بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,468

چرا زنان به «خشونت» دست مي زنند؟

  1390/6/23
خلاصه: چنانکه شاهديم زماني بنا بر پايبندي فرهنگي و اجتماعي به زنان توصيه مي شد؛ آرام صحبت کنند و صدايشان را بيرون از حريم خانه بلند نکنند تا مبادا غريبه اي صدايشان را بشنود، اما امروز که از جلوي منازل عبور مي کنيم به وضوح فرياد «زنان» را مي شنويم.
به طور کلي «جرايم» همچون درختي هستند که از يک سو خود معلول و حاصل بذري معيوب بوده و از سوي ديگر عامل و مادر پديده هاي مخرب اجتماعي محسوب مي شوند.
از همين رو در جامعه اي که گرفتار مشکلات ساختاري در حوزه هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي است شاهد افزايش بروز بزهکاريهاي گوناگون خواهيم بود. در اين جوامع از احترام و اطمينان متقابل کاسته شده و بر روند گسترش بزهکاري ها افزوده مي شود.
وضعيت «جرايم خشن» در بين زنان نيز چنين است. چنانکه شاهديم زماني بنا بر پايبندي فرهنگي و اجتماعي به زنان توصيه مي شد؛ آرام صحبت کنند و صدايشان را بيرون از حريم خانه بلند نکنند تا مبادا غريبه اي صدايشان را بشنود، اما امروز که از جلوي منازل عبور مي کنيم به وضوح فرياد «زنان» را مي شنويم. زيرا امروز زنان نيز همانند ديگر اقشار جامعه دريافته اند؛ اگر فرياد نکشي کسي حرفت را نمي شنود و اهميت نمي دهد! اين در حالي است که «زن» مظهر زيبايي و آرامش و مهرباني است.
اما اگر شرايط جامعه به گونه اي باشد که افراد بدون فشار و خشونت از طريق راههاي قانوني و منطقي مشکلات خود را حل کنند و نتيجه بگيرند ديگر شاهد خشونت در جامعه نخواهيم بود. در حاليکه مردم بر اساس تجربه دريافته اند وقتي نمي توان اميدوار به قانون و منطق بود بايد قانون خود را اجرا کنند.
در اخبار حوادث رسانه ها مي بينم؛ فردي که نتوانسته چک و بدهي خود را دريافت کند دست به خشونت مي زند. وحشتي نيز از زندان و مجازات ندارد چون قبح اين مسايل ريخته است. نکته مهمتر اينجاست که با گذشت زمان، اين زورگويي و خشونت حالت همه گير يافته و به عنوان عادت، رايج مي شود. چنانکه اگر زماني براي احقاق حق دست به خشونت مي زدند به مرور زمان، بر اساس يک عادت، به اعمال خشونت و زورگويي مي پردازند.
اينگونه رفتارهاي مخرب به عنوان رفتار و باور فرهنگي به نسلهاي ديگر منتقل مي شود، چنانکه در حال حاضر مشاهده مي کنيم رفتارهاي خشونت بار در ميان کودکان و نوجوانان نيز رواج يافته است. فرزندان امروزي دريافته اند هرچه بيشتر فرياد بزنند بهتر به خواسته ها و فرصت ها دست مي يابند. والدين نيز تابع چنين شرايطي شده اند، چنانکه اگر فرزند آرام و کم توقعي داشته باشند کمتر به خواسته ها و نياز هايش بها مي دهند و سعي مي کنند از فرزندي که مدام طلب مي کند و زورگوست حمايت کنند. در حالي که براي داشتن خانواده و جامعه اي سالم که به درستي پايبند به اعتقادات و ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي است بايد بر اساس معيارهاي عاقلانه و مراتب و جايگاه شايسته افراد، به آنها توجه داشت و آن ها را حمايت کرد.
نويسنده:دکتر مصطفي اقليما





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان