بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,512

گزارش کتاب نظام حقوق زن در اسلام-قسمت ششم(قسمت پاياني)

  1390/6/25
خلاصه: گزارش کتاب نظام حقوق زن در اسلام-قسمت ششم(قسمت پاياني)
اشکالات‌ و معايب‌ چند همسري
مشکالات‌ و معايب‌ چند همسري، به‌ قدري‌ زياد است‌ که‌ گاهي‌ سعادت‌ و خوشبختي‌ زناشويي‌ را که‌ در گرو صفا و صميميت‌ مي‌باشد به‌ خطر مي‌افکند و حتي‌ براي‌ خود مرد نيز آنقدر مسؤ‌وليت‌هاي‌ تعدد زوجات‌ زياد مي‌باشد که‌ رو آوردن‌ به‌ آن، پشت‌ کردن‌ به‌ آسايش‌ مي‌باشد. آن‌ دسته‌ از مرداني‌ که‌ از تعدد زوجات، خشنودند به‌ شرايط‌ آن‌ عمل‌ نمي‌کنند و در واقع، زندگي‌ تک‌ همسري‌ اختيار کرده‌اند و يکي‌ از همسران‌ خود را از مدار زندگي‌ خارج‌ نموده‌ و به‌ او ظلم‌ و ستم‌ روا مي‌دارند.
براي‌ بررسي‌ صحيح‌ مشکلات‌ و معايب‌ چند همسري‌ بايد عواملي‌ که‌ چند همسري‌ را ايجاب‌ مي‌کند نيز در نظر گرفته‌ شود و رويهمرفته‌ بررسي‌ گردند. براي‌ چند همسري، معايبي‌ چند ذکر شده‌ است:
از منظر روانشناختي:
برخي‌ با استناد به‌ اين‌ دليل‌ که‌ زندگي‌ زناشويي، يک‌ زندگي‌ معنوي‌ بوده‌ و اساس‌ آن‌ عشق‌ و دلدادگي‌ دو طرف‌ است، مي‌گويند نمي‌شود عشق‌ را تقسيم‌ کرد و در يک‌ قلب، دو نفر را جاي‌ داد زيرا احساسات، قابل‌ کنترل‌ نيست‌ لذا چند همسري‌ مردود است. در جواب‌ بايد گفت‌ درست‌ است‌ که‌ زندگي‌ زناشويي‌ بر اساس‌ احساسات‌ دو طرف‌ مي‌باشد ولي‌ صحيح‌ نيست‌ که‌ محبت، صرفاً‌ بايد محدود به‌ يک‌ تن‌ باشد و عشق، انحصارطلب‌ است. خير. ظرفيت‌ روحي‌ انسان‌ آنقدر محدود نيست‌ که‌ نتواند دو عشق‌ و علاقه‌ را در خود جاي‌ دهد. مي‌توان‌ به‌ انسانهاي‌ متعددي‌ عشق‌ ورزيد.
از منظر تربيتي:
ممکن‌ است‌ گفته‌ شود در زندگيهايي‌ که‌ تعدد زوجات‌ وجود دارد به‌ خاطر حس‌ هووگري، زنان‌ عليه‌ يکديگر اقدام‌ مي‌کنند و کانون‌ خانواده‌ به‌ آشوب‌ کشيده‌ مي‌شود و جاي‌ صفا و صميميت‌ را دشمني‌ و رقابت‌ مي‌گيرد. اما اين‌ مسئله‌ نيز به‌ اصل‌ تعدد زوجات، ربطي‌ ندارد بلکه‌ به‌ طريقه‌ اجراي‌ آن‌ از طرف‌ مرد و نيز زن‌ تازه‌ وارد بستگي‌ دارد. اگر مرد با خودسري‌ و هوسراني‌ به‌ تعدد زوجات‌ دست‌ بزند به‌ اختلاف‌ کشيده‌ مي‌شود اما اگر از روي‌ انجام‌ وظيفه‌ و احساسات‌ انساني‌ باشد و زن‌ نيز بداند که‌ مردش‌ از سر حيوانيت‌ و خودخواهي‌ و از روي‌ سيري‌ و خسته‌ شدن‌ از او اينکار را نکرده، هيچگاه‌ اختلاف‌ بوجود نمي‌آيد.
از منظر حقوقي:
برخي‌ معتقدند به‌ موجب‌ عقد ازدواج، هر يک‌ از زوجين، متعلق‌ به‌ ديگري‌ مي‌گردد و از آن‌ او مي‌شود. از اين‌ رو در تعدد زوجات، آن‌ که‌ ذي‌ حق‌ اول‌ است، زن‌ سابق‌ مي‌باشد و اگر مرد بخواهد با زن‌ ديگري‌ هم‌ معاشقه‌ کند، مخالفت‌ با مالک‌ قبلي‌ است‌ که‌ زن‌ اولي‌ باشد والا‌ معامله، فضولي‌ و باطل‌ است. بنابراين‌ نظريه، طبيعت‌ ازدواج، مبادلة‌ منافع‌ مي‌باشد و هر يک‌ از زوجين، مالک‌ منافع‌ زناشويي‌ طرف‌ ديگر فرض‌ مي‌شود. به‌ فرض‌ که‌ چنين‌ باشد اين‌ ايراد وقتي‌ وارد است‌ که‌ تعدد زوجات‌ به‌ خاطر تفنن‌ و تنو‌ع‌طلبي‌ باشد اما اگر مرد، مجوزي‌ شخصي‌ از قبيل‌ عقيم‌ بودن‌ زن‌ و.... يا مجوزي‌ اجتماعي‌ داشته‌ باشد مانند وقتي‌ که‌ ناشي‌ از فزوني‌ زنان‌ باشد و.... در اين‌ صورت‌ ازدواج‌ مجدد بر مردان‌ واجب‌ کفايي‌ مي‌شود. ديگر زن‌ به‌عنوان‌ تکليف‌ اجتماعي‌ نيز بايد گذشت‌ کند و مرد خود را به‌ تعدد زوجات‌ تشويق‌ نمايد. آنان‌ که‌ مد‌عي‌اند عدالت‌ ايجاب‌ مي‌کند که‌ تعدد زوجات‌ با اجازة‌ همسر پيشين‌ باشد فقط‌ از زواية‌ تفنن‌ و تنو‌ع‌طلبي‌ مرد به‌ مسئله‌ نگريسته‌اند و ضرورتهاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ را از ياد برده‌اند.
از منظر فلسفي:
سخيف‌ترين‌ اشکالي‌ که‌ بر تعدد زوجات‌ شده، اين‌ است‌ که‌ اين‌ قانون‌ با تساوي‌ حقوق‌ زن‌ و مرد، منافات‌ دارد!! يعني‌ يا بايد هر دو حق‌ چندهمسري‌ داشته‌ باشند يا هيچ‌ کدام‌ نداشته‌ باشند. اين‌ افراد کوچکترين‌ توجهي‌ به‌ علل‌ و موجبات‌ فردي‌ و اجتماعي‌ تعدد زوجات‌ نداشته‌ و تنها موضوعي‌ را که‌ در نظر گرفته‌اند، هوس‌ مردان‌ بوده‌ است‌ که‌ ما نيز با آن‌ مخالفيم. همچنين‌ به‌ تفاوت‌ وضعيت‌ جسمي، غريزي، رواني‌ و اجتماعي‌ مرد و زن‌ توجه‌ ندارد. اسلام، نه‌ چند همسري‌ را اختراع‌ کرد و نه‌ آنرا منسوخ‌ ساخت. بلکه‌ براي‌ اين‌ رسم، مقرر‌اتي‌ قرار داد و آنرا اصلاح‌ نمود تا رعايت‌ حقوق‌ زن‌ (هم‌ زن‌ نخست‌ و هم‌ زن‌ بعدي) شده‌ و عدالت‌ و کرامت‌ زن‌ پايمال‌ نگردد و چندهمسري‌ را نيز محدود و مشروط‌ ساخت:
محدوديت: اولين‌ اصلاحي‌ که‌ اسلام‌ در اين‌ رسم‌ انجام‌ داد اين‌ بود که‌ آنرا محدود ساخت. قبل‌ از اسلام، يک‌ مرد مي‌توانست‌ تا صدها زن‌ بگيرد. اسلام‌ مردان‌ را محدود ساخت.
قيد عدالت: مهمترين‌ اصلاحي‌ که‌ اسلام‌ در اين‌ رسم‌ کرد، الزامي‌ کردن‌ شرط‌ «عدالت» بود. اسلام‌ اجازه‌ نداد به‌ هيچ‌ وجه، تبعيضي‌ ميان‌ زنان‌ و فرزندان‌ آنها صورت‌ بگيرد. «فَاًن‌ خِفتُم‌ أ‌لا‌ تَعدِلوا فَواحِدَةً»(47) اگر بيم‌ داريد که‌ عدالت‌ نکنيد (يعني‌ اگر به‌ خود اطمينان‌ نداريد که‌ با عدالت‌ رفتار کنيد) پس‌ به‌ يکي‌ اکتفا کنيد.
قرآن‌ کريم، شرط‌ ازدواج‌ مجدد مرد را رعايت‌ حقوق‌ مادي‌ و معنوي‌ همسر نخست‌ و نفي‌ بيعدالتي‌ قرار داد. پيامبر اکرم(ص) نيز مي‌فرمايد:
«هرکس‌ دو زن‌ داشته‌ باشد و در ميان‌ آنها با عدالت‌ رفتار نکند (مثلاً‌ به‌ يکي‌ از آنها بيشتر از ديگري‌ اظهار تمايل‌ کند)، در روز قيامت‌ درحالي‌ محشور خواهد شد که‌ يک‌ طرف‌ بدن‌ خود را به‌ زمين‌ مي‌کشد تا سرانجام‌ داخل‌ آتش‌ شود».(48)
با توجه‌ اهميتي‌ که‌ اسلام‌ براي‌ اين‌ شرط، قائل‌ شده‌ و اينکه‌ معمولاً‌ احساسات‌ مرد نسبت‌ به‌ همة‌ زنها يکسان‌ و در يک‌ درجه‌ نمي‌باشد، رعايت‌ «عدالت»، کار بسيار دشواري‌ مي‌باشد و مشکلترين‌ وظايف‌ به‌ شمار مي‌رود. اسلام‌ بقدري‌ به‌ حقوق‌ زن‌ و رعايت‌ عدالت، توجه‌ داشته‌ که‌ اگر مرد و زن‌ در حين‌ عقد با هم‌ توافق‌ کنند که‌ زن‌ از برخي‌ حقوق‌ خود، دست‌ بکشد و با زن‌ اول‌ در شرايط‌ مساوي‌ قرار نداشته‌ باشد، چنين‌ شرطي‌ را هم‌ صحيح‌ نمي‌داند. اسلام‌ علاوه‌ بر اين، شرايط‌ ديگري‌ نيز بنفع‌ زن‌ گذارده‌ است. مردي‌ که‌ مي‌خواهد زن‌ ديگري‌ بگيرد بايد استطاعت‌ مالي‌ براي‌ تأمين‌ کامل‌ و مساوي‌ هر دو خانواده‌ و از نظر جسمي‌ و غريزي‌ نيز توان‌ ادأ حقوق‌ هر دو زن‌ را داشته‌ باشد.
امام‌ صادق7 در اين‌ مورد چنين‌ مي‌فرمايد:
«هرکس‌ ازدواج‌ مجدد کند و نتواند آنها را از لحاظ‌ جنسي‌ اشباع‌ نمايد و آنها به‌ زنا و فحشأ بيفتند، گناه‌ اين‌ فحشأ به‌ گردن‌ اوست».(49)
اسلام‌ با توجه‌ به‌ مشکلات‌ اجتماعي‌ و فردي، قانون‌ تعدد زوجات‌ را آنهم‌ با شرايط‌ خاصي‌ و در جهت‌ رعايت‌ حقوق‌ و منافع‌ زن، تجويز نمود و با اينکار مشکلات‌ زيادي‌ از زنان‌ را در جامعه‌ برطرف‌ کرد.
‌پي‌نوشتها:
.1 نظام‌ حقوق‌ زن‌ در اسلام، استاد مطهري، ص‌ 11.
.2 نظام‌ حقوقي‌ زن‌ در اسلام، استاد مطهري، ص‌ 13.
.3 نظام‌ حقوق‌ زن‌ در اسلام، استاد مطهري، ص‌ 16.
.4 نظام‌ حقوق‌ زن‌ در اسلام، استاد مطهري، ص‌ 19.
.5 نظام‌ حقوق‌ زن‌ در اسلام، استاد مطهري، ص‌ 23.
.6 نظام‌ حقوق‌ زن‌ در اسلام، استاد مطهري، ص‌ 23.
.7 همان، ص‌ 76.
.8 نظام‌ حقوق‌ زن‌ در اسلام، استاد مطهري، ص‌ 123.
.9 نظام‌ حقوق‌ زن‌ در اسلام، استاد مطهري، ص‌ 114.
.10 همان‌ کتاب، ص‌ 115.
.11 نسأ/1.
.12 سوره‌هاي‌ نسأ، نحل‌ و روم.
.13 نظام‌ حقوق‌ زن‌ در اسلام، استاد مطهري، ص‌ 117.
.14 اعراف/2.
.15 همان‌ کتاب، ص‌ 119.
.16 بقره/187.
.17 همان‌ کتاب، ص‌ 121.
.18 همان‌ کتاب، ص‌ 123.
.19 نظام‌ حقوق‌ زن‌ در اسلام، استاد مطهري، ص‌ 145.
.20 نظام‌ حقوق‌ زن‌ در اسلام، استاد مطهري، ص‌ 154. به‌ نقل‌ از «انسان‌ موجود ناشناخته، الکسيس‌ کارل، چاپ‌ سوم، ص‌ 100.
.21 همان‌ کتاب، ص‌ 160.
.22 همان‌ کتاب، ص‌ 168.
.23 روم/ 21.
.24 همان‌ کتاب، ص‌ 183.
.25 همان‌ کتاب، ص‌ 186.
.26 نسأ/4.
.27 نسأ/32.
.28 همان‌ کتاب، ص‌ 189.
.29 نسأ/7.
.30 همان، ص‌ 223 و 224.
.31 همان، ص‌ 234.
.32 همان، ص‌ 238.
.33 همان، ص‌ 247.
.34 همان، ص‌ 251.
.35 همان، ص‌ 257.
.36 همان، ص‌ 258.
.37 همان، ص‌ 266.
.38 بقره/236.
.39 نظام‌ حقوقي‌ زن‌ در اسلام، استاد مطهري، ص‌ 271.
.40 همان‌ کتاب، ص‌ 278.
.41 همان‌ کتاب، ص‌ 290.
.42 همان‌ کتاب، ص‌ 291.
.43 همان‌ کتاب، ص‌ 292.
.44 همان‌ کتاب، ص‌ 293.
.45 همان. ص‌ 311 و 312.
.46 همان. ص‌ 322.
.47 نسأ/2.
.48 همان. ص‌ 349.
.49 همان. ص‌ 353
نويسنده:‌مهدي‌ حکيمي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان