بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,313

حجاب و مسائل پيرامون آن-قسمت دوم

  1390/6/23
خلاصه: حجاب و مسائل پيرامون آن-قسمت دوم
3- رابطه حجاب و پوشش اسلامى‏
«حجاب» به معناى پرده، حاجب، پوشيدن و پنهان کردن و منع از وصول است. (ر. ک: راغب اصفهانى المفردات فى غرائب القرآن و سيدعلى‏اکبرقرشي، قاموس قرآن) اين واژه(حجاب) تنها به معناى پوشش ظاهرى يا پوشاندن زن نيست و در اصل به مفهوم پنهان کردن زن از ديد مرد بيگانه است. بدين سبب، هر پوششى حجاب نيست. حجاب پوششى است که از طريق پشت پرده واقع شدن، تحقق يابد. لذا در خصوص پوشش زن،حجاب، اصطلاحى نسبتاً جديد است و همين سبب گرديده بسيارى گمان کنند اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. ويا مدّعى شوند حجاب به وسيله ايرانيان به مسلمانان و اعراب سرايت کرده است؛ در حالى که آيات مربوط به حجاب (پوشش اسلامى زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ايرانيان، نازل شده است. بنابراين، وظيفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتيجه عدم مشارکت اين گروه عظيم در فعاليت‏هاى اجتماعى نيست. اين وظيفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمايى نپردازد و مشارکتش در فعاليت‏ها بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.(12)
4- ضرورت پوشش اسلامى در قرآن‏
پوشش اسلامى از احکام ضرورى اسلام است و هيچ مسلمانى نمى‏تواند در آن ترديد کند؛ زيرا هم قرآن مجيد به آن تصريح کرده است و هم روايات بسيار بر وجوب آن گواهى مى‏دهند. به همين جهت، فقيهان شيعه و سنى به اتّفاق به آن فتوا داده‏اند. همان طور که نماز و روزه به دورانى خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نيز چنين است و ادعاى عصرى بودن آن، بى‏دليل و غير کارشناسانه مى‏نمايد.
خداوند متعال در آيه 30 سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آيه بعد به زنان مسلمان فرمان مى‏دهد از چشم چرانى اجتناب کنند و در رعايت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ»؛ «[اى پيامبر] به مردان مؤمن بگو ديدگان خود فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. اين کار براى پاکى و پاکيزگى‏شان بهتر است و خداوند بدانچه مى‏کنند، آگاه است.» سپس در آيه بعد مى‏فرمايد:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛ «[اى پيامبر] به زنان مؤمن بگو ديدگان خود فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته، دامن خود را از نگاه بيگانگان بپوشانند و زيور خويش را جز براى شوهران و ساير محارم آشکار نکنند، مگر آنچه پيدا است؛ و روسرى‏هاى خويش را به گريبان‏ها اندازند تا سر و گردن و سينه و گوش‏ها پوشيده باشد و پاهاشان را به زمين نکوبند تا آنچه از زينت پنهان مى‏کنند، معلوم شود. اى بندگان مؤمن، همه به سوى خدا توبه کنيد تا رستگار شويد.»
در اين آيه خداوند تعالى، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر زنان مؤمن لازم است، به دو شکل گسترش مى‏دهد: 1. پوشيدگى سر و گردن؛ 2. پوشاندن زينت‏ها.
«خُمُر» جمع «خِمار» و به معناى روسرى و سرپوش است. و«جيوب» از واژه «جيب» به معناى قلب و سينه و گريبان است.(13) در تفسير مجمع البيان چنين مى‏خوانيم: زنان مدينه اطراف روسرى‏هاى خود را به پشت سر مى‏انداختند و سينه و گردن و گوش‏هاى آنان آشکار مى‏شد. بر اساس اين آيه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به گريبان‏ها بيندازند تا اين مواضع نيز مستور باشد. آيا مفهوم واژه "جيب"، "زيور" فارسى (زينت‏هاى جدا از بدن مانند جواهرات) را نيز در بر مى‏گيرد يا تنها آرايش‏هاى متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل مى‏شود؟در پاسخ بايد گفت: حکم کلى آن است که خودآرايى جايز و خودنمايى در مقابل نامحرم ممنوع است.(14)
آرايش امرى فطرى و طبيعى است و حسّ زيبايى دوستى سرچشمه پيدايش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مى‏شود. اين گرايش طبيعى، افزون بر آنکه آثار مثبت روانى در ديگران پديد مى‏آورد، به تحقق آثار گرانبهاى روانى در شخص آراسته، نيز مى‏انجامد.آراستن خود و پرهيز از آشفتگى و پريشانى در نظام فکرى و ذوق سليم انسان ريشه دارد. پرهيز از خودآرايى نه دليل وارستگى از قيد نفس است و نه علامت بى‏اعتنايى به دنيا. وضع ژوليده و آشفته و عدم مراعات تميزى و نظافت ظاهرى، خود به خود شخصت افراد را در نگاه ديگران خوار مى‏سازد و زبان طعن و توهين دشمن را مى‏گشايد. بر اين اساس، پوشيدن جامه زيبا، بهره‏گيرى از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گيسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خويش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤکد و برنامه‏هاى روزانه مسلمانان است.(15)
حضرت امام حسن مجتبى(ع) بهترين جامه‏هاى خود را در نماز مى‏پوشيد و در پاسخ کسانى که سبب اين کار را مى‏پرسيدند، مى‏فرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَميلٌ وَ يُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّى‏»؛ «خداوند زيبا است و زيبايى را دوست دارد. پس خود را براى پروردگارم زيبا مى‏سازم.» (16)
بنابراين، خداوند زينت و خودآرايى را نهى نمى‏کند؛ آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمايى و تحريک و تهييج به وسيله آشکار ساختن زينت در محافل اجتماعى است؛ چنان که مى‏فرمايد: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏»؛ (17) ونيزمى‏فرمايد:«وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ»؛(18)
اين آيه زنان عرب را که معمولاً خلخال به پا مى‏کردند و براى اينکه بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پاى خود را محکم به زمين مى‏کوفتند، از اين کار نهى مى‏کند. فقيه بزرگوار علامه مطهرى مى‏گويد: «از اين دستور مى‏توان فهميد هر چيزى که موجب جلب توجّه مردان مى‏گردد، مانند استعمال عطرهاى تند و همچنين آرايش‏هاى جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور کلى زن در معاشرت، نبايد کارى بکند که موجب تحريک و تهيج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.»(19)
در آيه 31 سوره «نور» مى‏فرمايد: «وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها». زينت‏هاى زن دو گونه است: يک نوع زينتى که مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشکار است و پوشانيدن آن واجب نيست؛ و نوع ديگر زينتى که پنهان است مگر آنکه عمداً بخواهد آن را آشکار سازد؛ مانند گوشوار و گردن بند. پوشانيدن اين نوع زينت واجب است. البتّه استثناهايى دارد که بعداً بيان خواهد شد.(20)
آيات ديگرى که با صراحت کامل دستور پوشش اسلامى و فلسفه آن را بيان مى‏کنند، چنين است: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً»؛(21)
«اى پيامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو: پوشش‏هاى (روسرى و چادر) خود را برخود فروتر گيرند. اين براى آنکه (به حريت و عفت) شناخته گردند و(توسط هوسرانان)اذيت وآزار نشوند،[به احتياط ] نزديک‏تر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است.»
با توجه به آيات و مطالب فوق ، در اينجا سه نکته مهم قابل ذکر است:
1) حدود و ميزان پوشش :
بدون شک هر اندازه بدن زن پوشيده‏تر باشد، ايمن تراست.اگر نگاه‏هاى آلوده را همچنان که در روايات آمده است، تيرهاى زهرآلود شيطان بدانيم، پوشش زن همانند قوسى است که تير از آن کمانه مى‏کند و منحرف مى‏شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مى‏ماند. بر عکس هر اندازه بدن زن برهنه‏تر باشد، تيرهاى شيطانى را بيشتر متوجه خود ساخته و از آن آسيب خواهد ديد. و از همين روست که چادر را حجاب برتر شناخته‏اند، زيرا با وجود شرايط ديگر، بيشترين پوشش و مطمئن‏ترين مصونيت را به ارمغان مى‏آورد. بنابراين حجاب منحصر به چادر نيست و مانتوى کامل نيز مى‏تواند حجاب زن را تأمين کند، ليکن چادر حجاب برتر است.
2) کيفيت پوشش :
ميزان ضخامت و حتى کيفيت دوخت لباس، خود بخش مهمى از حجاب را تشکيل مى‏دهد. بدون شک لباس‏هاى نازک و تنگ و بدن‏نما ، فرودگاه پيکان مسموم شيطان و موجب خيره شدن چشم‏هاى هرزه و آلوده و به فساد کشاننده جامعه است. در مقابل لباس‏هاى غيربدن‏نما، ديده ها را از خود دور مي سازد و سلامت معنوي نفوس را تأمين مي کند.
3) رنگ ها :
ترديدي نيست که برخي از رنگ ها ديده ها را خيره مي سازد، و پاره اي ديگر، نگاه ها را از خود مي راند و دور مي سازد. اکنون سؤال مي شود کداميک از اين دو براي تأمين حجاب واقعي و مصونيت معنوي جامعه و خيره نکردن چشم ها و بر نيفروختن آتش شهوت مفيدتر است ؟ مگر ما در جامعه اي زندگي نمي کنيم که ميليونها جوان در اوج غريزه جنسي به سر مي برند و در سخت ترين شرايط جواني از امکان ازدواج محرومند و کافي است با اندک جرقه اي، شعله هاي غريزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناهان و ناراحتي ها مبتلا گردند؟ پس چرا به هر وسيله ممکن - حتي با گزينش رنگ مناسب لباس در جامعه - به سلامت ديني و روحي و رواني آنان کمک نکنيم و موجب جلب توجه آنان و قرارگرفتن شان در دام مفاسد نشويم ؟ آيا اين سخت گيري، ناپسند است يا ناديده گرفتن تأثير عوامل ياد شده ؟ در عين حال علماي دين نسبت به خصوص رنگ ها تأکيد چنداني نکرده ولي بر اين مسأله پاي مي فشارند که لباس، نبايد موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشي از آن باشد. از اين رو است که در طول تاريخ، زنان مسلمان، به ميل خود، لباس مشکي را براي حجاب برگزيدند و اين سنت حسنه مورد تقرير و پذيرش پيامبر(ص ) و امامان (ع ) قرار گرفت ، زيرا آنان به اين وسيله احساس امنيت و مصونيت بيشتري مي کردند.
نکته ديگر اين که در بسياري از کشورهاي اسلامي، حجابي شبيه چادر و عبا وجود دارد و اختصاص به ايرانيان ندارد.
نويسنده : سعيدکاظمي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان