بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,073

ازدواج سالم-قسمت سيزدهم

  1390/6/16
خلاصه: ازدواج سالم-قسمت سيزدهم
***سن جادويي براي ازدواج !؟
ازدواج مانند تولد و مرگ، يکي از اتفاقات مهم زندگي هر فردي به حساب مي‌آيد و از اين‌رو سوالات مختلفي درباره اين دوره از زندگي و بويژه آغاز آن وجود دارد که بايد توجه ويژه‌اي به آنها داشت.
سوالاتي مانند چه زماني مناسب‌ترين سن ازدواج است؟ اختلاف سني مناسب در ازدواج چقدر است؟ و... اين سوال‌ها به همراه هزاران سوال ديگر در ذهن همه افراد وجود دارند. البته عوامل بسياري از جمله مسائل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و... در تعيين جواب هريک از اين سوال‌ها نقش دارند. از اين‌رو مروري بر سن ازدواج در ساير کشورها و فرهنگ‌ها و همچنين آداب و رسوم آنها مي‌تواند براي ما جالب باشد.
ازدواج کردن فقط به اين دليل که فکر کنيم زمانش رسيده، ايده کاملا اشتباهي است. هرکس بايد زماني ازدواج کند که از نظر عقلي و احساسي آمادگي پذيرش زندگي جديد را داشته باشد.
در هيچ کشوري و با هيچ فرهنگي، يک سن مناسب جادويي و خاص براي ازدواج وجود ندارد. در بيشتر فرهنگ‌ها، متوسط سن ازدواج بين 18 تا 23 سال براي دختران و 19 تا 25 سال براي پسران است؛ اما به عنوان مثال در اروپاي غربي افراد ترجيح مي‌دهند تا اواخر دهه دوم زندگي (اوايل 30 سالگي) مجرد بمانند؛ اما در اروپاي شرقي مردم اغلب در اواسط دهه دوم عمر يعني حدود 25 سالگي ازدواج مي‌کنند و در آسيا نيز سن ازدواج به شرايط گوناگوني چون زندگي در شهر يا روستا، سطح تحصيلات، سطح فرهنگي خانواده‌ها و... بستگي دارد؛ اما در بيشتر کشورهاي آسيايي جوانان بين سنين 18 تا 25 سال ازدواج مي‌کنند.
در سال‌هاي اخير در تمام کشورها با فرهنگ‌هاي مختلف، متوسط سن ازدواج نسبت به ساليان گذشته تفاوت کرده و افزايش نشان مي‌دهد. افزايش ميانگين سن ازدواج در بيشتر جوامع، پديده‌اي است که در دهه‌‌هاي اخير همه آن‌را پذيرفته‌اند.
متوسط سن ازدواج در بيشتر کشورهاي صنعتي افزايش‌ يافته است، اما اين مساله مختص به کشورهاي صنعتي نيست؛ کشورهاي در حال توسعه يا کمتر توسعه‌يافته نيز با اين موضوع مواجه هستند. البته افزايش سن ازدواج در خانم‌ها بيشتر ديده مي‌شود.
عواملي چون مسائل اقتصادي و فرهنگي، نقش مهمي در تعيين سن ازدواج در کشورهاي مختلف دارند. در بعضي کشورها، اعتقادات ديني هم از جمله عوامل بسيار مهم و تعيين‌کننده در اين موضوع است. به عنوان مثال در آمريکا، متوسط سن ازدواج با توجه به شرايط اجتماعي، آداب و رسوم خانوادگي و حتي موقعيت جغرافيايي و محل زندگي افراد تفاوت مي‌کند. در يک نگاه کلي، افرادي که در شهرهاي بزرگ زندگي مي‌کنند، ترجيح مي‌دهند ديرتر ازدواج کنند و بچه‌دار شوند. آنها معمولا تا 30 سالگي مجرد باقي مي‌مانند؛ اما ساکنان مناطق روستايي معمولا زودتر و در اوايل دهه دوم زندگي ازدواج مي‌کنند.
در کشورهايي چون هند و پاکستان که اين سنت وجود دارد که والدين مراسم عروسي فرزندانشان را برگزار مي‌کنند و هزينه‌ها به‌عهده پدر و مادر عروس و داماد است، متوسط سن ازدواج 17 سال است و بيشتر دختران در 15 سالگي ازدواج مي‌کنند.
زندگي شهري، تحصيلات، آزادي و فعاليت بيشتر زنان در محيط‌هاي کاري، وجود رسانه‌ها و... همگي شيوه زندگي و الگوهاي فکري افراد را تغيير داده‌اند و اين بدان معناست که افراد کنترل زندگي خود را بيشتر به دست گرفته‌اند و براي ادامه زندگي خود تصميم مي‌گيرند.
به عنوان مثال در کشورهايي چون هندوستان علي‌رغم حفظ احترام والدين، دختران و پسران ديگر حاضر به ازدواج‌هاي کورکورانه و بدون شناخت نمي‌شوند.
بکوشيد خودتان را بشناسيد. بدانيد که در زندگي چه چيزي مي‌خواهيد؟ چه چيزي مي‌خواهيد به ديگران ارائه کنيد و چگونه؟ پس با هدف زندگي کنيد و آنگاه شما مي‌توانيد ديد مناسبي نسبت به زندگي داشته باشيد.
چند توصيه
*‌ کارشناسان مي‌گويند پيش از ازدواج، فرد بايد از لحاظ عقلي و عاطفي به بلوغ رسيده باشد تا بتواند متوجه موارد زير بشود و آنها را تجزيه و تحليل کند.
*‌ عشق براي ادامه يک زندگي موفق کافي نيست. نگراني‌ زوج‌ها در زندگي، واقعي است و کوشش آنها براي داشتن شغل، خانه، بيمه و... اموري واقعي و جدي هستند. پيگيري اين موضوعات و عدم دستيابي به آنها، زوج‌هاي جوان را واقعا خسته مي‌کند. پس چرا بعضي افراد در سنين خيلي کم خود را درگير اين مسائل مي‌کنند؟
*‌ اهداف، انتظارات و شرايط خود را براي ازدواج در نظر بگيريد و مطمئن شويد که آيا شريک شما مي‌تواند اين نيازها را برآورده سازد؟ به يقين براي جوانان سخت خواهد بود تا با تجربه اندک خود بتوانند متوجه اين موضوع و همچنين نيازهاي طرف مقابل شوند.
*‌ شما بايد هنگام ازدواج کاملا از نظر احساسي و فيزيکي مستقل باشيد و وابسته به خانواده خود نباشيد. يک ازدواج موفق به دو فرد مستقل نياز دارد تا يک مجموعه کامل تشکيل دهد. بسياري از جوانان معمولا به دليل اين‌که مي‌خواهند از شرايط بد خانوادگي جدا شوند، ازدواج مي‌کنند که اين به هيچ‌وجه راه‌حل مناسبي نيست.
*‌ بکوشيد خودتان را بشناسيد. بدانيد که در زندگي چه چيزي مي‌خواهيد؟ چه چيزي مي‌خواهيد به ديگران ارائه کنيد و چگونه؟ پس با هدف زندگي کنيد و آنگاه شما مي‌توانيد ديد مناسبي نسبت به زندگي داشته باشيد.
اگر در سن ازدواج هستيد، اميدواريم با درک صحيح شرايط و با انتخابي معقول، آينده‌اي خوش و توام با تفاهم و موفقيت براي خود و همراه زندگي‌تان فراهم آوريد و ازدواج را به تاخير نياندازيد.
***ازدواج به سبک بنگاهي!؟
ازدواج‌هاي سنتي دستخوش موج مدرنيته
وقتي عزيزجان تعريف مي‌کند که خواستگارهايش را نشانش نمي‌دادند تا مبادا چشم و گوشش باز شود، وقتي از طلعت خانم همسايه مي‌گويد که پسران و دختران دم بخت را به هم مي‌رساند و از اين راه امرار معاش مي‌کرد و شرح مي‌دهد آقا جان (شوهرش)‌ را تا لحظه عقد نديده بود و وقتي اولين بار در لباس سفيد عروسي کنار مرد تنومندي که 15 سال از او بزرگ‌تر بود، نشست، نزديک بود از ترس زهره ترک شود.
نوه‌ها مي‌خندند، انگار همه اين خاطرات به افسانه‌اي تبديل شده که با چاشني شوخي و طنز همراه مي‌شود، اما همين 50 سال پيش، خيلي‌ها با اين شيوه‌هاي سنتي سر و سامان گرفته‌اند.
براساس آمارهاي رسمي سالانه 2 ميليون نفر به‌جمعيت مجرد کشور اضافه مي‌شود. طبق اطلاعات و آمار شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، بيش از 16 ميليون جوان مجرد در ايران در سن ازدواج قرار دارند.
در کنار اين افزايش جمعيت، تغيير شرايط اجتماعي و فرهنگي و استفاده از ابزارهاي مختلف ارتباطي نه‌تنها مفهوم ازدواج را تغيير داده، بلکه شيوه‌هاي گزينش همسر را نيز متحول کرده است.
ازدواج سنتي که زماني بر پايه ارتباطات خانوادگي و دخالت واسطه‌ها در آشنايي بين دو خانواده صورت مي‌گرفت، بتدريج جايش را به‌آشنايي مستقيم پسران و دختران در محيط‌هايي خارج از خانواده داده است.
هرچه فضاي فرهنگي و اجتماعي جامعه‌اي با سرعت بيشتري متحول شود، شکل و شيوه ازدواج و روش‌هاي انتخاب همسر هم تغييرات بيشتري به خود مي‌بيند.
ازدواج جوانان ايراني، سنتي يا مدرن
سازمان ملي جوانان در نظرسنجي مفصلي از جوانان به اين نتيجه رسيده که هر چند شيوه‌هاي انتخاب همسر از تنوع بيشتري نسبت به گذشته برخوردار است، اما جوانان هنوز طرفدار ازدواج‌هاي سنتي هستند.
در اين نظرسنجي آمده است بيش از 87 درصد جوانان معتقدند در انتخاب همسر بايد نظر بزرگ‌ترها را قبول کرد و حتي 40‌درصد گفته‌اند بهتر است تا جوانان همانند گذشتگان به روش سنتي ازدواج کنند اما در اين تحقيق بدرستي مفهوم سنتي يا مدرن بودن ازدواج تعريف نشده است، به طور طبيعي امروزه کمتر جواني حاضر است تا لحظه عقد همسرش را نديده، با او صحبت نکند يا نظر صرف واسطه‌ها و بزرگ‌ترها را به طور کامل در انتخاب همسر بپذيرد.
سازمان ملي جوانان در ادامه نظرسنجي‌ها اعلام کرده است که 28.3 درصد جوانان بهترين محيط انتخاب همسر را دانشگاه و موسسات آموزشي مي‌دانند ، 22.7 درصد به جمع خانواده و خويشاوندان و البته بقيه هم به جمع دوستان خود اشاره کرده‌اند.
***راه‌هاي متعدد انتخاب همسر
اما راه‌هاي همسريابي تنها به گزينه‌هاي سازمان ملي جوانان خلاصه نمي‌شود. در حال حاضر هر‌چند ازدواج‌ها از شکل سنتي خارج مي‌شود و نقش خانواده در گزينش همسر کاهش مي‌يابد، جمع دوستان، مراکز مشاوره، ارتباط با دنياي مجازي، سايت‌ها و چت‌روم‌ها، بنگاه‌هاي دوست‌يابي و... نقش پررنگ‌تري
مي‌يابند.
از هر 100 ازدواج در کلانشهرهايي مانند تهران 22 مورد آن به جدايي منجر مي‌شود و عده‌اي نيز رشد آمار طلاق را به شيوه‌هاي مدرن همسريابي نسبت مي‌دهند.
2 روز گذشته نيز محسن زنگنه رئيس سازمان ملي جوانان استان تهران از رشد 21 درصدي آمار طلاق در 6 ماه اول امسال در تهران خبر داد.
وي گفت: در اين مدت نرخ ازدواج 3.5 درصد رشد داشته و اين آمار نشان مي‌هد کارشناسان بايد چرايي اين موضوع را به طور دقيق بررسي کنند.
مرتضي صادق‌زاده، کارشناس ارشد مشاوره و امور فرهنگي با استناد به تحقيقات انجام شده معتقد است: در ازدواج مدرن خواستگاري يک تشريفات زايد است، توقعات زوجه از زوج بسيار بيشتر از گذشته است و بيشتر جنبه چشم و هم‌چشمي‌ دارد، افراد انعطاف کمتري نسبت به تغيير خواسته‌‌هاي خود دارند و در نهايت به همين دليل اصطکاک بين زوج‌ها بيشتر است.
وي در عين حال مردسالاري و يکسونگري ازدواج‌هاي سنتي چند ده سال قبل را نيز نقد مي‌کند و مي‌گويد: البته ازدواجي که به طور صرف توسط خانواده‌ها تصميم‌گيري شود نه در عرف ريشه دارد و نه در شرع، و از سنت ما نيز بسيار فاصله دارد، بايد بپذيريم شرايط اجتماعي و فرهنگي تغيير کرده اما نبايد به صرف مدرن شدن زندگي خانوادگي، سادگي و انعطاف و صميميت ازدواج‌هاي خانواده‌مدار را فراموش کنيم.
ازدواج‌هاي اينترنتي ، ازدواج‌هاي بنگاهي
بيش از 39 سايت همسريابي به زبان فارسي در فضاي اينترنت فعال است و گفته مي‌شود با بالا رفتن سطح دسترسي جامعه به فضاي مجازي، همسريابي از طريق سايت‌هاي انتخاب همسر و چت‌روم افزايش يافته است.
از سوي ديگر، افزايش تعداد بنگاه‌ها و دفاتر همسريابي بخصوص در شهرهاي بزرگ به نوعي نقش واسطه‌هاي ديروز را بازي مي‌کنند که گرايش برخي جوانان به استفاده از ظرفيت اين دفاتر در انتخاب همسر در حال افزايش است.
اما سال گذشته محمدجواد علي‌اکبري، رئيس وقت سازمان ملي جوانان نسبت به فعاليت غيرقانوني اين مراکز همسريابي ابراز نگراني کرد بنابراين در حال حاضر بخش عمده‌اي از اين مراکز غيرقانوني و بدون مجوز فعاليت از سازمان ملي جوانان هستند.
بخصوص اين که عملکرد زيرزميني برخي از اين مراکز که البته از تعداد نامشخص آنان نيز حکايت مي‌کند مراجعان را در معرض آسيب‌هاي روحي رواني قرار مي‌دهد.
اگر جوانان آموزش پيش از ازدواج را از دوران متوسطه ببينند، نه‌تنها انتخاب همسر تابو نمي شود بلکه جوانان در برگزيدن گزينه مناسب دقت بيشتري خواهند کرد.
کدام راه موفق‌تر است؟
قديمي‌ها ازدواج را هندوانه سربسته مي‌دانستند، اين روزها با پيچيده شدن روابط اجتماعي اين ابهام بيشتر شده است، هر چند صاحبان نگاه سنتي به ازدواج مي‌کوشند تا با ورود ريش‌سفيدان و اعضاي بزرگ‌تر خانواده بر روند انتخاب همسر جوانان، از ابهام و ريسک آن بکاهند، اما جوان‌ترها ترجيح مي‌دهند، فرآيند انتخاب با نظر‌قطعي و نهايي خود آنان خاتمه يابد.
«مهرداد-ج» از جمله اين افراد است که با وجود به‌هم خوردن ازدواجش در دوران عقد، همچنان قصد داشت همسرش را خودش انتخاب کند. چون عقيده دارد، او قرار است يک عمر زندگي کند نه پدر يا عمو و...
براساس پژوهش‌هاي انجام شده نمي‌توان از بين ازدواج سنتي و مدرن يا شيوه‌هاي متعدد انتخاب همسر حکم داد که کدام‌يک صددرصد به شکست و کدام يک به موفقيت مي‌انجامد.
«م- آراسته»، مشاور فرهنگي و ازدواج در يکي از مراکز مشاوره خصوصي، افراط و تفريط را باعث افزايش ريسک در ازدواج مي‌داند.
او مي‌گويد: در برخي خانواده‌هاي قديمي اين اعتقاد وجود دارد که دختر بايد با لباس سفيد به خانه شوهر برود و با کفن خارج شود. اين نگاه در ازدواج و انتخاب همسر همانقدر آسيب‌زاست که به اشاره‌اي جوانان حاضر شوند، طلاق بگيرند.
به عقيده اين مشاور ازدواج، اگر جوانان آموزش پيش از ازدواج را از دوران متوسطه ببينند، نه‌تنها نسبت به تابو شدن انتخاب همسر که در برگزيدن گزينه مناسب دقت بيشتري خواهند کرد.
آراسته پيشنهاد مي‌کند، جوانان را براساس شرايط روز با مقوله ازدواج و ابزارهاي مدرن انتخاب همسر آشنا کنيم و اين روند بايد از طريق آموزش رسمي و غيررسمي انجام شود.
***قصه خواستگار عاشق
ازدواج با بيمار رواني؟! هر کدام از ما ممکن است دچار چنين اشتباهي بشويم چون منظور از بيمار رواني، آن چيزي که در ذهن شما نقش مي‌بندد، نيست.... روان‌پزشکان مي‌گويند که خيلي از ما ممکن است مجذوب‌ رفتارهاي يک بيمار رواني شويم و با او ازدواج کنيم و خيال کنيم که او بي‌همتاست و از آسمان به زمين آمده تا ما را خوشبخت کند! "باورت نمي‌شه، آن‌قدر دوستم دارد که نگو و نپرس، با اون همه مشغله کاري، مرتب به من زنگ مي‌زند و يادآوري مي‌کند که مثلا قرص‌ام را بخورم يا صد بار پيامک مي‌دهد که رسيدي؟ رفتي؟ اومدي؟ اصلا اهل رفيق‌بازي نيست؛ همه‌چيزش معلومه، حتي مي‌دانم راس چه ساعتي مشغول چه کاري است. افتادم توي خوشبختي..." «...اون عاشق‌ام نبود... مريض بود؛ يک مريض رواني... چه کار کنم؟...»
کاش هنگامه، اين دوست قديمي من، به جاي پشيماني و به دست گرفتن کاسه چه کنم چه کنم بعد از ازدواج، قبل از عروسي با يک مشاور صحبت مي‌کرد. قبل از ازدواج منطقي است که از طرف مقابل درخواست کنيد با شما نزد مشاور بيايد تا او هر دوي شما را ويزيت کند. در مشاوره‌ها و تست‌هايي که انجام مي‌شود، علايم خاص رفتاري که براي ما بي‌مفهوم هستند، کشف مي‌شوند و مشکلات رواني پنهان تشخيص داده مي‌شوند. شايد آگاهي از ويژگي رفتاري طرف مقابل به شما کمک کند در مقابل او رفتار و عکس‌العمل مناسب‌تري داشته
باشيد و زندگي موفق‌تري را تجربه کنيد. در همين بررسي‌هاست که امکان دارد بيماري خاصي مطرح شود و ارجاع به موقع شما نزد روان‌پزشک تکليف را روشن کند.
قاعده کلي علم روان‌پزشکي به همه ما مي‌گويد شرط ازدواج کردن برخورداري از سلامت روان است اما در کنار اين مساله بايد بحث سلامت بودن را بشکافيم. اگر اين فردي که مي‌خواهد ازدواج کند در سلامت کامل روان باشد، بايد ديد آيا قابليت‌هاي لازم براي زندگي سالم را داراست يا نه؟ چون امکان دارد فردي سالم تلقي شود اما در ازدواج زندگي موفقي را نداشته باشد، در حالي که از سوي ديگر کسي بيمار باشد اما زندگي زناشويي‌اش موفق باشد.مساله ازدواج کردن بيماران دچار بيماري‌هاي روان‌پزشکي هميشه از موضوعات بحث‌برانگيز رشته ماست. نه تنها در ايران، بلکه در دنيا هم بين اساتيد روان‌پزشکي اتفاق نظر وجود ندارد زيرا همه مي‌دانيم اين حق طبيعي هر فرد است که تشکيل خانواده بدهد و کسب لذت کند و همدمي داشته باشد اما از طرفي بايد گفت اين بيماري‌ها و پيامدهاي آن در نوع مديريت زندگي، تصميم‌گيري در مشکلات و مسايل زندگي و بارداري و تربيت بچه‌ها دخيل است.قاعده کلي اين است که بيماران روان‌پزشکي در مرحله حاد ازدواج نکنند. فردي که حمله افسردگي شديد يا مانياي شديد پيدا کرده است تا موقعي که علايم‌اش کنترل شود و ساختار ذهني‌اش منظم شود، نبايد اقدام به ازدواج کند.
قاعده کلي اين است که بيماران روان‌پزشکي در مرحله حاد ازدواج نکنند. فردي که حمله افسردگي شديد يا مانياي شديد پيدا کرده است تا موقعي که علايم‌اش کنترل شود و ساختار ذهني‌اش منظم شود، نبايد اقدام به ازدواج کند.
در مورد هر يک از انواع بيماري‌هاي روان‌پزشکي نيز صحبت‌هاي فراواني وجود دارد. در بين مردم بحث بيماري خفيف و يا شديد رواني مطرح است، اما آنها نمي‌دانند که امکان دارد يک بيماري خفيف مانند اشکالات اضطرابي و يا رگه‌هايي از اختلال شخصيت، گرفتاري‌هاي فراواني در زندگي ايجاد کند و در عوض يک بيماري سنگين روان‌پزشکي مانند اختلال خلق و... فقط يک حمله داشته باشد و بعدها ديگر هيچ‌وقت تکرار نشود. اين موضوع را با ذکر مثالي در بيماري‌هاي جسمي مطرح مي‌کنم که خوب متوجه آن شويد. يک مريض با فشار خون بالا را به اورژانس مي‌آورند و به سرعت مشکل جدي او را کنترل و رسيدگي مي‌کنند و ديگر تکرار نمي‌شود. حالا شخص ديگري با حال خوب براي چکاپ مي‌رود و مي‌بينند به فشار خون مبتلاست و اين موضوع نه تنها تا آخر عمر با اوست، بلکه به نارسايي کليه‌هايش هم منجر شده است.
***به چند نکته مهم توجه کنيد:
قاعده کلي اين است که بيماران روان‌پزشکي در مرحله حاد ازدواج نکنند. فردي که حمله افسردگي شديد يا مانياي شديد پيدا کرده است تا موقعي که علايم‌اش کنترل شود و ساختار ذهني‌اش منظم شود، نبايد اقدام به ازدواج کند. تازه بعد از کنترل هم تا مدت طولاني بايد تحت نظر پزشک باشد و درمان را قطع نکند. گاهي اوقات به بيمارانم مي‌گويم مي‌دانم نياز داريد با جنس مخالف‌تان رابطه داشته باشيد اما آن فرد هم حق و حقوقي دارد. او بايد پيامدها، درصد امکان عود و احتمال انتقال ژنتيکي به بچه‌ها را بداند و اين حق اوست. براي مثال، در اسکيزوفرني، در جمعيت عمومي يک تا يک و نيم درصد احتمال بروز دارد اما اگر پدر يا مادري مبتلا باشد، اين عدد به 12 درصد مي‌رسد و اگر هر دو مبتلا باشند 40 تا 50 درصد احتمال ابتلاي فرزند آنها وجود دارد. به همه بيماران روان‌پزشکي مي‌گوييم که بايد اين حق را براي طرف مقابل خود قائل باشند و به او واقعيت را بگويند. او بايد با پزشک صحبت کند که آيا اين بيماري تاثير جدي روي زندگي آنها مي‌گذارد يا نه و چه‌قدر احتمال دارد بچه‌هايشان اين بيماري را به ارث ببرند. کسي که يک بيماري خلقي مانند مانيا دارد، بايد همسرش را نزد پزشک ببرد و توجيه شود که اين بيماري چه‌قدر ممکن است طول بکشد و يا موقع بروز آن چه کمک‌هايي از دست همسر برمي‌آيد. اين درست مانند کسي است که حق خود مي‌داند در مورد ديابت طرف مقابل‌اش مطلع باشد و بداند چگونه بايد با اين بيماري مواجه شود و يا آيا نوع ديابت او طوري است که به ارث برسد يا نه و بسياري سوالات ديگر.
امکان دارد يک بيماري خفيف مانند اشکالات اضطرابي و يا رگه‌هايي از اختلال شخصيت، گرفتاري‌هاي فراواني در زندگي ايجاد کند و در عوض يک بيماري سنگين روان‌پزشکي مانند اختلال خلق و... فقط يک حمله داشته باشد
معمولا در بيماري‌هاي سنگين وقتي فرد بهبود پيدا مي‌کند، اجازه ازدواج مي‌دهند اما اين به معني پيشنهاد آن نيست. از همه مهم‌تر اينکه بعضي بيماري‌هاي خفيف مانند وسواس چه در زندگي مشترک و چه در رفتار با همسر و تربيت بچه‌ها واقعا دردسرساز خواهد بود. پس بهتر است براي لذت خود بيمار از زندگي در درجه اول توصيه کنيم درمان شود و سپس ازدواج کند. مطرح کردن اين بيماري با همسر آينده قبل از ازدواج واقعا ضروري و اخلاقي است. اين مساله مانند ابتلا به يک اضطراب ساده نيست که بگوييم لزومي ندارد گفته شود. (اضطراب تقريبا شبيه سرماخوردگي روتين است. يقين دارم آمار ابتلا به سرماخوردگي‌هايتان براي همسر شما ضرورتي ندارد!)
بعضي از بيماري‌هاي خفيف نيز هستند که در رگه‌هاي خفيف تا شديد اختلال شخصيت دسته‌بندي مي‌شوند. انجام رفتارهاي عجيب و غيرمعمول، انجام برخي رفتارهاي نمايشي و بسياري ويژگي‌هاي ديگر جزو خصوصيات مبتلايان به اختلال شخصيت است. متاسفانه بعضي از انواع آنها چنان جذابيت ايجاد مي‌کنند که توسط شخص مقابل به محبت و علاقه تعبير و تفسير مي‌شود. مثلا به پسري که به خاطر شما در خيابان کسي را مي‌زند برچسب و تعبير غيرتي مي‌زنيد و اين موردپسند شماست. اين گروه‌ها چون به پزشک مراجعه نمي‌کنند و همه
مردم اين رفتارهايشان را به حساب عادات و خصوصيات آنها مي‌گذارند، قطعا هيچ سابقه پزشکي و درماني هم ندارند. اين گروه‌ها با اينکه بسيار دردسرساز هستند و زندگي با آنها رنج و گرفتاري‌هاي زيادي دارد اما چون ظاهرا مشکل واضح روان‌پزشکي ندارند، همواره ويژگي‌هاي شخصيتي بيمارگونه و پاتولوژيک آنها مخفي مي‌ماند و ازدواج‌هايشان به سهولت انجام مي‌گيرد. چه بسيارند دخترها و پسرهايي که شيفته اين شخصيت‌هاي بيمار مي‌شوند و خود را گرفتار مي‌کنند و با آنها پيمان ازدواج مي‌بندند. اين افراد عنواني از بيماري‌ روان‌پزشکي ندارند لذا طرف مقابل آنها نمي‌تواند به جايي مراجعه کند و متوجه شود اين فرد بيمار است. اغلب زندگي‌هاي اين افراد به شکست منجر مي‌شود لذا به لزوم و ضرورت مشاوره ازدواج تاکيد مي‌شود. در گروه بيماران سنگين و خفيف رواني اگر با ديد باز به زندگي بنگرند و جزييات لازم بيماري را بدانند، مي‌توانند زندگي خوب داشته باشند. بنابراين حتما بايد قبل از ازدواج مشاوره بگيرند تا يک کارشناس و متخصص سلامت فرد مورد نظر را تاييد کند.
***فوت و فن هاي زن داري و شوهرداري...
فوت و فن هاي زن داري
مردان اگر مي خواهند محبوب همسرشان شوند و فضايي سرشار از انس و معنويت و صميميت داشته باشند ، به توصيه هاي زير توجه کنند:
1. نسبت به همسر خود ، نگرشي مطلوب و متعالي داشته باشيد و او را امانت الهي بدانيد و در حفظ و نگهداري اين وديعه الهي تلاش کنيد.
2. به همسر خود احترام کنيد و با وي محترمانه صحبت کنيد و در ارتباط با او از عواطف سرشار و محبّت بسيار دريغ نورزيد.
3. حقوق متقابل خود و همسر خود را بشناسيد و در ايفاي حقوق وي تلاش نمائيد.
4. باور کنيد که پدر و مادر کانون منظومه خانوادگي هستند که تشعشعات عاطفي خود را در محيط خانواده مي پراکنند و حيات عاطفي را رونق مي بخشند.
5. باور کنيد که پدران و مادران پايه گذاران شخصيت فرزندان و معماران خوشبختي آنان هستند بنابر اين در تقويت روابط خود هر چه بيشتر تلاش کنيد.
6. همسر خود را فردي با ارزش و برخوردار از کرامت انساني بدانيد.
در زندگي خانوادگي به برنامه ريزي معتقد شويد و باور کنيد که با داشتن برنامه و التزام به اجراي آن ها مي توانيد مشکلات زندگي خود را کاهش دهيد و از قواي حياتي خود و ساير اعضاي خانواده به خوبي استفاده نماييد.
7. همسر خود را فردي مستعد کمال، پيشرفت و تحول بپنداريد.
8. به پيشرفت و ترقي و رشد شخصيت همسر خود علاقمند باشيد و زمينه را براي تحقق اين امر فراهم نمائيد و از اين طريق کانون خانواده را از زوال و فرسايش تدريجي مصون سازيد و عرصه زندگي را براي نوآوري ها بگشاييد.
9. زمينه را براي پرورش احساسات مثبت و عواطف سازنده نسبت به همسر خود فراهم سازيد و از داد و ستد عاطفي به سه شيوه قلبي، کلامي و عملي استفاده کنيد و لذا به همسر و شريک زندگي خود ابراز محبّت کنيد همسر خود را قلباً دوست بداريد و با زبان اين امر را ثابت نماييد.
10. محبّت خود را به همسرتان به صورت عملي نيز نشان دهيد و لذا سعي نمائيد در روز تولد او، يا روز ازدواج او و يا مناسبت هاي ديگر به او هديه دهيد و از اين طريق محبّت خود را ابراز نمائيد.
11. سعي کنيد فهرستي از قابليت ها، صفات مثبت همسر خود را در نظر بگيريد و به موارد مثبت وجود و شخصيت او کاملاً توجه کنيد و در مناسبات با او به اين قابليت ها اشاره نمائيد و از صفات برجسته و مثبت او تعريف کنيد و از اين طريق فضاي خانواده و گفتگو را به فضايي گرم و صميمي و آکنده از روحيه مثبت تبديل نمائيد.
12. به جنبه هاي مشترک فکري و روحي خود و همسرتان توجه کنيد و سعي کنيد، خصايص مثبت، سازنده هر دو به تدريج بيشتر شود و از طريق خودآگاهي و خودسنجي به خودسازي برسيد و صفات برجسته انساني را در وجود خود و همسرتان تقويت نمائيد.
13. سعي کنيد با همسرتان تفاهم داشته و رابطه حسنه داشته باشيد. اين تفاهم مي تواند در حضور ديگران و يا در فضاي خلوت زندگي صورت پذيرد. اين امر مستلزم بهره گيري از «هنر خوب شنيدن و خوب گوش دادن است». لذا سعي کنيد در هنگام گفتگوي با همسرتان، به دقت به گفتار او توجه کنيد و اجازه دهيد که مطالب خود را کاملاً بيان کند.
هنگامي که عصباني هستيد، اين گفتار امام علي عليه السلام را مدّ نظر قرار داده و اجرا کنيد:
«به هنگام خشم؛ نه تنبيه، نه دستور و نه تصميم»
14. باور کنيد که همسرتان انساني است منحصر به فرد و واجد ويژگي هاي شخصيتي مثبت و منفي. لذا از مقايسه او با ديگران به شدت بپرهيزيد. سعي کنيد او را با گذشته اش مقايسه کنيد و تغييرات رفتاري و پيشرفت فکري و اخلاقي وي را تحسين نمائيد.
15. سعي کنيد حالات و روحيات همسر خود را بشناسيد و فهرستي از آرزوها و علائق وي تهيه کنيد و از انتظارات او آگاه شويد. سپس به تأمين خواسته ها و علايق منطقي و اصولي وي خود را ملزم نمائيد.
16. سعي کنيد حريم يکديگر را مراعات کنيد و از جرّ و بحث با هم خودداري کنيد و مطالب بيجا را با سکوت خود و يا ارائه پيشنهاد مناسب به گفتگوهاي سازنده و ثمربخش تبديل کنيد.
17. باور کنيد که هر کلمه و گفتار شما، در بردارنده بار عاطفي و رواني است که بر وجود شنونده تأثير مثبت و منفي دارد لذا سعي کنيد از زبان گرم، نرم، ملايم، توأم با احترام و محبّت استفاده کنيد و کلمات «بفرمائيد، بنشين و ....» سه پيام است که هر کدام اثري خاص در ارتباط با ديگران دارند. کوشش کنيد از کلمات موهن، ملالت آور، تحريک آميز، هرگز استفاده نکنيد.
18. سعي کنيد براي نيل به تفاهم و مناسبات بيشتر با همسرتان از صداقت و راستي استفاده کنيد. باور کنيد که رمز خوشبختي و توفيق بسياري از خانواده ها، صادقانه بودن آنها و بهره گيري از اين صفت برجسته انساني بوده است.
19. به مديريت کانون خانواده اهميت دهيد و سعي کنيد در تصميم گيري و هدايت زندگي از هماهنگي لازم برخوردار شويد و حدود وظايف هر يک از اعضاي خانواده را مشخص نمائيد.
20. سعي کنيد خود را برتر و بالاتر از همسرتان احساس نکنيد و او را شريک زندگي بدانيد و به اين نکته توجه کنيد که درجات تحصيلي، موقعيت اجتماعي، وضعيت سني، امکانات مالي شما، بايد بر ميزان فروتني و خضوعتان بيفزايد، بخصوص زماني که در پيشرفت هاي تحصيلي و موفقيت هاي مادي شما همسرتان نقش اساسي داشته است.
براي نگهداري حريم خانوادگي و روابط صحيح انساني و تقويت امنيت و تفاهم در زندگي سعي کنيد اسرار و راز هاي دروني خانواده را نزد ديگران بازگو مکنيد و از اين طريق اعتماد همسرتان را به خود جلب کنيد.
21. براي بقاء، تداوم و تعالي خانواده و دست يابي به کاخ سعادت زندگي، مصلحت زندگي را بر منفعت شخصي ترجيح دهيد و سعي کنيد خواسته هاي فردي خود را در راه تحقق اهداف زندگي و زناشوئي ناديده بگيريد و هر جا که مصلحت بزرگتري مطرح است انعطاف پذيري بيشتري نشان دهيد.
22. از لجاجت و رقابت ناسالم با همسرتان جداً پرهيز کنيد. و جاي آن را به يکدلي، يکرنگي، صميميت و رفاقت بدهيد. باور کنيد يکي از مهمترين عوامل تزلزل در بناي خانواده و آغاز نابساماني و مشکلات خانوادگي، لجبازي دو همسر با هم و عدم پذيرش يکديگر مي باشد. سعي کنيد همسرتان را آنگونه که هست بپذيريد و روابط خود را بر پايه دوستي و محبّت تنظيم کنيد.
23. سعي کنيد در صدد تملک کامل همسرتان نباشيد و از مرز تعادل خارج نشويد.
24. به اصل تفاوت هاي فردي معتقد باشيد و باور کنيد که زن و شوهر دو موجودند که از نظر هوش و استعداد و علايق و خصايص جسماني و اخلاقي تفاوت هايي دارند. سعي کنيد حداکثر توافق بين خصايص شما و همسرتان به تدريج برقرار گردد و وجود يکديگر را مکمّل و متمم هم بدانيد و به تکامل هم کمک کنيد.
25. هميشه به همسرتان متذکر شويد که کار او به ويژه در خانه براي شما با ارزش است لذا سعي کنيد کار مرد و زن خانه را کم ارزش و کار بيرون از خانه را با ارزش تلقي نکنيد. اين امر در تقويت روحيه و مباني خانواده تأثير زيادي دارد.
26. به اصل مشارکت در زندگي خانوادگي معتقد باشيد و سعي کنيد تمام کارها را تنها خودتان انجام ندهيد بلکه از همسرتان و فرزندان خود کمک بگيريد. باور کنيد که در ازدواج و تشکيل خانواده مرد و زن عالي ترين سرمايه هاي وجود خود يعني روح و قلب و عواطف و آرزوها و احساسات و امکانات خود را به مشارکت گذاشته و با قبول همفکري، همياري، مددکاري و تعهدات گوناگون، بهترين جلوه مشارکت را ارائه کرده اند. به اين نکته اهميت دهيد که امروزه مدير موفق مديري است که به قابليت ها و قدرت هاي اعضاي خانواده خود بهاي لازم داده و شرايط را براي بروز و ظهور اين توانمندي هاي خدادادي مساعد مي نمايد. لذا با مشارکت با هم فضاي خانه را به فضايي بالنده و ثمربخش مبدل سازيد.
28. اگر به دليل کار زياد و تعهدات بيرون از منزل قادر نيستيد، عملاً به همسرتان کمک کنيد، علاقه خود را به کمک و همکاري با او ابراز نمائيد و از حمايت خود، وي را مطمئن سازيد.
29. در مديريت خود از مرد سالاري و زن سالاري خودداري کنيد و براي داشتن يک خانواده متعادل از حق سالاري پيروي کنيد و به گفتار امام باقر عليه السلام که مي فرمايد: «حق را بگوييد، گرچه بر عليه خودتان باشد» کاملاً توجه نمائيد. در مديريت خانه، مرد يا زن هيچکدام نبايد نظرات و سليقه هاي خود را بر ديگري تحميل نمايند و لذا بايد کلام حق و منطق صحيح را چه از جانب مرد و چه از جانب زن باشد بپذيريد.
30. براي تعادل در زندگي و کاميابي هر چه بيشتر، از خوش خلقي و گشاده رويي و چهره اي پر نشاط استفاده کنيد و کوشش کنيد که با شيوه هاي گوناگون گرد و غبار افسردگي را از چهره همسرتان بزداييد. هرگز اجازه ندهيد افکار مأيوس کننده و منفي بر وجود اعضاي خانواده شما سايه افکند و ريشه هاي شادکامي و شادابي شما را ازبين ببرد.
فوت و فن هاي شوهرداري
آرامش و صفاي خانواده علاوه بر اين که در پرورش صحيح فرزندان فوق العاده مؤثر است، محيطي گرم و صميمي براي ابراز عشق همسران نسبت به يکديگر پديد مي آورد، و ايشان را کمک مي کند که به صورتي شايسته و درست به وظايف خويش عمل نمايند. از جمله عوامل مؤثر در ايجاد صفا و صميميت، سازگاري زن با شوهر و صبر و شکيبايي او در همسرداري و خانه داري است که از نظر اخروي و معنوي نيز پاداش فراواني را به دنبال دارد ، هم چنانکه پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند: خوشا به سعادت آن زني که همسرش از وي راضي باشد که اين رضايت مقام او را بالا مي برد.
البته عکس اين مطلب هم صدق مي کند و مردان نيز بايد رفتاري مناسب داشته باشند اما در اين مقاله بحث ما شوهر داري است و در مقاله اي جداگانه به روش هاي زن داري مناسب هم اشاره مي کنيم.
?- به همسرتان توجه کنيد و علاقه خود را به او با زبان ابراز داريد.
اغلب مردان دوست دارند که از مردانگي آنها تعريف و تمجيد شود. آن ها تشنه تعريف و تمجيد شما هستند. وقتي مردي تمجيد شود مايل است به سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگوييد که چه همسر توانا و خوبي است . به شوهرتان بگوييد که دوستش داريد و او را مناسب ترين مردي مي دانيد که توانسته ايد با او ازدواج کنيد.
2- با شوهر خويش خوش رو و خوش زبان باشيد.
از نکات بسيار مهم در جلب محبت شوهر، رعايت اخلاق حسنه است. هميشه با گرمي و مهرباني و به آهستگي با شوهر خود صحبت کنيد. هيچ گاه صداي تان را در مقابل او بلند نکنيد مبادا کلمات توهين آميز درباره او به کار بريد، هرگز او را به دليل معايب يا نواقصش مورد استهزا قرار ندهيد.
?- به او نيکي کنيد.
سعي کنيد نيازهاي او را قبل از آن که بر زبان آورد ، بر آورده کنيد. قبل از آن که به شما بگويد.وقتي خسته از سر کار مي آيد براي او نوشيدني ببريد. انجام اين امور به ظاهر ساده، در جلب محبت شوهر بسيار مؤثر است.
?- او را در رسيدگي و کمک به مادر و خانواده اش تشويق کنيد.
از کمک هاي شوهرتان به مادر و خانواده اش، اظهار رضايت و خوشحالي کنيد. خودتان به او پيشنهاد کنيد که به ديدن خانواده اش برود. در مناسبت ها براي خريد هديه با او همکاري کنيد. همچنين خودتان هدايايي براي مادر و خانواده اش بخريد و به او بگوييد که به آن ها تقديم کند. با انجام چنين اعمالي، شوهرتان را خوشحال مي کنيد و او سعي مي کند در مقابل اين همه گذشت و مهرباني، چند برابر برايتان فداکاري کند.
5- خود را براي شوهرتان بياراييد و به تمايلات همسرتان با رغبت پاسخ دهيد.
خود را در مقابل همسرتان، زيبا جلوه دهيد ، با سر و وضع مرتب و آراسته در مقابل او ظاهر شويد و زيباترين لباس ها و زيورآلات خود را در حضور او بپوشيد. اين ها نشانه علاقه شما به شوهر است و محبت او را نسبت به شما افزايش مي دهد. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند:
«از وظايف زن در قبال شوهر آن است که خود را براي او با خوش بوترين عطرها ، خوش بو سازد. بهترين لباس ها را در حضور او بپوشد و به بهترين صورت، آرايش نمايد.»
مطلب ديگر آن که براي مردان، نشان دادن عشق از طريق ارتباط زناشويي، بسيار راحت تر از بيان کلامي است. براي آن که شوهرتان به لحاظ احساسي و عاطفي خود را وقف شما کند ، لازم است نيازهاي او را بر آورده سازيد. او نياز دارد بداند که به او تمايل داريد. اگر شوهرتان در روابط عاطفي و زناشويي ، احساس رضايت کند قطعا به نيازهاي عاطفي شما پاسخ مي گويد.
?- توجه به او بيشتر از فرزندان باشد.
زماني که فرزندان به دنيا مي آيند ، پس از گذشت چند ماه چون تمام توجه شما صرف مراقبت از فرزندتان مي گردد و به شوهرتان به طور ناخودآگاه توجه کمتري مي کنيد. ممکن است شوهرتان احساس تنهايي کند در چنين مواردي حواس تان باشد که پدر بچه ها را فراموش نکنيد و توجه شما بيشتر به شوهرتان باشد. اين کار علاوه بر آموزش رعايت احترام پدر به فرزندان، حاکي از احترام شما به شوهرتان نيز هست.
?- پذيرش سرپرستي مرد بر خانواده
مي دانيم که مرد مسئوليت سرپرستي خانواده و مديريت کلان آن را بر عهده دارد و اين مسئوليت به دليل ويژگي هاي خاص جسماني و عقلاني، بر عهده او گذاشته شده است. از سوي ديگر، مرد در صورتي قادر به انجام اين وظيفه خواهد بود که همسر و فرزندان، تصميمات اتخاذ شده از سوي او درباره خانواده را بپذيرند. تصميماتي از قبيل شهر يا محل سکونت، ادامه تحصيل، اشتغال و …. بدون پذيرش از سوي زن، قابل اجرا نخواهد بود. گردن نهادن به اين تصميم ها از سوي زن، نشانه پذيرش حق سرپرستي مرد بر خانواده و رعايت حرمت اوست. ناگفته پيداست که مرد در اتخاذ تصميم هايش درباره خانواده، بايد با همسر خود مشورت کند و با مد نظر قرار دادن ديدگاه ها بهترين و معقولانه ترين تصميم را که به نفع همه اعضاي خانواده باشد اتخاذ نمايد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان