بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,492

نظر اسلام درباره شخصيت و حقوق زن

  1390/6/18
خلاصه: نظر اسلام درباره شخصيت و حقوق زن
"اِنَّ المُسلمين وَ المُسلِماتِ وَ المُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ وَالقانِتينَ وَالقانِتاتِ وَالصادِقينَ وَالصادِقاتِ وَالصابِرينَ وَالصابِراتِ وَالخاشِعينَ وَالخاشِعاتِ وَالمُتَصَدِقينَ وَالمُتَصَدِقاتِ وَالصائِمينَ وَالصائِماتِ وَالحافِظينَ فُروجَهُم وَالحافِظاتِ وَالذاکِرينَ اللَّهَ کَثيراً وَالذاکِراتِ اعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَغْفِرةً وَ اَجْراً عَظيماً"(1) "مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان باايمان، و مردان و زنان عبادت پيشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شکيبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه دهنده، و مردان و زنان روزه دار، و مردان و زنان پاک دامن، و مردان و زناني که خدا را فراوان ياد مي‏کنند، خدا براي آنها آمرزش و پاداشي بزرگ فراهم ساخته است".
روزي که خورشيد اسلام در افق بشريت سر زد، زن پائين‏ترين موقعيت ممکن را داشت، جهانِ آن روز در خصوصِ زن جز يک مشت افکار خرافي و نادرست و رفتار ظالمانه چيزي ديگر نداشت و مردم (حتي خود زنان) براي اين طبقه، مرتبه و حتي حقي قائل نبودند او را موجودي پست که براي خدمتگزاري انسان شريف (مرد) آفريده شده است، مي‏دانستند.
اسلام با تمام قوا با اين افکار مخالفت کرده براي زن، حقوقي را مقرر فرمود. که در اينجا به پاره‏اي از آنها اشاره مي‏کني:
1. زن، يک انسان واقعي است و از يک جفت انسان نر و ماده آفريده شده و خصايص ذاتي انسان را دارد و در مفهوم انسانيت، مرد بر او امتيازي ندارد، خداي متعال در کلام خود در اين باره مي‏فرمايد:
"يا ايهَا الناس اِنّا خَلقناکُم مِن ذکرٍ و اُنثي و جَعَلناکُم شُعوباً وَ قَبائلَ لِتعارَفُوا انّ اکرمَکُم عِندَ اللَّهِ اَتقاکُم اِنَّ اللَّهَ عليمٌ خَبيرٌ"(2) "اي مردم، ما شما را از مرد و زني آفريديم، و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يکديگر شناسايي متقابل حاصل کنيد، در حقيقت ارجمندترين شما نزد خداوند، پرهيزگارترين شماست، بي‏ترديد، خداوند داناي آگاه است".
و در چندين آيه ديگر مي‏فرمايد:
"بَعْضُکُم مِنْ بَعْضٍ" "همه از جنس هم هستيد".
2.زن مانند مرد، عضو کامل جامعه است، و شخصيت حقوقي دارد.
3.زن چنانکه خويشاوندي طبيعي دارد، خويشاوندي رسمي قانوني نيز دارد.
4.دختر، فرزند است، چنانکه پسر فرزند است.
5.زن، استقلال فکري دارد و مي‏تواند در زندگي خود هر گونه تصميمي بگيرد و در حدود شرعي به ميل و انتخاب خود شوهر کند و آزادانه بي‏آنکه تحت ولايت و سرپرستي پدر يا شوهر باشد زندگي نمايد و هر شغل مشروعي را که بخواهد انتخاب کند.
زن، استقلال عملي دارد و کار و کوشش او محترم است، مي‏تواند مالک شود و ثروت خويش را خود بدون سرپرستي و دخالت مرد اداره نمايد و از مال و حقوق فردي و اجتماعي خويش دفاع نمايد و مي‏تواند بر نفع يا ضرر ديگران شهادت دهد و جز در مسأله آميزش جنسي )که در آن بر طبق پيمان زناشويي بايد شوهرِ خود را اطاعت کند( هر کار ديگري که براي شوهر انجام مي‏دهد، داراي ارزش است.
6.مرد نسبت به زن حق هيچگونه تحکّم و تعدّي ندارد و هر تعدّي که در مورد مردان قابل تعقيب است، درباره زن نيز قابل مجازات و تعقيب مي‏باشد.
7.زن، شخصيت معنوي ديني دارد و از سعادت اخروي محروم نيست، به‏خلاف آنچه که غالب اديان تحريفي و باطل مي‏پندارند.
چنانکه گذشت، از نظر اسلام زن و مرد در طبيعت انسانيت و شخصيت حقوقي و معنوي يکسانند، لکن هر يک از اين دو صنف به واسطه خصايص ويژه خود تفاوتي با صنف متقابل خود خواهد داشت، مانند اينکه سهم زن در ارث نصف فرد است و شهادت دو زن با شهادت يک مرد برابر است و مرد مي‏تواند (با شرايط خاص) تا چهار زن اختيار کند، لکن زن حق ندارد بيش از يک شوهر انتخاب نمايد و طلاق به دست مرد سپرده شده و حکومت و قضاوت و جهاد به مردان اختصاص دارد و مخارج زن به عهده مرد است.
البته اين اختلافات فرعي که در اسلام بين زن و مرد هست از اختلاف در غرايز و روحيات اختصاصي آنها سرچشمه گرفته است، زيرا هر دو صنف در اصل انسانيت کمترين فرقي ندارند، اختلاف آشکاري که ميان زن و مرد هست، اين است که در طبيعتِ زن عواطف و احساسات قويتر از مرد است. و در طبيعت مرد تعقل و انديشه.
البته جاي انکار نيست که اين حکم مانند همه نواميس آفرينش موارد استثنايي دارد، يعني زنان در جهان يافت شده‏اند که نيروي عقلشان از بسياري مردان قويتر بوده است، ولي به حسب اکثريت نيروي انديشه و خرد در مرد قويتر و احساسات و عاطفه در زن بيشتر است. اين حکم به هيچ وجه قابل انکار نيست و با آزمايشهاي طولاني به ثبوت رسيده است(3).
قابل ذکر است که آنچه گفته شد ذره‏اي از ارزش زن نمي‏کاهد، چه اينکه باعث افتخار مرد نيز نخواهد شد. بلکه از سخنان بزرگان مي‏توان استفاده کرد در مواردي حقوقي که خداوند متعال براي زن قرار داده، براي مرد قرار نداده است. در اينجا توجه شما را به بياني از حکيم فرزانه آيت اللَّه جوادي آملي جلب مي‏کنيم:
"نگرش اسلام به زن و تنظيم حقوق او و اينکه حيثيتِ وي جنبه "حق اللَّه" دارد، نه "حق الناس" و هتک حرمت او براي احدي روا نيست؛ و همگان موظف به پاسداري از مقام زن اند در خلال احکام ديني مشهود است. مثلاً اگر کسي به حيثيتِ وي تجاوز کرده و ناموس او را هتک کند، بايد حد وي جاري شود و هيچ چيز مايه سقوط حد زاني نيست، نه رضايت همسر و نه رضايت خود زن، زيرا او جنبه "حق اللَّه" دارد و نظير مال نيست که اگر به سرقت رفت و مال باخته رضايت داد، حق ساقط گردد"(4).
در پايان اين نوشتار باز مي‏گرديم به سخن اول، يعني کلام الهي آيه 35 سوره احزاب:
گاه بعضي چنين تصور مي‏کنند که اسلام کفه سنگين شخصيت را براي مردان قرار داده، و زنان در برنامه اسلام چندان جايي ندارند، شايد منشأ اشتباه آنها پاره‏اي از تفاوتهاي حقوقي است که هر کدام دليل و فلسفه خاصي دارد.
ولي بدون شک قطع نظر از اينگونه تفاوتها که ارتباط با موقعيت اجتماعي و شرايط طبيعي آنها دارد، هيچگونه فرقي از نظر جنبه‏هاي انساني و مقامات معنوي ميان زن و مرد در برنامه‏هاي اسلام وجود ندارد.
آيه مذکور دليل روشني بر اين واقعيت است، زيرا به هنگام بيان ويژگي‏هاي مؤمنان و اساسي‏ترين مسائل اعتقادي و اخلاقي و عملي، زن و مرد را در کنار يکديگر همچون دو کفه يک ترازو قرار مي‏دهد، و براي هر دو پاداشي يکسان بدون کمترين تفاوت قائل مي‏شود(5).
از آنچه گفته شد، استفاده مي‏شود هيچکدام از طرفين (زن و شوهر) حق اهانت به طرف مقابل را ندارند و در روايات وعده عذاب سختي به هر کدام از زن يا شوهر براي اهانت و اذيت و آزار ديگري، داده شده است.
و اگر چنانچه در برخي از روايات گفته شد، زن چنين و چنان است، بدون احاطه به فهم روايات نمي‏توان از آن استفاده کرد. چه اينکه بسياري از اين روايات از نظر سند داراي اشکال است و اگر هم از نظر سند مشکل نداشته باشند، از نظر دلالت نياز به دقت دارند. به عبارت ديگر همانطور که آيات قرآن شأن نزول دارد، روايات نيز شأن نزول دارند و همانطور که عده‏اي از بزرگان نيز گفته‏اند، برخي از کلمات گهربار علي‏عليه السلام در نهج البلاغه بدون در نظر گرفتن شرايط زمان و مکان، در بيانِ آن گفتار و تفسيرِ غلط، جفايي بزرگ است. ممکن است علي‏عليه السلام در شرايط جنگ جمل مثلاً در وصفِ عده‏اي سخن فرموده باشد که با مقدمه و مؤخره، سخني ارزشمند است ولي مي‏توان با تفکيک آن استفاده‏هاي غلط نمود.
منابعي جهت مطالعه بيشتر:
1.تفسير شريف الميزان، جلد 2 و 4، اثر علامه طباطبايي.
2.تفسير شريف نمونه، جلد 2 و 3و 17 و 22و 23، اثر آيت اللَّه مکارم شيرازي.
3. آيين همسرداري، آيت اللَّه ابراهيم اميني.
4.زن در آيينه جلال و جمال، آيت اللَّه جوادي آملي.
5.اسلام و اجتماع، علامه طباطبايي.
6.حقوق زن در اسلام و جهان، يحيي نوري.
7. سيري در مسايل خانواده، حبيب اللَّه طاهري.
پي نوشت ها:
1.احزاب / 35، ترجمه محمد مهدي فولادوند.
2. حجرات / 13.
3.اقتباس از اسلام و اجتماع، علامه طباطبايي.
4.زن در آيينه جلال و جمال، آيت اللَّه جوادي آملي، ص 42.
5.شيرازي، مکارم، تفسيرنمونه، ج 17، ص 308، اقتباس.
6.ر. ک. رساله توضيح المسائل، احکام خمس و احکام ربا.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان