بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,600

سيري در آيات حجاب-قسمت چهارم(قسمت پاياني)

  1390/6/13
خلاصه: سيري در آيات حجاب-قسمت چهارم(قسمت پاياني)
19. اين که بر شوهر رواست که به همه جاى زن خويش بنگرد و زن هم چنين حقى را درباره شوهر خود دارد و… مطلبى است که از آيات ديگرى استفاده مى شود، مانند:
(نساءکم حرث لکم فاتوا حرثکم انّى شئتم.)
همسران شما، کشتزارهاى شمايند، هر جا که خواستيد بر کشتزار خود درآييد.
يا
(قد افلح المؤمنون الذين… والّذين لفروجهم حافظون الاّ على ازواجهم او ما ملکت ايمانهم، فانّهم غير ملومين.)53
مؤمنان، رستگار شدند آنان که… و آنان که فرجهاى خود را نگاهبانى مى کنند، مگر بر همسران يا کنيزان ملکى که هيچ نکوهشى بر آنان نيست.
بنابراين، اين که شمارى پنداشته اند چون: در آيه شريفه از شوهر نام برده شده (الاّ لبعولتهن) و شوهر مى تواند به تمامى بدن همسر خود نگاه کند، سپس دسته هاى يازده گانه ديگرى را بر شوهر عطف کرده، چنين استفاده مى شود که اين يازده گروه هم مى توانند به همه جاى بدن خانمى که با آنها مَحْرَم است، نگاه کنند، مگر اين که دليلى بر خلاف اقامه شود، مانند: حرام بودن نگريستن به عورت غير و حرام بودن نگاه شهوت آلود و… پندارى بيش نيست و سخنى است بى مبنا و بى دليل که با کم ترين درنگ، نادرستى آن روشن مى شود.
20. کسانى که در اين آيه استثنا شده اند و لازم نيست زنان در برابر آنان جاهاى زينت خود را بپوشانند، عبارتند از: شوهر، پدر، پدر شوهر، پسر، پسر شوهر، برادر، پسر برادر، پسر خواهر، زنان هم کيش، ملک يمين (کنيز زرخريد و به قولى عبد) پيروانى که نياز جنسى ندارند، کودکانى که بر عورت زنان چيره نشده اند.
21. در اين که پيروانى که نياز جنسى ندارند چه کسانى هستند، اختلاف است. در مجمع البيان پنج قول نقل شده است:
الف. آنان که به خاطر نياز غذايى همراه انسان مى آيند و نياز جنسى ندارند، مانند: ابله.
ب. عنين (ناتوان از آميزش).
ج. خصى (آلت بريده)
د. پيرى که گرايشى به زنان ندارد.
هـ. برده صغير.54
به نظر مى رسد از اين چند ديدگاه، ديدگاه نخست، بهتر باشد و پذيرفته تر; زيرا گروه دوم و سوم شهوت دارند، ولى نمى توانند به کار برند. بنابراين به (غير اولى الاربه) غير نيازمند گفته نمى شود و همچنين پيرمرد. دسته پنجم، به خاطر نابالغى، قوه شهوانيه آنان برانگيخ ته نشده و اينان نيازمند بالقوه اند که با فراز(او الطفل الذي…) استثنا شده است.
بنابراين، مصداق تام و تمام اين فقره، دسته اول است، گرچه آيه ويژه و منحصر به آن مصداق نيست و مى توان کسانى را که پيش تر شهوت جنسى داشته اند، ولى اکنون به خاطر مريضى، يا پيرى، يا رياضت، شهوتى ندارند نيز، از مصداقهاى آن به شمار آورد.
22. در اين که مراد از کودکانى که بر عورتها چيره نشده اند، چه کسانى هستند، اختلاف است.
الف. کودکانى که عورتها و اسرار زنان را نمى شناسند و به خاطر نداشتن شهوت، بر آن نيرو و قوت پيدا نکرده اند.
ب. کودکانى که قدرت آميزش با زنان را ندارند. بنابراين، اگر به حدّ شهوت رسيدند، حکم مردان را دارند.55
به نظر مى رسد از دو ديدگاه، ديدگاه نخست بهتر است; زيرا اگر کودکانى اسرار زنان را بشناسند و از امور جنسى آگاه باشند، ولى اکنون ناتوان از آميزش، اين آگاهى سبب مى شود، کودکان به انحراف کشيده شوند و آن کارهايى را که شارع نمى خواسته انجام بگيرد، انجام بگيرد. 23. آخرين فقره در آيه شريفه، درباره حجاب زنان، اين فقره است:
(لايضربن بارجلهن ليعلم مايخفين من زينتهنّ.)
زنان مؤمن، نبايد پاى بر زمين بکوبند، تا زينتهايى که پنهان داشته اند معلوم شود.
نخستين نکته اى که از اين فقره آيه شريفه به دست مى آيد اين که: نه تنها نماياندن جاى زينت، بر زنان مؤمن روانيست که شنواندن صداى زينت به نامحرم نيز، روا نيست.
24. از فقره (لايضربن…) و از فقره (لايبدين زينتهنّ) برداشت مى شود که نماياندن هرگونه زيبايى براى برانگيختن شهوت مرد، با استفاده از هر يک از حواس، نارواست.
در قرآن گوش و چشم، دو شاخص اصلى از حواس انسانى به شمار مى روند. از اين روى، زن نبايد نازک و دلپذير با مرد نامَحْرَم سخن بگويد. همان گونه که اين مطلب در، دستور خداوند به زنان پيامبر(ص) آمده است:
(فلا تخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض.)56
پس در گفتار نرمى نشان ندهيد، تا اميد نبرد، آن که در قلبش بيمارى است.
25. از جمله زينتهاى نهانى که زن نبايد با پاى کوبى بر زمين آشکار سازد، خلخال است. از آن جا که خلخال را به پا مى بسته اند و قرآن آن را زينت نهان مى داند، روشن مى شود که عرف و آنچه شناخته شده و رسم بوده، زنان شلوارهاى بلند مى پوشيده اند، که خلخال را نيز مى پوشانده است.
بنابراين، پوشاندن پا تا پايين، در زمانهاى گذشته، رسم بوده و پس از نازل شدن آيه شريفه، واجب بودن آن، روشن شده است; زيرا اين آيه در صدد محدود کردن بودند، گستراندن. حال اگر روشن شد که در آن زمان، شلوار و لباس بيرون منزل و داخل منزل، يکى بوده، مى توان گفت: پوشاندن پا تا پايين، در داخل منزل و در پيش محرمهاى دوازده گانه، شناخته شده و مرسوم بوده و سپس واجب شده است. مگر نزد شوهر، که با آيات ديگر استثنا شده است. اگر نشانه اى بر يکسان بودن لباس زن در خانه و بيرون از خانه، پيدا نشد، لباس درون خانه، پيرو عرف است. 26. نکته ديگر اين که پاى بر زمين کوبيدن، جز بايسته هاى راه رفتن نيست; يعنى زن مى تواند بدون پاى کوبى بر زمين به گونه شناخته شده و معمول، راه رود. بنابراين، با توجه به اين که در چند فقره قبل، فرمود: (لايبدين زينتهنّ الا ما ظهر منها.) و در اين فقره از زدن پا به زمين جلوگيرى کرد، روشن مى شود که خانمها بايد بيش ترين رعايت را در هر زمينه اى داشته باشند و باندازه ضرورت، بسنده کنند.
27. در آخرين بخش از آيه مى فرمايد:
(وتوبوا الى اللّه جميعاً ايها المؤمنون لعلکم تفلحون.)
اى مؤمنان، همگى به سوى خدا برگرديد، شايد رستگار شويد.
گويا مراد از (ايها المؤمنون) مردان مؤمن است; زيرا اين دو آيه، حکم هر يک از مردان و زنان مؤمن را جداگانه بيان کرد. از اين روى، روشن مى شود که مردان گناهانى را انجام مى داده اند که نياز به توبه و بازگشت بوده است. در مثل، با نگاه هاى شهوت آلود، سبب جعل احکا مى براى بانوان شده اند که شأن نزول، تأييد کننده اين مطلب است. پس سخت گيرى خداوند در لباس و چگونگى پوشش زنان، به عنوان نقصان وارد کردن و به بند کشيدن آنان نبوده، بلکه راهى بوده که آنان را از چشمان آلوده مردان شهوت ران حفظ کند. بنابراين، حجاب، براى آنان سن گرى است نگهدارنده و بازدارنده از نگاههاى آلوده به شهوت، نه براى محروم کردن آنان از حقوق خود در جامعه.
28. فرمان پوشش به زنان و فرمان چشم فروکاستن به مردان، به تنهايى براى جلوگيرى از گناه و چشم چرانى مردان، کافى نيست; بلکه آنان نيرويى درونى، مانند تصميم بر توبه و بازگشت به سوى خدا و گردن نهادن به دستورهاى او، نياز دارند; تا آنان را از آنچه که خداوند حرام کرده، بازدارند و بدون آن نيروى درونى، تمهيدات بيرونى، کافى نيست.
29. آنچه در تفسير على بن ابراهيم، به عنوان روايت ابى الجارود نقل شده، بسيار همانند آن چيزى است که از ظاهر آيه شريفه، برداشت مى شود:
ابى الجارود از امام باقر(ع) روايت مى کند:
(فى قوله (لايبدين زينتهن الاّ ما ظهر منها) فهى الثياب والکُحل والخاتم وخضاب الکف والسوار. والزينة ثلاث: زينة للناس وزينة للمحرم وزينة للزوج. فامّا زينة الناس، فقد ذکرناه وامّا زينة المحرم فموضع القلادة فما فوقها والدملج ومادونه والخلخال وما اسفل منه وامّ ا زينة للزوج فالجسد کلّه.)57
امام باقر(ع) درباره فرموده خداوند متعال: (و آشکار نسازند زينت خود را مگر آنچه آشکاراست) فرمود: آن زينت، عبارت است از: لباس، سورمه، انگشتر، حناى دست و النگو.
زينت، سه قسم است: زينتى براى مردم، زينتى براى مَحْرَم و زينتى براى شوهر.
زينت براى مردم را يادآور شديم. زينت مَحْرَم، جاى گردنبند و بالاتر از آن و جاى دستبند و پايين تر از آن و جاى خلخال و پايين تر از آن و زينت شوهر تمامى بدن زن است.
اگر چه در سند روايت مناقشه است و در اين که چه بخش از آنچه از قول امام باقر(ع) نقل شد، روايت است و کدام بخش از آن، سخنان صاحب تفسير، احتمالهايى وجود دارد. ولى آنچه مهم است، روايت همان را مى گويد که ظاهر آيه با توجه به عرف بيان مى کند.
و بنابراين، روايت جنبه تأييدى دارد; از اين روى سند نداشتن آن، زيانى به بحث نمى رساند.
مرحله پنجم:
از آياتى که پيش از اين، از آنها سخن گفته شد، روشن شد که زنان قسمتهايى از بدن خود را که پيش از نازل شدن آيه حجاب نمى پوشانده اند، لازم نيست آنها را در برابر خويشاوندان دوازده گانه مطرح شده در آيه 30 سوره نور، بپوشانند. ولى از آيات به دست نيامد که حکم آن جاهايى را که پيش از آيه حجاب مى پوشانده اند، اکنون چيست و در برابر اين دوازده گروه چه بايد بکنند؟
در مثل، آيا مادر مى تواند تمامى بدن غير از عورت را در برابر فرزند بالغ خود نمايان کند؟
آياخواهر مى تواند تمامى بدن، غير از عورت را در برابر برادر بالغ خود نمايان کند؟
از آيات مورد بحث، روا بودن آشکار ساختن سينه، شکم، کمر، ساق پا و رانها و مانند آن در برابر مَحْرَمْها به دست نيامد.
اکنون مى خواهيم بگوييم: از ظاهر قرآن مجيد، به دست مى آيد که حاضر شدن زن، با لباس نامناسب و نماياندن، شکم، سينه، ران و… در برابر خويشان نسبى، بى چون و چرا، حرام است. خداوند در آيه 58 ـ 59 سوره نور مسأله را مطرح فرموده و حتى ورود بدون اجازه به اتاق پدر و م ادر را، ممنوع فرموده است:
(يا ايها الذين آمنوا ليستأذنکم الذين ملکت ايمانکم والذين لم يبلغوا الحلم منکم ثلث مرّات من قبل صلوة الفجر وحين تضعون ثيابکم من الظهيرة ومن بعد صلوة العشاء ثلث عوراتٍ لکم ليس عليکم ولاعليهم جناح بعدهنَّ طَوّافون عليکم بعضکم على بعض کذلک يبين اللّه لکم ال آيات واللّه عليکم حکيم.)
اى آنان که ايمان آورده ايد، غلامان و کنيزان زر خريد شما و کودکان نابالغ، [براى وارد شدن به اتاق شما] بايد سه وقت از شما اجازه بگيرند: پيش از نماز صبح، هنگامى که لباسهاى خود را هنگام ظهر در مى آوريد و پس از نماز عشا. اين سه وقت، عورت است از براى شما. برشم ا و بر آنان، غير از اين سه وقت، گناهى نيست. شمارى از شما بر شمارى ديگر وارد شونده و گردش کننده اند اين چنين خداوند آيات خود را براى شما بيان مى کند و خداوند، داناى حکيم است.
(واذا بلغ الاطفال منکم الحُلُم فليستأذنوا کما استأذن الذين من قبلهم کذلک يبين اللّه لکم آياته واللّه عليم حکيم.)
هنگامى که کودکان شما به سن بلوغ رسيدند، بايد از شما اجازه بگيرند، همان گونه که پيشينيان آنان اجازه مى گرفتند. اين چنين خداوند آيات خود را براى شما، بيان مى کند. خداوند داناى حکيم است.
آيه مى فرمايد کودکان نابالغ، در سه نوبت، براى ورود به اتاق پدر و مادر اجازه بگيرند. حال، کودکان بالغ چطور؟ اينان، بايد در هر حال، اجازه بگيرند، چه در اين سه نوبت و چه در وقتهاى ديگر.
با اين که در وقتهاى ديگر، احتمال برهنگى و… مادر يا به کلى وجود ندارد، يا بسيار کم پيش مى آيد، چرا کودک بالغ براى ورود به اتاق پدر و مادر، بايد اجازه بگيرد؟ اين بدان جهت است که در ديگر وقتها نيز احتمال دارد جاهايى از مادر که عورتين نيست، ولى از زينتهاى نه ان به شمار مى روند، پيدا باشند که تنها براى همسر ديدن آنها رواست و براى غيرهمسر ناروا.
بنابراين، مفهوم آيه 58 و صريح آيه 59، که واجب بودن اجازه را براى فرزند بالغ بيان مى کنند، با ملازمه عرفى، به حرام بودن نظر به زينتهاى باطنى مادر و حرام بودن نماياندن زينتهاى پنهان بر مادر، دلالت دارد.
اگر کسى بگويد احتمال دارد که عورتين مادر در آن سه وقت ديگر نيز آشکار باشد; از اين روى بايد کودکان بالغ وارد نشوند!
مى گوييم: احتمال نمايان بودن عورتين مادر در غير سه نوبت ياد شده، با جايز بودن ورود کودکان نابالغ، بدون اجازه، سازگار، نيست.
بله اگر دليل قوى از روايات به جايز بودن ظاهر شدن مادر با لباس زير، در بين فرزندان پيدا کرديم، که بسان نص بود، آن گاه، چاره اى نيست، بايد واجب بودن اجازه را براى امور ديگر بدانيم. ولى در بحث روايات خواهد آمد، که چنين دليل قوى و روشنى وجود ندارد.
نکته: خداوند در آيه 31 سوره نور، دوازده گروه را استثناء کرد و نتيجه اين شد که بر زن لازم نيست خود را در برابر اين گروهها بپوشاند; امّا در آيه 58 همان سوره، تنها بر دو دسته واجب کرد که در سه وقت ياد شده، اجازه بگيرند و در ديگر وقتها، همگان بايد اجازه بگير ند. از اين روى، اين پرسش به ذهن مى آيد:
دليل استثناهاى دوازده گانه در آن جا و دوگانه در اين جا چيست؟
پاسخ: در اين جا دو گروه را استثناء کرد:
1. ملک يمين. اين خود، بحث دارد که آيا غلام و کنيز را در بر مى گيرد، يا نه، تنها کنيز را در بر مى گيرد؟ آيا بالغان را در بر مى گيرد، يا نابالغان را نيز در بر مى گيرد؟ از آن جا که هيچ کدام از انواع برده در زمان ما وجود خارجى ندارند، از بحث درباره آن، خوددا رى مى شود.
2. کودکان غيربالغ خود انسان، نه هر کودک غيربالغ.
اين گروه مى تواند به تمامى بدن مادر، غير از عورت نگاه کند و پوشاندن بدن، به غير از عورت، در برابر اينان، واجب نيست; از اين روى مى توانند بدون اجازه، مگر در سه نوبت ياد شده، به اتاق پدر و مادر، وارد شوند.
ولى همين گروه و همين کودکان نابالغ، وقتى به سن بلوغ رسيدند، بايد براى وارد شدن به اتاق پدر و مادر، در همه گاه اجازه بگيرند، چون چه بسا، ران و سينه و پاهاى مادر عريان باشد.
در اين جا، معناى يک قيد و کلمه اى که در آيه ذکر شده و مفسران به طور معمول آن را معنى نکرده و از آن گذشته اند، روشن مى شود.
آيه 60 سوره نور چنين بود:
(واذا بلغ الاطفال منکم الحلم، فليستأذنوا کما استأذن الذين من قبلهم.)
(من قبلهم) در آيه شريفه به چه کسانى اشاره دارد؟ از کلام مفسران، مطلب روشنى به دست نمى آيد، ولى با توجه به آيه 31 همين سوره که دوازده گروه استثنا شدهو، دوازدهمين کودکى بود که بر عورتهاى زنان آگاهى نداشت، روشن مى شود، کودکان در آيه 58، از گرفتن اجازه بخشود ه شدند، مگر زمانى که به سن بلوغ برسند که در اين صورت، بايد اجازه بگيرند، همان گونه که (الذين من قبلهم); يعنى يازده گروه قبلى، اجازه مى گرفتند. بنابراين، روشن مى شود که مراد از (من قبلهم) گروههاى يازده گانه قبلى است.
البته استثنا بودن زوج و زوجه از اجازه گرفتن و نگاه کردن، به خاطر آيات سوره مؤمن و معارج است و اشکالى به کليت بحث ما، وارد نمى سازد.
روايات:
حال که بحث از آيه 58 و 59 شد و زواياى گوناگون آن دوروشن گرديد، رواياتى را به عنوان تأييد کننده که در ذيل دو آيه، 58 و 59 آورده شده، يادآور مى شويم:
1.امام صادق(ع) مى فرمايد:
(يستأذن الذين ملکت ايمانهم والذين لم يبلغوا الحلم منکم ثلاث مرّات.کما امرکم اللّه عزّوجلّ ومن بلغ الحلم فلا يلج على امّه و لاعلى اخته ولا على خالته ولا على ماسوى ذلک الاّ باذن فلا يأذنوا حتى يسلموا و السّلام طاعة اللّه عزّوجلّ.)58
ملک يمين هاى شما و فرزندان نابالغ شما،همان گونه که خداوند امر فرموده به شما، در سه نوبت اجازه مى گيرند.هرکس به سن بلوغ رسيد،به هيچ روى،بر مادر،دختر، خاله و غير اينان، بدون اجازه وارد نمى شود.و اجازه نمى دهند، تا سلام کند;زيرا سلام، پيروى از خداوند است. 2.روايتى ديگر،همانند اين روايت،از امام باقر(ع) رسيده است.59
3.در الدرالمنثور روايتهاى، بسيارى در اين باب نقل شده، از جمله:
(راوى از پيامبر(ص) مى پرسد:آيا براى وارد شدن بر مادرم،بايد اجازه بگيرم؟
حضرت مى فرمايد:بله.
راوى مى پرسد:با مادرم در يک اتاق زندگى مى کنم، آيا براى وارد شدن بر ايشان، بايد اجازه بگيرم؟
پيامبر(ص) مى فرمايد: اجازه لازم است.
راوى مى گويد: من خدمتگزار مادرم هستم، آيا هر گاه وارد مى شوم، بايد اجازه بگيرم؟
حضرت فرمود: آيا دوست دارى وى را برهنه ببينى؟
گفت: نه.
فرمود: پس اجازه بگير و وارد شو.)60
اين روايت، با دو سند: (ابن جرير عن زيد بن اسلم، انّ رجلاً سأل النبى) و (ابن جرير و بيهقى عن عطاء بن يسار: انّ رجلا قال يا رسول اللّه.) نقل شده است.
روايت نشان مى دهد که اجازه گرفتن براى اين است که مادر، برهنه ديده نشود. عريان در اين جا، اعم است از برهنگى کامل که حتى عورتين او ديده شود، يا نيمه برهنگى که سينه، شکم، ران و… ديده شود. ولى به قرينه رواياتى که از ابن مسعود و حذيفه، نقل شد: (ان لم تفعل راي ت منها ما تکره) يا (ما على کل احيانها تحب ان تراها) معلوم مى شود که مراد از برهنگى در حديث نبوى، برهنگى کامل نيست و روايات، تاييد کننده همان چيزى است که از آيه برداشت شده.
خلاصه بحث:
1. حکم حجاب، کم کم و به مرور زمان، نازل شد و از خانه پيامبر اسلام(ص) شروع شد و سپس به ديگر خانه ها و خانواده ها سريان يافت.
2. حجاب براى سالم ماندن روح انسانها قرار داده شده است: (ذلکم اطهر لقلوبکم وقلوبهنّ).
3. جلباب (= چادر) افزون بر تکليف، حقى بوده براى خانمهاى پاکدامن که در ابتداء، جنبه حق بودن آن برترى داشته است.
4. پيش از آمدن حکم حجاب، زنان ، غير از سروگردن، گريبان و دستها را تا حدود آرنج، باقى بدن خود را مى پوشانده اند. ظاهر بودن کمر، سينه، رانها و… رايج نبوده است. بنابراين، گروههاى استثناء شده، همان جاهايى که به طور معمول نمى پوشانده اند مجاز هستند که نگاه کن ند و جايز بودن نگاه کردن به رانها، سينه، ساقهاى پا و… از آيه به دست نمى آيد.
5. حکم حجاب، حکم فراگير است و گروههاى استثناء شده به خاطر ضرورت و… بوده است.
6. اصل در مسأله حجاب، جداسازى کامل محيط مرد و زن از يکديگر است، به گونه اى که هر دو بتوانند در جامعه به کار و تلاش بپردازند و تماسها و برخوردها دراندازه بسيار کمى باشد.
7. حجاب و پوشش، مسأله اى شخصى است و بازشناسى (ماظهر) و ضرورتها به عهده خود افراد است و از اين آيات حکم و وظيفه اى براى مسؤولان امر و متوليان امور روشن نشد.
8 . در اين آيات هيچ بحثى درباره (مادر همسر) مطرح نشد و از هيچ يک از واژگان آيات روشن نشد که داماد مى تواند به مادر همسر خود نگاه کند.
بله، از آيه 23 سوره بقره روشن مى شود: ازدواج با مادر همسر حرام است، همان گونه که ازدواج با مادر، خواهر، دختر، عمه، خاله، دختر برادر و دختر خواهر حرام است، ولى ملازمه اى بين حرام بودن ازدواج با حلال بودن نگاه کردن وجود ندارد.
پاورقيها:
1. سوره (احزاب)، آيه 53.
2. همان، آيه 32 ـ 33.
10. همان، آيه 6.
11. همان، آيه 32.
12. تفسير (الدر المنثور)، سيوطى، ج221/5.
13. همان.
14. همان.
15. همان.
16. همان.
17. (نهج البلاغه)، صبحى صالح، نامه 31، آخر نامه.
18. تفسير على بن ابراهيم قمى، ج196/2.
19. تفسير (روح المعانى)، ج127/12.
20. تفسير (الدرالمنثور)، ج221/5.
21. تفسير (روح المعانى)، ج127/12.
22. تفسير (مجمع البيان)، ج7 ـ 369/8.
23. تفسير (الميزان)، علامه طباطبايى، ج339/16.
24. تفسير (الکاشف)، محمد جواد مغنيه، ج239/6.
25. (قاموس قرآن)، سيد على اکبر قرشى، ماده جلباب، دار الکتب الاسلاميه.
26. (بحارالانوار)، علامه مجلسى، ج55/10، ح2.
27. همان، ج32،تحقيق محمد باقر محمودى،237،ح190 وزارت ارشاد.
28. همان، ج227/41، ح37.
29. همان، ج233/75، ح1.
31. همان، ج35/68، ح74.
37. تفسير (الکشاف)، ج560/3.
35. تفسير (الميزان)، ج339/16.
34. تفسير (الکاشف)، محمد جواد مغنيه، ج239/6.
38. (فروع الکافى)، ج290/7، ح1، دارالتعارف للمطبوعات، بيروت.
32. همان، ج76/79، ح5.
33. سوره (احزاب)، آيه 60.
30. همان، ج11/78، ح70.
39. همان291/، ح5.
36. تفسير (روح المعانى)، ج127/12.
3. تفسير (مجمع البيان)، امين الاسلام طبرسى، ج7 ـ 368/8.
45. تفسير (روح المعانى)، ج204/10، دارالفکر، بيروت.c
4. سوره (احزاب)، آيه 55.
43. تفسير (نورالثقلين)، ج588/3; (کافى)، ج521/5، ح5.
46. (الدر المنثور)، ج42/5.
49. تفسير (الدرالمنثور)، ج42/5.
48. همان590/، ح103.
42. تفسير (مجمع البيان)، ج7 ـ 130/8.
41. همان672/.
40. (تاريخ قرآن)، دکتر محمد راميار674/، اميرکبير.
44. تفسير على بن ابراهيم قمى، ج101/2.
47. تفسير (نورالثقلين)، ج589/3، ج590/95، ح105.
52. تفسير (روح المعانى)، ج209/10.
55. همان.
56. سوره (احزاب)، آيه 32.
59. همان622/، ح231.
50. تفسير (مجمع البيان)، و ديگر تفسيرها، ذيل آيه.
53. سوره (مؤمنون)، آيه 1 ـ 6.
57. تفسير (على بن ابراهيم قمى)، ج101/2; تفسير (نورالثقلين)، ج592/3، ح119.
51. تفسير (نورالثقلين)، ج588/3، ح93.
5. (وسائل الشيعه)، ج14، باب 129، از ابواب مقدمات النکاح، ج171/1 ـ 172.
58. تفسير (نورالثقلين)، ج621/3، ح229.
54. تفسير (مجمع البيان)، ج7 ـ 138/8.
60. تفسير (الدر المنثور)، ج75/5.
6. همان، ح4.
7. تفسير (مجمع البيان)، ج7 ـ 368/8.
8. تفسير (روح المعانى)، آلوسى بغدادى، ج107/12، دار احياء التراث العربى، بيروت.
9. سوره (احزاب)، آيه 59.
نويسنده:احمدعابدينى





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان