بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,532

عوامل تهديدکننده کيان خانواده

  1390/6/18
خلاصه: حکمت وجود مهريه، تعديل روابط زن و مرد و نيز پيوند دادن آنها به يکديگر است. مهريه، از آن جا پديد آمد که در متن خلقت، نقش هر يک از زن و مرد، مغاير نقشه ديگري است. مرد، در مقابل غريزه، از زن ناتوانتر است. اين ويژگي، همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسليم او نشود. برعکس، مرد را وادار کرده است که به زن، اظهار نياز کند
آنچه در پي مي آيد تحليلي پيرامون آسيب هاي جدي تهديدکننده کيان خانواده است که براساس روايات و آموزه هاي ائمه اطهار (ع) استخراج و تدوين شده است. اين آسيب ها شامل آسيب هاي کلي مربوط به خانواده و آسيب هاي مربوط به زن و شوهر است.
خانواده، مانند همه نهادهاي پرارزش، درمعرض انواع آسيب ها و آفت هايي است که سلامتي، استواري و پويايي آن را تهديد مي کند. پيشوايان بزرگ اسلام، در کنار تبيين تحکيم خانواده، رهنمودهاي بسيار مهم و ارزنده اي را در جهت پيشگيري از اين آفات ارائه کرده اند.
نکته جالب توجه اين که بسياري از اين رهنمودها، همخوان با پژوهش هاي ميداني مرتبط با عوامل فروپاشي خانواده است. اين پژوهش ها- که گستره وسيعي از کارهاي ميداني و تحقيقات آماري و جامعه شناختي را در برمي گيرند- در واقع، زنگ خطر پرآوايي را براي مسؤولان فرهنگي جامعه ها به صدا درمي آورند؛ خطري که حتي بسياري از خانواده هاي اصيل و مذهبي را نيز به طور جدي تهديد مي کند. از اين رو، آشنايي با رهنمودهاي اسلام در اين زمينه – به ويژه براي خانواده هاي متدين مذهبي- مي تواند بسيار کارساز باشد. اين انواع رهنمودها به سه دسته تقسيم مي شوند:
الف. آسيب هاي کلي خانواده؛ ب. آسيب هايي مرتبط با مرد؛ ج. آسيب هاي مرتبط با زن.
الف. آسيب هاي کلي
اين گونه آسيب ها، آفاتي هستند که معمولا از ناحيه زن و يا شوهر نيستند؛ بلکه پدر يا مادر و يا اشخاص ديگر، آنها را ايجاد مي کنند. البته در برخي از موارد، ممکن است مرد يا زن نيز در شکل گيري آنها سهيم باشند. اين آسيب ها عبارت اند از:
1. تحميل پيوند زناشويي
نخستين شرط تشکيل خانواده پايدار، آزادي دختر و پسر در انتخاب همسر و تحميل نکردن پيوند زناشويي بر آنها است. سخني از پيامبر خدا (ص) درباره منشأ رواني الفت و اختلاف همسران، نقل شده که مي فرمايد: الارواح جنود مجندة، فما تعارف منها ائتلف، و ما تناکر منها اختلف. روح ها [همچون] سپاهياني هستند فراهم آمده، که هر کدام از آنها با هم، آشنايي [و سازگاري] داشته باشند، با هم الفت مي گيرند و هر کدام از آنها که با هم ناآشنا باشند، با هم اختلاف پيدا مي کنند. (دوستي در قرآن و حديث: ص 88 حديث 160)
بدين سان، طبيعي است که ازدواج هاي تحميلي، پايدار نمي مانند. کليني، گزارش کرده که شخصي به نام ابن أبي يعفور از امام صادق(ع) مي پرسد: من مايلم با زني ازدواج کنم؛ ولي پدر و مادرم مي خواهند که با زن ديگري ازدواج نمايم. چه کنم؟ امام (ع) پاسخ داد: تزوج التي هويت، و دع التي يهوي ابواک. با کسي ازدواج کن که خودت مي خواهي و آن شخصي را که پدر و مادرت مي خواهند، رها کن!
در روايتي ديگر از جابر بن عبدالله آمده که مردي نزد پيامبر آمد و گفت: دختر يتيمي پيش ماست که دو مرد از او خواستگاري کرده اند: يکي توانگر و ديگري تنگدست. او مرد فقير را مي خواهد و ما به توانگر تمايل داريم!
پيامبر (ص) فرمود: لم ير للمتحابين مثل النکاح. براي دو دلداده، چيزي همانند ازدواج، ديده نشده است.
پيامبر (ص) به روشني اعلام مي کنند که دو طرف ازدواج در انتخاب همسر، آزادند و ثروت نمي تواند جايگزين محبت دو نفري که به هم علاقه مند هستند، گردد. جامعه شناسان نيز از ديرباز، ازدواج هاي تحميلي را زمينه ساز اختلافات خانوادگي و فروپاشي خانواده مي دانند و برخي، اين گونه ازدواج ها را به فروش دختران، تشبيه کرده اند.
البته بايد توجه داشت که راهنمايي پدر و مادر براي انتخاب همسر مناسب، فوق العاده ضروري است و جوانان بايد بدانند که در تشکيل خانواده بي نياز از بهره گيري از مشورت والدين خود نيستند. هر چند در نهايت، خود آنها هستند که بايد همسر آينده شان را انتخاب کنند، نه پدر و مادر!
2. مهريه سنگين
حکمت وجود مهريه، تعديل روابط زن و مرد و نيز پيوند دادن آنها به يکديگر است. مهريه، از آن جا پديد آمد که در متن خلقت، نقش هر يک از زن و مرد، مغاير نقشه ديگري است. مرد، در مقابل غريزه، از زن ناتوانتر است. اين ويژگي، همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسليم او نشود. برعکس، مرد را وادار کرده است که به زن، اظهار نياز کند و براي جلب رضاي او اقدام نمايد. يکي از آن اقدامات، اين بوده که مرد براي جلب رضاي همسر و به احترام موافقت او، هديه اي نثار او مي کرده است.
مهريه، با حيا و عفاف زن، هم ريشه است. زن به الهام فطري دريافته است که عزت و احترام او به اين است که خود را رايگان در اختيار مرد قرار ندهد. قرآن کريم، با لطافت و ظرافت بي نظير مي فرمايد: «کابين زنان را [که به آنها تعلق دارد و] عطيه اي است از شما به آنها، به خودشان بدهيد. (نساء/4)
در اين آيه کوتاه، به سه نکته اساسي اشاره شده است: يک. از مهريه، با نام «صدقه» (به ضم دال) ياد شده، از ماده «صدق» بدان جهت که نشانه صداقت و راستين بودن علاقه مرد است.
دو. الحاق ضمير «هن» به «صدقات»، اشاره به آن است که مهريه، به خود زن تعلق دارد، نه پدر و مادر وي و به اصطلاح، «شيربها» نيست.
سه. کلمه «نحله»، به روشني دلالت دارد که مهريه، در واقع، چيزي جز هديه و پيشکش مرد به زن نيست.
اما نکته مهمي که در آسيب شناسي خانواده بايد به آن توجه داشت، اين است که ميزان مهريه، نبايد با حکمت آن در تضاد باشد، چون در اين صورت، آفت تحکيم نهاد خانواده مي گردد. (1)
مهريه، بايد حقيقتاً مفهوم هديه را به ذهن تداعي کند، نه داد و ستد و گروگانگيري را. از اين رو، سنگيني مهريه، نشانه شوربختي زن، و سبکي آن، نشانه برکت زن شناخته شده است، مانند روايتي از پيامبر (ع) که مي فرمايد: خير الصداق أيسره. بهترين مهريه، سبکترين آن است.
در حديثي ديگر آمده است: لاتغالوا بمهور النساء، فانما هي سقيا الله سبحانه. در مهريه هاي زنان، زياده روي نکنيد؛ چرا که زنان، در واقع، باران خداوند سبحان اند.
همچنين سنگيني مهريه، موجب کينه و دشمني خانوادگي معرفي شده است: «در مهريه، آسان بگيريد؛ زيرا مرد، با اين که مهريه [سنگيني] را به زن مي پردازد. اما کينه آن، نسبت به زن، در دلش مي ماند.»
در جاي ديگري، اين تعبير آمده است: لاتغالوا بمهور النساء، فتکون عداوه. در مهريه هاي زنان، زياده روي نکنيد؛ چون مايه دشمني مي شود.
3. ازدواج با انگيزه هاي غير ارزشي
نخستين ادب از آداب تشکيل خانواده، درستي انگيزه آن است، از اين رو، ازدواج کردن با هدف تقويت طايفه، خودنمايي، شهرت طلبي، و بهره گيري از ثروت يا موقعيت خانوادگي همسر، ضد ارزش و نکوهيده شمرده شده است.
موضوع قابل توجه، اين است که رعايت نکردن اين ادب، آفت نهاد خانواده و زمينه ساز فروپاشي آن است. از پيامبر خدا (ص) روايت شده که مي فرمايد: لاتزوجوا النساء علي قراباتهن، فانه يکون من ذلک القطيعة. زنان را [به خاطر تقويت روابط خويشاوندي] با خويشاوندانشان تزويج نکنيد؛ زيرا اين کار، به بريده شدن روابط خويشي مي انجامد.
و نيز روايت شده است که فرمود: «هر کس با زني، به خاطر قدرتش ازدواج کند، خداوند، جز بر خواري او نمي افزايد و هر کس با زني، به خاطر دارايي اش ازدواج کند، خداوند، جز بر ناداري او نمي افزايد! و هرکس با زني، به خاطر بزرگ زادگي اش ازدواج کند، خداوند، جز بر پستي او نمي افزايد و هر کس با زني، فقط براي اين ازدواج کند که چشمش را [از حرام و نامحرم] فرو بپوشاند، يا دامنش را پاک نگه دارد، يا پيوند خويشاوندي اش را برقرار بدارد، خداوند، در آن مرد و زن براي يکديگر برکت مي دهد.
و در روايتي از امام صادق (ع) آمده است که:«هرگاه مردي با زني، به خاطر زيبايي يا دارايي اش ازدواج کند، به همان [زيبايي يا دارايي] واگذار مي شود، و هرگاه به خاطر دينش با او ازدواج کند، خداوند، زيبايي و دارايي را نيز روزي اش مي کند.
انگيزه هاي غير اخلاقي در ازدواج، از سوي خانواده هاي طرفين، آفت اصلي ترين ارکان تحکيم خانواده- يعني محبت و قداست- است. از اين رو، خانواده هايي که دچار اين آفت اند، در معرض فروپاشي قرار مي گيرند.
4. ازدواج، پيش از رشد عقلي
هر چند روايات اسلامي، به خانواده ها تأکيد کرده اند که هنگام بلوغ فرزندان، زمينه ازدواج آنها را فراهم کنند و به جوانان نيز توصيه کرده اند که براي حفظ پاک دامني خود هرچه زودتر ازدواج نمايند، اما پيشوايان ما، ازدواج کودکان را- چنان که در برخي از اقوام رسم بوده- مصلحت نمي دانند. از اين رو، طبق نقل مرحوم کليني، امام (ع) در پاسخ به پرسش هشام بن حکم درباره اين موضوع، فرمود: اذا زوجوا و هم صغار لم يکادوا يتألفوا. چنانچه آنها را در خردسالي به ازدواج هم درآوريد، به سختي ممکن است انس و الفتي ميان آنها برقرار شود. اين سخن مي تواند به اين مفهوم باشد که ازدواج پيش از رشد عقلي زوجين، آفت تحکيم خانواده است و ممکن است به جدايي بينجامد. از اين رو، برخي از پژوهش ها نشان مي دهند که طلاق، در جواناني که زير نوزده سالگي ازدواج کرده اند، بيشتر از جواناني است که پس از آن ازدواج کرده اند.
5. خويشاوند بودن هوو با همسر اول
بر پايه برخي روايات، ازدواج مرد با خويشاوندان همسر فعلي اش، آفت زندگي خانوادگي است. متن روايت پيامبر (ص) در اين باره، چنين است: لاتزوجوا النساء علي قراباتهن، فانه يکون من ذلک القطيعة. زنان را با خويشاوندانشان تزويج نکنيد؛ زيرا اين کار، به بريده شدن روابط خويشي مي انجامد.
اين سخن، بدين معناست که براي زن، تحمل هوويي که از نزديکان و خويشان خودش باشد، مشکلتر است و اين گونه ازدواج ها، موجب اختلاف خانوادگي و از عوامل فروپاشي خانواده است.
ب. آسيب هاي مرتبط با مرد
آسيب هايي که از ناحيه شوهر، نهاد خانواده را تهديد مي کنند و چه بسا موجب فروپاشي آن مي گردند، عبارت اند از:
1. آزار دادن همسر
زن، از محيط گرم خانواده خويش به درون خانه اي پا مي نهد که همه چيز آن براي وي، تازه و بدون سابقه است. از جايي که به طور متعارف، خدمت گيرنده و محبت بيننده بوده، به سرايي قدم مي نهد که خدمت و محبت در آن، دو سويه است. در اين حالت، اگر در قبال محبت و تلاشي که بروز مي دهد، پاسخ محبت آميز نگيرد و حتي در عوض آن، آزار ببيند، دير يا زود، از محبت دهي، دست مي کشد و کانوني که بايد با محبت و مودت گرم شود، به سردي مي گرايد. روشن است که کمتر همسري با اين وضعيت، حاضر به ادامه زندگي است و اگر هم آن را ادامه دهد، چنين زندگي اي را نمي توان يک زندگي سالم و يک کانون پرحرارت خواند.
گفتني است آزارهاي رواني و جسمي، هر دو در اين ميان، يکسان عمل مي کنند و شايد آزارهاي زباني و رواني، زيان هاي بيشتر و ضربه هاي کاري تري را به پيکار ازدواج وارد کنند. روايات، افزون بر کتک زدن زن، تحقير او و حتي بغض و دشمني دروني را هم زمينه فروپاشي تدريجي خانواده ها دانسته اند.
از پيامبر خدا (ص) روايت شده که مي فرمايد: «هر کس به زني آزار برساند تا آن زن [با بخشيدن مهريه اش]، جان خود را از او بخرد، خداي تعالي براي آن مرد، به کيفري کمتر از آتش، رضايت نداده است؛ چرا که خداوند متعال براي زن، همان گونه به خشم مي آيد که به خاطر يتيم.» در حديث ديگري آمده است: هر مردي که به زنش سيلي بزند، خداوند به مالک- نگهبان دوزخ- دستور مي دهد که در آتش جهنم، هفتاد سيلي بر گونه او بزند و هر مردي از شما بر موي زني مسلمان [و نامحرم] دست نهد، ميخ هايي از آتش، در کف دست او مي کوبد. همچنين از امام علي روايت شده است که مي فرمايد: انهن أمانة الله عندکم، فلاتضاروهن و لاتعضلوهن. «زنان، امانت خدا در نزد شما هستند. بنابراين، به آنان آسيب نرسانيد و با ايشان بدرفتاري نکنيد.» از پيامبر خدا (ص) نيز روايت است که فرمود:
اني أتعجب ممن يضرب امراته و هو بالضرب أولي منها. در شگفتم از کسي که زنش را مي زند، در حالي که خود او، به کتک خوردن سزاوارتر است!
2. بدخويي
انسان هاي تندخو، گاه بدون آن که بخواهند، به ديگران آزار مي رسانند. بسياري از اينان بد ذات نيستند و دوست ندارند که ديگران- به ويژه نزديکان و خويشان و همسران خود- را اذيت کنند؛ اما حساسيت زياد، حرارت و تندي اخلاقي و کم طاقتي ايشان، موجب مي شود که ديگران از آنها دلخور و دل تنگ شوند و به صورت باري سنگين و تحميلي بر دوش ديگران درآيند. اين دسته، افزون بر آن که زندگي خود را آشفته مي کنند، عيش ديگران را نيز منقص مي سازند و محيط عصبي، حساس، شکننده و گاه در آستانه انفجار به وجود مي آورند و خود و خانواده شان را در آن مي سوزانند. اگر اين وضعيت ادامه يابد و يا تشديد شود، اطرافيان و به ويژه همسر، به مقابله به مثل با همسر و يا گريز از شوهر و حتي خانه، روي مي آورد و اينها از هم پاشيدگي خانواده را در پي دارد.
آمار فعلي دادگاه هاي خانواده، بدخويي مرد را از علت هاي قابل توجه متلاشي شدن خانواده برمي شمرند. بر همين اساس، با وجود ترغيب به تزويج جوانان از سوي اسلام، امام رضا (ع) در راهنمايي حسين بن بشار که خويشاوند بدخويش به خواستگاري دخترش آمده است، مي فرمايد: لاتزوجه ان کان سيي الخلق اگر بدخلق است، دخترت را به همسري وي در نياور.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان