتعالي
بى‏حجاب در انديشه نمايش خود و زيبايى خويش است. اين امر که عقده حقارت انسان را مى‏نماياند، زمينه رشد و تعالى وى را نابود مى‏سازد؛ در حالى که زن مانند مرد يک انسان است و بايد از نظر انسانى رشد و تکامل يابد. کسى که با نمايش زيبايى خود و گزينش پوششى ويژه در انديشه جلب نظر ديگران به سر مى‏برد، در حقيقت مى‏خواهد با تکيه بر جذابيت‏هاى ظاهرى خويش و نه اصالت‏ها و ارزش‏هاى متعالى خود، جايى در جامعه بيابد. در واقع او از اين طريق اعلام مى‏دارد، آنچه برايش اصل است و اهميّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانيت و انديشه و لياقت و کارايى‏اش. چنين فردى قبل از همه اسير خويش است و به مغازه‏دارى شبيه است که پيوسته در انديشه تزيين ظاهر و تغيير دکور خود به سر مى‏برد و فرصت پرداختن به آرزوهاى بزرگ‏تر را نمى‏يابد.
اگر اصل زن بودن، زن وجنسيت زن باشد ونه انسانيت او، اين محدود است وزود گذر وهر زيبا روي جديدي که از او زيبا تر باشد، به راحتي جاي او را مي گيرد. اما اگر انسانيت اصل شد، ديگر قيمتش خيلي گران است وهيچ چيزي جاي آن را نمي تواند بگيرد.
6- حجاب و حرمت خود ( احساس ارزشمندى )
از نظر روان‏شناسى، قطعى‏ترين عامل رشد انسان، ميزان ارزشى است که هر فرد براى خود قائل است‏؛ به راستى آيا برهنه شدن و کشاندن رفتارهاى جنسى به کوچه و خيابان به آدمى ارزش مى‏دهد و انسان را از احساس ارزشمندى بهره‏مند مى‏سازد؟ البتّه شايد احساس رضايت آنى و زود گذر پديد آورد، ولى کم‏تر کسى است که بر خوردارى از اين حالت و رفتار را ارزش تلقى کند و شخص برخوردار از اين روحيه را ارزشمند بداند. افزون بر اين، تأمين هر خواسته‏اى هميشه با احساس رضايت همراه نيست. در جامعه‏اى که برهنگى تمام شريان‏هاى آن را پر کرده و زن و مرد همواره در حال مقايسه داشته‏ها و نداشته‏هاى خويشند، انسان‏ها در تشويش مستمر و دلهره هميشگى فرو مى‏روند؛ زيرا رقابت و مقايسه در ميدانى رخ مى‏نمايد که ظرفيت رقابت ندارد و بدين سبب، آدمى به تنوع طلبى حريصانه کشيده مى‏شود. بى‏ترديد تا وقتى اين انديشه، فضاى ذهن آدمى را پرکرده است، فرصتى براى بروز خلاقيت و ابتکار باقى نمى‏ماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل ديگران و جلب نظر مردان و پسنديده شدن، هرگز انديشه علمى را بر نمى‏تابد و نمى‏تواند يافته‏اى تازه عرضه کند. او در پى آن است که در وضعيت موجود پسنديده شود نه آن که وضعيت را تغيير دهد و با ابتکار و خلاقيت، طرحى نو در اندازد. از سوى ديگر، از آن‏جا که احساس بى‏ارزش بودن تمام وجود اين افراد را پر کرده است، در پى جبران اين کمبود بر مى‏آيند و چون آسان‏ترين راه رسيدن به اين احساس، مقبول ديگران واقع شدن است، از طريق سکس و عرضه پيکر خود در اين مسير گام بر مى‏دارند تا به شکلى، احساس ارزشمندىِ از کف رفته خود را جبران کنند. در حالى که شخص بر خوردار از حجاب ، هرگز چنين نيازى را احساس نمى‏کند. در نگاه او بهترين راه جبرانِ احساسِ ارزشمندى ، آن است که خود را از دسترس بيگانگان دور نگه دارد و مقام و موقعيت خود را پايين نياورد.(22)
گويا از همين رو است که ويل دورانت مى‏گويد: زنان دريافتند که دست و دل بازى، مايه طعن و تحقير است. بنابراين، چنين افرادى هم ارزشمندى را از کف داده‏اند و هم در جبران آن به بيراهه رفته‏اند. راه رسيدن به احساس ارزشمندى پايدار، رفتن در پى کسب صفات ارزشمند و پايدار است.
انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگه داشتن خود از دسترس ديگران، سطح ارزشمندى خود را ارتقا مى‏بخشد تا آن‏جا که مرد، نيازمندانه به آستان وى روى مى‏آورد. بى‏ترديد اگر زنان اين مفهوم را به طور کامل درک کنند، به پوشيده داشتن و مخفى ساختن پيکر خويش، بيش‏تر گرايش نشان مى‏دهندو پى خواهند برد که راه احساس ارزشمندى، در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نيست. (23)
در اين رابطه راسل مى‏گويد:"از لحاظ هنرى، مايه تأسف است که بتوان به آسانى به زنان دست يافت و خيلي بهتر است که وصال زنان دشوار باشد بدون آنکه غير ممکن گردد." ويل دورانت نيز مى‏گويد:" آنچه مى‏جوييم و نيابيم عزيز و گرانبها مى‏گردد. زيبائي به قدرت ميل بستگي دارد و ميل با اقناع و ارضاء ، ضعيف وبا منع و جلوگيري ، قوي مي گردد. " (24)
پس حجاب احساس ارزشمندى است که موقعيتى بلند مرتبه براى زنان، پديد مى‏آورد و مردان را در محدوديت فرو مى‏برد. اگر چه در بيان به زنان گفته مى‏شود که پوشيده بيرون آييد؛ ولى واقعيت آن است که به مرد گفته مى‏شود، بهره بردارى جنسى در همه جا ممنوع، چون راه چشم را که نافذترين کانال حسىِ مردان است، نمى‏توان سد کرد.
7- حجاب و استحکام خانواده‏
خانواده با اهميّت‏ترين نهاد اجتماعى است. خانواده کانون عشق و اميد و تحقق آرزوهاى آدمى و مرکز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونه‏اى که هيچ جامعه‏اى نمى‏تواند بدون خانواده پايدار بماند. در معارف الاهى خانواده مهم‏ترين جايگاه پرورش انسان است. قرآن کريم همسران را «لباس» يکديگر مى‏داند و بدين ترتيب نقش هر يک را معيّن مى‏کند. زن و شوهر نزديک‏ترين افراد به يکديگرند و چون لباس، يکديگر را از آفات و آسيب‏هاى عفت سوز و ايمان برانداز، حفظ مى‏کنند. افزون بر اين، آن‏ها مانند لباس، مايه وقار و آراستگى يکديگرند. بى‏ترديد اين نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شکل مى‏گيرد. چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگى رها باشند، نمى‏توانند براى يکديگر چون لباس به شمار آيند و عفت و وقار و شخصيت هم را پاس دارند. حجاب از لوازم سامان يافتن چنين بنيادى است و بى‏حجابى با آن تعارض آشکار دارد؛ زيرا بى‏بند و بارى در پوشش، بى‏بند و بارى در تحريک و احساس نياز را در پى دارد و تأمين نيازهاى شعله‏ور بنياد خانواده را نشانه مى‏رود.
غريزه جنسى يکى از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا براى پايدارى‏اش کافى نيست. بعد از ازدواج به تدريج با گذر زمان اهداف جديد شکل مى‏گيرد؛ خواسته‏هاى زيستى و جنسى اندک اندک جاى خود را به نيازهاى روانى و امنيتى و عاطفى و شناختى مى‏دهد و ديگر سرمايه عشق ورزى به تنهايى براى تأمين اهداف خانواده و خواسته‏ها کافى نيست. نخستين شرط دستيابى بدين اهداف و تأمين خواست‏هاى جديد، آن است که زن و شوهر از هويّت و خواست‏هاى فردى دست شويند و به سوى پى ريزى هويتى جمعى گام بردارند. چنانچه هر کس فقط خواهش خويش را پى گيرد؛ يعني زن در جهت تجمل و خودنمايى و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبوليت خويش فرو رود و نقش مادرى را به فراموشى سپارد؛ و از آن سوى مرد در انديشه رسيدن به تمکين‏هاى نوتر و پر رونق‏تر به سر برد و نقش پدرى را فراموش کند، بنيان خانواده بر باد مى‏رود. بى‏ترديد کانون خانواده با امورى چون توجّه به لباس و بدن و روى و موى و انگشت نما شدن و مشخص‏تر معرفى کردن خود، پيوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدين امور و فراموش کردن اهداف خانواده و نيازهاى برتر، پايه‏هاى خانواده را متزلزل مى‏سازد.
8- حجاب و مسؤوليت پذيرى‏
هر کس در برابر خود و ديگران مسؤول است. انجام موفقيت‏آميز مسؤوليت به استعداد و برخوردارى از توانمندى‏هاى متناسب و ظرفيت‏هاى روان شناختى و جسمى نياز دارد. توفيق در پاره‏اى از مسؤوليت‏ها و حتّى سپردن برخى از مسؤوليت‏ها به حجاب تکيه دارد و افرادى که بى‏حجابى پيشه مى‏کنند، توان انجام آن را ندارند. اين گروه ناگزير بايد به خويش پردازند و - چنان که امروزه مشاهده مى‏کنيم - چاره‏اى ندارند جز آن که انجام آن مسؤوليت‏ها را به ديگران و حتّى مردان بسپارند. زنانى که در پى دلربايى و جلب نظر ديگرانند و جز عرضه پيکر خود به چيزى نمى‏انديشند، هرگز نمى‏توانند غمخوار همنوع خود باشند؛ درنتيجه نمي توانند در برابر خانواده و اجتماع، احساس مسؤوليت کنند و به معنويت خود و اعضاى خانواده و جامعه بينديشند. فرد بى‏حجاب با رعايت نکردن اين شرط، در واقع از قبول مسؤوليت خوددارى ورزيده، در پى خواسته‏هاى خود مى‏رود و حتّى ديگران را از انجام تعهدهاى پذيرفته شده باز مى‏دارد. بنابراين، حجاب هرگز به معناى محدود کردن حوزه مسؤوليت زن نيست. حجاب شرط موفقيت در انجام دادن مسؤوليت‏ها و سپردن برخى مسؤوليت‏ها است. انسان، با انتخاب بى‏حجابى از قبول مسؤوليت‏هاى حساس و سنگين شانه خالى مى‏کند؛ آزاد از هر تعهدى سر بار ديگران مى‏شود و مسؤوليت‏ها را به ديگران وا مى‏گذارد.
9- حجاب مصونيت است نه محدوديت
علاوه بر اينکه پوشش امرى غريزى و فطرى براى بشر است، کاوش‏هاى باستان شناسى نيز نشان مى‏دهد که از دير زمان بشر در حد امکان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزيده است وهمه صاحبان اديان نيز آن را سرلوحه عمل قرار داده‏اند.
ثانياً مستور بودن زيباييها و جذبه‏هاى جنسى زن و مرد آنها را از معرض ديد و طمع ورزى شهوت پرستان هرزه محافظت مى‏کند و امنيت و بهداشت روانى جسمى آنان را تامين مى‏نمايد.
همچنين ، برهنگى راهبر به سوى بى‏بند و بارى و لجام گسيختگى جنسى است که عواقب شوم و زيانبارى دارد؛ از جمله:
1- گسترش فساد و ناهنجارى‏هاى اجتماعى.
2- شيوع بيمارى‏هايى چون سفليس، سوزاک، ايدز و... .
3- سست شدن پيمان مقدس خانواده و گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقده‏هاى روحى در کودکان.
4- زياد شدن فرزندان نامشروع.
اينها و ده ها مشکل اجتماعى ديگر ، عواقب شومى است که جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول مى‏کشاند تا آن جا که حتى فرياد متفکرين ماترياليستى چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ کرده است. ولى مکتب گرانقدر اسلام در پرتو هدايت‏هاى نورانى‏اش همچون حجاب از اساس با اين جريان ويرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژى استوار براى صيانت فرد وجامعه از آسيب هاى بي شمار قرار داده است. از همين‏رو است که استعمارگران براى تخدير جوانان، در بند کشيدن آنان وگسترش اهداف ظالمانه خويش از بى حجابى و برهنگى به عنوان ابزارى قوى سود مى‏جويند.
همچنين تجربه انقلاب اسلامي اثبات کرد که به هيچ وجه حجاب محدوديت نيست و نه تنها هيچ منافاتي با پيشرفت زنان در عرصه هاي مختلف نداشته، بلکه عاملي مثبت در مصونيت و حفظ کرامت و شخصيت زنان است؛ حضور زنان بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در همه صحنه هاي اجتماعي، اقتصادي، حماسي، سياسي، علمي، هنري، حقوقي، قانونگذاري و بسياري صحنه هاي ديگر با پوشش ديني، نشان داد که حجاب کمترين رکودي در فعاليت هاي اجتماعي زن پديد نمي آورد، بلکه خودنمايي و بي حجابي است که زن را به حواس پرتي و رکود مي کشاند و فرصت گران بهاي او را براي تزيين و خودآراي هدر مي دهد و پس از خروج از منزل نيز او را به نمايش تن و حفظ آرايش وا مي دارد و به نماياندن جاذبه هاي زنانگي خود، فعاليت هاي مردان را با رکود رو به رو مي سازد و به علاوه آثار بسيار مخربي بر فرهنگ، نهاد خانواده و آينده جامعه انساني به دنبال خواهد داشت. بنابراين اين حجاب نيست که باعث رکود مي شود بلکه برعکس بي حجابي است که سبب رکود فعاليت هاي هر دو قشر زن و مرد خواهد شد.
نويسنده : سعيدکاظمي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان